Rowwad
سوگند به بادهاى خاک [و باران] افشان
آیتی
سوگند به بادهايى كه خاك مىپراكنند.
الهی قمشهای
قسم به نفس بادهای عالم که (به امر حق بذرافشانی کنند و تخم نباتات را به هر جا) نیکو بپرا کنند.
Compare up to three translations verse by verse.
سوگند به بادهاى خاک [و باران] افشان
سوگند به بادهايى كه خاك مىپراكنند.
قسم به نفس بادهای عالم که (به امر حق بذرافشانی کنند و تخم نباتات را به هر جا) نیکو بپرا کنند.
و سوگند به ابرهای سنگینبار [از باران]
سوگند به ابرهاى گرانبار.
قسم به ابرها که بار سنگین (باران را به امر حق) به دوش گیرند (تا به هر جا مأمورند فرو بارند).
و سوگند به کشتیهای سبکسیر
سوگند به كشتيهايى كه به آسانى روانند،
قسم به کشتیها که آسان (به روی آب) روان شوند.
و سوگند به فرشتگانی که کارها را [به امر الله] تقسیم میکنند
و سوگند به فرشتگانى كه تقسيمكننده كارهايند.
قسم به فرشتگان که کار جهانیان را (به اذن خدا) قسمت کنند.
که آنچه [در مورد پاداش و عذاب] به شما وعده داده شده حقیقت دارد؛
كه آنچه شما را وعده مىدهند راست است،
قسم به اینان که آنچه شما را وعده دادند همه صدق و حقیقت است.
و کیفر و جزا[ی اعمال] قطعاً به وقوع مىپیوندد.
و روز جزا آمدنى است.
و البته جزای اعمال، روزی واقع خواهد گردید.
سوگند به آسمان که [با ستارگان آراسته شده، و گویی] دارای راههاست،
و سوگند به آسمان كه آراسته به ستارگان است،
قسم به آسمان که در آن راههای بسیار است.
كه شما [در مورد پیامبر و قرآن] اختلافنظر دارید.
كه شما سخن گونهگون مىگوييد.
که شما (مردم نادان) در اختلاف سخن باز ماندید (و حقیقت قرآن و رسول حق را نیافته شعر و سحر و ساحرش خواندید).
هر کس [از راه حق] بازگردانده شود، از [ایمان به] پیامبر و قرآن نیز بازگردانده خواهد شد.
از حق منصرف گردد آن كه منصرفش خواستهاند.
از این قرآن هر که را شایسته فهم آن نبود هم آخر روگردان کنند.
مرگ [و لعنت] بر دروغگویان!
مرگ باد بر آن دروغگويان:
کشته باد و نابود آنان که دروغ بندند (و قرآن را سحر و فسانه برخوانند).
همان كسانى كه در ورطۀ جهل، غافلند.
آنان كه به غفلت در جهل فروماندهاند.
آنان که در ضلالت و غفلت زیستند.
آنان [پیوسته و از روى انكار] مىپرسند: «روز جزا چه زمانى است؟»
مىپرسند روز جزا كى خواهد بود؟
باز میپرسند که پس این روز جزاکی خواهد بود؟
همان روزى است كه به آتش مجازات مىشوند؛
روزى است كه بر آتش، عذابشان مىكنند.
آن روز خواهد بود که آنها را به آتش بسوزانند و معذّب کنند.
[و به آنان گفته میشود:] «عذاب خود را بچشید؛ این همان آتشى است كه به شتاب مىخواستید».
عذاب خود را بچشيد: اين است آن چيزى كه به شتاب مىطلبيديد.
(و خطاب قهر کنند که) اینک بچشید کیفر خود را، این همان عذابی است که خود به تعجیل میخواستید.
[در روز قیامت،] مسلماً پرهیزگاران در باغهایی [از بهشت] و [كنار] چشمهسارها به سر مىبرند؛
پرهيزگاران در باغها و كنار چشمهساران باشند.
(آن روز) متقیان همه در بهشت و بر لب چشمههای آب غنودهاند.
