Rowwad
به راستی که مؤمنان رستگار شدند؛
آیتی
به تحقيق رستگار شدند مؤمنان:
الهی قمشهای
همانا اهل ایمان به فیروزی و رستگاری رسیدند.
Compare up to three translations verse by verse.
به راستی که مؤمنان رستگار شدند؛
به تحقيق رستگار شدند مؤمنان:
همانا اهل ایمان به فیروزی و رستگاری رسیدند.
همان کسانی که در نمازشان فروتن هستند؛
آنان كه در نمازشان خشوع مىورزند،
آنان که در نماز خود خاضع و خاشعند.
و آنان که از [گفتار و رفتار] بیهوده رویگردانند؛
و آنان كه از بيهوده اعراض مىكنند،
و آنان که از لغو و سخن باطل اعراض و احتراز میکنند.
و آنان که زکات میپردازند؛
و آنان كه زكات را مىپردازند،
و آنان که زکات (مال خود را به فقرا) میدهند.
و آنان که شرمگاهشان را حفظ میکنند؛
و آنان كه شرمگاه خود را نگه مىدارند،
و آنان که فروج و اندامشان را از عمل حرام نگاه میدارند.
مگر در مورد همسران یا کنیزانشان که [در بهرهگیری جنسی از آنها] نکوهشی بر آنان نیست.
جز بر همسران يا كنيزان خويش، كه در نزديكى با آنان مورد ملامت قرار نمىگيرند؛
مگر بر جفتهاشان (که زنان عقدی آنها باشند) یا کنیزان ملکی متصرفی آنها که هیچگونه ملامتی (در مباشرت این زنان) بر آنها نیست.
اما کسانی که فراتر از این بخواهند، آنان کسانی هستند که از حد درگذشتهاند.
و كسانى كه غير از اين دو بجويند از حد خويش تجاوز كردهاند.
و کسی که غیر این (زنان حلال) را به مباشرت طلبد البته چنین کسانی ستمکار و متعدی خواهند بود.
و کسانی که امانتها و عهد خود را رعایت میکنند،
و آنان كه امانتها و پيمانهاى خود مراعات مىكنند،
و آنان که به امانتها و عهد و پیمان خود کاملا وفا میکنند.
و کسانی که بر [ادای] نمازهایشان مراقبت میکنند.
و آنان كه بر نمازهاى خود مواظبند،
و آنان که بر نمازهاشان (و همه اوقات و شرایط ظاهر و باطن نماز) محافظت دارند.
اینانند که وارثان هستند.
اينان ميراثبران هستند:
چنین کسان وارث (مقام عالی بهشت) اند.
[همان] کسانی که بهشت برین را به ارث میبرند [و] در آن جاودانند.
كه فردوس را كه همواره در آن جاويدانند به ميراث مىبرند.
که بهشت فردوس ارث آن خوبان و منزلگاه ابدی آن پاکان است.
و در حقیقت، انسان را از چکیدهای از گِل آفریدیم.
هر آينه ما انسان را از گل خالص آفريديم.
و همانا ما آدمی را از گل خالص آفریدیم.
سپس او را [به شکل] نطفهای در قرارگاهی استوار [= رحِم] نهادیم.
سپس او را نطفهاى در جايگاهى استوار قرار داديم.
آنگاه او را نطفه گردانیده و در جای استوار (صلب و رحم) قرار دادیم.
سپس نطفه را [به شکل] خونِ بسته ساختیم و آنگاه خونِ بسته را [به صورت] پارهگوشتی ساختیم؛ سپس پارهگوشت را [به شکل] استخوان درآوردیم و آنگاه بر استخوانها گوشت پوشاندیم؛ سپس آن [جنین] را آفرینشی دیگر بخشیدیم. [پربرکت و] بزرگوار است الله که نیکوترین آفریننده است.
آنگاه از آن نطفه، لخته خونى آفريديم و از آن لخته خون، پارهگوشتى و از آن پارهگوشت، استخوانها آفريديم و استخوانها را به گوشت پوشانيديم؛ بار ديگر او را آفرينشى ديگر داديم. در خور تعظيم است خداوند، آن بهترين آفرينندگان.
آنگاه نطفه را علقه و علقه را گوشت پاره و باز آن گوشت را استخوان ساختیم و سپس بر استخوانها گوشت پوشانیدیم (و پیکری کامل کردیم) پس از آن (به دمیدن روح پاک مجرد) خلقتی دیگرش انشا نمودیم؛ آفرین بر (قدرت کامل) خدای که بهترین آفرینندگان است.
سپس شما [پس از طی مراحل زندگی] قطعاً خواهید مُرد.
و بعد از اين همه شما خواهيد مُرد.
باز شما آدمیان همه خواهید مرد.
آنگاه بیتردید، در روز قیامت برانگیخته میشوید.
باز در روز قيامت زنده مىگرديد.
و آنگاه روز قیامت به یقین تمام مبعوث خواهید شد.
و به یقین، ما بر فرازتان هفت آسمان آفریدیم و [هرگز] از مخلوقات [خود] غافل نبودهایم.
و بر فراز سرتان هفت آسمان بيافريديم، حال آنكه از اين مخلوق غافل نبودهايم.
و همانا مافوق شما (خاکیان) هفت آسمان (عالم پاک) را فراز یکدیگر آفریدیم و لحظهای از توجه به خلق غافل نبوده و نخواهیم بود.
و از آسمان به اندازهای معیّن [برای نیاز مخلوقات] آبی فرستادیم و آن را در زمین جای دادیم؛ و قطعاً برای از بین بردنش [نیز] کاملاً تواناییم.
و از آسمان به اندازه نياز آب فرستاديم و آن را در زمين جاى داديم و ما بر نابودكردنش توانا هستيم.
و ما آب را به قدر معین از آسمان نازل و در زمین ساکن ساختیم و محققا بر بردن و نابود ساختن آن نیز قادریم.
سپس توسط آن [آب] باغهایی از درختان خرما و انگور برایتان پدید آوردیم که در آن [باغها،] میوههای بسیاری برای شماست و از آن [محصولات] میخورید.
با آن آب برايتان بوستانهايى از خرما و انگور پديد آورديم. شما را در آن باغها ميوههاى بسيارى است كه از آنها مىخوريد.
آنگاه ما به آن آب برای شما باغها و نخلستانهای خرما و انگور ایجاد کردیم که شما را در آنها میوههای گوناگون بسیاری است که از آن تناول میکنید.
