Skip to content
Text size 100%
Translation comparison

Compare Al-Waqi'ah in Persian

Compare up to three translations verse by verse.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ إِذَا وَقَعَتِ ٱلْوَاقِعَةُ ﴿1﴾

مجتبوی

آنگاه كه آن رخداد- رستاخيز- رخ دهد

لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ ﴿2﴾

مجتبوی

كه در رخدادش دروغى نيست

خَافِضَةٌۭ رَّافِعَةٌ ﴿3﴾

مجتبوی

فرونهنده است و بردارنده.

إِذَا رُجَّتِ ٱلْأَرْضُ رَجًّۭا ﴿4﴾

مجتبوی

آنگاه كه زمين سخت جنبانده شود

وَبُسَّتِ ٱلْجِبَالُ بَسًّۭا ﴿5﴾

مجتبوی

و كوه‌ها خرد و ريز ريز شوند

فَكَانَتْ هَبَآءًۭ مُّنۢبَثًّۭا ﴿6﴾

مجتبوی

پس چون گرد و غبار پراكنده گردند.

وَكُنتُمْ أَزْوَٰجًۭا ثَلَٰثَةًۭ ﴿7﴾

مجتبوی

و شما سه گروه باشيد:

فَأَصْحَٰبُ ٱلْمَيْمَنَةِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلْمَيْمَنَةِ ﴿8﴾

مجتبوی

خجستگان و سعادتمندان، خجستگان چه باشند؟

وَأَصْحَٰبُ ٱلْمَشْـَٔمَةِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلْمَشْـَٔمَةِ ﴿9﴾

مجتبوی

و شومان و بدبختان، شومان و بدبختان چه باشند؟

وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلسَّٰبِقُونَ ﴿10﴾

مجتبوی

و پيشى‌گيرندگان- به ايمان و جهاد و طاعت-، آن پيشى‌گيرندگان

أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلْمُقَرَّبُونَ ﴿11﴾

مجتبوی

ايشانند نزديك‌داشتگان

فِى جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ ﴿12﴾

مجتبوی

در بهشتهاى پُر نعمت

ثُلَّةٌۭ مِّنَ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿13﴾

مجتبوی

بسيارى از پيشينيان‌اند- از امّتهاى پيامبران پيشين-

وَقَلِيلٌۭ مِّنَ ٱلْءَاخِرِينَ ﴿14﴾

مجتبوی

و اندكى از پسينيان- امت رسول اللّه

عَلَىٰ سُرُرٍۢ مَّوْضُونَةٍۢ ﴿15﴾

مجتبوی

بر تختهاى بافته- به زر و گوهر و مرواريد-،

مُّتَّكِـِٔينَ عَلَيْهَا مُتَقَٰبِلِينَ ﴿16﴾

مجتبوی

روياروى هم بر آنها تكيه زده‌اند.

يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَٰنٌۭ مُّخَلَّدُونَ ﴿17﴾

مجتبوی

پسرانى هماره نوجوان [به خدمت‌] پيرامون ايشان مى‌گردند،

بِأَكْوَابٍۢ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍۢ مِّن مَّعِينٍۢ ﴿18﴾

مجتبوی

با صراحى‌ها و كوزه‌ها و جامهايى از مىْ صافى گوارا،

لَّا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنزِفُونَ ﴿19﴾

مجتبوی

كه از [نوشيدن‌] آن سر درد نگيرند و مست و بى‌خرد نشوند.

وَفَٰكِهَةٍۢ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ ﴿20﴾

مجتبوی

و از هر ميوه‌اى كه برگزينند.

وَلَحْمِ طَيْرٍۢ مِّمَّا يَشْتَهُونَ ﴿21﴾

مجتبوی

و از گوشت مرغانى كه بخواهند.

وَحُورٌ عِينٌۭ ﴿22﴾

مجتبوی

و دوشيزگانى با چشمهاى سياه و درشت،

كَأَمْثَٰلِ ٱللُّؤْلُؤِ ٱلْمَكْنُونِ ﴿23﴾

مجتبوی

همچون مرواريد پوشيده در صدف- كه هوا در آن اثر نكند و صفا و روشنى‌اش بر جاى باشد-

جَزَآءًۢ بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿24﴾

مجتبوی

به پاداش آنچه مى‌كردند.

لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًۭا وَلَا تَأْثِيمًا ﴿25﴾

مجتبوی

در آنجا سخن بيهوده و گنه‌آلود نشنوند.

إِلَّا قِيلًۭا سَلَٰمًۭا سَلَٰمًۭا ﴿26﴾

مجتبوی

مگر گفتارى: سلام، سلام.

