Rowwad
حم [حا. میم].
آیتی
حا، ميم.
الهی قمشهای
حم (قسم به حمید و مجید دو نام مقدس الهی)
Compare up to three translations verse by verse.
حم [حا. میم].
حا، ميم.
حم (قسم به حمید و مجید دو نام مقدس الهی)
و سوگند به کتاب روشنگر.
سوگند به اين كتاب روشنگر.
قسم به این کتاب روشن بیان.
[که] ما قرآن را در شب مبارک [و فرخندۀ قدر] نازل کردیم [زیرا] که ما [همواره] هشداردهنده بودهایم.
ما آن را در مبارك شبى نازل كرديم. ما بيمدهنده بودهايم.
که ما آن را در شبی مبارک (شب قدر) فرستادیم، که ما بیم کنندهایم (و خلق را از عذاب قیامت آگاه کنیم و بترسانیم).
در آن [شب،] هر امر مهمى فیصله مىیابد [و تدبیر میشود].
در آن شب هر فرمانى بر حسب حكمت صادر مىشود،
در آن شب هر امر استواری (با حکمت و تدبیر نظام احسن) معیّن و ممتاز میگردد.
[این] كارى است [كه] از جانب ما [صورت مىگیرد] بىگمان، ما فرستنده[ی پیامبران] بودهایم.
فرمانى از جانب ما. و ما همواره فرستنده آن بودهايم.
تعیین آن امر البته از جانب ما که فرستنده پیغمبرانیم خواهد بود.
به عنوان رحمتى از پروردگارت. بیتردید، او شنوای داناست.
رحمتى است از جانب پروردگارت، و هر آينه او شنوا و داناست.
(این ارسال رسول از) لطف و رحمت پروردگار توست که شنوا و داناست.
پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست. اگر [به این حقیقت] یقین دارید [به الله و پیامبرش ایمان بیاورید].
اگر به يقين دريابيد، اوست پروردگار آسمانها و زمين و هر چه ميان آنهاست.
همان پروردگاری که خالق آسمانها و زمین و هر آنچه میان آنهاست اوست اگر یقین دارید.
هیچ معبودی [بهحق] جز او نیست؛ زندگی میبخشد و میمیراند؛ پروردگار شما و نیاکان شماست؛
نيست خدايى به جز او. زنده مىكند و مىميراند. پروردگار شما و پروردگار نياكان شماست.
هیچ خدایی غیر او نیست، او زنده میگرداند و باز میمیراند، او خدای آفریننده شما و پدران پیشین شماست.
ولى مشرکان تردید دارند و سرگرم [لذتهای دنیا] و بازى هستند.
نه، آنها همچنان به شك خويش دلخوشند.
(کافران را به خدا و قیامت ایمان نیست) بلکه با شک و ریب (و استهزاء) به بازیچه (دنیا) مشغولند.
پس [ای پیامبر] منتظر روزی باش که آسمان، دودی آشکار [پدید] آورد.
چشم انتظار روزى باش كه آسمان به آشكارا دود بياورد.
(ای رسول) منتظر باش روزی را که (بر عذاب کافران) آسمان دودی پدید آرد پیدا و آشکار.
که [تمام] مردم را فرامیگیرد. این عذابی دردناک است.
و آن دود همه مردم را در خود فروپوشد. و اين عذابى است دردآور.
آن دود آسمانی که عذابی دردناک است مردم را احاطه کند.
[آنگاه کافران میگویند:] «پروردگارا، [این] عذاب را از ما برطرف کن که ایمان آوردهایم».
اى پروردگار ما، اين عذاب را از ما دور گردان كه ما ايمان آوردهايم.
(و کافران فریاد برآرند که) پروردگارا، این عذاب از ما بر طرف ساز که ما البته ایمان میآوریم.
چگونه [و از کجا] پند میپذیرند در حالی که [پیشتر،] پیامبر روشنگر به سویشان آمده بود؟
كجا پند مىپذيرند؟ حال آنكه چون پيامبر روشنگر بر آنها مبعوث شد،
کجا متذکر شده و ایمان میآورند در صورتی که رسول ما با آیات روشن بیان آمد (و ایمان نیاوردند).
اما از او روی گرداندند و گفتند: «[او] آموزشیافتهای دیوانه است».
از او رويگردان شدند و گفتند: ديوانهاى است تعليم يافته.
پس (از مشاهده آیات) باز از او اعراض کردند و گفتند: او شخص دیوانهای است که (مردم قرآن را) به او آموختهاند.