و درختى [آفریدیم] كه از طور سینا برمىآید و روغن [زیتون] مىدهد و خورشى براى خورندگان است.
و درختى است كه در طور سينا مىرويد. روغن مىدهد و آن روغن براى خورندگان، نان خورشى است.
و نیز درختی که از طور سینا برآید و روغن زیت بار آورد و نان خورش مردم گردد.
و بیتردید، در [وجود] چهارپایان عبرتى [از قدرت الله] برایتان است: از آنچه در شكم آنهاست به شما [شیر] مىنوشانیم و در [وجود] آنها سودهای بسیاری برایتان وجود دارد و از [گوشت] آنها مىخورید.
شما را در چارپايان عبرتى است. از شيرى كه در شكمشان هست سيرابتان مىكنيم و از آنها سودهاى بسيار مىبريد و از آنها مىخوريد.
و بیشک برای شما در (مطالعه حال) چهارپایان و حیوانات اهلی عبرت خواهد بود که از شیر آنها به شما میآشامانیم و در آنها برای شما منافع بسیاری است (مانند فرشها و لباسها و اثاثیه و باربری و فواید بسیار دیگر) و از گوشت آنها نیز تناول میکنید.
[در خشكى] بر آنها و [در آب] بر کشتیها سوار میشوید.
و بر آنها و بر كشتيها سوار مىشويد.
و بر آن چهارپایان و نیز بر کشتیها سوار میشوید.
و بیتردید، ما نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ [به آنان] گفت: «ای قوم من، الله را عبادت کنید [که] جز او معبودی [بهحق] ندارید. آیا پروا نمیکنید؟»
هر آينه نوح را بر قومش فرستاديم. گفت: اى قوم من، خداى يكتا را بپرستيد. شما را خداوندى جز او نيست. آيا پروا نمىكنيد؟
و همانا ما پیغمبر خود نوح را (به رسالت) به سوی امتش فرستادیم. نوح به قوم خود گفت که خدا را پرستید که جز آن ذات یکتا شما را خدایی نیست، آیا شما مردم خداترس و باتقوا نمیشوید؟
اما اشراف و بزرگان قومش که کفر ورزیده بودند گفتند: «این [مرد کسی] نیست مگر بشری همچون شما [که] میخواهد بر شما برتری جوید. اگر الله میخواست [رسولی بفرستد]، فرشتگانی [به سویتان] نازل میکرد. ما این [سخن] را [که نوح میگوید] در میان نیاکان خود نشنیدهایم.
مهتران قومش كه كافر بودند، گفتند: اين مرد انسانى است همانند شما، مىخواهد بر شما برترى جويد. اگر خدا مىخواست فرشتگانى را مىفرستاد. ما هرگز چنين چيزى در روزگار نياكانمان نشنيدهايم.
اشراف قوم او که کافر شدند (به مردم) گفتند که این شخص جز آنکه بشری است مانند شما که میخواهد بر شما برتری یابد فضیلت دیگری ندارد و اگر خدا میخواست (رسول بر بشر بفرستد) همانا از جنس فرشتگان میفرستاد، ما این سخنانی که این شخص میگوید در میان پدران پیشین خود هیچ نشنیدهایم.
او مرد دیوانهای بیش نیست؛ پس تا مدتی منتظر باشید [که یا دروغش آشکار گردد و دست از دعوتش بردارد یا مرگش فرارسد]».
او مرد ديوانهاى بيش نيست. يكچند بر او صبر كنيد.
این شخص جز مردی دیوانه به شمار نیست، پس باید تا مدتی با او (مدارا کنید و) انتظار برید (تا یا از مرض جنون بهبود یابد یا بمیرد).
[نوح] گفت: «پروردگارا، مرا در برابر تکذیب آنان یاری کن».
گفت: اى پروردگار من، اكنون كه مرا تكذيب مىكنند، ياريم كن.
نوح عرض کرد: خدایا، تو مرا بر اینان که تکذیب من کردند یاری فرما.
به او وحی کردیدم: «کشتی را تحت نظرِ ما و به وحی ما بساز و هنگامی که فرمان [عذاب] ما فرارسید و [به نشانۀ رسیدنِ طوفان، آب از] تنور جوشید، از هر نوع [حیوان،] یک جفت [نر و ماده] در کشتی سوار کن و خانوادهات را [نیز همراه خود ببر] مگر کسانی که پیشتر وعده[ی هلاکت] بر آنان مقرر شده است و دربارۀ [نجاتِ] کسانی که ستم کردهاند با من سخن نگو؛ [چرا که] آنان حتماً غرق خواهند شد.
به او وحى كرديم كه كشتى را در حضور ما و به الهام ما بساز. و چون فرمان ما در رسيد و آب از تنور بيرون زد از هر جنسى دو تا و نيز كسان خود را به آن ببر. مگر آن كس كه پيش از اين در باره او سخن رفته است. و در باره ستمكاران با من سخن مگوى كه آنها همه غرقهشدگانند.
ما هم به او وحی کردیم که در حضور ما و به وحی و دستور ما به ساختن کشتی پرداز، تا آنگاه که فرمان (طوفان از جانب) ما آمد و آب از تنور فوران کرد پس در آن کشتی با خود از هر نوع جفتی (نر و ماده) همراه بر و اهل بیت خود را هم جز آن کس که در علم ازلی ما هلاک او گذشته (یعنی زن و فرزند نااهلت را) تمام به کشتی بنشان، و به شفاعت ستمکاران با من سخن مگو، که البته آنها باید همه غرق شوند.
هنگامی که تو و همراهانت بر کشتی سوار شدید بگو: "سپاس مخصوص الله است که ما را از [چنگ] گروه ستمکار نجات داد"».
چون خود و همراهانت به كشتى نشستيد، بگو: سپاس خدايى را كه ما را از مردم ستمكاره رهايى بخشيد.
پس چون با همراهانت در کشتی نشستی بگو: ستایش خدای را که ما را از (ظلم) ستمکاران نجات داد.
و [نیز] بگو: «پروردگارا، ما را در منزلگاهی پربرکت فرود آور که تو بهترین فرودآورندهای».
و بگو: اى پروردگار من، مرا فرود آور در جايگاهى مبارك، كه تو بهترين راهبرانى.
و باز بگو: پروردگارا، مرا به منزلی مبارک فرود آور که تو بهترین کسی هستی که به منزل خیر و سعادت توانی فرود آورد.
