قرائتی
الف، لام، میم.
Compare up to three translations verse by verse.
الف، لام، میم.
خداوند که معبودی جز او نیست، زنده و پاینده است.
او کتاب را به حقّ بر تو نازل کرد، که آنچه را در کتابهای پیشین [از نشانههای آن] آمده است، تصدیق میکند و تورات و انجیل را فروفرستاد.
پیش از این برای هدایت مردم، [تورات و انجیل] و اینک [قرآن را، که کتابِ] فرقان [و جداکنندهی حقّ از باطل است،] نازل کرد. بیگمان کسانی که به آیات الهی کفر ورزند، عذاب شدیدی خواهند داشت و خداوند شکستناپذیرِ صاحبِ انتقام است.
هیچ چیز، نه در زمین و نه در آسمان، بر خداوند پوشیده نمیماند.
او کسی است که شما را آنگونه که میخواهد در رحمها[ی مادران]، صورت میدهد. جز او که مقتدر حکیم است، معبودی نیست.
او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد. بخشی از آن، آیات محکم است که اصل و اساس کتاب را تشکیل میدهد و بخشی دیگر، آیات متشابه است. امّا کسانی که در دلهایشان انحراف است، به جهت ایجاد فتنه [و گمراه کردن مردم] و نیز به جهت تفسیر آیه به دلخواه خود، به سراغ آیات متشابه میروند، در حالی که تفسیر این آیات را جز خداوند و راسخان در علم نمیدانند. آنان که میگویند: «ما به آن ایمان آوردهایم، همهی آیات از طرف پروردگار ماست، [خواه محکم باشد یا متشابه].» و جز خردمندان پند نگیرند.
[راسخان در علم میگویند:] «پروردگارا! پس از آن که ما را هدایت کردی، دلهای ما را به باطل مایل مگردان و از سوی خود رحمتی بر ما ببخش. به راستی که تو خود بسیار بخشندهای.
پروردگارا! تو مردم را در روزی که در آن شکی نیست، جمع خواهی کرد. همانا خداوند از وعدهی خود تخلّف نمیکند.»
اموال و فرزندان کسانی که کفر ورزیدند، در برابر [عذاب] خدا [در قیامت] هیچ به کارشان نمیآید و آنان خود، هیزم دوزخند.
[شیوهی کفّار در انکار و تحریف حقایق،] مانند روش فرعونیان و کسانی است که پیش از آنها بودند. آیات ما را تکذیب کردند، پس خداوند آنها را به [کیفر] گناهانشان گرفت. و خدا سختکیفر است.
به کسانی که کافر شدند بگو: «[از پیروزی خود در جنگ اُحُد، شاد نباشید،] به زودی شکست میخورید و به سوی جهنّم رانده میشوید. و چه بد جایگاهی است!»
به یقین در دو گروهی که [در جنگ بدر] با هم روبهرو شدند، برای شما نشانه [و درس عبرتی] بود: گروهی در راه خدا نبرد میکردند و گروه دیگر که کافر بودند، به چشم خود مسلمانان را دو برابر میدیدند [و این عاملی برای ترس آنان میشد] و خداوند هر کس را بخواهد، به یاری خود تأیید میکند. در این امر برای اهل بینش، پند و عبرت است.
عشق و علاقه به زنان و فرزندان و اموال زیاد از طلا و نقره و اسبان ممتاز و چهارپایان و کشتزارها که همه از شهوات و خواستههای نفسانی است، در نظر مردم جلوه یافته است، [در حالی که] اینها بهرهای گذرا از زندگانی دنیاست و سرانجامِ نیکو تنها نزد خداوند است.
بگو: «آیا شما را به چیزی بهتر از اینها خبر دهم؟ برای کسانی که تقوا داشته باشند، نزد پروردگارشان باغهایی [بهشتی] است که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است. برای همیشه در آنجا [بهرهمند] هستند. و همسرانی پاک [خواهند داشت] و رضا و خشنودی خداوند [شامل حالشان میشود]. و خداوند به حال بندگان بیناست.»
[همان] کسانی که میگویند: «پروردگارا! به راستی که ما ایمان آوردهایم، پس گناهان ما را ببخش و ما را از عذاب دوزخ، نگاه دار!»
[آنان] شکیبا و راستگویند و [در برابر خدا] فرمانبردارِ فروتن هستند و [در راه او] انفاق میکنند و در سحرگاهان از خداوند، آمرزش میطلبند.
خدایی که همواره به عدل و قسط قیام دارد، گواهی داده که معبودی جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش [نیز به یگانگی او گواهی دادهاند]، جز او که مقتدر حکیم است، معبودی نیست.
دینِ [مورد پذیرش] نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب اختلافی نکردند، مگر بعد از آن که علم [به حقّانیت اسلام] برایشان حاصل شد، [این اختلاف] از روی حسادت و دشمنی میان آنان بود. و هرکس به آیات خداوند کفر ورزد، پس [بداند که] خدا زودحساب است.
پس اگر با تو به گفتگو و ستیز و محاجِّه برخاستند، بگو: «من و پیروانم با تمام وجود در برابر خداوند تسلیم شدهایم.» و به اهل کتاب و اُمیین [مشرکان بیسواد مکه] بگو: «آیا شما هم تسلیم شدهاید؟» پس اگر تسلیم شدند و اسلام آوردند، هدایت یافتهاند، و اگر سرپیچی کردند، وظیفه تو فقط رساندن دعوت الهی است، [نه اجبار و اکراه،] و خداوند به حال بندگان بیناست.
به راستی کسانی که به آیات خداوند کفر میورزند و پیامبران را به ناحقّ میکشند و مردمی را که فرمان به عدالت میدهند، به قتل میرسانند، پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده!
آنان کسانی هستند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده و هیچ یاوری ندارند.
آیا ندیدی کسانی را که از کتاب [تورات] بهرهای داشتند؟ چون به کتاب الهی دعوت میشوند تا میانشان حکم کند، گروهی از آنان روی میگردانند، در حالی که [از قبول حقّ] ابا دارند.
این [رویگردانی] برای آن بود که اهل کتاب میگفتند: «هرگز آتش دوزخ جز چند روزی به ما نمیرسد.» و این افتراها [و خیالبافیها] آنان را در دینشان فریفته ساخت. [و گرفتار انواع گناهان شدند.]
پس [کسانی که گمان میکنند از قهر خداوند دورند،] چگونه خواهد بود حالشان، آنگاه که آنان را در روزی که شکی در آن نیست، گرد آوریم و به هر کس [پاداش یا کیفر] آنچه انجام داده، به طور کامل داده شود؟ و به آنان ستم نخواهد شد.
