Skip to content
Text size 100%
Translation comparison

Compare Al-Muddaththir in Persian

Compare up to three translations verse by verse.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ يَٰٓأَيُّهَا ٱلْمُدَّثِّرُ ﴿1﴾

الهی قمشه‌ای

الا ای رسولی که خود را به لباس (حیرت و فکرت) در پیچیده‌ای.

قُمْ فَأَنذِرْ ﴿2﴾

الهی قمشه‌ای

برخیز و به اندرز و پند، خلق را خدا ترس گردان.

وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ ﴿3﴾

الهی قمشه‌ای

و خدایت را به بزرگی و کبریایی یاد کن.

وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ ﴿4﴾

الهی قمشه‌ای

و لباس (جان و تن) خود را از هر عیب و آلایش پاک و پاکیزه دار.

وَٱلرُّجْزَ فَٱهْجُرْ ﴿5﴾

الهی قمشه‌ای

و از ناپاکی (بت و بت‌پرستان) به کلی دوری گزین.

وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ ﴿6﴾

الهی قمشه‌ای

و بر هر که احسان کنی ابدا منّت مگذار و عوض افزون مخواه.

وَلِرَبِّكَ فَٱصْبِرْ ﴿7﴾

الهی قمشه‌ای

و برای خدایت صبر و شکیبایی پیش‌گیر.

فَإِذَا نُقِرَ فِى ٱلنَّاقُورِ ﴿8﴾

الهی قمشه‌ای

تا آن‌گاه که (هنگامه قیامت برپا شود و) در صور (اسرافیل) بدمند.

فَذَٰلِكَ يَوْمَئِذٍۢ يَوْمٌ عَسِيرٌ ﴿9﴾

الهی قمشه‌ای

آن روز بسیار روز سختی است.

عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍۢ ﴿10﴾

الهی قمشه‌ای

کافران را هیچ گونه در آن راحتی و آسایش نیست.

ذَرْنِى وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًۭا ﴿11﴾

الهی قمشه‌ای

به من واگذار کار انتقام آن کس را که من او را تنها آفریدم.

وَجَعَلْتُ لَهُۥ مَالًۭا مَّمْدُودًۭا ﴿12﴾

الهی قمشه‌ای

و به او مال و ثروت فراوان بذل کردم.

وَبَنِينَ شُهُودًۭا ﴿13﴾

الهی قمشه‌ای

و پسران بسیار حاضر به خدمت نصیب گردانیدم.

وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمْهِيدًۭا ﴿14﴾

الهی قمشه‌ای

و اقتدار و مکنت و عزّت دادم.

ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ ﴿15﴾

الهی قمشه‌ای

و (با کفران این نعمتها) باز هم از من طمع افزونی آن دارد.

كَلَّآ ۖ إِنَّهُۥ كَانَ لِءَايَٰتِنَا عَنِيدًۭا ﴿16﴾

الهی قمشه‌ای

هرگز (بر نعمتش نیفزایم) که او با آیات ما دشمنی و عناد ورزید.

سَأُرْهِقُهُۥ صَعُودًا ﴿17﴾

الهی قمشه‌ای

به زودی او را به سختی و دشواری (آتش دوزخ) درافکنم.

إِنَّهُۥ فَكَّرَ وَقَدَّرَ ﴿18﴾

الهی قمشه‌ای

اوست که فکر و اندیشه بدی کرد (که رسول خدا را به سحر و ساحری نسبت داد).

فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ﴿19﴾

الهی قمشه‌ای

و خدایش بکشد که چقدر اندیشه غلطی کرد.

ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ﴿20﴾

الهی قمشه‌ای

باز هم خدایش بکشد که چه فکر خطایی نمود.

ثُمَّ نَظَرَ ﴿21﴾

الهی قمشه‌ای

پس باز اندیشه کرد.

ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ ﴿22﴾

الهی قمشه‌ای

و (به اظهار تنفّر از اسلام) رو ترش کرد و چهره در هم کشید.

ثُمَّ أَدْبَرَ وَٱسْتَكْبَرَ ﴿23﴾

الهی قمشه‌ای

آن‌گاه روی گردانید و تکبر و نخوت آغاز کرد.