بیتردید در این [ماجرا] نشانههایی [از قدرت الله در نجات مؤمنان و عذاب کافران] است و یقیناً ما آزمایشگر [ایمان و کفرِ مردم] بودهایم؛
در اين داستان عبرتها و پندهاست، و ما تنها آزمايندگانى بوديم.
همانا در این حکایت آیت و عبرتهاست و البته ما (بندگان را به اینگونه حوادث) آزمایش کنندهایم.
آنگاه گروه دیگری را پس از آنان پدید آوردیم؛
و بعد از آنها مردمى ديگر بيافريديم.
پس از هلاک قوم نوح باز قوم دیگری ایجاد کردیم.
و پیامبری از خودشان در [میان] آنان فرستادیم [تا بگوید]: «الله را عبادت کنید [که] جز او معبودی [بهحق] ندارید. آیا پروا نمیکنید؟»
و از خودشان به ميانشان پيامبرى فرستاديم كه: خداى يكتا را بپرستيد، شما را خدايى جز او نيست. آيا پروا نمىكنيد؟
و در میان آن قوم باز رسولی از خودشان (یعنی هود را) فرستادیم که خدای یکتا را پرستش کنید که جز او شما را خدایی نیست، آیا خداترس و باتقوا نمیشوید؟
گروهی از اشراف و بزرگان قومش که کفر ورزیده بودند و دیدار آخرت را دروغ میانگاشتند و در زندگی دنیا نعمت و آسایش به آنان داده بودیم، گفتند: «این [مرد کسی] نیست مگر بشری همچون شما؛ از آنچه [شما] میخورید [او نیز] میخورد و از آنچه که شما مینوشید [او نیز] مینوشد [پس مزیّتی ندارد که پیامبر باشد].
گروهى از مهتران قومش كه كافر بودند و ديدار آخرت را دروغ مىشمردند و در اين دنيايشان عيش و نعمت داده بوديم، گفتند: اين مرد انسانى است همانند شما؛ از آنچه مىخوريد مىخورد و از آنچه مىآشاميد مىآشامد.
و باز اشراف و اعیان قوم وی که کافر شدند و عالم آخرت را تکذیب کردند و ما متنعّمشان در حیات دنیا کرده بودیم (به مردم) گفتند که این شخص بشری مانند شما بیش نیست که از هر چه شما بشر میخورید و میآشامید او هم میخورد و میآشامد.
و اگر از بشری همچون خود اطاعت کنید، در آن صورت، یقیناً زیانکارید.
و اگر از انسانى همانند خود اطاعت كنيد، زيان كردهايد.
و شما مردم اگر بشری مانند خود را اطاعت کنید بسیار زیانکار خواهید بود.
آیا او به شما وعده میدهد که وقتی مردید و خاک و استخوان شدید، [در قیامت از گور] بیرون آورده میشوید؟
آيا به شما وعده مىدهد كه چون مرديد و خاك و استخوان شديد، شما را از گور بيرون مىآورند؟
آیا به شما نوید میدهد که پس از آنکه مردید و استخوانهای شما هم پوسید و خاک شد باز (از گور) بیرونتان آرند؟!
آنچه به شما وعده میدهد، چه دور است، چه دور!
اين وعدهاى كه به شما داده شده بعيد است، بعيد.
هیهات، هیهات که این وعدهها که به شما میدهند راست باشد!
[زندگانی] جز همین زندگی دنیای ما نیست؛ و [گروهى] مىمیریم و [و گروهى به جاى آنها] زنده مىشویم و هرگز [پس از مرگ] برانگیخته نخواهیم شد.
جز همين زندگانى دنيوى ما هيچ نيست، به دنيا مىآييم و مىميريم و ديگربار زنده نمىشويم.
زندگانی جز این چند روزه حیات دنیایمان بیش نیست که زنده شده و خواهیم مرد و دیگر هرگز برانگیخته نخواهیم شد.
او [کسی] نیست مگر مردی که بر الله دروغ میبندد و ما به او ایمان نمیآوریم».
اين مردى است كه به خداى يكتا دروغ مىبندد و ما به او ايمان نمىآوريم.
و این شخص جز آنکه مردی است که دروغ و افترا بر خدا میبندد هیچ مزیّت ندارد و ما هرگز به او ایمان نخواهیم آورد.
[پیامبرشان] گفت: «پروردگارا، مرا در برابر تکذیب آنان یاری کن».
گفت: اى پروردگار من، اكنون كه تكذيبم مىكنند، ياريم كن.
آن رسول هم عرض کرد: خدایا، مرا بر این قوم که تکذیب من کردند یاری فرما.
[الله] فرمود: «پس از اندک زمانی، [از کار خود] سخت پشیمان میشوند».
گفت: به همين زودى از كرده پشيمان مىشوند.
خدا فرمود: اندک زمانی نگذرد که این قوم سخت پشیمان خواهند شد.
پس بانگی [مرگبار] آنان را بهحق فروگرفت و آنان را [همچون] خس و خاشاک [روی سیل] نمودیم؛ پس قوم ستمکار [از رحمت الله] دور باد!
پس به حق، بانگى سخت آنان را فرو گرفت. مانند گياه خشكشان كرديم. اى، نصيب مردم ستمكاره دورى از رحمت خدا باد.
تا آنگاه که صیحه و بانگ آسمانی (عذاب) آنها را بگرفت و ما آنان را خار و خاشاک بیابان ساختیم، که ستمکاران را (از رحمت الهی) دوری باد.
سپس بعد از آنان نسلهایی دیگر پدید آوردیم.
و بعد از آنها مردمى ديگر بيافريديم.
پس از هلاک اینان باز اقوامی دیگر پدید آوردیم.
هیچ امتی نه از اجل [معینِ] خود پیشی میگیرد و نه تأخیر میکند.
هيچ ملتى از اجل خود نه پيش مىافتد و نه تأخير مىكند.
هیچ قومی از اجل خود پس و پیش نخواهند افتاد.
سپس پیامبران خود را پیاپی فرستادیم. هر گاه پیامبری برای [هدایت] امتی میآمد، او را دروغگو میانگاشتند؛ [ما نیز] آنان را یکی پس از دیگری هلاک کردیم و آنان را داستانها[ی عبرتآموزی برای آیندگان] قرار دادیم. پس نابود باد قومی که ایمان نمیآورند!
سپس پىدرپى پيامبران خود را فرستاديم. هر بار كه پيامبرى بر ملتى آمد تكذيبش كردند و ما نيز آنها را از پس يكديگر به هلاكت رسانيديم و آنان را داستانها كرديم. اى، نصيب مردمى كه ايمان نمىآورند دورى از رحمت خدا باد.