آنچه پروردگارشان به آنان عطا كرده است دریافت مىدارند؛ زیرا در [زندگیِ] گذشته نیكوكار بودهاند.
آنچه را خدا ارزانيشان داشته است گرفتهاند. زيرا پيش از آن نيكوكار بودند،
همان نعمتها که خدایشان به آنها عطا کند فراگیرند چرا که پیش از آن مردمی نیکوکار بودند.
آنان اندكى از شب را مىخفتند [و بقیه را به نماز و نیایش مشغول بودند]
اندكى از شب را مىخوابيدند،
از شب اندکی را خواب میکردند.
و سحرگاهان [از الله] آمرزش مىخواستند
و به هنگام سحر استغفار مىكردند،
و سحرگاهان از درگاه خدا طلب آمرزش و مغفرت میکردند.
و در اموالشان براى سائل و محروم، حقى [معیّن از صدقه و زکات] بود.
و در اموالشان براى سائل و محروم حقى بود.
و در اموالشان بر فقیر سائل و محروم حقّی منظور میداشتند.
و در زمین نشانهها[ى قدرت الهى] براى اهل یقین پدیدار است؛
و در زمين براى اهل يقين عبرتهايى است،
و (بدانید که) در روی زمین برای اهل یقین ادلهای (از قدرت الهی) پدیدار است.
و [نیز] در وجود خودتان، آیا نمىبینید؟
و نيز در وجود خودتان. آيا نمىبينيد؟
و هم در نفوس خود شما مردم، آیا نمینگرید؟
و رِزق و روزیتان و آنچه [از کیفر و پاداش و خیر و شر که] به شما وعده داده میشود، در آسمان است.
و رزق شما و هر چه به شما وعده شده در آسمان است.
و روزی شما با همه وعدهها که به شما میدهند در آسمان است.
سوگند به پروردگار آسمان و زمین كه وعده[ی قیامت و پاداش و عذاب] همچون سخن گفتنتان، حقیقی و قطعى است.
پس سوگند به پروردگار آسمانها و زمين كه اين سخن، آنچنان كه سخن مىگوييد، حتمى است.
پس به خدای آسمان و زمین قسم که این (وعده و رزق مقدّر) به مانند تکلّمی که با یکدیگر میکنید حقّ و حقیقت است.
[ای پیامبر] آیا داستان میهمانان گرامى ابراهیم به تو رسیده است؟
آيا داستان مهمانان گرامى ابراهيم به تو رسيده است؟
آیا حکایت مهمانان گرامی ابراهیم (فرشتگان) به تو رسیده است؟
آنگاه که بر او وارد شدند و سلام گفتند، او گفت: «سلام» [و زیر لب گفت:] «گروهى ناشناسند».
آنگاه كه نزد او آمدند و گفتند: سلام. گفت: سلام، شما مردمى ناشناختهايد.
هنگامی که بر او وارد شدند و سلام گفتند و او جواب سلام گفت و فرمود که شما مردمی ناشناس میباشید.
آنگاه آهسته نزد خانوادۀ خود رفت و گوسالهاى فربه [و بریان براى پذیرایى] آورد.
در نهان و شتابان نزد كسان خود رفت و گوساله فربهى آورد.
آنگاه پنهانی نزد اهل بیت خود رفت و کباب گوساله فربهی نزد مهمانان باز آورد.
[او غذا را] نزد آنان گذاشت [و چند لحظه بعد] گفت: «آیا نمیخورید؟»
طعام را به نزدشان گذاشت و گفت: چرا نمىخوريد؟
غذا را نزد آنها گذارد (آنها توجهی به غذا نکردند) ابراهیم گفت: شما غذا تناول نمیکنید؟
[چون دست به غذا نزدند] از آنان احساس ترس كرد؛ گفتند: نترس [ما فرشتهایم]؛ و او را به [تولد] پسرى دانا بشارت دادند.
و از آنها بيمناك شد. گفتند: مترس. و او را به فرزندى دانا مژده دادند.