بگو: «خداوندا! تو صاحب فرمان و سلطنتی! به هر کس بخواهی، [طبق مصلحت و حکمت خود] حکومت میدهی و از هر کس بخواهی، حکومت را میگیری و هر که را بخواهی، عزّت میبخشی و هر که را بخواهی، خوار میکنی. همه خیرها تنها به دست توست. تو بر هر چیز توانایی!
تو شب را به روز و روز را به شب درآوری و زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون آوری و به هر کس بخواهی، بیشمار روزی میدهی.»
نباید اهل ایمان، به جای مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود برگزینند و هر کس چنین کند، نزد خدا هیچ ارزشی ندارد، مگر آن که از کفّار تقیه کنید و خداوند شما را از [نافرمانی] خود بر حذر میدارد و بازگشت [شما] به سوی خداست.
بگو: «اگر آنچه در سینهها دارید، پنهان سازید یا آشکار نمایید، خداوند آن را میداند و [نیز] آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است، میداند و خدا بر هر چیز تواناست.»
روزی که هر کس، هر کار نیکی انجام داده، حاضر بیابد و آرزو میکند ای کاش بین او و هر چه بدی کرده، فاصلهای دور میبود. و خداوند شما را از [مخالفت امرش] بر حذر میدارد و [در عین حال] خداوند به بندگان مهربان است.
[ای پیامبر!] بگو: «اگر خداوند را دوست میدارید، پس از من پیروی کنید، تا خدا نیز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بر شما ببخشد. و خداوند بسیار بخشنده و مهربان است.»
بگو: «خدا و رسول را اطاعت کنید.» پس اگر سرپیچی کردند، [بدانید که] خداوند کافران را دوست نمیدارد.
به راستی که خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد.
نسلی [پاک] که برخی از آنها از [نسل] برخی دیگرند و خداوند شنوای داناست.
هنگامی که همسر عمران گفت: «پروردگارا! من نذر کردهام آنچه را در رحم دارم، برای تو آزاد باشد [و هیچ مسئولیتی به او نسپارم تا تمام وقت خود را صرف خدمت در بیتالمقدّس کند،] پس از من قبول فرما، که به راستی تو شنوای دانایی!»
پس چون فرزند را به دنیا آورد، گفت: «پروردگارا! من دختر زادهام.» در حالی که خداوند به آنچه او زاده داناتر بود. «و پسر مانند دختر نیست و من او را مریم نامیدم و او و فرزندانش را از [شرّ] شیطان رانده شده، در پناه تو قرار میدهم.»
پس پروردگارش او را به وجه نیکو پذیرفت و به نحو شایسته پرورش داد و سرپرستی او را به زکریا سپرد. هرگاه زکریا در محرابِ عبادت بر مریم وارد میشد، غذای مخصوصی نزد او مییافت. [روزی] گفت: «ای مریم! این روزی از کجا نصیب تو شده؟!» او در پاسخ گفت: «آن از نزد خداست. خداوند به هر کس که بخواهد، روزیِ بیشمار میدهد.»
در این هنگام زکریا پروردگارش را خواند و گفت: «پروردگارا! از جانب خود نسلی پاک و پسندیده به من [نیز] عطا کن که تو دعا را میشنوی.»
پس در حالی که زکریا در محراب به نماز ایستاده بود، فرشتگان او را ندا دادند که: «خداوند تو را به یحیی بشارت میدهد که تصدیقکنندهی [مسیح،] کلمة اللّه است و سید و سرور، و خویشتندار و پیامبری از صالحان است.»
[زکریا] گفت: «پروردگارا! چگونه برای من پسری خواهد بود؟ در حالیکه پیریِ من فرارسیده و همسرم نازاست!» [خداوند] فرمود: «این چنین است که خداوند هر چه را بخواهد، انجام میدهد.»
[زکریا] گفت: «پروردگارا! برای من نشانهای قرار ده». [خداوند] فرمود: «نشانه تو آن است که تا سه روز [زبان تو، از کار میافتد و] با مردم سخن نخواهی گفت، مگر با اشاره و رمز. [البتّه به هنگام ذکر خدا زبانت باز میشود. پس] پروردگار خود را بسیار یاد کن و شبهنگام و صبحگاه او را تسبیح بگو.»
و هنگامی که فرشتگان گفتند: «ای مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر زنان جهان برتری داده است.
ای مریم! برای پروردگارت خضوع کن و سجده به جای آور و با رکوعکنندگان رکوع نما!»
[ای پیامبر!] اینها از خبرهای غیبی است که ما به تو وحی میکنیم، حال آن که تو نزد آنان نبودی، آنگاه که قلمهای خود را [برای قرعهکشی] میافکندند تا کدام یک کفالت و سرپرستیِ مریم را بر عهده بگیرد. و نزد آنها نبودی آنگاه که [برای کسب افتخار سرپرستی مریم] با هم کشمکش میکردند.
[به یاد آور] هنگامی که فرشتگان گفتند: «ای مریم! خداوند تو را به کلمه و نشانهای از سوی خویش بشارت میدهد که نامش مسیح، عیسی پسر مریم است، او که در دنیا و آخرت آبرومند و از مقرّبان است.
در گهواره، [به اعجاز] و در میانسالی [به وحی] با مردم سخن میگوید و از شایستگان است.»
[مریم] گفت: «پروردگارا! چگونه ممکن است برای من فرزندی باشد، در حالی که هیچ انسانی با من تماس نداشته است؟» خداوند فرمود: «چنین است [کارِ] پروردگار! او هر چه را بخواهد میآفریند. هرگاه اراده کاری کند، فقط به آن میگوید: باش، پس موجود میشود.»
و خداوند به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل را میآموزد.
و [عیسی را به] پیامبری به سوی بنیاسرائیل [فرستاد تا بگوید]: «من از سوی پروردگارتان برای شما نشانهای آوردهام. من برای شما از گِل، [مجسّمهای] به شکل پرنده میسازم، سپس در آن میدمم، پس به اراده و اذن خداوند پرندهای میگردد. و نیز با اذن خدا کور مادرزاد و مبتلایان به پیسی را بهبود میبخشم و مردگان را زنده میکنم و از آنچه میخورید و آنچه در خانههایتان ذخیره میکنید به شما خبر میدهم، به راستی اگر ایمان داشته باشید، در این معجزات برای شما نشانه و عبرتی است.
من تصدیقکنندهی توراتی هستم که پیش روی من است و [آمدهام] تا برخی از چیزهایی را که بر شما [به عنوان تنبیه] حرام شده بود، برایتان حلال کنم. و از جانب پروردگارتان برای شما نشانهای آوردهام. پس، از خداوند پروا و از من اطاعت کنید.