سپس پیغمبران خود را پی در پی فرستادیم و هر قومی که رسول بر آنها آمد آن رسول را تکذیب و انکار کردند، ما هم آنها را از پی یکدیگر همه را هلاک کردیم و داستانهای هلاک آن اقوام را عبرت دیگران ساختیم، که قوم بیایمان را (از رحمت خدا) دوری باد.
سپس موسی و برادرش هارون را با آیات [نُهگانۀ] خویش و دلایل آشکار فرستادیم
آنگاه موسى و برادرش هارون را با آيات خود و دلايل روشن فرستاديم؛
آنگاه موسی و برادرش هارون را فرستادیم با آیات و معجزات خود و حجّت روشن.
به سوی فرعون و اشراف [قوم] او؛ و[لی] آنان گردنکشی کردند و گروهی برتریخواه بودند.
نزد فرعون و مهتران قومش. پس گردنكشى كردند كه مردمى برترى جوى بودند،
به سوی فرعون و اشراف قومش، آنها هم تکبر و نخوت کردند، زیرا آنان مردمی متکبّر و سرکش بودند.
و گفتند: «آیا به دو انسان مانند خود ایمان بیاوریم، حال آنکه قومشان بردگان ما هستند؟»
و گفتند: آيا به دو انسان كه همانند ما هستند و قومشان بندگان ما بودند، ايمان بياوريم؟
از این رو گفتند: چرا ما به دو بشر مثل خودمان ایمان آریم در صورتی که طایفه این دو مرد ما را اطاعت و بندگی میکنند؟
پس آن دو را دروغگو انگاشتند [و] سرانجام هلاک شدند.
آنها را تكذيب كردند و خويشتن به هلاكت افكندند.
پس موسی و هارون را تکذیب کرده و بدین سبب همه هلاک شدند.
و بیتردید، به موسی کتاب [تورات] دادیم؛ باشد که [بنیاسرائیل] هدایت شوند.
هر آينه ما به موسى كتاب داديم، باشد كه هدايت شوند.
و همانا ما به موسی کتاب تورات را فرستادیم، باشد که آنها هدایت شوند.
و پسر مریم و مادرش را نشانهای [از قدرت الهی] قرار دادیم و آنان را در مکان بلند و همواری که دارای امنیت و آبی [زلال و] جاری بود جای دادیم.
و پسر مريم و مادرش را آيتى ساختيم و آن دو را بر بلند جايى كه قرار گاهى و آب روان داشت جاى داديم.
و ما پسر مریم و مادرش را آیت و معجزه بزرگ گردانیدیم و هر دو را به سرزمین بلندی که آنجا مکانی هموار و چشمهسار بود (شام و بیت المقدس) منزل دادیم.
ای پیامبران، از [غذاهای] پاکیزه بخورید و کار شایسته انجام دهید. یقیناً من از آنچه انجام میدهید آگاهم.
اى پيامبران، از چيزهاى پاكيزه و خوش بخوريد و كارهاى شايسته كنيد كه من به كارهايى كه مىكنيد آگاهم.
ای رسولان، از غذاهای پاکیزه (حلال) تناول کنید و به نیکوکاری و اعمال صالح پردازید که من به هر چه میکنید آگاهم.
و در حقیقت، این دین شما، دینی واحد [به نام اسلام] است و من پروردگارتان هستم؛ پس از من پروا کنید.
هر آينه اين دين شما دينى است واحد، و من پروردگار شمايم؛ از من بترسيد.
و این مردم همه یک دین و متفق الکلمه یک امت شمایند و من یگانه خدای شما هستم، پس از من بترسید.
اما [پیروانشان اختلاف کردند و] در امر [دین]شان میان خود پراکنده و گروهگروه شدند [و] هر گروهی به آنچه نزدشان است دلخوشند [چرا که خود را بر حق و دیگران را بر باطل میدانند].
پس دين خود را فرقهفرقه كردند و هر فرقهاى به روشى كه برگزيده بود دلخوش بود.
آنگاه مردم (با وجود این سفارش خدا) امر (دین) خود را پاره پاره کردند (و در آیین، فرقه فرقه شدند) و هر گروهی به آنچه نزد خود پسندیدند دلخوش گشتند.
[ای پیامبر،] آنان را تا وقتی [که عذاب فرامیرسد] در جهل و نادانیشان رها کن.
آنان را تا چندى در گمراهيشان رها كن.
پس بگذار که این بیخبران در جهل و غفلت خود به سر برند تا هنگامی معین (که روز مرگ و قیامت باشد).
آیا گمان میکنند اموال و فرزندانی که به آنان میدهیم [به این هدف است که،]
آيا مىپندارند كه آن مال و فرزند كه ارزانيشان مىداريم،
آیا این مردم کافر میپندارند این که ما آنها را مدد به مال و فرزندان میکنیم،
شتابان نیکیها را به آنان برسانیم؟ [نه، هرگز چنین نیست؛] بلکه آنان نمیفهمند [که این وسیله امتحانشان است].
براى آن است كه مىكوشيم خيرى به آنها برسانيم؟ نه، كه آنان در نمىيابند.
برای آن است که میخواهیم در حق ایشان مساعدت و تعجیل به خیرات دنیا کنیم؟ (نه چنین است) بلکه (برای امتحان است و) آنها نمیفهمند.
کسانی که از بیم پروردگارشان ترسانند
آنهايى كه از خوف پروردگارشان لرزانند،
همانا آن مؤمنانی که از خوف خدا ترسان و هراسانند.
و کسانی که به آیات پروردگارشان ایمان میآورند
و آنهايى كه به آيات پروردگارشان ايمان مىآورند،
و آنان که به آیات خدای خود ایمان میآورند.
و کسانی که به پروردگارشان شرک نمیورزند
و آنهايى كه به پروردگارشان شرك نمىآورند،
و آنان که هرگز به پروردگارشان مشرک نمیشوند.
و کسانی که در انجام کارهای خیر میکوشند و از اینکه به سوی پروردگار خویش بازمیگردند دلهایشان هراسان است [از اینکه مبادا کارهای نیکشان قبول نشود].
و آنهايى كه همه آنچه را بايد ادا كنند، ادا مىكنند و باز هم دلهايشان ترسان است كه بايد نزد پروردگارشان باز گردند،
و آنان که آنچه وظیفه بندگی و ایمان است به جای آورده و باز از این که (روزی) به خدای خود رجوع میکنند دلهاشان ترسان است.