[براى آزمایش شما] زمانى اندک عذاب را برمىداریم؛ و[لى] شما [به کفرِ خویش] بازمىگردید.
عذاب را اندكى بر مىداريم و شما باز به آيين خويش باز مىگرديد.
ما تا زمانی اندک (که برای امتحان) عذاب را (از شما) برمیداریم باز (به کفر خود) بر میگردید.
روزی که سخت بر آنان میتازیم. [آری،] ما [از کافران به خاطر کفر و تکذیبشان،] انتقام میگیریم.
روزى آنها را به صولتى سخت فروگيريم، كه ما انتقامگيرندهايم.
(ای رسول منتظر باش) آن روز بزرگ که ما (آنها را) به عذاب سخت بگیریم که البته ما (از آنها) انتقام خواهیم کشید.
پیش از آنان نیز قوم فرعون را آزمودیم و پیامبری بزرگوار به سویشان آمد
پيش از آنها قوم فرعون را آزموديم و پيامبرى بزرگوار نزدشان آمد،
و ما پیش از این امت قوم فرعون را آزمودیم و رسولی بزرگوار (مانند موسی) به سوی آنها فرستادیم.
[که به آنان گفت:] «بندگان الله [= بنیاسرائیل] را به من بسپارید که من پیامبری امین برایتان هستم.
كه بندگان خدا را به من تسليم كنيد كه من پيامبرى امينم،
(او گفت) که (ای فرعونیان) امر بندگان خدا را به من واگذارید، که من بر شما به یقین رسول امین پروردگارم.
و [نیز] بر الله برتری مجویید که من دلیل روشنی برایتان آوردهام؛
و نيز بر خدا برترى مجوييد، كه من با حجتى روشن نزد شما آمدهام،
و زنهار بر خدا تکبر و طغیان مجویید که من بر شما حجت آشکار آوردم.
و از اینکه سنگسارم کنید به پروردگار خود و پروردگار شما پناه میبرم.
و اگر بخواهيد بر من سنگ بزنيد، من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مىبرم،
و من به خدای خود و خدای شما پناه میبرم از اینکه عزم آزار و سنگسار من کنید.
اگر به من ایمان نمیآورید، از من کناره بگیرید [و رهایم کنید]».
و اگر به من ايمان نمىآوريد، از من كنار گيريد.
و اگر به (رسالت) من ایمان نمیآورید پس مرا به حال خود واگذارید (و در پی قتل و آزارم بر نیایید).
آنگاه به درگاه پروردگارش دعا کرد که: «[بار الها،] اینان گروهی تبهکارند».
پس پروردگارش را خواند كه: اينان مردمى مجرمند.
(فرعونیان دست از ستمش برنداشتند) پس دعا کرد که ای خدا، اینان مردمی سخت مجرم و بدکارند.
[به موسی وحی کردیم که:] «بندگانم را شبانه [از مصر] بیرون ببر؛ زیرا [سپاه فرعون] شما را تعقیب خواهند کرد؛
بندگان مرا شبهنگام روانه كن تا از پى شما بيايند.
(خدا فرمود) پس تو بندگان (با ایمان) مرا شبانه از شهر بیرون بر، چرا که فرعونیان شما را تعقیب کنند.
و دریا را آرام پشت سر بگذار كه آنان سپاهى هستند كه غرق خواهند شد».
دريا را آرام پشت سر گذار، كه آن سپاه غرقشدگانند.
آن گاه دریا را (همان گونه که بر تو بشکافتیم) آرام و خشک بگذار و بگذر که فرعون و لشکریانش تمام به دریا غرق شوند.
چه بسیار باغها و چشمهسارها كه رها كردند [و رفتند]،
بعد از خود چه باغها و چشمهسارها بر جاى گذاشتند،
چه بسیار باغ و بستانها و چشمههای آب،
و کشتزارها و قصرهای نیکو [و زیبا]،
و كشتزارها و خانههاى نيكو،
و کشت و زرعها و مقام و منزلهای عالی رها کردند و رفتند.
و نعمتی که در آن شادمان [و بهرهمند] بودند.
و نعمتى كه در آن غرق شادمانى بودند.
و ناز و نعمت وافری که در آن غرق بودند و از همه چشم پوشیدند.
[سرنوشتشان] این گونه [بود] و [تمامى] آن نعمتها را به گروهى دیگر واگذاشتیم.
بدينسان بودند و ما آن نعمتها را به مردمى ديگر واگذاشتيم.
این چنین بود و ما آن ناز و نعمتها را از قوم گذشته ارث به قوم دیگر دادیم.
