Rowwad
حم [حا. میم].
آیتی
حا، ميم.
الهی قمشهای
حم (قسم به خدای حمید و مجید که)
Compare up to three translations verse by verse.
حم [حا. میم].
حا، ميم.
حم (قسم به خدای حمید و مجید که)
نزول [این] کتاب از جانب الله شکستناپذیرِ حکیم است.
نازل شدن اين كتاب از جانب خداى پيروزمند و حكيم است.
تنزیل این قرآن عظیم از جانب خدای مقتدر حکیم است.
آسمانها و زمین و آنچه را که بین آنهاست بهحق [و هدفمند] و براى مدتى معین آفریدهایم؛ و[لى] کافران از آنچه به آنان هشدار داده شده، رویگردانند.
ما آسمانها و زمين و آنچه را كه در ميان آن دوست جز به حق و در مدتى معين نيافريدهايم. و كافران از آنچه بيمشان مىدهند اعراض مىكنند.
ما آسمانها و زمین و آنچه را بین آنهاست جز به حق (و برای حکمت و مصلحت خلق) و جز در وقت معیّن نیافریدهایم و آنان که کافرند از هر چه پند و اندرزشان کنند و بیمشان دهند روی میگردانند.
[ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «آیا به چیزهایی که به جاى الله [به نیایش] مىخوانید توجه كردهاید؟ به من نشان دهید چه چیز از [اجزاى] زمین را آفریدهاند. آیا در [آفرینش] آسمانها شركت داشتهاند؟ اگر راست مىگویید، از کتابهای آسمانى پیشین یا بازماندهای از دانش [گذشتگان، دلیل] بیاورید».
بگو: از آنهايى كه جُز اللّه به خدايى مىخوانيد خبر دهيد. به من نشان دهيد كه از اين زمين چه چيز را آفريدهاند؟ يا در خلقت آسمانها شركت داشتهاند؟ اگر راست مىگوييد، براى من كتابى كه پيش از اين قرآن آمده باشد يا اگر دانشى از پيشينيان مانده است، بياوريد.
بگو: جز خدا همه آن بتهایی که به خدایی میخوانید به من نشان دهید که آیا در زمین چیزی آفریدهاند؟ یا شرکتی با خدا در خلقت آسمانها دارند؟ اگر از کتب آسمانی پیشین دلیلی بر خدایی بتان دارید یا کمتر اثر و نشان بر درستی عقیده شرک یافتهاید اگر راست میگویید بر من بیاورید.
كیست گمراهتر از کسی كه به جاى الله، افرادى را به دعا مىخواند كه تا روز قیامت به او پاسخ نمىدهند و آنان [= معبودهای باطل، اساساً] از درخواست آنها [= عبادتگزارانشان] بىخبرند؟
و كيست گمراهتر از آن كه به جز اللّه چيزى را به خدايى مىخواند كه تا روز قيامت به او جواب نمىدهد، كه بتان از دعاى بت پرستان بىخبرند.
و کیست گمراهتر از آن که جز خدا کسی را بپرستد که هیچ در حوائج تا قیامت او را اجابت نکند و از هر چه بخوانندشان خود بی خبر باشند؟
و آنگاه که [در قیامت] مردم احضار شوند، آن [معبودان باطل] دشمنانشان خواهند بود و عبادتشان را انکار خواهند کرد.
و چون در قيامت مردم را گردآرند، بتان با پرستندگان خويش دشمن باشند و عبادتشان را انكار كنند.
و چون در قیامت خلق محشور شوند آنجا معبودان باطل با مشرکان دشمن و از پرستش آنها بیزارند.
و چون آیاتِ روشنگر ما بر کافران خوانده میشود، آنان در مورد سخن حقى كه به آنها رسیده است میگویند: «این جادویى آشكار است»؛
چون آيات ما به روشنى بر آنان خوانده شود، كافران حقيقتى را كه بر ايشان نازل شده است، گويند: جادويى آشكار است.
و هر گاه آیات روشن ما را بر مردم تلاوت کنند آنان که کافر شدند چون آیات الهی آمد گویند که این کتاب سحر آشکارایی است.
یا میگویند: «[محمد] این [قرآن] را خود جعل كرده [و به الله نسبت داده] است». [ای پیامبر، به آنان] بگو: «اگر من آن را جعل کرده [و به الله نسبت داده] باشم، شما نمیتوانید در برابر [عذاب و خشم] الله از من دفاع کنید. الله به آنچه شما دربارۀ او [= قرآن، با طعنه] گفتگو میکنید، آگاهتر است، و به عنوان گواه بین من و شما كافى است؛ و او آمرزگارِ مهربان است».