اینان در نیکیها شتاب میکنند و در انجام آن [از یکدیگر] پیشی میگیرند.
اينان هستند كه به كارهاى نيك مىشتابند و در آن بر يكديگر سبقت مىجويند.
چنین بندگانی تعجیل در خیرات میکنند و اینان هستند که به کارهای نیکو سبقت میجویند.
و [ما] به هیچ کس جز به اندازۀ توانش تکلیف نمیکنیم و نزد ما کتابی است که [دربارۀ اعمال بندگان] بهحق سخن میگوید و به آنان ستم نمیشود.
بر هيچ كس جز به اندازه توانش تكليف نمىكنيم. و نزد ما كتابى است كه به حق سخن مىگويد. و بر آنها ستمى نمىرود.
و ما هیچ نفسی را بیش از وسع و توانایی او تکلیف نمیکنیم و نزد ما کتابی است (از لوح محفوظ الهی) که آن کتاب سخن به حق گوید و به هیچ کس هرگز ستم نخواهد شد.
[نه،] بلكه دلهایشان از این [کتاب] در غفلت است و آنان جز این [گناه کفر،] کارهایی [دیگر نیز] انجام مىدهند.
نه، دلهايشان از اين سخن در پرده غفلت است. و آنها را كارهايى است جز اين كارها، كه مىكنند.
بلکه دلهای کافران از این (کتاب حق) در جهل و غفلت است و اعمالی که این کافران عامل آنند غیر اعمال آن اهل ایمان است (که در آیات سابق ذکر شد).
تا هنگامی که ثروتمندانشان را به عذاب گرفتار کنیم، ناگهان فریادِ زاری سر میدهند.
تا آنگاه كه ناز پروردگانشان را به عذاب گرفتار كنيم و ناله سر دهند.
(این کافران به همین کردار بد مشغولند) تا آنگاه که ما متنعّمان آنها را به عذاب بگیریم در آن حال فریاد آنها بلند شود.
[به آنان گفته میشود:] «امروز ناله و زاری نکنید [که] هرگز از سوی ما یاری نخواهید شد.
امروز ناله سر مدهيد كه شما را از عذاب ما كس نرهاند.
(و ما فرماییم که) امروز فریاد مکنید، که از ما به شما هیچ مدد و یاری نخواهد رسید.
بیتردید، آیات من پیوسته بر شما خوانده میشد؛ ولی [از حق] روی میگرداندید.
آيات من برايتان خوانده مىشد و شما نمىپذيرفتيد و پسپس مىرفتيد.
زیرا همانا آیات من بر شما تلاوت میشد و شما واپس میرفتید (و بر کفر میافزودید).
در حالی که در برابرش تکبر میکردید [و در مجالس شبانۀ خود] به بدگویی میپرداختید.
بر آن نخوت مىفروختيد و شب هنگام در افسانهسرايى ناسزا مىگفتيد.
در حالتی که به هذیان و افسانههای شبانه خود (از شنیدن کلام خدا) تکبر و دوری میکردید.
آیا آنان در این گفتار [= قرآن] نیندیشیدهاند یا [مگر] چیزی برایشان آمده که برای نیاکانشان نیامده است؟
آيا در اين سخن نمىانديشند يا براى آنها چيزى نازل شده كه براى نياكانشان نازل نشده بود؟
آیا در این سخن (خدا و قرآن بزرگ) فکر و اندیشه نمیکنند (تا حقانیت آن را درک کنند) یا آنکه کتاب و رسول تنها بر اینان آمده و بر پدران پیشین آنها نیامده؟
یا پیامبرشان را [به خوبی] نشناختهاند و [از این روست که] او را انکار میکنند؟
يا آنكه پيامبرشان را نشناختهاند كه انكارش مىكنند؟
یا آنکه اینان رسول خود را نشناختهاند که او را انکار و تکذیب میکنند.
یا میگویند او جنون دارد؟ [نه، چنین نیست؛] بلکه [او دینِ] حق را برایشان آورده است؛ [ولی] بیشتر آنان [از روی حسادت و تعصبی که به باطل خویش دارند] حق را نمیپسندند [و از آن به خشم میآیند].
يا مىگويند كه ديوانه است؟ نه، پيامبرشان با دين حق بر آنها مبعوث شد، ولى بيشترينشان از حق كراهت دارند.
یا آنکه میگویند که این رسول را جنونی عارض شده (که دعوی رسالت میکند)؟ (چنین نیست) بلکه دین حق را بر آنها آورده و لیکن اکثر آنها از حق روگردان و متنفرند.
اگر الله از هوسهای آنان پیروی کند [و امورِ هستی به میلِ کافران اداره شود]، آسمانها و زمین و هر کس [و هر چه] در آنهاست تباه میگردد؛ بلکه پندشان [= قرآن] را برای آنان آوردهایم [که مایۀ عزت و شرفشان است]؛ ولی آنان از پندشان رویگردانند.
اگر حق از پى هوسهايشان مىرفت، آسمانها و زمين و هر كه در آنهاست تباه مىشد. ولى ما اندرزشان فرستاديم و آنها از اندرزشان رويگردان شدند.
و اگر حق تابع هوای نفس آنان شود همانا آسمانها و زمین و هر که در آنهاست فاسد خواهد شد. (و کافران از جهل نسبت جنون به رسول ما دادند؛ چنین نیست) بلکه ما اندرز قرآن بزرگ را بر آنها فرستادیم و آنان از این اندرز خود اعراض کنند.
[ای پیامبر،] آیا تو از آنان [برای تبلیغ دین] پاداشی میطلبی؟ و حال آنکه پاداش پروردگارت [بسی] بهتر است و او بهترین روزیدهنده است.
يا تو از آنها مزدى مىطلبى؟ مزد پروردگارت بهتر است، كه او بهترين روزىدهندگان است.
مگر تو از این امت خرج و مزد رسالت میخواهی؟ (هرگز!) مزدی که خدا به تو دهد (از هر چیز) بهتر است، که خدا بهترین روزی دهنده است.
و بیتردید، تو آنان را به راهی راست دعوت میکنی.
هر آينه تو به راه راستشان مىخوانى.
و البته تو خلق را به راه راست میخوانی.
کسانی که به آخرت ایمان ندارند قطعاً از این راه [راست،] منحرف شدهاند.
و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند از راه راست منحرفند.
و لیکن آنان که به آخرت ایمان نمیآورند از آن راه راست برمیگردند.