آسمان و زمین قطرۀ اشکی بر [نابودى] آنان نریخت و مهلتى [برای توبه] نیز نیافتند.
نه آسمان بر آنها گريست و نه زمين و نه به آنها مهلت داده شد.
و بر مرگ گذشتگان هیچ چشم آسمان و زمین نگریست و بر هلاکشان مهلت ندادند.
بیتردید، بنیاسرائیل را از عذاب خفتبار نجات دادیم؛
و ما بنىاسرائيل را از آن عذاب خواركننده رهانيديم:
و البته ما بنی اسرائیل را از عذاب ذلّت و خواری نجات دادیم.
از فرعون که [رهبر] سرکشی در زمرۀ اسرافکاران بود.
از فرعون برترىجوى گزافكار،
از شر فرعون که سخت متکبر و ستمکار بود آسوده ساختیم.
ما با دانشِ خود بنیاسرائیل را بر مردم زمانه برترى دادیم،
و از روى علم بر اهل جهانشان برگزيديم.
و آنها را در آن دور بر عالمیان به علم و دانش (کتاب آسمانی تورات) برگزیدیم.
و نشانههایى [از قدرت خویش] در اختیارشان گذاشتیم كه آزمایشى روشن در آن بود.
و آياتى به آنها عطا كرديم كه در آن امتحانى آشكار بود.
و آیات و معجزاتی (از رحمت و غضب) بر آنها به دست موسی آوردیم که در آن کاملا و آشکارا آزمایش شوند.
این [کافران] مىگویند:
هر آينه اينان مىگويند:
همانا اینان (یعنی مشرکان مانند دهریان) البته خواهند گفت،
«جز مرگِ نخستینِ ما، هیچ [زندگیِ دیگری] نیست و هرگز برانگیخته نخواهیم شد؛
پايان كار جز همين مرگ نخستين نيست و ما ديگربار زنده نمىشويم؛
که ما جز این مرگ اول (دیگر هیچ مرگ و زندگی) نداریم و هیچ (در قیامت) زنده نخواهیم شد.
و اگر راست میگویید، نیاکانمان را [زنده کنید و] بیاورید».
و اگر راست مىگوييد، پدران ما را به جهان باز آوريد.
پس پدران ما را اگر راست میگویید بیاورید.
آیا اینان بهترند یا قوم [نیرومندِ] «تُبَّع» و پیشینیان آنها كه چون بزهكار بودند آنان را نابود كردیم؟
آيا اينان بهترند يا قوم تُبّع و كسانى كه پيش از آن قوم بودند؟ همه را هلاك كرديم كه مجرمان بودند.
آیا اینان بهترند (و نیرومندتر) یا قوم تبّع و اقوام پیش از آنان که چون بسیار مردم بدکار مجرمی بودند ما همه را هلاک کردیم.
ما آسمانها و زمین و آنچه را که میان آنهاست به بازی نیافریدهایم؛
ما اين آسمانها و زمين و آنچه را ميان آنهاست به بازيچه نيافريدهايم.
و ما آسمانها و زمین و آنچه را بین آنهاست به بازیچه خلق نکردیم.
آنها را بهحق [و با هدف] آفریدهایم؛ ولى بیشتر آنان نمىدانند.
آنها را به حق آفريدهايم، ولى بيشترين نمىدانند.
آنها را جز به حق (و از روی حکمت و مصلحت) نیافریدیم و لیکن اکثر مردم از آن آگاه نیستند.
بیتردید، روزِ داوری [= قیامت] وعدهگاه همۀ آنان است.
وعدهگاه همه در روز داورى، قيامت است.
همانا روز قیامت که روز فصل و جدایی (مؤمن و کافر) است وعدهگاه جمیع خلایق است.
روزى كه هیچ دوستى براى دوست خود سودمند نیست و [از هیچ سو] یارى نمیشوند؛
روزى كه هيچ دوستى براى دوست خود سودمند نباشد و از سوى كسى يارى نشوند.
روزی که هیچ حمایت خویش و یار و یاوری کسی را از عذاب نرهاند و احدی را نصرت نکنند.
مگر كسى كه الله [بر او] رحم كند كه او تعالی شکستناپذیرِ مهربان است.
مگر كسى كه خدا بر او ببخشايد، زيرا اوست پيروزمند و مهربان.
مگر آن که خدا به او رحم کند، که او تنها بر خلق مقتدر و مهربان است.
بیگمان، درخت زَقّوم،
هر آينه درخت زقّوم،
همانا درخت زقّوم جهنّم،
غذای گناهکاران است.
