Skip to content
Text size 100%
Translation comparison

Compare Al-Qamar Quran translations

Compare up to three verified translation editions verse by verse, including editions in two different languages.

Persian editions (choose up to 3)

Changing languages or editions keeps the current surah and verse.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ ٱقْتَرَبَتِ ٱلسَّاعَةُ وَٱنشَقَّ ٱلْقَمَرُ ﴿1﴾

صفوی

قیامت بسیار نزدیک گردید و ماه شکافت و دو پاره شد.

وَإِن يَرَوْا۟ ءَايَةًۭ يُعْرِضُوا۟ وَيَقُولُوا۟ سِحْرٌۭ مُّسْتَمِرٌّۭ ﴿2﴾

صفوی

و اگر این مشرکانِ لجوج آیت و معجزه‌ای ببینند روی برتافته و می‌گویند: افسونی است در پی افسونی دیگر.

وَكَذَّبُوا۟ وَٱتَّبَعُوٓا۟ أَهْوَآءَهُمْ ۚ وَكُلُّ أَمْرٍۢ مُّسْتَقِرٌّۭ ﴿3﴾

صفوی

آنان پیامبر و نشانه‌های رسالتش را تکذیب کردند و از پی هواهای نفسانی خود رفتند، در صورتی که هر امری سرانجام در جایگاه خود قرار خواهد گرفت و درستی یا نادرستی آن آشکار خواهد شد.

وَلَقَدْ جَآءَهُم مِّنَ ٱلْأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ ﴿4﴾

صفوی

قطعاً از اخبار امّت‌های گذشته که به عذاب الهی هلاک شدند و از اخبار عذاب روز رستاخیز، آنچه در آن پند و عبرت است به آنان رسیده است.

حِكْمَةٌۢ بَٰلِغَةٌۭ ۖ فَمَا تُغْنِ ٱلنُّذُرُ ﴿5﴾

صفوی

قرآن حکمتی رسا و کامل است، ولی آن را دروغ انگاشتند و از پی هوای نفس خود رفتند; از این رو اخطارها به حالشان سود نمی‌دهد.

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ ۘ يَوْمَ يَدْعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَىْءٍۢ نُّكُرٍ ﴿6﴾

صفوی

پس تو ـ ای پیامبر ـ از آنان روی بگردان و بر اخطارشان اصرار مکن و یاد کن روزی را که آن دعوت کننده آنان را به سوی چیزی سخت و دشوار که آن را تصوّر نمی‌کردند، فرا می‌خواند.

خُشَّعًا أَبْصَٰرُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ ٱلْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌۭ مُّنتَشِرٌۭ ﴿7﴾

صفوی

آنان در حالی که چشمانشان در اثر ذلّت فرو افتاده از گورها بیرون می‌آیند و آن چنان درهم و برهم می‌شوند که گویی ملخ‌هایی پراکنده‌اند.

مُّهْطِعِينَ إِلَى ٱلدَّاعِ ۖ يَقُولُ ٱلْكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوْمٌ عَسِرٌۭ ﴿8﴾

صفوی

شتابان به سوی آن دعوت کننده می‌روند و دعوتش را اجابت می‌کنند. کافران می‌گویند: امروز روزی سخت و دشوار است.

۞ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍۢ فَكَذَّبُوا۟ عَبْدَنَا وَقَالُوا۟ مَجْنُونٌۭ وَٱزْدُجِرَ ﴿9﴾

صفوی

پیش از قوم تو، قوم نوح نیز رسالت پیامبران را دروغ انگاشتند; از این رو بنده ما نوح را تکذیب کردند و گفتند: او دیوانه است و از سوی جنّیان به گفتن این سخنان وادار می‌شود.

فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنِّى مَغْلُوبٌۭ فَٱنتَصِرْ ﴿10﴾

صفوی

پس نوح پروردگارش را خواند که: پروردگارا، من شکست خورده‌ام، انتقام مرا بستان.

فَفَتَحْنَآ أَبْوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٍۢ مُّنْهَمِرٍۢ ﴿11﴾

صفوی

[ما هم دعایش را اجابت کردیم،] پس درهای آسمان را با آبی ریزان گشودیم و بارانی شدید و پی درپی فرو ریختیم.