وَأَصْحَٰبُ ٱلْيَمِينِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلْيَمِينِ ﴿27﴾

مجتبوی

و ياران دست راست- خجستگان و سعادتمندان-، دست راستيان چه باشند؟

فِى سِدْرٍۢ مَّخْضُودٍۢ ﴿28﴾

مجتبوی

در [زير] كنارهايى بى‌خار،

وَطَلْحٍۢ مَّنضُودٍۢ ﴿29﴾

مجتبوی

و درخت موزى كه ميوه‌اش بر هم چيده باشد،

وَظِلٍّۢ مَّمْدُودٍۢ ﴿30﴾

مجتبوی

و سايه‌اى كشيده و پيوسته،

وَمَآءٍۢ مَّسْكُوبٍۢ ﴿31﴾

مجتبوی

و آبى هماره روان،

وَفَٰكِهَةٍۢ كَثِيرَةٍۢ ﴿32﴾

مجتبوی

و ميوه‌اى بسيار،

لَّا مَقْطُوعَةٍۢ وَلَا مَمْنُوعَةٍۢ ﴿33﴾

مجتبوی

نه بريده- قطع نشود- و نه بازداشته- از خوردن-.

وَفُرُشٍۢ مَّرْفُوعَةٍ ﴿34﴾

مجتبوی

و فرشهايى برافراشته- بر تختهاى بلند افكنده‌شده، يا گرانبها-.

إِنَّآ أَنشَأْنَٰهُنَّ إِنشَآءًۭ ﴿35﴾

مجتبوی

ما ايشان را آفريده‌ايم، آفرينشى نو- يا: آفرينشى ويژه كه هرگز دگرگونى نيابد، پير نشوند و زيبايى خود را از دست ندهند-.

فَجَعَلْنَٰهُنَّ أَبْكَارًا ﴿36﴾

مجتبوی

و آنان را دوشيزگانى ساخته‌ايم،

عُرُبًا أَتْرَابًۭا ﴿37﴾

مجتبوی

شوى‌دوستانى همسال- با يكديگر و با شوهران-،

لِّأَصْحَٰبِ ٱلْيَمِينِ ﴿38﴾

مجتبوی

براى ياران دست راست- خجستگان و سعادتمندان-.

ثُلَّةٌۭ مِّنَ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿39﴾

مجتبوی

كه گروهى از پيشينيانند،

وَثُلَّةٌۭ مِّنَ ٱلْءَاخِرِينَ ﴿40﴾

مجتبوی

و گروهى از پسينيان.

وَأَصْحَٰبُ ٱلشِّمَالِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلشِّمَالِ ﴿41﴾

مجتبوی

و ياران دست چپ- شومان و بدبختان-، دست چپيان چه باشند؟

فِى سَمُومٍۢ وَحَمِيمٍۢ ﴿42﴾

مجتبوی

در آتشين بادى سوزان و آبى جوشان،

وَظِلٍّۢ مِّن يَحْمُومٍۢ ﴿43﴾

مجتبوی

و سايه‌اى از دودى سخت سياه،

لَّا بَارِدٍۢ وَلَا كَرِيمٍ ﴿44﴾

مجتبوی

نه سرد- زيرا از دود دوزخ است- و نه خوش.

إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَبْلَ ذَٰلِكَ مُتْرَفِينَ ﴿45﴾

مجتبوی

زيرا كه اينان پيش از اين- عذاب- سرمست از كامرانى بودند.

وَكَانُوا۟ يُصِرُّونَ عَلَى ٱلْحِنثِ ٱلْعَظِيمِ ﴿46﴾

مجتبوی

و بر گناه بزرگ- شرك، يا پيمان‌شكنى، يا سوگند بزرگ بر انكار بعث- پاى مى‌فشردند،

وَكَانُوا۟ يَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًۭا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿47﴾

مجتبوی

و مى‌گفتند: آيا چون بميريم و خاك و استخوان شويم باز زنده و برانگيخته مى شويم؟

أَوَءَابَآؤُنَا ٱلْأَوَّلُونَ ﴿48﴾

مجتبوی

و آيا پدران پيشين ما نيز [زنده و برانگيخته مى‌شوند]؟

قُلْ إِنَّ ٱلْأَوَّلِينَ وَٱلْءَاخِرِينَ ﴿49﴾

مجتبوی

بگو: هر آينه پيشينيان و پسينيان،

لَمَجْمُوعُونَ إِلَىٰ مِيقَٰتِ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ ﴿50﴾

مجتبوی

[همگان‌] به هنگام آن روز دانسته شده گردآورى و فراهم مى‌شوند.

ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا ٱلضَّآلُّونَ ٱلْمُكَذِّبُونَ ﴿51﴾

مجتبوی

و آنگاه شما اى گمراهان دروغ‌انگار،

لَءَاكِلُونَ مِن شَجَرٍۢ مِّن زَقُّومٍۢ ﴿52﴾

مجتبوی

هر آينه از درخت زقّوم مى‌خوريد،

فَمَالِـُٔونَ مِنْهَا ٱلْبُطُونَ ﴿53﴾

مجتبوی

و شكمها را از آن پُر مى‌كنيد،

فَشَٰرِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ ٱلْحَمِيمِ ﴿54﴾

مجتبوی

آنگاه روى آن، از آب جوشان مى‌آشاميد،

فَشَٰرِبُونَ شُرْبَ ٱلْهِيمِ ﴿55﴾

مجتبوی

و چنان آشامنده‌ايد كه شتران تشنه مى‌آشامند.

هَٰذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ ٱلدِّينِ ﴿56﴾

مجتبوی

اين است پذيرائى آنها در روز حساب و پاداش.

نَحْنُ خَلَقْنَٰكُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ ﴿57﴾

مجتبوی

ما شما را آفريده‌ايم- و از آينده شما باخبريم-، پس چرا باور نمى‌داريد؟

أَفَرَءَيْتُم مَّا تُمْنُونَ ﴿58﴾

مجتبوی

آيا آب منى را كه مى‌ريزيد- نطفه‌اى را كه در رحم زنان مى‌افكنيد- ديده‌ايد؟

ءَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُۥٓ أَمْ نَحْنُ ٱلْخَٰلِقُونَ ﴿59﴾

مجتبوی

آيا شما آن را مى‌آفرينيد- نقشبندى مى‌كنيد- يا ما آفريننده‌ايم؟

نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَكُمُ ٱلْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ ﴿60﴾

مجتبوی

ما مرگ را ميان شما مقدّر كرديم، و كسى بر ما پيشى نگرفته و ناتوان نيستيم،

عَلَىٰٓ أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَٰلَكُمْ وَنُنشِئَكُمْ فِى مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿61﴾

مجتبوی

از آنكه به جاى شما ديگرانى همچون شما آوريم. و شما را در آنچه- در صورت و هيئتى يا در عالمى كه- نمى‌دانيد از نو بيافرينيم.

وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ ٱلنَّشْأَةَ ٱلْأُولَىٰ فَلَوْلَا تَذَكَّرُونَ ﴿62﴾

مجتبوی

و هر آينه شما آفرينش نخست- زندگى دنيوى- را دانسته‌ايد، پس چرا ياد نمى‌كنيد و پند نمى‌گيريد؟

أَفَرَءَيْتُم مَّا تَحْرُثُونَ ﴿63﴾

مجتبوی

آيا آنچه مى‌كاريد ديده‌ايد؟

ءَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُۥٓ أَمْ نَحْنُ ٱلزَّٰرِعُونَ ﴿64﴾

مجتبوی

آيا شما آن را مى‌رويانيد يا ما روياننده‌ايم؟

لَوْ نَشَآءُ لَجَعَلْنَٰهُ حُطَٰمًۭا فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ ﴿65﴾

مجتبوی

اگر بخواهيم آن را گياهى در هم شكسته- يا كاهى بى‌دانه- مى‌گردانيم پس سراسيمه و در شگفت بمانيد،

إِنَّا لَمُغْرَمُونَ ﴿66﴾

مجتبوی

[و گوييد:] راستى كه ما زيان كرده و تاوان زده‌ايم.

بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ﴿67﴾

مجتبوی

بلكه ما بى‌بهره مانده‌ايم.

أَفَرَءَيْتُمُ ٱلْمَآءَ ٱلَّذِى تَشْرَبُونَ ﴿68﴾

مجتبوی

آيا آبى را كه مى‌آشاميد ديده‌ايد؟

ءَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ ٱلْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ ٱلْمُنزِلُونَ ﴿69﴾

مجتبوی

آيا شما آن را از ابر فرو آورده‌ايد يا ما فروآرنده‌ايم؟

لَوْ نَشَآءُ جَعَلْنَٰهُ أُجَاجًۭا فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ ﴿70﴾

مجتبوی

اگر بخواهيم آن را تلخ و شور مى‌گردانيم پس چرا سپاس نمى‌گزاريد؟

أَفَرَءَيْتُمُ ٱلنَّارَ ٱلَّتِى تُورُونَ ﴿71﴾

مجتبوی

آيا آتشى را كه مى‌افروزيد ديده‌ايد؟

ءَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَآ أَمْ نَحْنُ ٱلْمُنشِـُٔونَ ﴿72﴾

مجتبوی

آيا درخت آن را شما پديد آورده‌ايد يا ما پديدآرنده‌ايم؟

نَحْنُ جَعَلْنَٰهَا تَذْكِرَةًۭ وَمَتَٰعًۭا لِّلْمُقْوِينَ ﴿73﴾

مجتبوی

ما آن را يادكردى ساختيم- كه چون آن را ببينند آتش دوزخ را ياد كنند- و كالايى براى صحرانشينان.

فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلْعَظِيمِ ﴿74﴾

مجتبوی

پس نام پروردگار بزرگ خود را به پاكى ياد كن.

۞ فَلَآ أُقْسِمُ بِمَوَٰقِعِ ٱلنُّجُومِ ﴿75﴾

مجتبوی

پس سوگند به فروشدنگاه- يا جايگاه- ستارگان

وَإِنَّهُۥ لَقَسَمٌۭ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ﴿76﴾

مجتبوی

و همانا اين سوگندى است بزرگ، اگر بدانيد

إِنَّهُۥ لَقُرْءَانٌۭ كَرِيمٌۭ ﴿77﴾

مجتبوی

كه هر آينه اين قرآنى است گرامى و ارجمند،

فِى كِتَٰبٍۢ مَّكْنُونٍۢ ﴿78﴾

مجتبوی

در كتابى پوشيده و نگاه‌داشته- لوح محفوظ-

لَّا يَمَسُّهُۥٓ إِلَّا ٱلْمُطَهَّرُونَ ﴿79﴾

مجتبوی

كه جز پاك‌شدگان و پاكيزگان به آن دست نمى‌رسانند،

تَنزِيلٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿80﴾

مجتبوی

فروفرستاده‌اى است از پروردگار جهانيان.

أَفَبِهَٰذَا ٱلْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ ﴿81﴾

مجتبوی

پس آيا به اين سخن بى‌اعتنايى و سهل‌انگارى مى‌كنيد؟!

وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ ﴿82﴾

مجتبوی

و روزى- بهره- خود را [از آن‌] اين مى‌سازيد كه [آن را] دروغ انگاريد؟!

فَلَوْلَآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلْحُلْقُومَ ﴿83﴾

مجتبوی

پس چرا چون [جان‌] به گلوگاه رسد- هنگام مرگ-،

وَأَنتُمْ حِينَئِذٍۢ تَنظُرُونَ ﴿84﴾

مجتبوی

و شما آن هنگام مى‌نگريد- به آن كه در حال جان‌دادن است-

وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ ﴿85﴾

مجتبوی

در حالى كه ما به او از شما نزديكتريم، ولى شما نمى‌بينيد

فَلَوْلَآ إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ﴿86﴾

مجتبوی

پس چرا اگر شما [برانگيختنى و] جزادادنى نيستيد- يعنى اگر رستاخيز را باور نداريد-،

تَرْجِعُونَهَآ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ ﴿87﴾

مجتبوی

او را باز نمى‌گردانيد، اگر راست مى‌گوييد؟!

فَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ ﴿88﴾

مجتبوی

و اما اگر از نزديك‌داشتگان- مقربان- باشد،

فَرَوْحٌۭ وَرَيْحَانٌۭ وَجَنَّتُ نَعِيمٍۢ ﴿89﴾

مجتبوی

پس آسانى- هنگام مرگ و پس از آن در برزخ و رستاخيز- و روزى جاودانى- يا گياه خوشبو- و بهشت پُر نعمت [فراروى اوست‌].

وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنْ أَصْحَٰبِ ٱلْيَمِينِ ﴿90﴾

مجتبوی

و اما اگر از ياران دست راست- اهل سعادت- باشد،

فَسَلَٰمٌۭ لَّكَ مِنْ أَصْحَٰبِ ٱلْيَمِينِ ﴿91﴾

مجتبوی

پس تو را از ياران دست راست سلام است.

وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلْمُكَذِّبِينَ ٱلضَّآلِّينَ ﴿92﴾

مجتبوی

و اما اگر از دروغ‌انگاران گمراه باشد،

فَنُزُلٌۭ مِّنْ حَمِيمٍۢ ﴿93﴾

مجتبوی

پس پذيرايى [او] از آبى جوشان است.

وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ ﴿94﴾

مجتبوی

و به دوزخ در آمدن و سوختن.

إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ حَقُّ ٱلْيَقِينِ ﴿95﴾

مجتبوی

هر آينه اين، آن سخن راست بى‌گمان و درست است.

فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلْعَظِيمِ ﴿96﴾

مجتبوی

پس نام پروردگار بزرگت را به پاكى ياد كن.

Quran recitationReady
Open audio