اگر به آنان رحم کنیم و بلا و رنجی را که [از قحطی و گرسنگی] دیدهاند از آنان برطرف سازیم، بر سرکشی [و گمراهیِ] خویش پافشاری میکنند [و همچنان] به بیراهه میروند.
اگر بر آنها رحمت مىآورديم و آزارى را كه بدان گرفتارند از آنها دور مىساختيم، باز هم همچنان با سرسختى در طغيان خويش سرگشته مىماندند.
و اگر ما با آنها مهربانی کرده و هر گونه الم و رنج و عذابی که دارند برطرف سازیم آنها سختتر در طغیان و سرکشی خود فرو میروند.
در حقیقت، [ما] آنان را به عذاب [و بلا] گرفتار ساختیم [تا بیدار شوند]؛ اما در برابر پروردگارشان فروتنی ننمودند و [به درگاهش تضرع و] زاری نکردند.
به عذاب گرفتارشان كرديم. پس در مقابل پروردگارشان نه فروتنى كردند و نه تضرع.
و همانا ما آنها را به عذاب سخت گرفتار کردیم و باز آن کافران به تضرع و توبه و ناله رو به درگاه خدای خود نیاوردند.
[آنان پیوسته چنین هستند] تا آنگاه که دری از عذابِ سخت بر آنان میگشاییم [و چنان گرفتار شوند] که [از همه جا] مأیوس گردند.
تا آنگاه كه درى از عذاب سخت بر رويشان گشوديم، چنان كه از همه جا نوميد گشتند.
تا آنکه بر آنها دری از بلا و عذاب سخت گشودیم که دیگر ناگاه در آن عذاب (از هر سو) نومید شدند.
[ای منکرانِ قیامت،] الله ذاتی است که گوش و چشم و دل برایتان پدید آورد. چه اندک سپاس میگزارید!
و اوست آن خدايى كه برايتان گوش و چشم و دل بيافريد. چه اندك سپاس مىگزاريد.
و اوست خدایی که برای شما گوش و چشمها و قلبها آفرید (ولی) عده بسیار کمی از شما شکر او به جای میآورید.
و او تعالی است که شما را در زمین [آفرید و] پراکنده کرد و [روز قیامت] به سوی او جمع میشوید.
اوست آن خدايى كه شما را در روى زمين پديد آورد و همه نزد او گرد آورده مىشويد.
و اوست خدایی که شما را در زمین پدید آورد و باز (روز قیامت) رجوع و حشر شما به سوی او خواهد بود.
و اوست که زنده میکند و میمیراند و گردشِ شب و روز از [تدبیرِ] اوست. آیا نمیاندیشید؟
و اوست آن خدايى كه زنده مىكند و مىميراند و آمدوشد شب و روز از آن اوست. چرا تعقل نمىكنيد؟
و اوست خدایی که زنده گرداند و بمیراند و اختلاف و حرکت شب و روز به امر اوست، آیا شما عقل خود را کار نمیبندید (تا خداشناس شوید و اطاعت امر او کنید).
[چنین نکردند؛] بلكه آنان نیز همان [سخنانی را] گفتند كه پیشینیان مىگفتند.
نه، آنها نيز همان سخنان گفتند كه پيشينيان مىگفتند:
بلکه این مردم کافر هم همان سخن کافران پیشین را گفتند.
گفتند: «آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوان شدیم، برانگیخته خواهیم شد؟
گفتند: آيا اگر ما بميريم و خاك و استخوان شويم باز هم زنده مىشويم؟
که گفتند: از کجا که چون ما مردیم و استخوانی پوسیده و خاک شدیم باز مبعوث و زنده شویم؟!
بیتردید، این وعده را پیش از این نیز به ما و نیاکانمان دادهاند. این [سخن، چیزی] نیست مگر [دروغها و] افسانههای [خیالی] پیشینیان».
به ما و پدرانمان نيز پيش از اين چنين وعدههايى داده شده بود. اينها چيزى جز افسانههاى پيشينيان نيست.
از این وعدهها بسیار به ما و پیش از این به پدران ما داده شد ولی اینها جز افسانههای پیشینیان نیست.
[ای پیامبر، به منکرانِ معاد] بگو: «اگر میدانید، [بگویید] زمین و هر کس در آن است از آنِ کیست؟»
بگو: اگر مىدانيد، اين زمين و هر كه در آن است از آن كيست؟
بگو که زمین و هر کس که در او موجود است از کیست اگر شما فهم و دانش دارید؟
خواهند گفت: «[همه] از آنِ الله است». بگو: «پس آیا پند نمیگیرید؟»
خواهند گفت: از آن خدا. بگو: آيا پند نمىگيريد؟
البته جواب خواهند داد که از خداست، بگو: پس چرا متذکر (قدرت خدا) نمیشوید (تا به عالم آخرت ایمان آرید).
بگو: «پروردگارِ هفت آسمان و پروردگار عرش بزرگ کیست؟»
بگو: كيست پروردگار آسمانهاى هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ؟
باز به آنها بگو: پروردگار آسمانهای هفتگانه و خداوند عرش بزرگ کیست؟
خواهند گفت: «[همه] از آنِ الله است». بگو: «پس آیا [از الله] پروا نمیکنید؟»
خواهند گفت: خدا. بگو: آيا پروا نمىكنيد؟
البته باز جواب دهند که آنها از خداست، بگو: پس چرا متقی و خداترس نمیشوید؟
بگو: «اگر میدانید، [بگویید] فرمانرواییِ همه چیز به دست کیست؟ و [کیست که] پناه میدهد و کسی در برابر [عذابِ] او پناهداده نمیشود؟»
بگو: اگر مىدانيد، ملكوت همه چيزها به دست كيست؟ كيست آن كه به همه كس پناه دهد و كسى را از او پناه نيست؟
باز بگو: آن کیست که (ملک و) ملکوت همه عالم به دست اوست و او به همه پناه دهد و از همه حمایت کند ولی از (عذاب) او کسی پناه نتواند داد؟ اگر میدانید (کیست باز گویید).
خواهند گفت: «[فرمانرواییِ همه چیز،] از آنِ الله است». بگو: «پس چگونه افسون میشوید [و نمیاندیشید]؟»
خواهند گفت: خدا. بگو: پس چرا فريب مىخوريد؟
محققا خواهند گفت که اینها همه از خداست. بگو: پس چرا به فریب و فسون مفتون میشوید؟ (و از خدا غافل میگردید؟)
[چنین نیست که کافران گمان میکنند] بلکه ما حق را برایشان آوردیم و یقیناً آنان دروغگو هستند.