وَفَجَّرْنَا ٱلْأَرْضَ عُيُونًۭا فَٱلْتَقَى ٱلْمَآءُ عَلَىٰٓ أَمْرٍۢ قَدْ قُدِرَ ﴿12﴾

صفوی

و زمین را به صورت چشمه‌های آب شکافتیم; پس آب‌های فرود آمده از آسمان با آب‌های جوشیده از زمین به همان اندازه که برای طوفان مقدّر شده بود به هم پیوست.

وَحَمَلْنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلْوَٰحٍۢ وَدُسُرٍۢ ﴿13﴾

صفوی

و نوح را بر کشتیِ ساخته شده از الوارها و میخ‌ها برنشاندیم.

تَجْرِى بِأَعْيُنِنَا جَزَآءًۭ لِّمَن كَانَ كُفِرَ ﴿14﴾

صفوی

آن کشتی با مراقبت و حراست همه جانبه ما بر روی آب روان بود. چنین تدبیر کردیم تا نوح را که به او کافر شدند و رسالتش را انکار کردند پاداش دهیم.

وَلَقَد تَّرَكْنَٰهَآ ءَايَةًۭ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ ﴿15﴾

صفوی

و به راستی آن کشتی را باقی گذاشتیم تا نشانه و دلیلی باشد برای هر کسی که درس عبرت می‌آموزد. اینک آیا کسی هست که متذکّر شود و درستیِ پیام رسولان را دریابد؟

فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ ﴿16﴾

صفوی

حال که از سرگذشت قوم نوح آگاه شدید، آیا دانستید که عذاب من و هشدارهایم چگونه بود؟ آیا عذاب من سخت نبود؟ آیا هشدارهایم راست و درست نبود؟

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ ﴿17﴾

صفوی

همانا ما معارف قرآن را برای فراگیری همگان آسان کردیم; پس آیا کسی هست که متذکّر شود و خدا را بشناسد و به صفات و افعال او پی ببرد؟

كَذَّبَتْ عَادٌۭ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ ﴿18﴾

صفوی

قوم عاد پیامبرشان را تکذیب کردند و به عذاب گرفتار آمدند; پس عذاب من و هشدارهای من چگونه بود؟

إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًۭا صَرْصَرًۭا فِى يَوْمِ نَحْسٍۢ مُّسْتَمِرٍّۢ ﴿19﴾

صفوی

ما در برهه‌ای از زمان که پیاپی برای آنان شوم بود، تندبادی سوزان بر آنان فرستادیم،

تَنزِعُ ٱلنَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍۢ مُّنقَعِرٍۢ ﴿20﴾

صفوی

که مردم را از جا می‌کنْد [و وقتی آنها را بر زمین می‌افکند] گویی تنه‌های نخلی بودند که از ریشه برآمده بودند.

فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ ﴿21﴾

صفوی

پس بنگر که عذاب من و هشدارهایم چگونه بود. آیا عذاب من سخت نبود؟ آیا هشدارهایم راست و درست نبود؟

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ ﴿22﴾

صفوی

همانا ما معارف قرآن را برای فراگیری همگان آسان کردیم; پس آیا کسی هست که متذکّر شود و خدا را بشناسد و به صفات و افعال او پی ببرد؟

كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِٱلنُّذُرِ ﴿23﴾

صفوی

قوم ثمود نیز هشدارها را دروغ انگاشتند.

فَقَالُوٓا۟ أَبَشَرًۭا مِّنَّا وَٰحِدًۭا نَّتَّبِعُهُۥٓ إِنَّآ إِذًۭا لَّفِى ضَلَٰلٍۢ وَسُعُرٍ ﴿24﴾

صفوی

و گفتند: آیا از بشری که از جنس خود ما و یکّه و تنهاست و هیچ عِدّه و عُدّه‌ای ندارد پیروی کنیم؟ در این صورت ما قطعاً در گمراهی و جنونی شگفت خواهیم بود.

أَءُلْقِىَ ٱلذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنۢ بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌۭ ﴿25﴾

صفوی

آیا از میان ما وحی فقط بر او القا شده است؟ او بر ما هیچ امتیازی ندارد، بلکه بسیار دروغ پرداز و متکبّر است و می‌خواهد بدین وسیله بر ما بزرگی کند.

سَيَعْلَمُونَ غَدًۭا مَّنِ ٱلْكَذَّابُ ٱلْأَشِرُ ﴿26﴾

صفوی

فردا به زودی خواهند دانست که دروغ پرداز و متکبّر کیست.