يا مىگويند: اين كتاب، دروغى است كه خود بافته است. بگو: اگر من آن را چون دروغى به هم بافته باشم، شما نمىتوانيد خشم خدا را از من بازداريد. خدا از آن طعنها كه بدان مىزنيد آگاهتر است. و شهادت او ميان من و شما كافى است. و اوست آمرزنده مهربان.
بلکه کافران میگویند که (محمّد) خود این آیات قرآن را فرا بافته است. بگو: اگر این قرآن را من از خود بافته باشم شما از قهر خدا هیچ قدرت بر نجات من ندارید، او به افکاری که در آن فرو میروید داناتر است، گواه میان من و شما هم او کافی است و اوست خدای بسیار آمرزنده و مهربان.
بگو: «من پدیدهاى نوظهور در میان پیامبران نیستم و نمىدانم سرنوشت من و شما چه خواهد شد؛ تنها از آنچه به من وحى مىشود پیروى مىكنم و فقط هشداردهندهاى آشكارم».
بگو: من از ميان ديگر پيامبران بدعتى تازه نيستم و نمىدانم كه بر من، يا بر شما چه خواهد رفت. من از چيزى جز آنچه به من وحى مىشود، پيروى نمىكنم و من جز بيمدهندهاى آشكار نيستم.
بگو: من از بین رسولان، اولین پیغمبر نیستم (که تازه در جهان آوازه رسالت بلند کرده باشم تا تعجب و انکار کنید) و نمیدانم که با من و شما عاقبت چه میکنند؟ من جز آنچه بر من وحی میشود پیروی نمیکنم و جز آنکه با بیان روشن (خلق را آگاه کنم و از خدا) بترسانم وظیفهای ندارم.
بگو: «به من بگویید: اگر [قرآن] از جانب الله باشد و شما به آن کفر ورزید و شاهدى از بنیاسرائیل، به مشابهت آن [با تورات و با تکیه بر آنچه در تورات در مورد آن آمده بر حقانیّت آن] گواهى داده و ایمان آورده باشد و شما در برابرش [انكار و] تكبر ورزید، [آیا گمراه و ستمگر نیستید]؟ بىگمان، الله ستمکاران را هدایت نخواهد كرد».
بگو: چه مىكنيد اگر قرآن از جانب خدا باشد و شما بدان ايمان نياوريد؟ يكى از بنىاسرائيل بدان شهادت داد و ايمان آورد. ولى شما گردنكشى مىكنيد. خدا مردم ستمكار را هدايت نمىكند.
بگو: چه تصور میکنید، اگر از جانب خدا باشد و شما به آن کافر شوید در صورتی که از بنی اسرائیل شاهدی (چون عبد الله سلام عالمی) بر حق بودن قرآن گواهی دهد و ایمان آرد و شما تکبر ورزید (جز آن است که به عذاب خدا گرفتار میشوید)؟ آری البته خدا مردم ستمکار را هدایت نخواهد کرد.
و کافران به مؤمنان گفتند: «اگر این [قرآن] خوب بود، کسانی [كه بردگان و فقیرانی ناچیزند] در پذیرش آن بر ما سبقت نمىگرفتند»؛ و چون به وسیله آن هدایت نیافتهاند، مىگویند: «این [قرآن]، دروغى قدیمی است».
كافران مؤمنان را گفتند: اگر در آن خيرى مىبود، اينان در پذيرفتنش بر ما سبقت نمىگرفتند. و چون بدان راه نيافتهاند خواهند گفت كه اين دروغى ديرينه است.
و کافران گفتند: اگر دین اسلام بهتر (از بتپرستی) بود مردم (فقیر زبونی) از ما در ایمان به آن سبقت نمیگرفتند. و آنها چون به قرآن هدایت نمیشوند خواهند گفت که این کتاب دروغی از گفتار پیشینیان است.
و [در حالى كه] پیش از آن [= قرآن]، كتاب موسى راهنما و رحمت بود؛ و این [قرآن،] كتابى است كه [تورات را] به زبان [شیوای] عربی تصدیق مىكند تا به ستمکاران هشدار دهد و براى نیكوكاران بشارت باشد.