نه، ما برايشان سخن راست فرستاديم و آنان دروغ مىگويند.
بلکه ما حق را به ایشان فرستادیم و آنها دروغ میگویند.
الله هرگز فرزندی برنگزیده است و هیچ معبودی با او نیست. [اگر چنین بود،] آنگاه هر معبودی آنچه را آفریده بود [با خود] میبُرد و مسلماً برخی بر برخی دیگر برتری میجستند [و نظامِ هستی تباه میگشت]. الله از آنچه [مشرکان] توصیف میکنند، منزّه است.
خدا هيچ فرزندى ندارد و هيچ خدايى با او نيست. اگر چنين مىبود، هر خدايى با آفريدگان خود به يك سو مىكشيد و بر يكديگر برترى مىجستند. خدا از آن گونه كه او را وصف مىكنند، منزه است.
خدا هرگز فرزندی اتخاذ نکرده و هرگز خدایی با او شریک نبوده، که اگر شریکی بود در این صورت هر خدایی مخلوق خود را به سویی بردی (و نظم وحدانی عالم از هم گسیختی) و بعضی از خدایان بر بعضی دیگر علو و برتری جستی! خدا از آنچه مشرکان گویند پاک و منزه است.
او دانای نهان و آشکار است و از چیزهایی که با [وی] شریک میسازند برتر است.
داناى نهان و آشكارا، از هر چه شريك او مىسازند برتر است.
او دانا به عالم غیب و شهود است و ذات پاکش از شرک و شریک که برایش آرند برتر و والاتر است.
بگو: «پروردگارا، اگر آن [عذابی] را که به آنان وعده داده میشود به من نشان میدهی [که شاهدش باشم]،
بگو: اى پروردگار من، كاش چيزى را كه به آنان وعده داده شده به من مىنماياندى.
بگو: بارالها، اگر وعدههای عذاب این کافران را به من بنمایانی،
مرا در این [عذابها، در کنارِ این] گروه ستمکار قرار نده».
پس اى پروردگار من، مرا در زمره ستمكاران قرار مده.
پس مرا در میان قوم ستمکار وامگذار.
و قطعاً ما تواناییم که آنچه را به آنان وعده میدهیم، به تو نشان دهیم.
و ما اگر بخواهيم كه آنچه را به آنان وعده دادهايم، تو را بنمايانيم، مى توانيم.
و البته ما قادریم عذابی را که به کافران وعده میدهیم به تو بنمایانیم.
[ای پیامبر،] بدی را به شیوهای که بهتر است، دفع کن [و ببخش و شکیبا باش]. ما به آنچه [مشرکان دربارۀ تو] توصیف میکنند، داناتریم.
سخن بد آنان را به هر نيكوترت مىآيد پاسخ گوى. ما به سخن آنان آگاهتر هستيم.
تو آزار و بدیهای امت را به آنچه نیکوتر است دفع کن ما (جزای) گفتار آنها را بهتر میدانیم.
و بگو: «پروردگارا، من از وسوسههای شیاطین به تو پناه میبرم.
بگو: اى پروردگار من، از وسوسههاى شيطان به تو پناه مىآورم.
و بگو: بارالها، من از وسوسه و فریب شیاطین (انس و جن) به تو پناه میآورم.
و پروردگارا، از اینکه آنها نزد من حاضر شوند [نیز] به تو پناه میبرم».
و به تو پناه مىآورم، اى پروردگار من، اگر نزد من حاضر آيند.
و هم به تو پناه میبرم بار خدایا از آنکه شیاطین به مجلسم حضور به هم رسانند (و مرا از یاد تو غافل سازند).
[کافران پیوسته بر عقیدۀ باطلشان هستند] تا هنگامی که مرگ یکی از آنان فرارسد [آنگاه در حالی که] نزد پروردگار [خود ناله و زاری میکند، به فرشتگان] میگوید: «مرا [به دنیا] بازگردانید.
چون يكيشان را مرگ فرارسد، گويد: اى پروردگار من، مرا بازگردان.
(کافران در جهل و غفلتند) تا آن گاه که وقت مرگ هر یک از آنها فرا رسد، در آن حال گوید: بارالها، مرا به دنیا بازگردانید.
شاید در آنچه [کوتاهی نموده و] ترک کردهام، کار شایستهای انجام دهم». هرگز چنین نیست. بیتردید، این فقط سخنی است که او به زبان میگوید [و هرگز رفتارش تغییر نمیکند]؛ و تا روزی که برانگیخته شوند، پشت سرشان برزخی است.
شايد، كارهاى شايستهاى را كه ترك كرده بودم به جاى آورم. هرگز. اين سخنى است كه او مىگويد و پشت سرشان تا روز قيامت مانعى است كه بازگشت نتوانند.
تا شاید به تدارک گذشته عملی صالح به جای آرم. (به او خطاب شود که) هرگز نخواهد شد، این کلمهای است که (از حسرت) همی بگوید (و ثمری نمیبخشد) و در برابر آنها عالم برزخ است تا روزی که برانگیخته شوند.
روزی که در صور دمیده میشود، هیچ یک از [افتخارات خانوادگی و] پیوندهای خویشاوندی میانشان [برقرار] نخواهد بود و [از وحشتِ عذاب] از [حال] یکدیگر نمیپرسند.
چون در صور دميده شود، هيچ خويشاونديى ميانشان نماند و هيچ از حال يكديگر نپرسند.
پس آنگاه که نفخه صور قیامت دمیده شد دیگر نسب و خویشی در میانشان نماند و کسی از کس دیگر حال نپرسد.
و هر کس كفه ميزان [اعمال] وی سنگین باشد، آنان رستگارانند.
آنان كه ترازويشان سنگين باشد، خود، رستگارانند.
پس (در آن روز) هر که اعمالش سنگین و وزین است آنان رستگارانند.
و هر کس كفه ميزان [اعمال] وی سبک باشد، آنانند که به خویش زیان زدهاند [و] در دوزخ جاودانند.
و آنان كه ترازويشان سبك باشد، به خود زيان رسانيدهاند و در جهنم، جاويد ماندگانند.
و هر که اعمالش سبک وزن است آنان کسانی هستند که نفس خویش را در زیان افکنده، به دوزخ مخلد خواهند بود.
آتش چهرههایشان را میسوزانَد و در آنجا عبوس و زشتمنظرند.
آتش چهرههايشان را مىسوزاند و لبانشان آماس كرده و برگشته است.