به راستی که خداوند، پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید که این راه مستقیم است.»
پس چون عیسی از بنیاسرائیل احساس کفر کرد، گفت: «کیست که یاور من [در حرکت] به سوی خدا شود؟» حواریون گفتند: «ما یاوران [دین] خداییم، به خداوند ایمان آوردهایم، و تو گواهی ده که ما تسلیم [خدا] هستیم.
پروردگارا! به آنچه نازل کردهای، ایمان آوردیم و از فرستاده [تو] پیروی نمودیم، پس ما را در زمره گواهان بنویس.»
و [یهود برای نابودی عیسی و آیینش] توطئه کردند. خداوند نیز [برای حفظ او و آیینش] تدبیر نمود. و خداوند بهترین تدبیرکننده است.
هنگامی که خدا فرمود: «ای عیسی! من تو را [از زمین] برگرفته، به سوی خود بالا میبرم و تو را از کسانی که کافر شدند، پاک [و دور] میسازم، و تا روز قیامت پیروان تو را بر کافران برتری خواهم داد.» سپس بازگشت شما به سوی من است، پس در آنچه اختلاف داشتید، میان شما داوری خواهم کرد.
و امّا گروهی که کافر شدند، [و با شناخت حقّ، آن را انکار کردند،] در دنیا و آخرت به عذابی سخت مجازاتشان خواهم کرد. و برای آنها هیچ یاوری نیست.
و امّا کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، [خداوند] پاداشهای آنها را به طور کامل خواهد داد. و خداوند ستمگران را دوست نمیدارد.
[ای پیامبر!] آنچه بر تو میخوانیم، آیهها و اندرز حکمتآمیز است.
مَثلِ [آفرینشِ] عیسی نزد خداوند، همچون مَثلِ [آفرینشِ] آدم است که او را از خاک آفرید و سپس به او فرمود: «باش!» پس [بیدرنگ] موجود شد.
[سخن] حقّ از جانب پروردگار توست، پس از تردیدکنندگان مباش.
هرگاه بعد از علم و دانشی که به تو رسیده است، [باز] کسی درباره عیسی به ستیز و محاجِّه با تو برخیزد بگو: «بیایید ما پسران خود را دعوت کنیم، شما نیز پسران خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما نیز زنان خود را، ما خودمان را [و کسی را که همچون جان ماست،] دعوت کنیم، شما نیز خودتان را، سپس [به درگاه خدا] مُباهله و زاری کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»
به راستی، داستانِ درستِ [زندگی مسیح] همین است [اُلوهّیت او، یا فرزندِ خدا بودنش، بیاساس است.] و هیچ معبودی جز خداوند نیست و به یقین، تنها خدا مقتدر حکیم است.
پس اگر از حقّ رویگردان شدند، خداوند به [حال] مفسدان آگاه است.
بگو: «ای اهل کتاب! به سوی سخنی بیایید که میان ما و شما مشترک است. که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدا به خدایی نگیرد.» پس اگر [از این پیشنهاد] سر باز زدند، بگویید: «گواه باشید که ما مسلمان و تسلیم خداییم.»
ای اهل کتاب! چرا دربارهی ابراهیم گفتگو و نِزاع میکنید [و هر کدام او را پیرو آیین خود میدانید]؟ در حالی که تورات و انجیل، پس از او نازل شده است. چرا نمیاندیشید؟!
هان [ای اهل کتاب!] شما همانان هستید که دربارهی [عیسی و] آنچه بدان آگاه بودید، گفتگو و ستیز کردید، پس چرا دربارهی [ابراهیم و] آنچه بدان آگاه نیستید، نزاع میکنید؟ در حالی که خداوند میداند و شما نمیدانید.
ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی، بلکه او فردی حقّگرا و تسلیم خدا بود و هرگز از مشرکان نبود.
نزدیکترینِ افراد به ابراهیم، کسانی هستند که از او پیروی کردند و [نیز] این پیامبر و کسانی که [به او] ایمان آوردهاند. و خداوند سرور و سرپرست مؤمنان است.
گروهی از اهل کتاب دوست دارند که شما را گمراه کنند، ولی جز خودشان را گمراه نمیکنند و [این را] نمیفهمند.
ای اهل کتاب! چرا به آیات خداوند [و نشانههای نبوّت رسول خدا] کفر میورزید؟ در حالی که خود [به درستیِ آن] گواهید.
ای اهل کتاب! چرا حقّ را با باطل مشتبه میسازید و [یا] حقیقت را کتمان میکنید، در حالی که خود [به حقّانیت آن] آگاهید؟!
و گروهی از اهل کتاب [از یهود] گفتند: «به آنچه بر مؤمنان نازل شده است، در آغازِ روز [به ظاهر] ایمان بیاورید و در پایان روز کافر شوید، [و اینگونه مؤمنان را در ایمانشان متزلزل سازید.] شاید [آنها از اسلام] بازگردند.»
[بزرگان یهود، به آنان میگفتند:] «جز به کسی که آیین شما را پیروی کند، ایمان نیاورید. [زیرا دینِ حقّ منحصر به ماست.]» [ای پیامبر! به آنان] بگو: «راه سعادت، راهی است که خدا بنماید [و مانعی ندارد] که به امّتی دیگر نیز همانند آنچه [از کتاب و شریعت] به شما داده شده، داده شود، تا در نزد پروردگار با شما بحث و گفتگو کنند.» [به آنان] بگو: «فضل و رحمت به دست خداست، او به هر که بخواهد، عطا میکند و خداوند دارای رحمت گسترده و علم بیانتهاست.
هر که را بخواهد، ویژهی رحمت خود میکند. و خداوند دارای فضل بزرگ است.»
و از اهل کتاب کسانی هستند که اگر ثروت زیادی به رسم امانت به آنها بسپاری، آن را به تو بازمیگردانند و بعضی از آنان اگر یک دینار هم به آنان بسپاری، آن را به تو برنمیگردانند، مگر آن که [برای مطالبهی آن] پیوسته بالای سر آنها ایستاده باشی. این [خیانت در امانت،] به جهت آن است که گفتند: «دربارهی غیر یهود هر چه کنیم، بر ما گناهی نیست.» در حالی که آنها آگاهانه بر خداوند دروغ میبندند.
آری، هر کس به عهد خویش وفا کند و تقوا داشته باشد، پس بیگمان خداوند پرهیزکاران را دوست میدارد.
کسانی که پیمان خدا و سوگندهای خود را به بهای ناچیزی میفروشند، بهرهای در آخرت نخواهند داشت و خداوند در قیامت با آنها سخن نمیگوید و به آنان نیز نظر [لطف] نمیکند، آنها را پاک نمیسازد و برای آنان عذابی دردناک است.
