قرائتی
ای جامه بر خود کشیده [و در بستر آرمیده]!
Compare up to three translations verse by verse.
ای جامه بر خود کشیده [و در بستر آرمیده]!
برخیز و هشدار ده!
و پروردگارت را بزرگ بدار!
و لباست را پاکیزه کن!
و از پلیدی دور شو!
و [در بخشش] منّت مگذار و [بخششت را] بزرگ مشمار!
و به خاطر پروردگارت صبر کن!
پس هنگامی که در صور دمیده شود.
پس آن روز، روز سختی است.
بر کافران آسان نیست.
مرا واگذار با آن که خود به تنهایی [او را] آفریدم.
و به او مالی پیوسته و در حال فزونی دادم.
و پسرانی که در کنارش حاضرند.
و برای او اسباب کامیابی را به طور کامل آماده کردم.
با این حال، طمع دارد که بیافزایم.
هرگز! زیرا او همواره به آیات ما دشمنی میورزد.
به زودی او را به گردنهای سخت گرفتار میکنم.
همانا او [برای مبارزه با قرآن] فکر کرد و [آن را] سنجید.
پس مرگ بر او باد که چگونه سنجید.
باز هم مرگ بر او که چگونه سنجید.
سپس نگریست.
سپس چهره در هم کشید و بیمیلی نشان داد.
سپس پشت کرد و تکبّر ورزید.
پس گفت: «این [قرآن] چیزی نیست جز جادوبی که [از پیشینیان] روایت میشود.
این فقط گفتهی بشر است [نه گفتار خدا]!»
به زودی او را به سقَر درآورم.
و تو نمیدانی که سقر چیست.
[آتشی است سوزنده که] نه [چیزی را] باقی میگذارد و نه رها میکند.
پوست بدن را به شدّت دگرگون میکند.
بر آن [دوزخ]، نوزده نفر گماشته شدهاند.
و نگهبانان آتش را جز از فرشتگان قرار ندادیم و تعداد آنان را فقط آزمونی برای کافران نهادیم، تا اهل کتاب یقین کنند [که قرآن کتاب آسمانی است] و تا کسانی که ایمان آوردهاند، بر ایمان خود بیافزایند و اهل کتاب و مؤمنان، گرفتار تردید نشوند و کافران و بیماردلان بگویند: «خداوند از این مثل چه منظوری داشته است؟» این گونه خداوند هر کس را بخواهد، گمراه میکند و هر که را بخواهد، هدایت مینماید و شمار لشکریان پروردگارت را کسی جز او نمیداند و این تنها پندی برای بشر است.
به ماه سوگند، چنین نیست [که کافران میپندارند]!
به شب سوگند، آنگاه که پشت میکند،
به صبح سوگند، آنگاه که آشکار میشود،
که این [دوزخ]، یکی از بزرگترین پدیدههاست.
هشداری برای بشر است.
برای هر کس از شما که بخواهد [در کار خیر] پیش افتد یا عقب بماند.
هر کسی در گروِ دستاورد خویش است،
مگر یاران [سعادتمندی که کارنامهی آنان را به دست] راست [آنها میدهند]،
که در باغهای بهشتند و میپرسند
از گناهکاران:
«چه چیزی شما را روانهی [دوزخ] سقر کرد؟»
میگویند: «ما از نمازگزاران نبودیم.
و به بینوایان غذا نمیدادیم.
و همراه با فرورفتگان، [در گفتار و کردار باطل] فرومیرفتیم.
و پیوسته روز جزا را تکذیب میکردیم.
تا آن که امر یقینیِ [مرگ] به سراغ ما آمد.»
پس شفاعت میانجیگران سودشان ندهد.
آنان را چه شده که از تذکر [قرآن] رویگردانند؟
گویا آنان گورِخرانی هستند،
که از شیری [شرزه] میگریزند.
بلکه هر یک از آنان توقّع دارد کتابی سرگشاده [همانند قرآن] به او داده شود.
هرگز! [این بهانه است!] بلکه آنان از آخرت نمیترسند.
هرگز! [ما کتابی جز قرآن نازل نمیکنیم] که آن یادآوری [ارزشمند] است.
پس هرکس خواست، از آن پند گیرد.
و پند نمیگیرند مگر آن که خدا بخواهد. او سزاوار است که از وی پروا کنند و او سزاوار است که [پرهیزکاران را] بیامرزد.