آتش دوزخ صورتهای آنها را میسوزاند و در جهنم، زشت منظر خواهند زیست.
[به آنان گفته میشود:] «مگر نه این بود كه آیاتم بر شما خوانده مىشد و آنها را دروغ میانگاشتید؟»
آيا آيات من برايتان خوانده نمىشد و آنها را دروغ مىانگاشتيد؟
(و به آنها خطاب شود) آیا آیات من برای شما تلاوت نمیشد؟ و شما تکذیب آیات من میکردید؟
[در پاسخ] میگویند: «پروردگارا، بدبختی بر ما چیره شد و گروهی گمراه بودیم.
گويند: اى پروردگار ما، شوربختيمان بر ما غلبه كرد و ما مردمى گمراه بوديم.
گویند: بارالها (رحم کن که) شقاوت بر ما غلبه کرد و کار ما به گمراهی کشید.
پروردگارا، ما را از این [دوزخ] بیرون آور. اگر [به کفر و نافرمانی] بازگشتیم، قطعاً ستمکاریم».
اى پروردگار ما، ما را از اين آتش بيرون آور. اگر ديگر بار چنان كرديم، از ستمكاران باشيم.
پروردگارا، ما را از جهنم بیرون آر، که اگر دیگر بار عصیان تو کردیم همانا بسیار ستمکار (و محکوم به هر گونه کیفر و عذاب سخت) خواهیم بود.
[الله] میفرماید: «در آن [آتش] گم شوید و با من سخن نگویید.
گويد: در آتش گم شويد و با من سخن مگوييد.
باز به آنان خطاب سخت شود: (ای سگان) دور شوید و به دوزخ درآیید و با من لب از سخن فروبندید.
گروهی از بندگانم میگفتند: "پروردگارا، ایمان آوردیم؛ پس ما را ببخشای و بر ما رحم کن [که] بیتردید، تو بهترین بخشایندهای"؛
آرى، گروهى از بندگان من مىگفتند: اى پروردگار ما، ايمان آورديم؛ ما را بيامرز، و بر ما رحمت آور كه تو بهترين رحمت آورندگانى.
زیرا شمایید که چون طایفهای از بندگان (صالح) من عرض میکردند: بارالها، ما به تو ایمان آوردیم، تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهربانی فرما، که تو بهترین مهربانان هستی.
ولی شما آنان را مسخره میکردید تا جایی که [سرگرمشدن به تمسخرِ آنان] ذکر [و عبادتِ] مرا از یادتان برد و همچنان به آنان میخندیدید.
و شما ريشخندشان مىكرديد، تا ياد مرا از خاطرتان بزدودند. و شما همچنان به آنها مىخنديديد.
در آن وقت (شما کافران) آن بندگان خاص مرا تمسخر میکردید تا آنجا که این سبب شد که مرا به کلی فراموش کردید و بر آن خداپرستان خنده و استهزاء مینمودید.
امروز من آنان را از آن رو كه شكیبایى كردند پاداش مىدهم. آرى، ایشانند كه رستگارانند».
امروز آنها را به خاطر صبرى كه مىكردند پاداش مىدهم. آنها به مراد خود رسيدهاند.
من هم امروز جزای صبر (بر آزار و سخریه شما) را به آن بندگان پاک خود خواهم داد که آنها امروز سعادتمند و رستگاران عالمند.
[الله به دوزخیان] میفرماید: «چند سال در زمین به سر بردید؟»
گويد: به شمار سالها، چه مدت در زمين زيستهايد؟
(آنگاه خدا به کافران) گوید که میدانید شما چند سال در زمین درنگ کردید؟
میگویند: «یک روز، یا بخشی از یک روز را به سر بردیم. از حسابگران [که حساب روز و سال را نگه میدارند] بپرس».
گويند: يك روز يا قسمتى از يك روز. از آنها كه مىشمردند بپرس.
آنها پاسخ دهند که یک روز بود یا یک جزء از روز؛ (اگر ما خطا میگوییم) از شمارندگان (یعنی فرشتگانی که حساب عمر خلق دانند) باز پرس.
[الله] میفرماید: «[آری،] اگر میدانستید، جز اندکی [در دنیا] به سر نبردید».
گويد: اگر آگاهى داشتيد، مىدانستيد كه جز اندكى نزيستهايد.
خدا فرماید: شما اگر (از حال زندگانی خود) آگاه بودید میدانستید که مدت درنگتان در دنیا بسیار اندک بوده است.
آیا پنداشتهاید که شما را بیهوده آفریدهایم و به سوی ما بازگردانده نمیشوید؟
آيا پنداريد كه شما را بيهوده آفريدهايم و شما به نزد ما بازگردانده نمىشويد؟
آیا چنین پنداشتید که ما شما را به عبث و بازیچه آفریدهایم و هرگز به سوی ما بازگردانده نمیشوید؟!
بلندمرتبه [و بزرگ] است الله [که] فرمانروای حق است. هیچ معبودی [بهحق] جز او نیست [و] پروردگارِ عرشِ گرانقدر است.
پس فراتر است خداى يكتا، آن فرمانرواى راستين. هيچ خدايى جز او نيست. پروردگار عرش بزرگوار است.
پس (بدانید که) خدای پادشاه به حق، برتر است (از آنکه از او فعل عبث و بیهوده صادر شود) که هیچ خدایی به جز همان پروردگار عرش مبارک نیست.
و هرکس معبود دیگری با الله بخواند، یقیناً هیچ دلیلی بر [حقانیتِ] آن نخواهد داشت؛ و حسابِ او با پروردگارش خواهد بود. بیتردید، کافران رستگار نمیشوند.
آن كس كه جز خداى يكتا خداى ديگرى را مىخواند كه به حقانيتش هيچ برهانى ندارد، جز اين نيست كه حسابش نزد پروردگارش خواهد بود. و كافران رستگار نمىشوند.
و هر کس غیر خدا کسی دیگر را به الهیت خواند که هیچ دلیلی بر آن ندارد حساب کار او نزد خدای اوست و البته کافران را (در روز کیفر) فلاح و رستگاری نیست.
و [ای پیامبر،] بگو: «پروردگارا، [گناهانم را] ببخشای و رحم کن و تو بهترین رحم کنندگانی».
و بگو: اى پروردگار من، بيامرز و رحمت آور و تو بهترين رحمتآورندگان هستى.
و بگو: بارالها، بیامرز و ببخشای و تو بهترین بخشندگان عالم وجودی.