و پيش از آن كتاب موسى راهنما و رحمت بود. و اين، كتابى است تصديقكننده آن، به زبان عربى، تا ستمكاران را بيمى و نيكوكاران را مژدهاى باشد.
و پیش از قرآن کتاب تورات بر موسی که امام و پیشوای مهربان خلق بود نازل گردید و این کتاب قرآن مصدّق کتب آسمانی پیشین به زبان فصیح عربی نازل شده تا ستمکاران عالم را (از عذاب خدا) بترساند و نیکوکاران را بشارت (به رحمت ایزد) دهد.
كسانى كه گفتند: «پروردگارِ ما الله است»؛ آنگاه [از بندگىِ غیرِ او سر باز زدند و بر اعتقاد خود] پاى فشردند، ترس و اندوهى نخواهند داشت.
هر آينه آنان كه گفتند كه پروردگار ما اللّه است و سپس پايدارى ورزيدند، بيمى بر آنها نيست و اندوهگين نمىشوند.
آنان که گفتند: آفریننده ما خداست و بر این سخن پایدار و ثابت ماندند بر آنها هیچ ترس و بیمی و حزن و اندوهی (در دنیا و عقبی) نخواهد بود.
آنان اهل بهشتند و جاودانه در آنجا خواهند بود. این، پاداش اعمالی است که انجام دادهاند.
اينان به پاداش اعمالشان اهل بهشتند و در آنجا جاودانهاند.
آنان اهل بهشتند و به پاداش اعمال نیک همیشه در بهشت ابد مخلّد خواهند بود.
و انسان را به نيكى كردن به پدر و مادرش سفارش كرديم؛ [به ویژه] مادر كه به دشوارى بارِ حمل او را بر عهده دارد و با دشوارى وضع حمل میكند؛ و [دوران] باردارى و شیرخوارگىاش [مجموعاً] سى ماه است؛ [او پرورش مییابد] تا به حد رشد برسد و در چهل سالگى [كه توان جسمی و ذهنیاش کامل است] میگوید: «پروردگارا، به من توفیق بده تا شکرِ نعمتی را كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشتهاى، به جای آورم و كار شایستهاى انجام دهم كه از آن راضی گردى؛ و فرزندانم را شایسته گردان؛ به درگاهت [توبه نموده و] بازگشتهام و تسلیم [فرمانت] هستم».
آدمى را به نيكى كردن با پدر و مادر خود سفارش كرديم. مادرش بار او را به دشوارى برداشت و به دشوارى بر زمين نهاد. و مدت حمل تا از شير بازگرفتنش سى ماه است تا چون به سن جوانى رسد و به چهل سالگى درآيد، گويد: اى پروردگار من، به من بياموز تا شكر نعمتى كه بر من و بر پدر و مادرم ارزانى داشتهاى به جاى آرم. كارى شايسته بكنم كه تو از آن خشنود شوى و فرزندان مرا به صلاح آور. من به تو بازگشتم و از تسليمشدگانم.
و ما انسان را به احسان در حق پدر و مادر خود سفارش کردیم، که مادر با رنج و زحمت بار حمل او کشید و باز با درد و مشقّت وضع حمل نمود و سی ماه تمام مدت حمل و شیرخواری او بود تا وقتی که طفل به حد رشد رسید و آدمی چهل ساله گشت (و عقل و کمال یافت آن گاه سزد که) عرض کند: بار خدایا، مرا بر نعمتی که به من و پدر و مادر من عطا فرمودی شکر بیاموز و به کار شایستهای که رضا و خشنودی تو در آن است موفق دار و فرزندان مرا صالح گردان، من به درگاه تو باز آمدم و از تسلیمان فرمان تو شدم.
آنان کسانی هستند که ما نیکوترین کارهایشان را میپذیریم و از گناهانشان درمیگذریم و در زمرۀ اهل بهشتند. این وعدۀ راستی است که به آن نوید داده شدهاند.
اينان كسانى هستند كه كارهاى نيكشان را مىپذيريم و از گناهشان درمىگذريم. در زمره اهل بهشتند. هر وعدهاى كه به آنها داده شده راست است.
این بندگانند که به نیکوترین اعمال خود مقبول درگاه ما شده و در زمره اهل بهشت از گناهانشان میگذریم. این وعده صدقی است که به آنها بشارت میدادهاند.