آن گاه (از اینکه بیاجازه بر او وارد شده و غذا هم نخوردند) سخت از آنها بیم و اندیشه کرد، آن فرشتگان گفتند: هیچ مترس، و او را به پسری دانا (یعنی اسحاق) بشارت دادند.
همسرش با فریاد [و شگفتى] پیش آمد و در حالى كه به صورت خود مىزد گفت: «پیرزنى نازا [فرزند میزاید]؟!»
و زنش فريادزنان آمد و بر روى زد و گفت: من پير زالى نازايم.
در آن حال زن ابراهیم (ساره) با فریاد شادمانی روی به آنها آورد و (از شوق) سیلی به صورت زد و گفت: (ای عجب) من زنی پیر و نازا هستم (چگونه پسری توانم زایید).
[فرشتگان] گفتند: «پروردگارت اینچنین فرموده است؛ و بیگمان، او حکیمِ داناست».
گفتند: پروردگار تو اينچنين گفته است. و او حكيم و داناست.
فرشتگان گفتند: خدای تو چنین فرموده که او به مصالح خلق آگاه و (به حال بندگان) داناست.
[ابراهیم] گفت: «ای فرستادگان [الله،] کار و مأموریت شما چیست؟»
گفت: اى رسولان، به چه كار آمدهايد؟
ابراهیم گفت: ای رسولان حق، باز گویید که شما برای چه کار مأمورید؟
[فرشتگان] گفتند: «ما برای [مجازات] قومی مجرم [و گناهکار] فرستاده شدهایم
گفتند: ما را بر مردمى تبهكار فرستادهاند،
گفتند: ما بر قوم بدکاری فرستاده شدهایم (یعنی قوم لوط).
تا سنگهایی از گلِ [سختشده] بر سرشان فروباریم.
تا تكههاى كلوخ بر سرشان بباريم،
تا بر سر آنها از گل سنگباران کنیم.
[سنگهایی] که نزد پروردگارت، برای اسرافکاران، نشان گذاشته شده است».
كه بر آنها از جانب پروردگارت براى متجاوزان نشان گذاشتهاند.
که آن سنگها نزد پروردگار تو معیّن و نشاندار برای ستمکاران است.
مؤمنانی را که در آن [شهرهای قوم لوط] بودند، [پیش از نزول عذاب] بیرون آوردیم؛
پس همه كسانى را كه ايمان آورده بودند بيرون برديم.
پس، از اهل ایمان هر که بود از آن دیار خارج کردیم.
ولى در آنجا فقط یک خانواده را یافتیم كه [نسبت به اوامر الهی] تسلیم بودند.
و در آن شهر جز يك خانه از فرمانبرداران نيافتيم.
و در همه آن دیار جز یک خانه (لوط) دیگر مسلم خداپرست نیافتیم.
و در آن [شهرها] براى مردمى كه از عذاب دردناک [الهی] ترس دارند، نشانهاى روشن بر جاى گذاشتیم.
و در آن سرزمين براى كسانى كه از عذاب دردآور مىترسند نشانى باقى گذاشتيم.
و در آن دیار (که ویران کردیم) برای آنان که از عذاب دردناک (قهر خدا) میترسند آیت عبرتی واگذاردیم.
در [داستان] موسی [نیز نشانه و عبرتی است]؛ آنگاه که او را با دلیلی روشن نزد فرعون فرستادیم.
و عبرتى است در موسى آنگاه كه او را با برهانى آشكار نزد فرعون فرستاديم.
و نیز در (رسالت) موسی (آیت عبرت است) که با معجزه روشن به سوی فرعونیانش فرستادیم.
ولى [فرعون] با تكیه بر قدرتش، روی برگرداند [و حق را نپذیرفت] و گفت: «[این مرد، یا] جادوگر است یا دیوانه».
و او با همه نيرويش اعراض كرد و گفت: جادوگرى است يا ديوانهاى.
و فرعون به غرور ملک و قدرت (از طاعت حق) سرکشید و گفت که موسی ساحر یا دیوانه است.
