Rowwad
درخواستکنندهای [به تمسخر] تقاضای عذابی را کرد که وقوعش [در قیامت] حتمی است،
آیتی
پرسندهاى از عذابى پرسيد كه
الهی قمشهای
سائلی از عذاب قیامت که وقوعش حتمی است (از رسول) پرسید (که آن عذاب چه مردمی راست).
Compare up to three translations verse by verse.
درخواستکنندهای [به تمسخر] تقاضای عذابی را کرد که وقوعش [در قیامت] حتمی است،
پرسندهاى از عذابى پرسيد كه
سائلی از عذاب قیامت که وقوعش حتمی است (از رسول) پرسید (که آن عذاب چه مردمی راست).
[این عذاب،] برای کافران است [و] هیچ دفعکنندهای ندارد.
بر كافران فرود خواهد آمد و كس آن را دفع نتواند كرد،
(بداند که) بر فرقه کافران است و هیچ کس از آنان دفع نتواند کرد.
از سوی الله [به وقوع میپیوندد که دارای عُلُو و] صاحبِ مراتب و درجات والاست.
از جانب خدا كه صاحب آسمانها.
که آن عذاب از (قهر) خدای مالک آسمانهاست (یا مراد عذاب واقع بر نعمان بن حارث است که به نصب خلافت علی علیه السلام بر رسول صلی اللّه علیه و آله و سلّم اعتراض کرد، رسول صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: به امر خدا کردم. او گفت: اگر چنین است خدایا بر من عذابی فرست. فورا سنگی از آسمان بر فرقش رسید و هلاک شد).
فرشتگان و روح [= جبرئیل] به سوی او عروج میکنند، در روزی که مقدارش [در مقیاس بشری،] پنجاه هزار سال است.
در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است، فرشتگان و روح بدان جا فراروند.
فرشتگان و روح الامین (برای اخذ فرمان) به سوی (عرش) خدا بالا روند در روزی که مدتش پنجاه هزار سال خواهد بود.
پس تو [ای پیامبر، در برابر تمسخرشان] صبرِ نیکو پیشه کن.
پس صبر كن صبرى نيكو.
پس صبر نیکو پیش گیر.
بیگمان، آنها آن [روز] را دور میبینند
ايشان آن روز را دور مىبينند.
که این مردم آن روز را بسیار دور (از امکان) بینند.
و ما آن را نزدیک میبینیم.
و ما نزديكش مىبينيم.
و ما نزدیک (به وقوع) میبینیم.
[همان] روزی که آسمان چون مسِ گداخته شود،
روزى كه آسمان چون فلز گداخته گردد،
روزی که آسمان چون فلز گداخته شود.
و کوهها مانند پشم رنگین [متلاشی و پراکنده] شود.
و كوهها چون پشم،
و کوهها مانند پشم زده متلاشی گردند.
و هیچ دوست صمیمی [و خویشاوندی] از [حال] دوست صمیمی [و خویشاوندش] نمیپرسد.
و هيچ خويشاوندى از حال خويشاوند خود نپرسد،
و هیچ کس از خویش خود جویا نشود.
[در حالی که] آنان به یکدیگر نشان داده میشوند، گناهکار [دوست دارد و] آرزو میکند که فرزندان خود را در ازای [رهایی] از عذاب آن روز بدهد،
يكديگر را برابر چشمشان آرند. گناهكار دوست دارد كه خويشتن را بازخرد به فرزندانش،
چون حقیقت حالشان به آنها بنمایند آن روز کافر بدکار آرزو کند که کاش توانستی فرزندانش را فدای خود سازد و از عذاب برهد.
و [همچنین] زنش و برادرش را
و زنش و برادرش،
و هم زن و برادرش.
و قبیلهاش را که [همیشه] به او جا و پناه میداد.
و عشيرهاش كه او را مكان داده است،
و هم خویشان و قبیلهاش را که همیشه حمایتش میکردند.
و [همچنین] همۀ کسانی را که روی زمین هستند [فدا کند] تا نجات یابد.
و همه آنها كه در روى زمينند، و نجات يابد.