و کسی كه به پدر و مادرش گفت: «اف بر شما! چگونه به من وعده مىدهید كه [از گور] بیرون آورده خواهم شد؛ در حالى كه نسلهای فراوانی پیش از من رفتند [و بازنگشتند]؟» پدر و مادرش به درگاه الهی زاری مىكنند [که فرزندشان را هدایت کند و به او مىگویند:] «واى بر تو! ایمان بیاور كه وعدۀ الهی راست است»؛ [اما] او پاسخ مىدهد: «این [وعدهها] فقط افسانههاى [خیالی] پیشینیان است».
و آن كه به پدر و مادرش گفت: اف بر شما، آيا به من وعده مىدهيد كه از گورم برخيزانند و حال آنكه مردمى پيش از من بودهاند كه برنخاستهاند؟ و آن دو به درگاه خدا استغاثه مىكنند و گويند: واى بر تو ايمان بياور كه وعده خدا حق است. مىگويد: اينها چيزى جز همان افسانه پيشينيان نيست.
و (چقدر ناخلف است) فرزندی که پدر و مادر را گفت: افّ بر شما باد، آیا به من وعده میدهید که پس از مرگ مرا زنده کرده و از قبر بیرون میآرند در صورتی که پیش از من گروه و طوایف بسیاری رفتند (و یکی باز نیامد)؟ آن گاه پدر و مادر به خداست غاثه کنند (که پروردگارا، تو فرزند ما را هدایت کن و به او گویند) که وای بر تو، ایمان بیار، البته وعده خدا بر حق و حقیقت است، باز (آن نا اهل فرزند) گوید: این سخنان جز افسانه و اوهام پیشینیان نیست.
این افراد، در زمرۀ گروههایی از جن و انس هستند كه پیشتر، فرمان عذاب الهی در موردشان تحقق یافته است. بىگمان، آنان زیانكار بودند.
در باره اينان همان سخن كه در باره امتهاى پيشين از جن و انس گفته شده بود به حقيقت مىپيوندد. اينان زيانكنندگانند.
اینان در میان طوایف بسیاری از جن و انس که از این پیش (به کفر) مردند کسانی هستند که وعده عذاب خدا بر آنها حتم است و اینها به حقیقت زیانکاران عالمند.
هر گروه [بهشتی یا دوزخی]، درجاتى بر حسب اعمالشان دارند [تا حقى ضایع نگردد]؛ و الله اعمالشان را به تمام و کمال کیفر میدهد؛ بیآنكه در حقشان ستم شود.
و هر يك را نسبت به كارى كه كرده است درجتى است تا خدا پاداش كارهايشان را به تمامى بدهد و به آنان ستم نمىشود.
و برای تمام (مردم مؤمن و کافر) به مقتضای اعمالشان درجاتی معین است (در عالم قیامت تا عدل خدا درباره آنها آشکار شود) و تا همه را به پاداش و مزد اعمال خود کاملا برساند و هیچ ستمی به آنها نخواهد شد.
روزى كه کافران بر آتش عرضه مىشوند، [به آنان خطاب مىشود:] «نعمتهای پاكیزۀ خود را در زندگی دنیا از بین بردید و از آنها بهرهمند شدید؛ پس امروز به خاطر برتریجوییِ ناحق و انحرافی كه در زمین داشتید، با عذابى خفتبار مجازات مىشوید».
و روزى كه كافران را بر آتش عرضه كنند: در زندگى دنيوى از چيزهاى پاكيزه و خوش بهرهمند شديد، امروز به عذاب خوارى پاداشتان مىدهند. و اين بدان سبب است كه در زمين بى هيچ حقى گردنكشى مىكرديد و عصيانگرى پيش گرفته بوديد.
و روزی که کافران را بر آتش دوزخ عرضه کنند (فرشتگان قهر و عذاب به آنها گویند) شما (لذّات بهشتی و) خوشیهایتان را در زندگانی دنیا (به شهوت رانی و ظلم و عصیان) از بین بردید و بدان لذّات دنیوی بر خوردار و دلباخته بودید، پس امروز به عذاب ذلّت و خواری مجازات میشوید چون در زمین به ناحق تکبر میکردید و راه فسق و تبهکاری پیش میگرفتید.
[ای پیامبر، سرگذشت هود،] برادر قوم عاد را یاد کن؛ آنگاه كه در سرزمین «احقاف» [= ریگزاری در جنوب شبه جزیرۀ عربستان] قومش را هشدار مىداد ـ در حالى كه هشداردهندگان [دیگرى نیز] در گذشتههاى دور و نزدیک آمده بودند ـ [و چنین میگفت] كه: «تنها الله را عبادت کنید كه من از عذاب روزى بزرگ بر شما مىترسم».
