Rowwad
به روز قیامت سوگند میخورم.
آیتی
قسم مىخورم به روز قيامت.
الهی قمشهای
چنین نیست (که کافران پنداشتند) قسم به روز (بزرگ) قیامت.
Compare up to three translations verse by verse.
به روز قیامت سوگند میخورم.
قسم مىخورم به روز قيامت.
چنین نیست (که کافران پنداشتند) قسم به روز (بزرگ) قیامت.
و به نفسِ ملامتگر سوگند میخورم.
و قسم مىخورم به نفس ملامتگر.
و قسم به نفس پر حسرت و ملامت (یعنی نفس انسان که در قیامت خود را بر تقصیر و گناه بسیار ملامت کند و حسرت خورد). [جواب قسم محذوف است، یعنی به اینها سوگند میخورم که آدمیان را در روز قیامت برخواهم انگیخت. (م) ژ)]
آیا انسان میپندارد که [پس از مرگ] هرگز استخوانهایش را جمع نخواهیم کرد؟
آيا آدمى مىپندارد كه ما استخوانهايش را گرد نخواهيم آورد؟
آیا آدمی پندارد که ما دیگر ابدا استخوانهای (پوسیده) او را باز جمع نمیکنیم؟
آری، ما قادریم که [حتی خطوط سر] انگشتانش را یکسان و مرتب کنیم.
آرى، ما قادر هستيم كه سر انگشتهايش را برابر كنيم.
بلی (استخوانهای او را جمع میکنیم) در حالی که ما قادریم که سرانگشتان او را هم منظم درست گردانیم.
بلکه انسان میخواهد که [آزادانه و بدون ترس از آخرت،] در گناه و بدکاری مداومت کند.
بلكه آدمى مىخواهد كه در آينده نيز به كارهاى ناشايست پردازد.
بلکه انسان میخواهد آنچه (از عمرش) در پیش است همه را به فجور و هوای نفس گذراند.
[از این رو] میپرسد: «روز قیامت کی خواهد بود؟»
مىپرسد: روز قيامت چه وقت خواهد بود؟
(که دایم با شک و انکار) میپرسد کی روز قیامت (و حساب) خواهد بود؟
هنگامی که چشم [وحشتزده و] خیره شود
روزى كه چشمها خيره شود،
(بگو) روزی که چشمهای خلقان (از وحشت و هول) خیره بماند.
و ماه تیره [و بینور] گردد
و ماه تيره شود،
و ماه تابان تاریک شود.
و خورشید و ماه، یکجا جمع شوند،
و آفتاب و ماه در يك جاى گرد آيند.
و میان خورشید و ماه جمع گردد (و هر دو بینور شوند).
آن روز، انسان میگوید: «راهِ گریز کجاست؟»
انسان در آن روز مىگويد: راه گريز كجاست؟
در آن روز انسان گوید: (ای وای از سختی عذاب) کجا مفرّ و پناهی خواهد بود؟
هرگز! هیچ گریزگاهی نیست.
هرگز، پناهگاهى نيست.
هرگز مفرّ و پناهگاهی نیست.
آن روز، قرارگاه [نهایی،] به سوی پروردگار توست.
قرارگاه همه در اين روز نزد پروردگار توست.
آن روز جز درگاه خدا آرامگاهی هیچ نیست.
در آن روز، انسان را از تمام كارهایى كه پیشاپیش فرستاده و کارهایی که به تاخیر انداخته [و انجام نداده است]، آگاه مىكنند.
در اين روز آدمى را از هر چه پيشاپيش فرستاده و بعد از خويش گذاشته است خبر مىدهند.
آن روز آدمی به (نتیجه) هر نیک و بدی که در مقدّم و مؤخّر عمر کرده آگاه خواهد شد.
بلکه انسان به خوبی بر خویشتن آگاه است.
بلكه آدمى خويشتن خويش را نيك مىشناسد،
بلکه انسان خود بر (نیک و بد) خویش به خوبی بیناست.
اگر چه [در دفاع از خود،] عذرهایش را در میان آورد.
هر چند به زبان عذرها آورد.
هر چند (پردههای) عذر (بر چشم بصیرت) خود بیفکند.
[ای پیامبر، هنگام نزول قرآن،] زبانت را برای [تکرار و خواندنِ] آن، شتابزده حرکت مده.
به تعجيل زبان به خواندن قرآن مجنبان،
(ای رسول در حال وحی) با شتاب و عجله زبان به قرائت قرآن مگشای.
مسلماً جمعآوری و خواندنِ آن، بر [عهدۀ] ماست.
كه گردآوردن و خواندنش بر عهده ماست.
که ما خود قرآن را مجموع و محفوظ داشته و بر تو فرا خوانیم.
پس هر گاه [توسط جبرئیل] آن را [بر تو] خواندیم، از خواندنِ او پیروی کن.
چون خوانديمش، تو آن خواندن را پيروى كن.
و آنگاه که بر خواندیم تو پیرو قرآن آن باش.
سپس بیانکردنش بر [عهدۀ] ماست.
سپس بيان آن بر عهده ماست.