و از اهل کتاب گروهی هستند که زبان خود را به خواندن کتاب میچرخانند که شما گمان کنید آن از کتاب آسمانی است، در حالی که از کتاب خدا نیست. و میگویند: «آن [چه ما میخوانیم] از سوی خداست.» در حالی که از جانب خدا نیست و آنها آگاهانه بر خداوند دروغ میبندند.
هیچ بشری که خداوند به او کتاب و حکم و نبوت داده است، حقّ ندارد به مردم بگوید: «به جای خدا، بندگان من باشید.» پس [شما دانشمندان اهل کتاب نیز] به خاطر سابقهی آموزش کتاب خدا و تدریسی که دارید، خداپرست باشید.
و [خداوند] به شما فرمان نمیدهد که فرشتگان و پیامبران را [به عنوان] پروردگار انتخاب کنید. آیا ممکن است پس از آن که تسلیم خدا شدید، او شما را به کفر فرمان دهد؟!
و [به یاد آور] هنگامی که خداوند از پیامبرانِ [پیشین و پیروان آنها] پیمان گرفت که هرگاه به شما کتاب و حکمتی دادم، سپس پیامبری به سوی شما آمد که با نشانههایی که نزد شماست، هماهنگ بود، باید به او ایمان بیاورید و او را یاری کنید. [سپس خداوند] فرمود: «آیا به این پیمان اقرار دارید و بار سنگین پیمان مرا [بر دوش] میگیرید؟» گفتند: «[آری!] اقرار داریم و پذیرفتیم.» [خداوند] فرمود: «خود شاهد باشید و من [نیز] با شما از گواهانم.»
پس کسانی که بعد از این [پیمانِ محکم،] روی برگردانند، آنان همان فاسقانند.
پس آیا آنها جز دین خدا [دینی] میجویند؟ در حالی که هر که در آسمانها و زمین است، خواه ناخواه، فقط تسلیم اوست و به سوی او بازگردانده میشوند.
بگو: «به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و پیامبران از نسل یعقوب، نازل گردیده، و آنچه به موسی و عیسی و پیامبران دیگر، از طرف پروردگارشان داده شده، [به همهی آنها] ایمان آوردیم و میان هیچ یک از آنها فرقی نمیگذاریم. و ما تنها تسلیم [فرمان] اوییم.»
و هر کس جز اسلام آیینی برای خود برگزیند، از او پذیرفته نخواهد شد. و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود.
چگونه خداوند گروهی را هدایت کند که بعد از ایمان و گواهی بر حقّانیت رسول و آمدن معجزات و دلایل روشن بر ایشان، باز هم کافِر شدند؟ و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمیکند.
آنان کیفرشان آن است که لعنت خدا و فرشتگان و عموم مردم بر آنان باشد.
آنان همواره در این لعن [و دوری از رحمت خداوند] میمانند، نه عذاب از آنان کاسته گردد و نه به آنها مهلت داده شود.
مگر کسانی که پس از آن، توبه کنند و [کردار خود را] اصلاح نمایند که خدا آمرزنده و مهربان است.
البتّه کسانی که پس از ایمان آوردن، کافر شدند و سپس بر کفر خود افزودند، هرگز توبهی آنها پذیرفته نخواهد شد و آنها همان گمراهانند.
کسانی که کفر ورزیدند و در حال کفر مردند، اگر چه زمین را پر از طلا کرده، به عنوان فدیه و بازخرید [از عذاب] بدهند، هرگز از هیچ یک از آنان پذیرفته نمیشود. برای آنان، مجازاتِ دردناکی است و هیچ یاوری ندارند.
هرگز به نیکی دست نمییابید، مگر آن که از آنچه دوست دارید، انفاق کنید. و بدانید هر چه را انفاق کنید، قطعاً خداوند به آن آگاه است.
همهی خوراکیها برای بنیاسرائیل حلال بود، مگر آنچه یعقوب پیش از نزول تورات بر خود حرام کرده بود. بگو: «اگر راست میگویید، تورات را بیاورید و آن را بخوانید»
پس آنها که بعد از این [علم و آگاهی]، بر خدا دروغ بندند، آنان خود ستمکارند.
[ای پیامبر!] بگو: «خداوند راست گفته [و اینها در آیین پاک ابراهیم نبوده] است، پس از آیین ابراهیم حقگرا پیروی کنید که او از مشرکان نبود.»
نخستین خانهای که برای [عبادت] مردم مقرّر شد، همان است که در سرزمین مکه است، که مایهی برکت و هدایت جهانیان است.
در آن [خانه] نشانههای روشن، [از جمله] مقام ابراهیم است، و هر کس داخل آن [حرم] شود، در امان است و برای خدا بر مردم [واجب] است که قصد حج آن خانه را نمایند، [البتّه] هر که توانایی این راه را دارد. و هرکس کفر ورزد [و با داشتن توانایی به حج نرود، بداند که] خداوند از همهی جهانیان بینیاز است.
بگو: «ای اهل کتاب! چرا به آیات خداوند کفر میورزید؟ با آن که خداوند بر اعمال شما گواه است.»
بگو: «ای اهل کتاب! چرا کسانی را که ایمان آوردهاند، از راه خدا بازمیدارید و میخواهید این راه را نادرست نشان دهید؟ در حالی که شما [به درستی آن] گواه هستید و خداوند از آنچه انجام میدهید، غافل نیست.»
ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر گروهی از اهل کتاب را پیروی کنید، شما را بعد از ایمانتان به کفر باز میگردانند.
و چگونه شما کفر میورزید، در حالی که آیات خدا بر شما تلاوت میشود و پیامبر او در میان شماست؟ و هر کس به [دین و کتاب] خدا تمسُّک جوید، پس قطعاَ به راه راست هدایت شده است.
ای کسانی که ایمان آوردهاید! از خداوند پروا کنید آنگونه که سزاوار تقوای اوست. و نمیرید مگر این که مسلمان باشید.
و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید، و نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آنگاه که دشمنان یکدیگر بودید، پس خداوند میان دلهایتان الفت انداخت و در سایهی نعمت او برادران یکدیگر شدید، و بر لب پرتگاهی از آتش بودید، پس شما را از آن نجات داد. اینگونه خداوند آیات خود را برای شما بیان میکند، شاید هدایت شوید.
و از میان شما باید گروهی باشند که [دیگران را] به خیر و نیکی دعوت نمایند و امر به معروف و نهی از منکر کنند. و آنان همان رستگارانند.
و مانند کسانی نباشید که بعد از آن که دلایل روشن برایشان آمد، باز هم اختلاف کرده، پراکنده شدند. و برای آنان عذابی بزرگ است.