برادر قوم عاد را به ياد بياور كه چون قوم خود را در احقاف بيم داد -و پيش از او پيامبرانى بودند و رفتند و پس از او پيامبرانى آمدند- كه جز خداى يكتا را نپرستيد كه من از عذاب روزى بزرگ بر شما بيمناكم.
و یاد آر حال هود پیغمبر قوم عاد را که چون در سرزمین احقاف امتش را وعظ و اندرز کرد و (از قهر خدا) بترسانید و پیش از هود و بعد از او هم بسیار پیمبر بر انذار خلق آمد. باری هود قومش را گفت: هرگز جز خدای عالم کسی را نپرستید که من بر شما از عذاب روز بزرگ قیامت میترسم.
آنان گفتند: «آیا آمدهاى كه ما را از [عبادت] معبودانمان بازگردانى؟ اگر راست مىگویى، عذابى كه به ما وعده مىدهى پیش آور».
گفتند: آيا آمدهاى تا ما را از خدايانمان رويگردان سازى؟ اگر راست مىگويى، هر چه به ما وعده دادهاى بياور.
قوم هود در پاسخ گفتند: آیا تو آمدهای ما را از پرستش بتان که خدایان ما هستند منع کنی؟! پس تو (زود) وعده عذابی را که به ما میدهی بیار اگر راست میگویی.
[هود] گفت: «[وقت نزول عذاب را] فقط الله مىداند؛ و من پیامى را كه مأمور [ابلاغ] آن شدهام به شما مىرسانم؛ ولى شما را گروهى نادان مىبینم».
گفت: اين را خدا مىداند و من آنچه را بدان مبعوث شدهام به شما مىرسانم. ولى مىبينم كه مردمى نادان هستيد.
هود در جواب گفت: علمش نزد خداست و من آنچه را که بر آن رسالت داشتم به شما ابلاغ کردم و لیکن شما را بسیار مردم نادانی میبینم.
و چون آن [عذاب] را كه به صورت ابرى در جهت [دشت و] درهها[ى حاصلخیز]شان پیش مىآمد، مشاهده كردند، [با شادمانی] گفتند: «این ابرى است كه [رحمت] بر ما مىبارد»؛ [هود گفت: «نه،] بلكه همان [عذابى] است كه براى رسیدنش شتاب داشتید؛ تندبادى است که عذابى دردناک با خود دارد.
چون ابرى ديدند كه از جانب رودخانههاشان مىآيد، گفتند: اين ابرى بارانزاست. نه، اين همان چيزى است كه آن را به شتاب مىطلبيديد. باد است و در آن باد عذابى دردآور،
پس چون آن عذاب را به شکل ابری دیدند که بر رودخانههاشان روی آورد گفتند: این ابری است که بر ما باران میبارد. (هود به آنها گفت: چنین نیست) بلکه اثر عذابی است که به تعجیل درخواستید، این باد سختی است که در آن عذابی دردناک است.
[طوفانی است که] هر چیزى را به فرمان پروردگارش در هم مىكوبد»؛ آنگاه چنان [هلاک] شدند كه جز خانههاى [ویران] آنان، اثرى به چشم نمىخورد. ما بزهكاران را این گونه كیفر مىدهیم.
به فرمان پروردگارش همه چيز را هلاك مىكند. چنان شدند كه اكنون جز خانههاشان را نبينى. و ما مجرمان را اين سان پاداش مىدهيم.
این بادی است که هر چیزی را به امر خدای خود نابود و هلاک میسازد. پس شبی صبح کردند که جز خانههای ویران آنها دیده نمیشد (و اثری از آنان نماند). بلی ما بدین گونه قوم بدکار را کیفر میدهیم.
یقیناً به آنها [= قوم عاد]، چنان امکاناتی داده بودیم كه به شما [اهل مکه، چنان] امکاناتی ندادهایم؛ و برای آنان چشم و گوش و دل [نیرومندتر از دیگران] قرار داده بودیم، و[لی] گوش و چشم و دلهایشان سودى به حالشان نداشت؛ زیرا آیات الهی را انكار مىكردند و [سرانجام،] عذابی كه آن را مسخره مىكردند، دامنگیرشان شد.