او را همراه سپاهیانش گرفتیم و به دریا افكندیم [و هلاک کردیم]؛ در حالى كه سزاوار سرزنش بود.
او و لشكرهايش را فروگرفتيم و به دريا افكنديم. و او مستوجب ملامت بود.
ما هم او را با همه سپاهش (به قهر) گرفتیم و به دریا انداختیم که در خور هر نکوهش و ملامت بود.
در [داستان قوم] عاد [نیز درس عبرتی است]؛ آنگاه که تندبادى بیخیر و برکت بر آنان فرستادیم.
و نيز عبرتى است در قوم عاد آنگاه كه باد عقيم را بر آنها فرستاديم.
و نیز در قوم عاد که بر هلاکشان تندباد خزان فرستادیم (عبرت خلق است).
[تندبادی] که بر هر چه وزید، آن را خاک و خاشاک كرد.
بر هيچ چيز نوزيد مگر آنكه چون استخوانى پوسيدهاش بر جاى نهاد.
که آن باد هلاک به چیزی نمیگذشت جز آنکه آن را مانند استخوان پوسیده میگردانید.
در [داستان قوم] ثمود [نیز درس عبرتی است] آنگاه که [توسط پیامبرشان صالح] به آنان گفته شد: «اندکی [از لذتهای زندگی] بهرهمند شوید [که تنها سه روز فرصت دارید]».
و نيز عبرتى است در قوم ثمود آنگاه كه به آنها گفته شد: تا زمانى چند برخوردار شويد.
و هم در قوم ثمود (بر خلق عبرتی است) که به آنان گفته شد: اینک گرم تعیّش و تمتّع (حیوانی) باشید تا هنگام معیّن (که وعده انتقام حق فرا میرسد).
آنان از فرمان پروردگارشان سرپیچی کردند؛ پس در حالی که چشم به راه بودند، بانگ عذاب آنان را فراگرفت.
آنان از فرمان پروردگارشان سرباز زدند و همچنان كه مىنگريستند صاعقه فروگرفتشان.
آنها هم از فرمان خدای خود سرکشیدند پس آنها را صاعقه آتش درگرفت در حالی که (هلاک خویش را) به چشم مشاهده میکردند.
[چنان بر زمین افتادند که] نه توان برخاستن [و گریز] داشتند و نه یاراى دفاع.
ايستادن نتوانستند و ياراى انتقام نداشتند.
در حالی که نه هیچ توانایی برخاستن (و گریختن) داشتند و نه هیچ یار و مددکاری یافتند.
پیش از آن، قوم نوح را كه گروهى نافرمان بودند [هلاک كردیم].
و از پيش قوم نوح را فروگرفتيم، كه قومى نافرمان بودند.
و پیش از این اقوام هم قوم نوح را هلاک کردیم که مردمی فاسق و نابکار بودند.
ما آسمان را به توان [خود] بنا نهادیم و همواره آن را وسعت میبخشیم؛
و آسمان را به نيرو برافراشتيم و حقا كه ما تواناييم.
و کاخ رفیع آسمان را ما به قدرت خود برافراشتیم و ماییم که مقتدریم.
و زمین را [برای زندگی] گستردیم و چه نیک گسترانندهای هستیم!
و زمين را گسترديم، و چه نيكو گسترندگانيم.
و زمین را بگستردیم و چه نیکو مهدی بگستردیم.
و همه چیز را به صورت زوج [= نر و ماده] آفریدیم؛ باشد که [توجه كنید و] پند گیرید.
و از هر چيز جفتى بيافريدهايم، باشد كه عبرت گيريد.
و از هر چیزی دو نوع (نر و ماده) بیافریدیم تا مگر متذکر (حکمت خدا) شوید.
[ای پیامبر، به مردم بگو:] «به سوى الله بشتابید كه من هشداردهندهای آشکار از جانب او برای شما هستم؛
پس به سوى خداوند بگريزيد. من شما را از جانب او بيمدهندهاى آشكارم.
باری، به درگاه خدا گریزید، که من از جانب او با بیانی روشن شما را میترسانم.
