Rowwad
ای جامهبرسرکشیده،
آیتی
اى جامه در سر كشيده،
الهی قمشهای
الا ای رسولی که خود را به لباس (حیرت و فکرت) در پیچیدهای.
Compare up to three translations verse by verse.
ای جامهبرسرکشیده،
اى جامه در سر كشيده،
الا ای رسولی که خود را به لباس (حیرت و فکرت) در پیچیدهای.
برخیز و بیم ده،
برخيز و بيم ده.
برخیز و به اندرز و پند، خلق را خدا ترس گردان.
و پروردگارت را بزرگ شمار،
و پروردگارت را تكبير گوى.
و خدایت را به بزرگی و کبریایی یاد کن.
و جامهات را پاکیزه بدار،
و جامهات را پاكيزه دار.
و لباس (جان و تن) خود را از هر عیب و آلایش پاک و پاکیزه دار.
و از پلیدی [عبادت معبودان باطل] دوری کن.
و از پليدى دورى گزين.
و از ناپاکی (بت و بتپرستان) به کلی دوری گزین.
به این هدف بذل و بخشش مکن که افزونطلبی کنی؛
و چيزى مده كه بيش از آن چشم داشته باشى.
و بر هر که احسان کنی ابدا منّت مگذار و عوض افزون مخواه.
و برای [رضایت] پروردگارت شکیبا باش.
براى پروردگارت صابر باش.
و برای خدایت صبر و شکیبایی پیشگیر.
هنگامی که در «صور» دمیده شود.
و آنگاه كه در صور دميده شود،
تا آنگاه که (هنگامه قیامت برپا شود و) در صور (اسرافیل) بدمند.
آن روز، روزِ سخت [و دشواری] است.
آن روز روزى سخت خواهد بود.
آن روز بسیار روز سختی است.
بر کافران آسان نیست.
و براى كافران ناآسان.
کافران را هیچ گونه در آن راحتی و آسایش نیست.
[ای پیامبر،] مرا با کسی که او را تنها [و بدون اموال و اولاد] آفریدهام واگذار؛
مرا با آن كه تنهايش آفريدهام واگذار.
به من واگذار کار انتقام آن کس را که من او را تنها آفریدم.
[همان کسی که] مال فراوانی برایش قرار دادم،
او را مالى بسيار دادم.
و به او مال و ثروت فراوان بذل کردم.
و فرزندانی که همیشه [در خدمت او و] با او هستند.
و پسرانى همه در نزد او حاضر.
و پسران بسیار حاضر به خدمت نصیب گردانیدم.
و همۀ وسایل [و امکانات] زندگی را در اختیارش قرار دادم.
و كارهاى او را به نيكوتر وجهى برساختم.
و اقتدار و مکنت و عزّت دادم.
باز [هم] طمع دارد که [بر آن] بیفزایم.
آنگاه طمع مىبندد كه زيادت كنم.
و (با کفران این نعمتها) باز هم از من طمع افزونی آن دارد.
هرگز، [چنین نخواهد شد.] بیگمان، او نسبت به آیات ما دشمنی دارد،
آرى، كه او در برابر آيات ما ستيزهجوست.
هرگز (بر نعمتش نیفزایم) که او با آیات ما دشمنی و عناد ورزید.
و به زودی او را به مشقّت و سختی میاندازم؛
او را به مشقتى مىاندازم.
به زودی او را به سختی و دشواری (آتش دوزخ) درافکنم.
زیرا او [برای مبارزه با قرآن] اندیشید و محاسبه کرد.
او انديشيد و طرحى افكند.
اوست که فکر و اندیشه بدی کرد (که رسول خدا را به سحر و ساحری نسبت داد).
پس مرگ بر او باد! چگونه اندازه [و محاسبه] کرد؟
مرگ بر او باد، چگونه طرحى افكند؟
و خدایش بکشد که چقدر اندیشه غلطی کرد.
باز [هم] مرگ بر او باد! چگونه اندازه [و محاسبه] کرد؟
باز هم مرگ بر او باد، چگونه طرحى افكند؟
باز هم خدایش بکشد که چه فکر خطایی نمود.
سپس نظر افکند؛
آنگاه نگريست.
پس باز اندیشه کرد.
آنگاه چهره در هم کشید و روی ترش کرد،
سپس روى ترش كرد و پيشانى در هم كشيد.
و (به اظهار تنفّر از اسلام) رو ترش کرد و چهره در هم کشید.
سپس [به حق] پشت نمود و تکبر ورزید؛
سپس روى گردانيد و گردنكشى كرد.
آنگاه روی گردانید و تکبر و نخوت آغاز کرد.