روزی که چهرههایی سپید و نورانی، و چهرههایی سیاه میشوند. پس کسانی که روسیاه شدند، [به آنان گفته میشود:] «آیا بعد از ایمانتان کفر ورزیدید؟ پس به خاطر کفرتان، این عذاب را بچشید.»
و امّا آنان که روسفید شدند، در رحمت خدا جاوِدانهاند.
اینها آیات خداوند است که ما آن را به حقّ بر تو میخوانیم. و خدا هیچ ستمی را بر جهانیان روا نمیدارد.
و [چگونه ممکن است خدا ستم کند؟! در حالی که] آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آنِ خداست و بازگشت همهی امور تنها به سوی خداست.
شما بهترین امّتی بودهاید که [به عنوان الگو] برای مردم پدیدار شدهاید. به خوبیها فرمان میدهید و از بدیها و زشتیها، نهی میکنید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب [نیز به چنین آیینی] ایمان میآوردند، قطعاً برایشان بهتر بود. برخی از آنان مؤمنند، ولی بیشترشان فاسقاند.
اهل کتاب هرگز نمیتوانند به شما زیان برسانند، جز آزاری اندک، و اگر با شما بجنگند، به شما پشت میکنند و میگریزند، سپس یاری نخواهند شد.
[دشمنان شما به قدری ترسو و زبون هستند که] هر جا یافت شوند، مهر ذلّت بر آنها خورده است، مگر آن که به ریسمان الهی چنگ زنند [و از انحراف دست برداشته، ایمان آورند] و با مردم پیوندی برقرار کنند. آنها گرفتار خشم خدا گشتند و مهر بیچارگی بر آنها زده شد. این به خاطر آن بود که به آیات خدا کفر میورزیدند و پیامبران را به ناحق میکشتند. این بدان سبب بود که نافرمانی کردند و [به حقوق دیگران،] تجاوز مینمودند.
اهل کتاب همه یکسان نیستند، طایفهای از آنها [به طاعت خدا] ایستاده، آیات الهی را در دل شب تلاوت میکنند و سر به سجده مینهند.
آنان به خدا و روز قیامت ایمان دارند و امر به معروف و نهی از منکر میکنند و در کارهای خیر شتاب میورزند و آنان از افراد صالح و شایسته هستند.
و آنچه از اعمال نیک انجام دهند، هرگز بدون پاداش نخواهد ماند و خداوند به [حال] پرهیزکاران داناست.
کسانی که کافر شدند، هرگز اموال و فرزندانشان، در برابر [عذاب] خداوند، برای آنان هیچ سودی نخواهد داشت. و آنها همدم آتشند، همواره در آن ماندگار خواهند بود.
آنچه در این زندگی دنیا انفاق میکنند، چون بادی است که در آن سرما یا گرمای شدیدی باشد، [و] بر کشتزارِ قومی که بر خود ستم کرده [و در جایگاه نامناسب، کشت نموده] اند، بوزد، پس آن را از بین ببرد. خداوند به آنان ستم نکرده است، بلکه آنان به خویشتن ستم میکنند.
ای کسانی که ایمان آوردهاید! غیر خودتان را محرم راز نگیرید. آنان در تباهی شما کوتاهی نمیکنند و رنج بردن شما را دوست دارند. به راستی کینه و دشمنی از لحن و سخنانشان پیداست و آنچه در سینههایشان پنهان میدارند، بزرگتر است. ما آیاتِ [روشنگر و افشاگر] را برای شما بیان کردیم، اگر بیندیشید.
هان [ای مسلمانان]! این شمایید که آنان را دوست میدارید، ولی آنها شما را دوست نمیدارند، در حالی که شما به همهی کتابها[ی آسمانی] ایمان دارید [ولی آنها به کتاب شما ایمان نمیآورند.] و هرگاه با شما دیدار کنند، [منافقانه] میگویند: «ما ایمان آوردیم.» و چون [با هم] خلوت کنند، از شدّت خشم بر شما، سر انگشتان خود را میگزند. بگو: «به خشم خود بمیرید! خداوند از درون سینهها آگاه است.»
اگر خوبی به شما رسد، آنان را غمگین میسازد و اگر بدی به شما رسد، آنها بدان شادمان میشوند. و اگر [در برابرشان] صبر کنید و پرهیزکار باشید، حیلهی بدخواهانهی آنان هیچ آسیبی به شما نمیرساند. خداوند به آنچه انجام میدهند، احاطه دارد.
و [به یاد آر] هنگامی که بامدادان [برای جنگ اُحد] از نزد خانوادهات بیرون شدی [تا] مؤمنان را در مواضع جنگ جای دهی. و خداوند شنوا و داناست.
آنگاه که دو گروه از شما بر آن شدند که [در جنگ] سستی نمایند [و از وسط راه بازگردند]، حال آن که خداوند یاور آنان بود، پس مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.
و همانا خداوند شما را در جنگ بدر در حالی که ناتوان بودید، یاری کرد، پس از خداوند پروا کنید، باشد که سپاسگزاری نمایید.
و هنگامی که به مؤمنان میگفتی: «آیا شما را بس نیست که پروردگارتان، شما را با سه هزار فرشتهی فروفرستاده [از سوی خود] یاری کند؟»
البتّه اگر صبر و مقاومت کنید و پرهیزکاری نمایید، [گر چه] دشمنان با خشم و خروش بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشتهی نشاندار یاری میرساند.
و خداوند این [نزول فرشتگان] را مژده و بشارتی برای شما قرار داد، تا دلهای شما بدان آرام گیرد و [بدانید که] هیچ پیروزی نیست مگر از جانب خداوند عزیز و حکیم.
[امدادهای الهی برای آن بود] تا بعضی از کفّار را نابود کند یا خوارشان گرداند تا ناامید بازگردند.
[ای پیامبر!] اختیار کار [کافران] به دست تو نیست. خدا، یا بر آنها میبخشاید، یا عذابشان میکند، زیرا آنان ستمکارند.
و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آنِ خداست. او [طبق حکمت خود] هر کس را بخواهد میآمرزد و هر کس را بخواهد، عذاب میکند. و خداوند آمرزندهی مهربان است.
ای کسانی که ایمان آوردهاید! ربا را که سودهای افزوده و چند برابر است، نخورید و از خدا پروا کنید تا شاید رستگار شوید.
و از آتشی که برای کافران آماده شده است، بپرهیزید.
و خدا و رسول را اطاعت کنید، شاید مورد رحمت قرار گیرید.
و بشتابید به سوی آمرزشی از جانب پروردگارتان و بهشتی که وسعت آن به قدر آسمانها و زمین است و برای پرهیزکاران آماده شده است.