و در كنار الله معبود دیگرى قرار ندهید كه من از [جانب] او هشداردهندهاى آشکار برایتان هستم».
و با خداى يكتا خداى ديگرى را مپرستيد. من شما را از جانب او بيمدهندهاى آشكارم.
و هرگز با خدای یکتا خدایی دیگر نپرستید که من از جانب او با بیانی روشن شما را میترسانم.
هر پیامبری که بر پیشینیانشان مبعوث شد، همین گونه گفتند: «[او یا] جادوگر است یا دیوانه».
بدين سان بر آنهايى كه از اين پيش بودند پيامبرى مبعوث نشد جز آنكه گفتند: جادوگرى است، يا ديوانهاى است.
همچنان (که تو را ای رسول تکذیب کردند) هیچ رسولی بر امم پیشین نیامد جز آنکه (او را تکذیب کرده و) گفتند: او ساحر یا دیوانه است.
آیا یكدیگر را به این [کفر و تکذیب] سفارش كرده بودند؟ نه، بلكه مردمی سرکش بودند.
آيا بدين كار يكديگر را وصيت كرده بودند؟ نه، خود مردمى طاغى بودند.
آیا بر این تکذیب، مردم اعصار به یکدیگر سفارش کردهاند؟ (یا نه؟) بلکه این مردم (همه بالذّات) گروهی سرکش و نافرمانند.
پس [ای پیامبر،] از آنان روی بگردان که تو [به خاطر کفر آنان] هرگز سزاوار سرزنش نیستی.
پس، از آنها رويگردان شو. كس تو را ملامت نخواهد كرد.
پس (تو هم ای رسول ما) از این مردم کافر روی بگردان که (اتمام حجّت کردی و) دیگر هیچ در خور نکوهش و ملامت نیستی.
و [پیوسته به آنان] تذكر بده كه قطعاً تذكر براى مؤمنان سودبخش است.
اندرز بده كه اندرز، مؤمنان را سودمند افتد.
و (امّت را) تذکّر و پند میده که پند و تذکّر (اگر کافران را نفع ندهد) مؤمنان را سودمند افتد.
و جن و انس را فقط برای این آفریدهام که مرا عبادت كنند [و از بندگىِ دیگران سر باز زنند].
جن و انس را جز براى پرستش خود نيافريدهام.
و من جنّ و انس را نیافریدم مگر برای اینکه مرا (به یکتایی) پرستش کنند.
نه از آنان روزى مىخواهم، نه اینكه مرا خوراک دهند؛
از آنها رزقى نمىخواهم و نمىخواهم كه مرا اطعام كنند.
من از (خلق) آنها رزق و طعام (و هیچ گونه سودی) بر خود نخواستم.
[زیرا] الله است که روزیرسانِ نیرومند و برقرار است.
خداست روزىدهنده. و اوست صاحب نيرويى سخت استوار.
همانا روزی بخشنده خلق تنها خداست که صاحب قوّت و قدرت ابدی است.
ستمکاران [مشرک نیز] همچون یاران [گذشتۀ] خویش، سهمى از عذاب دارند؛ پس به شتاب [آن را] از من نخواهند.
اين ستمكاران را از عذاب بهرهاى است همانند بهرهاى كه يارانشان داشتند. پس به شتاب چيزى از من نخواهند.
پس این ستمکاران را هم گناهی و کیفری مانند اصحاب و امثالشان (از امم پیشین) خواهد بود، باری آن را به عجله از من نخواهند (و به مهلتی که دادیم مغرور نشوند البتّه روز انتقامشان میرسد).
واى بر کافران از [عذاب] روزی که به آن وعده داده میشوند!
واى بر كافران، از آن روز كه آنها را وعده دادهاند.
پس (آن گاه که زمان کیفر فرا رسید) وای بر آنان که کافر شدند از آن روز سختی که (رسولان) به آنها وعده میدهند (که در دنیا به قتل و اسارت و در عقبی به قهر و عقوبت محکومند).