و هر که را روی زمین است خواهد همه را فدای خویش گردند تا مگر او را (از آن عذاب) برهاند.
[اما] هرگز چنین نیست [که برایش راه نجاتی باشد]! بیگمان، آن شعلههای [آتشِ] سوزان است
هرگز نه، كه آن شعله آتش است،
و هرگز نجات نیابد که آتش دوزخ بر او شعلهور است.
[که] پوست از سر برمیکَند.
پوست سر را مىكند،
تا سر و صورت و اندمش پاک بسوزد.
کسانی را که [به فرمان الله] پشت کردند و [از حق] روی گرداندند، [به سوی خود] فرامیخوانَد.
هر كه را كه به حق پشت كرد و از فرمان سرپيچيد به خود مىخواند،
دوزخ کسی را میخواند که از خدا رو گردانیده و با حق مخالفت کرده.
و [نیز کسانی را که] اموال را جمعآوری و ذخیره کردند [و حق آن را نپرداختند].
و آن را كه گردمىآورد و مىاندوخت.
و مال دنیا را جمع کرده و همه را ذخیره نموده است.
یقیناً انسان، کمطاقت [و حریص] آفریده شده است.
هر آينه آدمى را حريص و ناشكيبا آفريدهاند.
که انسان مخلوقی طبعا سخت حریص و بیصبر است.
هر گاه بدی [و مصیبتی] به او رسد، بیتابی میکند،
چون شرى بدو رسد بيقرارى كند.
چون شر و زیانی به او رسد سخت جزع و بیقراری کند.
و هر گاه خوبی به او رسد، بازدارنده [و بخیل] میگردد.
و چون مالى به دستش افتد بخل مىورزد.
و چون مال و دولتی به او رو کند منع (احسان) نماید.
مگر نمازگزاران؛
مگر نماز گزارندگان:
مگر نماز گزاران حقیقی.
همان کسانی که بر نمازهایشان همیشه پایداری میکنند.
آنان كه به نماز مداومت مىورزند،
آنان که دایم در نماز (و طاعت الهی) عمر گذرانند.
و کسانی که در اموالشان، حق [معیّن و] معلومی است
و آنان كه در اموالشان حقى است معين،
و آنان که در مال و دایی خود حقّی معیّن و معلوم گردانند.
برای مستمند و محروم؛
براى گدا و محروم.
تا به فقیران سائل و فقیران آبرومند محروم رسانند.
و [همان] کسانی که روز جزا را تصدیق میکنند؛
و كسانى كه روز قيامت را تصديق مىكنند،
و آنان که روز قیامت و جزا را تصدیق کنند.
و کسانی که از عذاب پروردگارشان میترسند.
و كسانى كه از عذاب پروردگارشان ترسانند،
و آنان که از قهر و عذاب خدای خویش سخت ترسانند.
[چرا که] بیگمان، از عذاب پروردگارشان نمیتوان ایمن بود.
كه از عذاب پروردگارشان در امان نتوانند بود،
که از عذاب خدا هیچ کس ایمن نتواند بود.
و کسانی که شرمگاههایشان را نگه میدارند؛
و كسانى كه شرمگاه خويش نگه مىدارند،
و آنان که اندام خود را (از شهوت رانی) نگاه میدارند.
مگر با همسران و کنیزانی که مالک آنها هستند، که [در این صورت،] سرزنشی بر آنها نیست.
مگر براى همسرانشان يا كنيزانشان، كه در اين حال ملامتى بر آنها نيست.
مگر بر زنان حلال و کنیزان ملکی خویش که (از اعمال شهوت با آنها) هیچ ملامت ندارند.
اما هر کس فراتر از اینها را بخواهد، آنان متجاوزان هستند.
و آنان كه جز اين را بطلبند، متجاوزان هستند.
و هر که غیر از این جوید اینان به حقیقت متعدی و ستمکارند.
و کسانی که امانتها و پیمانهایشان را رعایت میکنند،
و كسانى كه امانتها و عهدهاى خود را رعايت مىكنند،
و آنان که امانت و عهد و پیمانشان را رعایت کنند.