به آنها چنان مكانتى داده بوديم كه به شما ندادهايم. برايشان گوش و چشم و دل قرار داديم. ولى گوش و چشم و دلشان به حالشان هيچ سود نكرد، زيرا آيات خدا را انكار مىكردند تا آنچه به مسخرهاش مىگرفتند آنها را فروگرفت.
و به آن قوم عاد تمکین و قوتی دادیم که شما امت را چنان نیروی بدنی ندادیم و با آنکه بر آنها گوش و چشم و قلب مدرک قرار دادیم (تا با قوای ادراکی خداشناس شوند) هیچ این قوای مدرکه آنها را از عذاب نرهانید بدین جهت که آیات خدا را انکار میکردند، و آن عذابی که بدان استهزا میکردند به آنها فرا رسید.
[بسیارى از مردم] شهرهاى پیرامون شما [مكّیان] را هلاک كردیم؛ و[لى قبلاً] نشانهها [و دلایل توحید] را به شکلهای مختلف در میان آوردیم؛ باشد که [از کفر و گمراهى] بازگردند.
ما همه قريههايى را كه اطراف شما بودهاند هلاك كردهايم و آيات را گونهگون بيان كرديم، باشد كه بازگردند.
و ما چه بسیار اهل شهر و دیار را که در اطراف شما بودند (به کیفر کفر) همه را هلاک کردیم و آیات (عبرت برای مردم) را به گونههای مختلف بیان داشتیم تا مگر (از کفر و گناه به درگاه خدا) باز گردند.
پس چرا کسانی كه [مشرکان آنان را] براى تقرب [به الله،] معبودان خود گرفتند، [به هنگام بلا] یاریشان نكردند؟ بلكه از نظرشان ناپدید شدند؛ و [سرانجامِ] دروغها و تهمتهایشان همین بود.
از چه روى آن خدايانى كه سواى اللّه براى تقرب، به خدايى گرفته بودند ياريشان نكردند، بلكه از نظرشان گم شدند؟ اين است دروغ و افترايشان.
پس چرا جز خدا معبودانی که به آنها تقرب میجستند هیچ آنها را یاری نکردند؟ بلکه از نظرشان محو و نابود شدند؟ و این خدایی آن بتها سخنان بی حقیقت و دروغی بود که خود میبافتند.
[ای پیامبر، به یاد آور] هنگامی که گروهى از جن را به سوی تو فرستادیم كه قرآن را بشنوند؛ هنگامی که نزد پیامبر حضور یافتند، [به یكدیگر] گفتند: «خاموش باشید [تا به آیات قرآن گوش فرادهیم] و چون [تلاوتش] به پایان رسید، نزد قوم خود بازگشتند تا به آنان [در مورد عواقبِ سرپیچی از فرمان حق] هشدار دهند.
و گروهى از جن را نزد تو روانه كرديم تا قرآن را بشنوند. چون به حضرتش رسيدند گفتند: گوش فرادهيد. چون به پايان آمد، همانند بيمدهندگانى نزد قوم خود بازگشتند.
و (یاد آر) وقتی که ما تنی چند از جنّیان را متوجه تو گردانیدیم که استماع آیات قرآن کنند، چون نزد رسول رسیدند با هم گفتند: گوش فرا دهید. چون قرائت تمام شد به سوی قومشان برای هشدار (و تبلیغ و هدایت) باز گردیدند.
گفتند: «اى قوم ما، ما [آیاتِ] كتابى را شنیدیم كه پس از موسى نازل شده است و کتابهای [آسمانیِ] پیش از خود را تصدیق میکند و به [سوى] حق و راه راست هدایت مىنماید.
گفتند: اى قوم ما، ما كتابى شنيديم كه بعد از موسى نازل شده، كتابهاى پيشين را تصديق مىكند و به حق و راه راست راه مىنمايد.
گفتند: ای طایفه ما، ما (آیات) کتابی را شنیدیم که پس از موسی نازل شده در حالی که کتب آسمانی تورات و انجیل را که در مقابل او بود به راستی تصدیق میکرد و (خلق را) به سوی حق و طریق راست هدایت میفرمود.
ای قوم ما، به دعوتگر الله پاسخ مثبت دهید و به او ایمان آورید تا [الله] برخى از گناهانتان را ببخشد و شما را از عذابى دردناک در امان بدارد.