فَقَالَ إِنْ هَٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ يُؤْثَرُ ﴿24﴾

الهی قمشه‌ای

و گفت: این (قرآن) به جز سحر و بیان سحرانگیزی که (از ساحران گذشته) نقل می‌شود هیچ نیست.

إِنْ هَٰذَآ إِلَّا قَوْلُ ٱلْبَشَرِ ﴿25﴾

الهی قمشه‌ای

این آیات گفتار بشری بیش نیست.

سَأُصْلِيهِ سَقَرَ ﴿26﴾

الهی قمشه‌ای

من این (منکر و مکذّب قرآن) را به آتش دوزخ درافکنم.

وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا سَقَرُ ﴿27﴾

الهی قمشه‌ای

و تو چگونه توانی یافت که سختی عذاب دوزخ تا چه حد است؟

لَا تُبْقِى وَلَا تَذَرُ ﴿28﴾

الهی قمشه‌ای

شراره آن دوزخ از دوزخیان هیچ باقی نگذارد و همه را بسوزاند و محو گرداند.

لَوَّاحَةٌۭ لِّلْبَشَرِ ﴿29﴾

الهی قمشه‌ای

آن آتش بر آدمیان رو نماید (و خرمن گنهکاران را به باد دهد).

عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ ﴿30﴾

الهی قمشه‌ای

بر آن آتش نوزده تن (فرشته عذاب) موکّلند.

وَمَا جَعَلْنَآ أَصْحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةًۭ ۙ وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةًۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِيَسْتَيْقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ وَيَزْدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِيمَٰنًۭا ۙ وَلَا يَرْتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْمُؤْمِنُونَ ۙ وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ وَٱلْكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلًۭا ۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِى مَن يَشَآءُ ۚ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ ۚ وَمَا هِىَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ ﴿31﴾

الهی قمشه‌ای

و ما خازنان دوزخ را غیر فرشتگان (عذاب) قرار ندادیم و عدد آنها را جز برای فتنه و محنت کفّار (نوزده) نگردانیدیم تا آنکه اهل کتاب هم یقین کنند (که ذکر این عدد مطابق تورات و انجیل است با آنکه صاحب قرآن به کتب آسمانی عالم نبوده و البته کلامش به وحی خداست و ایمان آرند) و آن بر یقین مؤمنان هم بیفزاید و دیگر در دل اهل کتاب و مؤمنان به اسلام هیچ شک و ریبی نماند و تا آنان که در دلهاشان مرض (شک و جهالت) است و کافران نیز (به طعنه) گویند که خدا از این مثل (که عدد فرشتگان عذاب را نوزده شمرده است نه بیش و کم) چه منظور داشت؟ بلی این چنین (قرار داد تا) هر که را خواهد به ضلالت بگذارد و هر که را خواهد هدایت نماید و هیچ کس از (عده بی‌حد) لشکرهای پروردگارت غیر او آگاه نیست و این (آیات ذکر دوزخ) جز برای پند و موعظه بشر نخواهد بود.

كَلَّا وَٱلْقَمَرِ ﴿32﴾

الهی قمشه‌ای

چنین (که کافران گویند) نیست، قسم به ماه تابان.

وَٱلَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ ﴿33﴾

الهی قمشه‌ای

و قسم به شب تار چون باز گردد.

وَٱلصُّبْحِ إِذَآ أَسْفَرَ ﴿34﴾

الهی قمشه‌ای

و قسم به صبح چون جهان را روشن سازد.

إِنَّهَا لَإِحْدَى ٱلْكُبَرِ ﴿35﴾

الهی قمشه‌ای

که این (آیات قرآن) یکی از بزرگترین آیات خداست.

نَذِيرًۭا لِّلْبَشَرِ ﴿36﴾

الهی قمشه‌ای

در آن پند و اندرز آدمیان است.

لِمَن شَآءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ ﴿37﴾

الهی قمشه‌ای

برای هر یک از شما آدمیان که بخواهد (در مقام ایمان و طاعت و سعادت) پیش افتد یا باز ماند.