آنگاه گفت: «این [قرآن،] چیزی جز جادویی که [از جادوگران پیشین] نقل شده، نیست؛
گفت: اين، جز جادويى كه ديگرانش آموختهاند، هيچ نيست.
و گفت: این (قرآن) به جز سحر و بیان سحرانگیزی که (از ساحران گذشته) نقل میشود هیچ نیست.
و این [چیزی] جز گفتار بشر نیست».
اين، جز سخن آدمى هيچ نيست.
این آیات گفتار بشری بیش نیست.
به زودی او را به دوزخ درخواهم آورد.
زودا كه او را به سَقَر بيفكنيم.
من این (منکر و مکذّب قرآن) را به آتش دوزخ درافکنم.
و تو چه دانی که دوزخ چگونه است؟
چه چيز آگاهت ساخت كه سَقَر چيست؟
و تو چگونه توانی یافت که سختی عذاب دوزخ تا چه حد است؟
[آتش سوزانی است که] نه [چیزی را] باقی میگذارد و نه [چیزی را] رها میکند.
نه هيچ باقى مىگذارد و نه چيزى را وا مىگذارد.
شراره آن دوزخ از دوزخیان هیچ باقی نگذارد و همه را بسوزاند و محو گرداند.
پوست را [دگرگون کرده و] میسوزانَد.
سوزاننده پوست است.
آن آتش بر آدمیان رو نماید (و خرمن گنهکاران را به باد دهد).
بر آن [آتش،] نوزده [فرشته] گمارده شده است.
نوزده فرشته بر آن گماشتهاند.
بر آن آتش نوزده تن (فرشته عذاب) موکّلند.
ما مأموران دوزخ را فقط از فرشتگان قرار دادیم، و شمار آنها را تنها برای آزمایش کافران معیّن کردهایم تا اهل کتاب [به علت مطابقت قرآن با کتابهایشان در این موضوع] یقین کنند و کسانی که ایمان آوردهاند بر ایمان خود بیفزایند و اهل کتاب و مؤمنان، گرفتار شک و تردید نشوند؛ و تا کسانی که در دلهایشان مرض [نفاق] است و [نیز] کافران بگویند: «هدف الله از این مَثل [و توصیف] چیست؟» اینگونه، الله هر کس را بخواهد، گمراه میسازد و هر کس را بخواهد، هدایت میکند؛ و [شمارِ] لشکریان پروردگارت را [کسی] جز [خود] او تعالی نمیداند؛ و این جز پند و اندرزی برای انسانها نیست.
موكلان دوزخ را جز از فرشتگان قرارنداديم. و شمار آنها جز براى امتحان كافران نيست. تا اهل كتاب يقين كنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل كتاب و مؤمنان شك نكنند. و تا آنان كه در دلهاشان مرضى است نگويند: خدا از اين مثَل چه مىخواسته است؟ خدا اينچنين هر كس را كه بخواهد گمراه مىكند و هر كس را كه بخواهد راه مىنمايد. و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند. و اين سخن جز اندرزى از براى مردم نيست.
و ما خازنان دوزخ را غیر فرشتگان (عذاب) قرار ندادیم و عدد آنها را جز برای فتنه و محنت کفّار (نوزده) نگردانیدیم تا آنکه اهل کتاب هم یقین کنند (که ذکر این عدد مطابق تورات و انجیل است با آنکه صاحب قرآن به کتب آسمانی عالم نبوده و البته کلامش به وحی خداست و ایمان آرند) و آن بر یقین مؤمنان هم بیفزاید و دیگر در دل اهل کتاب و مؤمنان به اسلام هیچ شک و ریبی نماند و تا آنان که در دلهاشان مرض (شک و جهالت) است و کافران نیز (به طعنه) گویند که خدا از این مثل (که عدد فرشتگان عذاب را نوزده شمرده است نه بیش و کم) چه منظور داشت؟ بلی این چنین (قرار داد تا) هر که را خواهد به ضلالت بگذارد و هر که را خواهد هدایت نماید و هیچ کس از (عده بیحد) لشکرهای پروردگارت غیر او آگاه نیست و این (آیات ذکر دوزخ) جز برای پند و موعظه بشر نخواهد بود.
آری؛ سوگند به ماه [که هرگز اینچنین نیست که آنان تصور میکنند].
آرى، سوگند به ماه.
چنین (که کافران گویند) نیست، قسم به ماه تابان.
و [سوگند به] شب، هنگامی که پشت کند.
و سوگند به شب، چون روى در رفتن آرد،
و قسم به شب تار چون باز گردد.
و به صبح، هنگامی که روشن شود.
و سوگند به صبح، چون پرده برافكند،
و قسم به صبح چون جهان را روشن سازد.
که آن [آتش دوزخ،] یکی از [عذابهای] بزرگ [و هولناک] است.