اى قوم ما، اين دعوتكننده به خدا را پاسخ گوييد و به او ايمان بياوريد تا خدا گناهانتان را بيامرزد و شما را از عذابى دردآور در امان دارد.
ای طایفه ما، شما هم داعی حق (محمد مصطفی ص) را اجابت کنید و به او ایمان آرید تا خدا از گناهانتان در گذرد و شما را از عذاب دردناک قیامت نگاه دارد.
و هرکس به دعوتگر الله پاسخ مثبت ندهد [و به وی ایمان نیاورد، هرگز نمیتواند] در زمین [و آسمان، الله را] ناتوان سازد [و از عذاب او بگریزد]؛ و جز الله هیچ [یاور و] كارسازى نخواهد داشت. چنین کسانی در گمراهىِ آشكارند».
و هر كس كه به اين دعوتكننده جواب نگويد نمىتواند در روى زمين از خداى بگريزد و او را جز خدا هيچ ياورى نيست و در گمراهى آشكارى است.
و هر که داعی حق را اجابت نکند در زمین مفر و پناهی از قهر خدا نتواند یافت و جز او هیچ یار و یاوری نخواهد داشت و چنین کسان در ضلالت و گمراهی آشکار هستند.
آیا [مشرکان] ندیدهاند [و نمیدانند] الله که آسمانها و زمین را آفرید و از آفرینش آنها درمانده نشد، قادر است مردگان را [نیز] زنده كند؟ آرى، او بر هر كارى تواناست.
آيا نمىبينند كه خداى يكتاست آن كه آسمانها و زمين را بيافريد و در آفريدن آنها در نماند. او مىتواند مردگان را زنده كند. بلى او بر هر كارى تواناست.
آیا کافران ندیدند خدایی که آسمانها و زمین را آفرید و هیچ از آفرینش آنها فرو نماند البته هم او قادر بر آن است که مردگان را باز زنده کند؟ آری البته او بر هر چیز قادر است.
روزى كه کافران بر آتش عرضه مىشوند، [از آنان پرسیده مىشود:] «آیا این آتش حق نیست [و حقیقت ندارد]؟» آنان میگویند: «آری؛ سوگند به پروردگارمان [که چنین است]»؛ [آنگاه الله] میفرماید: «پس به سزاى آنكه [قیامت را] انكار مىکردید، عذاب را بچشید».
روزى كه كافران به آتش عرضه شوند: آيا اين حقيقت نيست؟ گويند: بلى، به پروردگارمان سوگند. گويد: به خاطر كفرى كه مىورزيدهايد، اينك عذاب را بچشيد.
و روزی که کافران را بر آتش دوزخ عرضه کنند (به آنها گویند) آیا این وعده دوزخ حقیقت نبود؟ گویند: بلی به پروردگارمان سوگند که حق بود. خدا گوید: پس امروز به کیفر کفرتان سختی عذاب دوزخ را بچشید.
[ای پیامبر،] تو نیز همچون پیامبران اولوالعزم [كه همواره ثابتقدم بودند، در برابر آزار و تکذیبِ قومت] شکیبا باش و در مورد [درخواست عذابِ] آنان شتاب نكن. روزى كه [این کافران] عذابِ موعودشان را [در جهان آخرت] ببینند، [کیفرشان چنان طولانی است که] گویى فقط بخشی از روز را [در دنیا] به سر بردهاند. [این قرآن،] پیامى [عمومى برای جن و انس] است. آیا جز نافرمانان هلاک مىشوند؟
پس پايدارى كن، همچنان كه پيامبران اُولوالعزم پايدارى كرده بودند. و در عقوبتشان شتاب مكن. آن روز كه آن وعدهاى را كه به آنها داده شده بنگرند، پندارند كه جز به قدر ساعتى از روز در گور درنگ نكردهاند. اين تبليغ رسالت است. آيا جز نافرمانان به هلاكت مىرسند؟
(ای رسول ما) تو هم مانند پیغمبران اولوا العزم (در تبلیغ دین خدا و تحمل اذیّت امت) صبور باش و بر امت به عذاب تعجیل مکن تا روزی که آنچه وعده داده شده به چشم ببینند آن روز پندارند که (در دنیا) به جز ساعتی از روز درنگ نداشتند. (این قرآن و آیات وعده و وعیدش) تبلیغ رسالت و اتمام حجتی است، پس آیا (به قیامت) جز مردم (شهوت پرست) فاسق هیچ کس هلاک خواهد شد؟