كُلُّ نَفْسٍۭ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ﴿38﴾

الهی قمشه‌ای

هر نفسی در گرو عملی است که انجام داده است.

إِلَّآ أَصْحَٰبَ ٱلْيَمِينِ ﴿39﴾

الهی قمشه‌ای

مگر اهل یمین.

فِى جَنَّٰتٍۢ يَتَسَآءَلُونَ ﴿40﴾

الهی قمشه‌ای

آنان در باغهای بهشت (متنعّمند و) سؤال می‌کنند.

عَنِ ٱلْمُجْرِمِينَ ﴿41﴾

الهی قمشه‌ای

از احوال دوزخیان گنهکار.

مَا سَلَكَكُمْ فِى سَقَرَ ﴿42﴾

الهی قمشه‌ای

که شما را چه عمل به عذاب دوزخ در افکند؟

قَالُوا۟ لَمْ نَكُ مِنَ ٱلْمُصَلِّينَ ﴿43﴾

الهی قمشه‌ای

آنان جواب دهند که ما از نمازگزاران نبودیم.

وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ ٱلْمِسْكِينَ ﴿44﴾

الهی قمشه‌ای

و مسکینی را طعام نمی‌دادیم.

وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ ٱلْخَآئِضِينَ ﴿45﴾

الهی قمشه‌ای

و ما با اهل باطل به بطالت می‌پرداختیم.

وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ ٱلدِّينِ ﴿46﴾

الهی قمشه‌ای

و ما روز جزا را تکذیب می‌کردیم.

حَتَّىٰٓ أَتَىٰنَا ٱلْيَقِينُ ﴿47﴾

الهی قمشه‌ای

تا آنکه یقین (که ساعت مرگ است) بر ما فرا رسید.

فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَٰعَةُ ٱلشَّٰفِعِينَ ﴿48﴾

الهی قمشه‌ای

پس شفاعت شفیعان در حق آنان هیچ سودی نبخشد.

فَمَا لَهُمْ عَنِ ٱلتَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ ﴿49﴾

الهی قمشه‌ای

اینک چرا از یاد آن روز سخت خود (و از ذکر و اندرز قرآن) اعراض می‌کنند؟

كَأَنَّهُمْ حُمُرٌۭ مُّسْتَنفِرَةٌۭ ﴿50﴾

الهی قمشه‌ای

گویی گورخران گریزانی هستند.

فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍۭ ﴿51﴾

الهی قمشه‌ای

که از شیر درنده می‌گریزند.

بَلْ يُرِيدُ كُلُّ ٱمْرِئٍۢ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَىٰ صُحُفًۭا مُّنَشَّرَةًۭ ﴿52﴾

الهی قمشه‌ای

بلکه هر یک از آنها می‌خواهند که برایشان هم (مانند پیمبران) صحیفه وحی آسمانی باز آید (تا ایمان آرند).

كَلَّا ۖ بَل لَّا يَخَافُونَ ٱلْءَاخِرَةَ ﴿53﴾

الهی قمشه‌ای

هرگز (چنین نیست که پنداشتند) بلکه از (عذاب) آخرت نمی‌ترسند.

كَلَّآ إِنَّهُۥ تَذْكِرَةٌۭ ﴿54﴾

الهی قمشه‌ای

چنین نیست (که آنها پنداشتند) قرآن محققا همه پند و یادآوری است.

فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ ﴿55﴾

الهی قمشه‌ای

تا هر که خواهد متذکر آن شود.

وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ ۚ هُوَ أَهْلُ ٱلتَّقْوَىٰ وَأَهْلُ ٱلْمَغْفِرَةِ ﴿56﴾

الهی قمشه‌ای

و نخواهند متذکر شوند جز آنکه خدا بخواهد (یعنی بدون مشیّت و لطف الهی کسی بهشتی و سعادتمند نخواهد شد. از او رواست تقوا و ترس و بیم و شوق و امیدواری که) او اهل تقوا و اهل آمرزش و مغفرت است.

Quran recitationReady
Open audio