و کسانی که به شهادتهای خود متعهدند،
و كسانى كه شهادت خويش به حق ادا مىكنند،
و آنان که برای گواهی به حق قیام کنند.
و کسانی که بر نمازشان پایداری میکنند.
و كسانى كه بر نمازهاشان مواظبت دارند،
و آنان که نماز خود را (به وقت و شرایط و حضور قلب) محافظت کنند.
اینان در باغهای [بهشت] گرامی داشته میشوند.
اينان در بهشت، گرامى هستند.
آنان در باغها (ی بهشت ابد) با عزّت و احترام متنعّمند.
پس [ای پیامبر،] کافران را چه شده که به سوی تو میشتابند؟
پس چيست كه كافران به سوى تو مىشتابند؟
(ای رسول) چه شده است کافران را که (با تمسخر) به جانبت میشتابند؟!
[و] از راست و چپ، گروهگروه [بر مخالفت تو جمع میشوند و بر تو هجوم میآورند؟]
دستهدسته از جانب چپ و از جانب راست.
از راست و چپ گروه گروه (باز پراکنده میشوند و به دین خدا نمیگروند).
آیا هر کدام از آنها [با آن اعمال ناپسندش] طمع دارد که در بهشت پرنعمت [الهی] درآورده شود؟
آيا هر يك از ايشان طمع مىورزد كه به بهشت پرنعمت داخل شود؟
آیا هر یک طمع دارند که باز آنها را در بهشت با ناز و نعمت داخل کنند؟!
هرگز چنین نیست! بیگمان، ما آنها را از آنچه [خود] میدانند آفریدهایم.
هرگز نه، آنها خود مىدانند كه از چه چيز آنها را آفريدهايم.
هرگز این نشود (چون) آنها خود میدانند که ما آنها را از چه (نطفه پستی) آفریدهایم (باز به آفریننده خود ایمان نمیآورند و به کفر میشتابند و طمع آن دارند که چون مؤمنان به بهشت روند).
به پروردگار مشرقها و مغربها سوگند میخورم که قطعاً ما تواناییم
پس سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها كه ما تواناييم
چنین نیست، سوگند به خدای مشرقها و مغربها که ما قادریم.
بر اینکه [کسان دیگری] بهتر از اینان را جایگزین کنیم؛ و ما [برای انجام این کار،] درمانده و ناتوان نیستیم.
كه به جاى آنها مردمى بهتر بياوريم و در اين كار ناتوان نيستيم.
که به جای آنها خلقی بهتر از آنها بیافرینیم و هرگز کسی (به قدرت و قوت) بر ما سبقت نخواهد یافت.
پس [ای پیامبر،] آنان را به حال خود واگذار تا در باطل خود فروروند و بازی کنند، تا به روزی برسند که به آنان وعده داده شده است.
پس بگذارشان تا به بيهودگى درآيند و به بازيچه، تا به آن روزى كه وعدهشان دادهايم برسند.
پس آنها را به کفر و ضلالت خود بگذار که به بازیچه دنیا دل بازند تا با روزی که وعده عذاب آنهاست رو به رو شوند.
[همان] روزی که شتابان از قبرها خارج میشوند؛ گویی به سوی بتها [و معبودانشان] میدوند.
روزى كه شتابان از قبرها به درآيند، چنان كه گويى نزد بتان مىشتابند.
آن روزی که به سرعت سر از قبرها برآورده، گویی به سوی بتها (و نتیجه پرستش غیر خدا) میشتابند.
[در حالی که] چشمهایشان [از شرم و وحشت] به زیر افتاده و ذلت [و خواری،] آنان را پوشانده است. این همان روزی است که به آنان وعده داده میشد.
وحشت بر چشمانشان مستولى شده و به خوارى افتادهاند: اين است همان روزى كه آنها را وعده داده بودند.
در حالی که چشمهاشان (از هول و وحشت قیامت) به خواری فرو افتاده و ذلّت (کفر و عصیان) بر آنها احاطه کرده، این همان روزی است که به آنها وعده میدادند.