[همان] کسانی که در توانگری و تنگدستی، انفاق میکنند و خشم خود را فرومیبرند و از [خطای] مردم میگذرند، و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.
و آنان که هرگاه کار زشتی انجام دهند و یا به خویشتن ستم کنند، خدا را یاد کرده، برای گناهان خود استغفار میکنند. و جز خدا کیست که گناهان را ببخشد؟ و بر آنچه مرتکب شدهاند، پافشاری نمیکنند، چون [به زشتی گناه] آگاهند.
پاداش چنین کسانی آمرزش پروردگار است، و باغهایی بهشتی که از زیر درختان آنها نهرها جاری است و برای همیشه در آن [باغها] هستند. و چه نیکوست پاداش عملکنندگان!
به یقین پیش از شما [اقوام و جوامعی با] آداب و سنتهایی [متفاوت، آمده و] از میان رفتهاند. پس در روی زمین گردش کنید و بنگرید که سرانجام تکذیبکنندگانِ چگونه بوده است؟!
این [قرآن] برای همه مردم، روشنگر [حقایق] و برای پرهیزکاران [وسیلهی] هدایت و پندآموزی است.
و هرگز [در برابر دشمن] سستی نکنید و [از مصیبتها] غمگین مباشید که شما برترید، اگر مؤمن باشید.
اگر [در جنگ اُحُد] به شما آسیبی رسید، [در جنگ بدر نیز] به آن قومِ [کافر] آسیبی همانند آن رسید. و این روزگار را در میان مردم [دست به دست] میگردانیم تا خداوند کسانی را که ایمان آوردهاند، معلوم دارد و از میان شما گواهانی [بر دیگران] بگیرد. و خداوند ستمگران را دوست نمیدارد. [گر چه گاهی به ظاهر پیروز شوند.]
و [فراز و نشیبهای جنگ برای آن است] تا خداوند افراد مؤمن را پاک و خالص، و کافران را [به تدریج] محو و نابود گرداند.
آیا گمان دارید که [با ادّعای ایمان] وارد بهشت میشوید، در حالی که هنوز خداوند مجاهدان از شما و صابران را معلوم نساخته است؟
و شما مرگ [در راه خدا] را پیش از آن که با آن روبهرو شوید، سخت آرزو میکردید، [اکنون] آن را [در میدان جنگ] دیدید، ولی [ناخوشایند] به آن مینگرید.
و محمّد پیامبری بیش نیست که پیش از او نیز پیامبرانی [آمده و] درگذشتهاند. پس آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به [دوران جاهلیت و آیین] گذشتگان خود بازمیگردید؟ و هر کس به گذشته خود برگردد، هرگز زیانی به خداوند نمیرساند. و خداوند به زودی پاداش شاکران را خواهد داد.
هیچ کس جز به فرمان خدا نمیمیرد، [و این] سرنوشتی است تعیین شده. و هر کس پاداش دنیا را بخواهد سهمی از آن به او میدهیم، و هرکس پاداش آخرت را بخواهد، سهمی از آن به او میدهیم، و به زودی سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد.
و چه بسیار پیامبرانی که همراه آنان، خداپرستانِ بسیاری جنگیدند، پس در برابر آنچه در راه خدا به آنان رسید، سستی نکردند و ناتوان نشدند و تن به ذلّت ندادند. و خداوند صابران را دوست دارد.
و سخنشان تنها این بود که گفتند: «پروردگارا! گناهان ما و زیادهروی ما را در کارمان بر ما ببخش و گامهای ما را استوار بدار و ما را بر گروه کافران یاری ده.»
پس خداوند پاداش دنیا و پاداش نیک آخرت را به آنان عطا کرد. و خداوند نیکوکاران را دوست میدارد.
ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر از کسانی که کفر ورزیدند اطاعت کنید، شما را به آیین نیاکانتان برمیگردانند، پس زیانکار خواهید شد.
[آنها یار و دوستدار شما نیستند،] بلکه خداوند مولای شماست و او بهترینِ یاوران است.
به زودی در دلهای کسانی که کفر ورزیدند، بیم خواهیم افکند، زیرا چیزی را برای خدا شریک قرار دادهاند که [خداوند] بر [حقّانیت] آن دلیلی نازل نکرده است. و جایگاه آنان آتش دوزخ است و چه بد است جایگاه ستمگران!
و خداوند به وعدهی خود [مبنی بر شکست مشرکان در جنگ اُحد] وفا کرد، در آن هنگام که دشمن را با خواست او از میان برمیداشتید، تا آن که سست شدید و در کار [جنگ و تقسیم غنائم] به نزاع پرداختید و پس از آن که آنچه را [از غنائم] دوست داشتید، به شما نشان داد [از دستور پیامبر] نافرمانی کردید. برخی از شما خواهان دنیایند و برخی خواهان آخرت، آنگاه خداوند شما را از [تعقیب] آنان منصرف ساخت [و پیروزی شما به شکست انجامید،] تا شما را بیازماید، ولی از [خطای] شما درگذشت. و خداوند نسبت به مؤمنان، دارای فضل و بخشش است.
[به خاطر بیاورید] هنگامی که [در جنگ احد به هنگام فرار، از کوه] بالا میرفتید و به هیچ کس توجّه نمیکردید، [در حالی که] پیامبر، شما را از پشت سر فرامیخواند. پس به سزای آن، خداوند غمی [بزرگتر، که همان شکست از دشمن بود،] بر غمهایتان افزود تا دیگر بر آنچه [از غنائم، که] از کفتان رفته، یا [از آسیب و زخم،] که بر شما وارد آمده، اندوه نخورید و [بدانید که] خداوند از آنچه انجام میدهید، آگاه است.
آنگاه [خداوند] پس از اندوه شکست، با خوابی سبک [در شب بعد از حادثه اُحُد،] آرامشی بر شما فروفرستاد که گروهی از شما را [که از فرار خود پشیمان بودند] فراگرفت؛ ولی گروه دیگر که در اندیشه جان خویش بودند، و به [وعدههای] خدا همچون دوران جاهلیت گمان ناروا داشتند، میگفتند: «آیا در کار جنگ، برای ما اختیاری هست؟» بگو: «سررشتهی همهی کارها [چه پیروزی و چه شکست] به دست خداست.» آنها در دلهای خود چیزی را پنهان میدارند که برای تو آشکار نمیسازند، میگویند: «اگر اختیار جنگ به دست ما بود، [و از شهر خارج نمیشدیم،] در این جا کشته نمیشدیم.» [به آنان] بگو: «اگر در خانههایتان نیز بودید، آنهایی که کشتهشدن بر آنها مقرّر شده بود، به سوی قتلگاه خود روانه میشدند و [حادثهی اُحد] برای آن بود که خدا آنچه را در سینههای شماست، بیازماید و آنچه را در دل دارید، پاک و خالص گرداند. و خداوند به آنچه در سینههاست داناست.»