پس از آن بر ماست که (حقایق) آن را بر تو بیان کنیم.
هرگز چنین نیست [که شما مشرکان میپندارید]! بلکه شما دنیا[ی زودگذر] را دوست دارید
آرى، شما اين جهان زودگذر را دوست مىداريد،
هرگز، بلکه شما (کافران لجوج) تمام دنیای نقد عاجل را دوست دارید.
و آخرت را رها میکنید.
و آخرت را فرو مىگذاريد.
و به کلی کار آخرت را واگذارید.
آن روز، [اهل ایمان دارای] چهرههایی تازه [و شاداب] هستند.
در آن روز چهرههايى هست زيبا و درخشان،
آن روز رخسار طایفهای (از شادی) بر افروخته و نورانی است.
به سوی پروردگارشان مینگرند.
كه سوى پروردگارشان نظر مىكنند؛
و به چشم قلب جمال حق را مشاهده میکنند.
و در آن روز، [کافران و بدبختان دارای] چهرههایی عبوس [و درهمکشیده] هستند.
و چهرههايى هست عبوس و ترش،
و رخسار گروهی دیگر عبوس و غمگین است.
زیرا یقین دارند که آسیبی کمرشکن به آنها میرسد.
كه مىداند آن عذاب كمرشكن بر او فرود آيد.
که میدانند حادثه ناگواری در پیش است که پشت آنها را میشکند.
آری، چون [جان] به گلوگاهش برسد.
آرى، چون جان به گلوگاه رسد،
چنین نیست (که منکران قیامت پنداشتند. باش تا) آن گاه که جانشان به گلو رسد.
و گفته شود: چه کسی است که رُقیه بخواند؟ [شاید شفا یابد].
و گفته شود كه چه كسى است كه افسون بخواند؟
و (اهلش) گویند: کیست که چاره درد این بیمار تواند کرد؟
و یقین کند که زمان جدایی [از دنیا فرا رسیده] است.
و يقين كند كه زمان جدايى فرا رسيده،
و بیمار خود یقین به مفارقت از دنیا کند (که ملک موت را به چشم ببیند).
و [کار بالا گیرد و] ساقها[ی پایش از سختیِ جان دادن] به هم بپیچد.
و ساقهاى پا در هم پيچيده شوند،
و ساقهای پا (از شدت غم عقبی و حسرت دنیا) به هم در پیچد.
در آن روز، مسیرِ همه به سوی پروردگارت خواهد بود.
آن روز روز راندنش به سوى پروردگار توست.
در آن روز خلق را به سوی خدا خواهند کشید.
[منکرِ معاد،] نه تصدیق کرده و نه نماز گزارده است؛
نه تصديق كرده است و نه نماز گزارده است.
پس (آن روز وای بر آن که چون ابو جهل) حق را تصدیق نکرد و نماز (و طاعتش) بجا نیاورد.
بلکه [قرآن را] تکذیب کرد و [از ایمان] روی گرداند.
اما تكذيب كرده و اعراض كرده است.
بلکه (خدا را) تکذیب کرد و (از حکمش) رو بگردانید.
سپس خرامان به سوی خانوادهاش بازگشت.
آنگاه خرامان نزد كسانش رفته است.
و آن گاه با تکبر و نخوت به سوی اهل خویش روی آورد.
وای بر تو! پس وای بر تو!
واى بر تو، پس واى بر تو.
(به وی خطاب شود) وای (بر زندگی) و (صد) وای بر (مرگ) تو.
باز هم وای بر تو! پس وای بر تو!
باز هم واى بر تو، پس واى بر تو.
پس (از مرگ هم) وای (بر برزخ) و (صد) وای بر (روز محشر) تو.
آیا انسان گمان میکند که [بیهدف و بدون حساب و جزا] به خود رها میشود؟
آيا انسان مىپندارد كه او را به حال خود واگذاشتهاند؟
آیا آدمی میپندارد که او را مهمل (از تکلیف و ثواب و عقاب) گذارند (و غرضی در خلقتش منظور ندارند).
آیا [او] نطفهای از منی نبود که [در رحم] ریخته میشود؟
آيا او نطفهاى از منى كه در رحمى ريخته شده، نبوده است؟
آیا آدمی قطره آب نطفه نبود که (در رحم) ریزند؟
سپس به صورت خونِ بسته درآمد و [الله او را] آفرید و درست و استوار ساخت،
سپس لختهاى خون؟ آنگاه به اندام درستش بيافريد.
و پس از نطفه خون بسته شد و آن گاه (خدایش به این صورت زیبای حیرت انگیز) آفرید و آراسته ساخت.
سپس دو زوج نر و ماده از او پدید آورد.
و آنها را دو صنف كرد: نر و ماده.
پس آن گاه از او دو صنف نر و ماده پدید آورد.
آیا [چنین آفریدگاری] قادر نیست که مردگان را [دوباره] زنده کند؟
آيا خداوند قادر نيست كه مردگان را زنده سازد؟
آیا چنین خدای (با قدرت و حکمت) باز نتواند مردگان را زنده گرداند؟