إِنَّا مُرْسِلُوا۟ ٱلنَّاقَةِ فِتْنَةًۭ لَّهُمْ فَٱرْتَقِبْهُمْ وَٱصْطَبِرْ ﴿27﴾

صفوی

به پیامبرشان صالح گفتیم: همانا ما به شیوه اعجاز، آن شتری را که می‌خواهند برایشان می‌فرستیم تا آنان را بیازماییم; پس در انتظار [عملکرد] آنان باش و بر آزارشان شکیبایی کن.

وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ ٱلْمَآءَ قِسْمَةٌۢ بَيْنَهُمْ ۖ كُلُّ شِرْبٍۢ مُّحْتَضَرٌۭ ﴿28﴾

صفوی

و به او گفتیم: به آنان اعلام کن که آب چشمه میان آنان و شتر سهمیه بندی شده است و برای هر سهمی از شُرب صاحب آن حاضر می‌شود.

فَنَادَوْا۟ صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ ﴿29﴾

صفوی

پس [از چندی] رفیقشان را صدا کردند که شتر را از پای درآورد; او هم پی کردن و کشتن شتر را برعهده گرفت و آن را پی کرد و کشت.

فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ ﴿30﴾

صفوی

اینک بنگرید که عذاب من و هشدارهایم چگونه بود؟

إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةًۭ وَٰحِدَةًۭ فَكَانُوا۟ كَهَشِيمِ ٱلْمُحْتَظِرِ ﴿31﴾

صفوی

ما بانگی مهیب بر آنان فرستادیم و آنان همچون خار و خاشاکی که آغل داران برای دام هایشان جمع آوری می‌کنند، خشک و بی رمق شدند.

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ ﴿32﴾

صفوی

همانا ما قرآن را برای فراگیری همگان آسان کردیم; پس آیا کسی هست که متذکّر شود و خدا را بشناسد و به صفات و افعال او پی ببرد؟

كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍۭ بِٱلنُّذُرِ ﴿33﴾

صفوی

قوم لوط نیز هشدارها را دروغ انگاشتند.

إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّآ ءَالَ لُوطٍۢ ۖ نَّجَّيْنَٰهُم بِسَحَرٍۢ ﴿34﴾

صفوی

ما هم بر آنان بادی که سنگبارانشان می‌کرد فرستادیم و تنها خاندان لوط بودند که آنان را در سحرگاهی [با بیرون بردن از شهر] نجات بخشیدیم.

نِّعْمَةًۭ مِّنْ عِندِنَا ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِى مَن شَكَرَ ﴿35﴾

صفوی

تا بدین وسیله به آنان از جانب خود نعمتی بزرگ داده باشیم، زیرا آنان از سپاسگزاران بودند و ما هر که را سپاسگزار باشد همین گونه پاداش می‌دهیم.

وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا۟ بِٱلنُّذُرِ ﴿36﴾

صفوی

بی گمان لوط قومش را از عذابی که ایشان را بدان گرفتیم، بیم داده بود، ولی آنان در هشدار و اخطار او تشکیک کرده به بحث و جدال پرداختند.

وَلَقَدْ رَٰوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِۦ فَطَمَسْنَآ أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا۟ عَذَابِى وَنُذُرِ ﴿37﴾

صفوی

و از او خواستند تا مهمانانش را (فرشتگانی که به صورت انسان‌ها نزد او بودند) در اختیارشان نهد; ما هم چشمانشان را محو کردیم و فروغ از دیدگانشان گرفتیم، پس [گفتیم:] عذاب مرا و آنچه شما را بدان هشدار دادم بچشید!

وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌۭ مُّسْتَقِرٌّۭ ﴿38﴾

صفوی

و همانا در سپیده دمی، عذابی تخلّف ناپذیر به سراغشان آمد.

فَذُوقُوا۟ عَذَابِى وَنُذُرِ ﴿39﴾

صفوی

پس [به آنان گفتیم:] عذاب مرا و آنچه شما را بدان هشدار دادم بچشید!

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ ﴿40﴾

صفوی

همانا ما قرآن را برای فراگیری همگان آسان کردیم; پس آیا کسی هست که متذکّر شود و خدا را بشناسد و به صفات و افعال او پی ببرد؟

وَلَقَدْ جَآءَ ءَالَ فِرْعَوْنَ ٱلنُّذُرُ ﴿41﴾

صفوی

و قطعاً هشدارها به فرعونیان نیز رسید.

كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَٰهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍۢ مُّقْتَدِرٍ ﴿42﴾

صفوی

ولی آنان همه آیات ما را دروغ انگاشتند; ما هم آنان را به عذاب گرفتیم، گرفتنِ شکست ناپذیری مقتدر.

أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌۭ مِّنْ أُو۟لَٰٓئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَآءَةٌۭ فِى ٱلزُّبُرِ ﴿43﴾

صفوی

ای امّت محمّد، آیا کافران شما، از این امّت‌هایی که فرجام شومشان را یاد کردیم، در برخورداری از امکانات زندگی بهترند تا از کیفر ما در امان باشند، یا در کتاب‌های آسمانی مصونیّت شما از عذاب الهی ثبت شده است اگرچه کفرپیشه و گنهکار باشید؟

أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌۭ مُّنتَصِرٌۭ ﴿44﴾

صفوی

نه، چنین نیست. آیا کفرپیشگان شما می‌گویند: ما امّتی متحد و یکپارچه‌ایم و هر کس بخواهد به ما گزندی برساند، از او انتقام می‌گیریم؟

سَيُهْزَمُ ٱلْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ ﴿45﴾

صفوی

به زودی آن امّت متحد در جنگ بدر مغلوب می‌شوند و به میدان کارزار پشت می‌کنند و می‌گریزند.

بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَٱلسَّاعَةُ أَدْهَىٰ وَأَمَرُّ ﴿46﴾

صفوی

و این پایان کیفرشان نیست، بلکه وعده گاهشان رستاخیز است، و رستاخیز از هر بلایی سخت‌تر و از هر ناگواری تلخ‌تر است.

إِنَّ ٱلْمُجْرِمِينَ فِى ضَلَٰلٍۢ وَسُعُرٍۢ ﴿47﴾

صفوی

رستاخیز برای آنان سخت خواهد بود، زیرا آنان مجرمند و مجرمان بهشت را نخواهند یافت و وارد آتشی برافروخته خواهند شد;

يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِى ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا۟ مَسَّ سَقَرَ ﴿48﴾

صفوی

روزی که بر چهره هایشان در آتش کشیده می‌شوند. آن روز به آنان گفته می‌شود: بچشید گزندی را که از دوزخ به شما می‌رسد!

إِنَّا كُلَّ شَىْءٍ خَلَقْنَٰهُ بِقَدَرٍۢ ﴿49﴾

صفوی

این بدان جهت است که ما هر چیزی را به اندازه آفریده‌ایم و برای مجرمان چنین مقرر کرده‌ایم که از بهشت محروم باشند و به دوزخ درآیند.

وَمَآ أَمْرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٌۭ كَلَمْحٍۭ بِٱلْبَصَرِ ﴿50﴾

صفوی

و فرمان ما برای تحقّق یافتن هر پدیده‌ای جز یک فرمان نیست و نیاز به تکرار و گذشت زمان ندارد و همچون دیدنِ با چشم، بی درنگ پدید می‌آید.

وَلَقَدْ أَهْلَكْنَآ أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ ﴿51﴾

صفوی

و به یقین که هم مسلکان شما را به عذاب هلاک کردیم; پس آیا کسی هست که متذکّر شود و دریابد [که فرجام تکذیب پیامبران عذاب است]؟

وَكُلُّ شَىْءٍۢ فَعَلُوهُ فِى ٱلزُّبُرِ ﴿52﴾

صفوی

و هر چه به جای آورده‌اند در نامه اعمالشان ثبت است.

وَكُلُّ صَغِيرٍۢ وَكَبِيرٍۢ مُّسْتَطَرٌ ﴿53﴾

صفوی

و هر کار خرد و کلانی که انجام داده‌اند در آن نوشته شده است.

إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّٰتٍۢ وَنَهَرٍۢ ﴿54﴾

صفوی

به یقین، تقواپیشگان در بوستان‌هایی بهشتی و در کنار جویبارهایی بزرگ خواهند بود.

فِى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍۢ مُّقْتَدِرٍۭ ﴿55﴾

صفوی

در جایگاهی که همه نعمت‌های آن حقیقی است; در حضور خدا که فرمانروایی مقتدر است.

Quran recitationReady
Open audio