کسانی از شما که روز برخورد دو سپاه روی برگرداندند [و فرار کردند،] جز این نبود که شیطان به خاطر بعضی از کردار [ناپسند]شان آنها را لغزانید و البتّه خداوند از آنها گذشت. به راستی که خداوند آمرزندهی بردبار است.
ای کسانی که ایمان آوردید! مانند کسانی که راه کفر [و نفاق] در پیش گرفتند، نباشید که چون برادرانشان به مسافرت میروند [و بازنمیگردند] یا در جنگ شرکت میکنند [و کشته میشوند]، میگویند: «اگر نزد ما بودند، نمیمردند و کشته نمیشدند.» [شما از اینگونه سخنان نگویید] تا خدا، [شنیدن چنین سخنانی از شما را] حسرتی در دلهایشان قرار دهد. و خداوند [است که] زنده میکند و میمیراند. و خداوند به آنچه انجام میدهید، بیناست.
و اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید، آمرزش و رحمت خداوند از آنچه [آنان در طول عمر خود،] جمع میکنند، بهتر است.
و اگر بمیرید یا کشته شوید، قطعاً به سوی خداوند برانگیخته میشوید.
[ای پیامبر!] به واسطه مهر و رحمتی از جانب خداست که با مردم مهربان گشتهای، و اگر خشن و سنگدل بودی، [مردم] از دور تو پراکنده میشدند. پس از [خطاهای] آنان درگذر و برای آنها طلب آمرزش کن. و در کارها با آنان مشورت نما، اما هنگامی که تصمیم گرفتی [قاطع باش و] بر خداوند توکل کن. به راستی که خداوند توکلکنندگان را دوست دارد.
اگر خداوند شما را یاری کند، هیچ کس بر شما چیره نخواهد شد، و اگر شما را خوار کند، کیست که بعد از او بتواند شما را یاری کند؟ پس مؤمنان تنها بر خداوند توکل کنند.
ممکن نیست هیچ پیامبری خیانت کند. و هر کس خیانت کند، آنچه را که [در آن] خیانت نموده، روز قیامت به همراه میآورد، آنگاه [نتیجهی] اعمال هرکس، به طور کامل به او داده میشود. و به آنها ستم نخواهد شد.
آیا کسی که در پی خشنودی خداوند است، مانند کسی است که به خشم و غضب خدا دچار گشته و جایگاه او جهنّم است؟ و چه بد بازگشتگاهی است!
آنان نزد خداوند [دارای] مقام و درجاتی هستند و خداوند به آنچه انجام میدهند، بیناست.
خداوند بر مؤمنان منّت نهاد که در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیخت، تا آیات او را بر آنها تلاوت کند و ایشان را پاک سازد و رشد دهد و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد، هر چند که پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.
آیا هنگامی که [در جنگ اُحد] مصیبتی به شما رسید که دو برابرش را [در جنگ بدر به دشمن] وارد ساخته بودید، میگویید: «این مصیبت از کجاست؟» بگو: «آن از سوی خود شماست. خداوند بر هر کاری تواناست.»
و آنچه [در اُحد،] روزی که دو گروه با هم نبرد کردند، به شما رسید، به اذن خدا بود [تا شما را آزمایش کند] و مؤمنان را مشخّص نماید.
و [نیز] برای این بود که منافقان شناخته شوند، [کسانی که چون] به آنها گفته شد: «بیایید در راه خدا بجنگید، یا [لااقل از شهر خود] دفاع کنید.» گفتند: «اگر [فنونِ] جنگی را میدانستیم، حتماً از شما پیروی میکردیم.» آنها در آن روز، به کفر نزدیکتر بودند تا به ایمان. با زبان خود چیزی میگویند که در دلشان نیست. و خداوند به آنچه کتمان میکنند، آگاهتر است.
کسانی که [از جنگ سر باز زدند و در خانههای خود] نشستند، درباره برادران خود گفتند: «اگر از ما پیروی میکردند، کشته نمیشدند.» به آنان بگو: «اگر راست میگویید، مرگ را از خودتان دور سازید.»
و هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدهاند، مردهاند؛ بلکه آنها زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند.
آنان به خاطر آنچه خداوند از فضل خود به آنها داده، شادمانند و به کسانی که به دنبال ایشانند، ولی هنوز به آنها ملحق نشدهاند، مژده میدهند که نه ترسی بر آنهاست و نه اندوهی خواهند داشت.
[آیندگان را] به نعمت و فضل خدا مژده میدهند. و این که خداوند پاداش مؤمنان را تباه نمیکند.
آنان که دعوت خدا و پیامبر را [برای شرکتِ دوباره در جهاد علیه کفّار] پذیرفتند، با آن که جراحاتی به آنان رسیده بود، برای کسانی از آنها، که نیکی کردند و پرهیزکار بودند، پاداش بزرگی است.
[همان] کسانی که مردم [منافق] به ایشان گفتند: «بیشک مردم [کافر مکه] علیه شما گرد آمدهاند، پس از آنان بترسید.» [امّا این سخن، به جای ترس] بر ایمانشان افزود و گفتند: «خداوند ما را بس است و او چه خوب نگهبان و یاوری است!»
پس به واسطهی نعمت و فضل خداوند، [مجروحانی که برای بار دوم آماده دفاع شدند، بدون بروز جنگ، به مقرّ خود] بازگشتند، در حالی که هیچ گزندی به آنان نرسید و [همچنان] خشنودی خدا را دنبال کردند. و خداوند صاحب فضل بزرگی است.
همانا این شیطان است که دوستان خویش را [از قدرت کفّار] میترساند، پس اگر ایمان دارید، از آنان نترسید و فقط از [مخالفت] من بترسید.
و [ای پیامبر!] کسانی که در راه کفر میشتابند، تو را اندوهگین نکنند. آنان هرگز به خداوند زیانی نمیرسانند. خداوند میخواهد که برای آنها در قیامت هیچ بهرهای قرار ندهد و برای آنان عذابی بزرگ است.
قطعاً کسانی که کفر را به [بهای] ایمان خریدند، هرگز به خداوند زیانی نمیرسانند. و برای آنان عذاب دردناکی است.
و کسانی که کافر شدند، مپندارند مهلتی که به آنان میدهیم، برایشان خوب است، ما به آنان مهلت میدهیم تا بر گناه [خود] بیافزایند و برای آنان عذابی خوارکننده است.