طعام گناهكاران است.
قوت و غذای بدکاران است.
[میوهاش، به سبب گرمای زیاد،] همچون مسِ گداخته در شکمها میجوشد؛
همانند مس گداخته در شكمها مىجوشد.
که آن غذا در شکمهاشان چون مس گداخته در آتش میجوشد.
مانند جوششِ آب داغ.
همانند جوشيدن آب جوشان.
آن سان که آب به روی آتش جوشان است.
[خطاب مىرسد:] «آن [ستمکار] را بگیرید و به میان دوزخ درافكنید؛
بگيريدش و به سختى به ميان جهنمش بكشيد.
(خطاب قهر رسد که) این بدکار را بگیرید و به میان دوزخ افکنید.
آنگاه از عذاب آب داغ بر سرش فروریزید».
و بر سرش آب جوشان بريزيد تا شكنجه شود.
پس از آن آب جوشان بر سرش فرو ریزید.
[در آن حال، به او گفته میشود:] «بچش که تو [در میان قوم خود] عزتمند و بزرگواری.
بچش، كه تو پيروزمند و بزرگوارى.
(و به استهزاء وی گویید: عذاب دوزخ را) بچش که تو بسیار (نزد خود) توانمند و گرامی هستی.
این همان [سرنوشت دردناکی] است که در موردش تردید داشتید».
اين همان چيزى است كه در آن شك مىكرديد.
این همان عذابی است که از آن در شک و انکار بودید.
یقیناً پرهیزگاران در جایگاه امنی هستند؛
پرهيزگاران در جاى امنى هستند،
همانا (آن روز سخت) آنان که متّقی و خداترس بودند مقام امن و امان یابند.
در [میان] باغها و [کنار] چشمهسارهای بهشت.
در باغها و چشمهسارها،
در باغها و کنار چشمهها و نهرها بیارامند.
لباسهایی از دیبای نازک و دیبای ضخیم میپوشند، در حالى كه رویاروى یكدیگر [به صحبت] نشستهاند.
لباسهايى از سندس و استبرق مىپوشند و روبهروى هم مىنشينند.
لباس از سندس و استبرق (حریر نازک و ستبر) پوشند و رو به روی هم بر تختها تکیه زنند.
چنین است [وضع آنان]؛ و [نیز] حور العین را به همسری آنان درمیآوریم.
همچنين حورالعين را به همسريشان درآوريم.
همچنین است و با حوریان زیبا چشمشان جفت قرار دادهایم.
در آنجا هر میوهاى كه اراده کنند، بیدغدغه در اختیارشان است.
در ايمنى هر ميوهاى را كه بخواهند مىطلبند.
در آن بهشت پر نعمت از هر نوع میوهای بخواهند بر آنان حاضر و (از هر درد و رنج و زحمت) ایمن و آسودهاند.
در بهشت طعم مرگ را نخواهند چشید؛ جز همان مرگ نخستین [در دنیا]؛ و [پروردگار مهربان] آنان را از مجازات دوزخ محفوظ میدارد.
در آنجا طعم مرگ را نمىچشند، مگر همان مرگ نخستين. و آنها را خدا از عذاب جهنم نگه داشته است.
و جز آن مرگ اول (که از دنیا مردند) دیگر هیچ طعم مرگ را نمیچشند و خدا آنها را از عذاب دوزخ محفوظ خواهد داشت.
[این] بخششی است از [جانب] پروردگارت؛ و این همان کامیابی بزرگ است.
اين بخششى است از جانب پروردگارت، و اين پيروزى بزرگى است.
این به فضل و رحمت خدای توست و همین به حقیقت سعادت و فیروزی بزرگ است.
[ای پیامبر،] ما قرآن را به زبان تو روان [و آسان] ساختیم؛ باشد که [مشرکان] پند گیرند.
ما اداى سخن خويش بر زبان تو آسان كرديم، باشد كه پند گيرند،
و ما این قرآن را (با این آیات وعد و وعید با بیان فصیح) به زبان تو آسان کردیم تا مگر خلقان متذکر (حقایق آن) شوند.
پس در انتظار [وعدههای الهی] باش که بیگمان، آنان [نیز] منتظر [شکست و مرگ تو] هستند.
تو منتظر باش كه ايشان نيز منتظرند.
پس (از تلاوت این آیات و اتمام حجت بر کافران) منتظر (عذاب بر آنان) باش چنان که آنها هم (بر تو) انتظار (روزگار بد و حوادث ناگوار) دارند.