كه اين يكى از حادثههاى بزرگ است.
که این (آیات قرآن) یکی از بزرگترین آیات خداست.
برای انسان، بیمدهنده است.
ترساننده آدميان است.
در آن پند و اندرز آدمیان است.
برای کسی از شما که بخواهد [با انجام کارهای نیکو] پیش افتد، یا [با ارتکاب گناه] عقب بماند.
براى هر كس از شما كه خواهد پيش افتد يا از پى رود.
برای هر یک از شما آدمیان که بخواهد (در مقام ایمان و طاعت و سعادت) پیش افتد یا باز ماند.
هر کس در گروِ اعمال خویش است؛
هر كس در گرو كارى است كه كرده است.
هر نفسی در گرو عملی است که انجام داده است.
مگر اصحاب یمین [= مؤمنان]
مگر اهل سعادت،
مگر اهل یمین.
که در باغهای [بهشت] هستند و میپرسند
كه در بهشتها نشستهاند و مىپرسند
آنان در باغهای بهشت (متنعّمند و) سؤال میکنند.
از گناهکاران:
از گناهكاران:
از احوال دوزخیان گنهکار.
چه چیز شما را به دوزخ درآورد؟
كه چه چيز شما را به جهنم كشانيد؟
که شما را چه عمل به عذاب دوزخ در افکند؟
[دوزخیان] میگویند: «ما از نمازگزاران نبودیم
مىگويند: ما از نمازگزاران نبوديم.
آنان جواب دهند که ما از نمازگزاران نبودیم.
و بینوا[یان] را اطعام نمیکردیم
و به درويشان طعام نمىداديم.
و مسکینی را طعام نمیدادیم.
و پیوسته همراه یاوهگویان [و اهل باطل] همصدا میشدیم.
و با آنان كه سخن باطل مىگفتند هماواز مىشديم،
و ما با اهل باطل به بطالت میپرداختیم.
و همواره روزِ جزا را تکذیب میکردیم،
و روز قيامت را دروغ مىانگاشتيم.
و ما روز جزا را تکذیب میکردیم.
تا زمانی که مرگ به سراغمان آمد».
تا مرگ ما فرا رسيد.
تا آنکه یقین (که ساعت مرگ است) بر ما فرا رسید.
پس شفاعتِ شفاعتکنندگان سودی به آنها نمیبخشد.
پس شفاعت شفاعتكنندگان سودشان نبخشيد.
پس شفاعت شفیعان در حق آنان هیچ سودی نبخشد.
آنها را چه شده است که از پند [و تذکر] روی گردانند؟
چه شده است كه از اين پند اعراض مىكنند؟
اینک چرا از یاد آن روز سخت خود (و از ذکر و اندرز قرآن) اعراض میکنند؟
گویى كه گورخرانى رمیدهاند
مانند گورخران رميده
گویی گورخران گریزانی هستند.
که از [مقابل] شیر گریختهاند.
كه از شير مىگريزند.
که از شیر درنده میگریزند.
بلکه هر کدام از آنها [توقع دارد و] میخواهد که [به او] نامههای گشاده [و جداگانه از سوی الله] داده شود.
بلكه هر يك از ايشان مىخواهد كه نامههايى گشاده به او داده شود.
بلکه هر یک از آنها میخواهند که برایشان هم (مانند پیمبران) صحیفه وحی آسمانی باز آید (تا ایمان آرند).
هرگز چنین نیست [که آنان میپندارند]! بلکه آنها از [عذاب] آخرت نمیترسند.
آرى، كه از آخرت نمىترسند.
هرگز (چنین نیست که پنداشتند) بلکه از (عذاب) آخرت نمیترسند.
نه، چنین نیست كه آنها مىگویند؛ آن [قرآن] یک تذكر و یادآورى است.
آرى، كه اين قرآن اندرزى است.
چنین نیست (که آنها پنداشتند) قرآن محققا همه پند و یادآوری است.
پس هر کس که بخواهد، [میتواند] از آن پند گیرد.
هر كه خواهد، آن را بخواند.
تا هر که خواهد متذکر آن شود.
و یاد نمیکنند [و پند نمیگیرند] مگر اینکه الله بخواهد. اوست که سزاوار پروا کردن و آمرزیدن است.
و پند نمىگيرند، مگر اينكه خدا خواهد. او شايان آن است كه از او بترسند. و او شايان آمرزيدن است.
و نخواهند متذکر شوند جز آنکه خدا بخواهد (یعنی بدون مشیّت و لطف الهی کسی بهشتی و سعادتمند نخواهد شد. از او رواست تقوا و ترس و بیم و شوق و امیدواری که) او اهل تقوا و اهل آمرزش و مغفرت است.