خداوند بر آن نیست که [شما] مؤمنان را به همینگونه که اکنون هستید، رها کند، مگر این که [با پیش آوردن آزمایشهای پی در پی،] ناپاک را از پاک جدا سازد. و خداوند بر آن نیست که شما را بر غیب آگاه کند، [تا مؤمنان و منافقان را از این راه بشناسید،] بلکه از میان پیامبرانش [نیز]، هر کس را بخواهد [برای آگاهی از غیب] برمیگزیند، پس به خدا و پیامبرانش ایمان آورید و [بدانید] اگر ایمان بیاورید و تقوا پیشه کنید، برای شما پاداش بزرگی خواهد بود.
و کسانی که نسبت به [انفاق] آنچه خداوند از فضلش به آنان داده، بخل میورزند، گمان نکنند که [این بخل] به سود آنهاست، بلکه به زیان آنهاست. به زودی در روز قیامت، آنچه نسبت به آن بخل ورزیدند، [همانند] طوقی بر گردنشان آویخته میشود. و میراث آسمانها و زمین از آن خداست. و خداوند به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
به یقین، خداوند شنید سخن کسانی را که گفتند: «خدا فقیر است و ما توانگریم!» به زودی آنچه را گفتند، و [نیز] این که پیامبران را به ناحق کشتند، خواهیم نوشت و به آنان خواهیم گفت: «بچشید عذاب آتش سوزان را!»
آن [عذاب] به سبب دستاورد پیشین خودتان است. و[گر نه] خداوند نسبت به بندگان، ستمگر نیست.
کسانی که گفتند: «خداوند از ما پیمان گرفته که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم، مگر آن که [به عنوان معجزه] یک قربانی برای ما بیاورد، که آتش [صاعقه] آن را بسوزاند!» بگو: «بیگمان پیش از من، پیامبرانی [چون زکریا و یحیی،] دلایل روشن و آنچه را گفتید، برای شما آوردند، پس چرا آنان را کشتید، اگر راست میگویید؟»
پس اگر [این بهانهجویان] تو را تکذیب کردند، [چیز تازهای نیست، زیرا] پیامبران پیش از تو نیز که همراه با معجزات و نوشتهها و کتاب روشنگر آمده بودند، تکذیب شدند.
هر کسی [طعم] مرگ را میچشد. و بیگمان روز قیامت پاداشهای شما به طور کامل داده خواهد شد. پس هر که را از آتش [دوزخ] دور کنند و به بهشت درآورند، قطعاً رستگار است. و زندگانی دنیا، جز مایهی فریب نیست.
به یقین [همه شما] در اموال و جانهای خود آزمایش میشوید و از کسانی که پیش از شما به آنها کتاب [آسمانی] داده شده و از مشرکان، سخنان آزاردهنده بسیاری میشنوید. و اگر صبوری و پرهیزکاری پیشه کنید، [برای شما شایستهتر است، زیرا] این [استقامت] از کارهای بزرگ و استوار است.
و هنگامی که خداوند از کسانی که به آنان کتاب داده شد، پیمان گرفت که حتماً آن را برای مردم بیان نمایید و کتمانش نکنید، پس آنها آن [عهد] را پشت سر افکندند و به بهای ناچیزی فروختند، پس چه بد معاملهای کردند!
گمان مبر کسانی که از اعمال [زشت] خود شادمان میشوند، و دوست دارند برای کار [نیک]ی که نکردهاند، ستایش شوند، از عذاب الهی رستهاند، [بلکه] برای آنها عذابی دردناک است.
و فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداست. و خداوند بر هر کاری تواناست.
همانا در آفرینش آسمانها و زمین، و در پیِ یکدیگر آمدن شب و روز، نشانههایی برای خردمندان است.
[همان] کسانی که ایستاده و نشسته، و [خوابیده] بر پهلو، خدا را یاد میکنند و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند [و از عمق جان میگویند:] «پروردگارا! این هستی را باطل و بیهدف نیافریدهای، تو [از کار بیهوده] پاک و منزّهی، پس ما را از عذاب آتش نگاهدار!
پروردگارا! هرکه را تو به دوزخ افکنی، بیشک او را خوار و رسوا ساختهای. و برای ستمگران هیچ یاوری نیست.
پروردگارا! ما دعوت منادی ایمان را شنیدیم که ندا میداد: «به پروردگارتان ایمان بیاورید.» پس ایمان آوردیم. پروردگارا! گناهان ما را بیامرز و زشتیهای ما را بپوشان و ما را با نیکان بمیران!
پروردگارا! آنچه را به وسیله پیامبرانت به ما وعده دادهای، به ما مرحمت فرما. و ما را در روز قیامت خوار مساز، که البتّه تو هیچگاه از وعده خود، تخلّف نمیکنی.»
پس پروردگارشان دعای آنان را مستجاب کرد [و فرمود:] «هر یک از شما که عملی را انجام دهد، خواه مرد باشد خواه زن، من آن عمل را تباه نمیکنم [زیرا در نزد من، همه] شما همنوع و همانند یکدیگرید، پس کسانی که هجرت کردند و از خانههایشان رانده شدند، و در راه من آزار دیدند، و جنگیدند و کشته شدند، قطعاً لغزشهایشان را میپوشانم و آنها را در باغهایی که نهرها از زیرشان جاری است، وارد میکنم. [این] پاداشی است از سوی خداوند. و پاداش نیکو تنها نزد خداست.
مبادا تلاش و کوشش و رفت و آمد [تجاری] کافران در شهرها تو را فریب دهد.
[بهرهی آنها] کالایی ناچیز است، سپس جایگاه ابدی آنان دوزخ است. و چه بد جایگاهی است!
ولی کسانی که از [نافرمانی] پروردگارشان میپرهیزند، برای آنان باغهایی است که از زیر درختانش نهرها جاری است. جاوِدانه در آن خواهند بود. این [نخستین] پذیرایی از جانب خداوند است، و آنچه در نزد خداست، برای نیکان بهتر است.
و بعضی از اهل کتاب، کسانی هستند که به خداوند و آنچه به سوی شما نازل شده و آنچه به سوی خودشان نازل گردیده، خاشعانه ایمان میآورند و آیات الهی را به بهایی اندک معامله نمیکنند. پاداش آنها، نزد پروردگارشان است. بیگمان خداوند [اعمال بندگان را] به سرعت حساب میکند [و پاداش میدهد].
ای کسانی که ایمان آوردهاید! [در برابر مشکلات و ناملایمات] صبر کنید و یکدیگر را به صبر فراخوانید [و در برابر دشمنان پایدار باشید] و از مرزها مراقبت کنید و از خداوند پروا داشته باشید، شاید رستگار شوید.