Rowwad
[کافران] دربارۀ چه چیزی از یکدیگر سؤال میکنند؟
آیتی
از چه چيز مىپرسند؟
الهی قمشهای
(مردم) از چه خبر مهمی پرسش و گفتگو میکنند؟
Compare up to three translations verse by verse.
[کافران] دربارۀ چه چیزی از یکدیگر سؤال میکنند؟
از چه چيز مىپرسند؟
(مردم) از چه خبر مهمی پرسش و گفتگو میکنند؟
از خبری بزرگ.
از آن خبر بزرگ،
از خبر بزرگ (قیامت).
همان [خبری] که در مورد آن با هم اختلاف دارند.
كه در آن اختلاف مى كنند.
که در آن با هم به جدال و اختلاف کلمه برخاستند.
چنین نیست [که آنها میاندیشند]؛ به زودی خواهند دانست.
آرى، به زودى خواهند دانست.
چنین نیست (که منکران پنداشتهاند) به زودی (به وقت مرگ) خواهند دانست.
باز هم چنین نیست؛ به زودی خواهند دانست.
باز هم آرى، به زودى خواهند دانست.
و باز چنین نیست (که منکران پنداشتهاند) البته به زودی آگاه میشوند.
آیا زمین را بستری [برای آسایش شما] قرار ندادیم؟
آيا ما زمين را بسترى نساختيم؟
آیا ما زمین را مهد آسایش خلق نگردانیدیم؟
و کوهها را میخها[ی آن قرار ندادیم؟]
و كوهها را ميخهايى؟
و کوهها را عماد و نگهبان آن نساختیم؟
و شما را جفت [= نر و ماده] آفریدیم.
و شما را جفت جفت آفريديم.
و شما را جفت (زن و مرد) آفریدیم.
و خواب شما را [مایۀ] آرامشتان قرار دادیم.
و خوابتان را آسايشتان گردانيديم.
و خواب را برای شما مایه (قوم حیات و) استراحت قرار دادیم.
و شب را پوششی [برایتان] قرار دادیم.
و شب را پوششتان قرار داديم.
و (پرده سیاه) شب را ساتر (احوال خلق) گردانیدیم.
و روز را [وسیلۀ] زندگی و [امرارِ معاش] قرار دادیم،
و روز را گاه طلب معيشت.
و روز روشن را برای تحصیل معاش آنان مقرر داشتیم.
و بر فراز شما هفت [آسمان] محکم بنا کردیم،
و بر فراز سرتان هفت آسمان استوار بنا كرديم.
و بر فراز شما هفت آسمان محکم بنا کردیم.
و [خورشید را] چراغی درخشان [و روشناییبخش] آفریدیم،
و چراغى روشن آفريديم.
و چراغی (چون خورشید) رخشان بر افروختیم.
و از ابرهای بارانزا، آبی فراوان فروفرستادیم
از ابرهاى بارانزاى آبى فراوان نازل كرديم،
و از فشار و تراکم ابرها آب باران فرو ریختیم.
تا دانه و گیاه بسیار با آن برویانیم.
تا بدان دانه و نبات برويانيم،
تا بدان آب، دانه و گیاه رویانیم.
و باغهایی پردرخت [با آن پرورش دهیم].
و بستانهاى انبوه.
و باغهای پر درخت (و انواع میوهها) پدید آوریم.
بیگمان، روز داورى [میان مخلوقات]، وعدهگاه [ما با شما] است.
هر آينه روز داورى روزى است معين.
همانا روز فصل (یعنی روز قیامت که در آن فصل خصومتها شود) وعده گاه خلق است.
روزی که در «صور» دمیده میشود و شما گروهگروه [به محشر] میآیید؛
روزى كه در صور دميده شود و شما فوجفوج بياييد.
آن روزی که در صور بدمند (تا مردگان زنده شوند) و فوج فوج (به محشر) در آیید.
و آسمان گشوده میشود و به صورت درهای متعدد درمیآید؛
آسمان شكافته شود و هر شكاف درى باشد.
و درهای آسمان به ابواب مختلف گشوده شود (تا هر فوجی از دری شتابند).
و کوهها به حرکت درمیآید و به صورت سرابی میشود؛
و كوهها روان شوند، و سراب گردند.
و کوهها را به گردش آرند تا به مانند سراب گردد.
و بیگمان، جهنم کمینگاهی است
جهنم در انتظار باشد.
همانا دوزخ کمینگاه (کافران و بد کاران) است.
[و] محل بازگشتی برای طغیانگران.
طاغيان را بازگشتنگاهى است.
آن دوزخ جایگاه مردم سرکش ستمکار است.
مدت زمانی بیپایان در آنجا میمانند.
زمانى دراز در آنجا درنگ كنند.
که در آن قرنها بمانند (و عذاب کشند).
در آنجا نه [چیز] خنکی میچشند و نه آشامیدنی [گوارایی خواهند داشت].
نه خُنكى چشند و نه آب؛
هرگز در آنجا هیچ هوی خنک و شراب (طهور) نیاشامند.
جز آبی سوزان و [مایعی که] چرک و خون [جهنمیان است].
جز آب جوشان و خون و چرك.
مگر آبی پلید و سوزان که حمیم و غسّاق جهنم است به آنها دهند.
[این] کیفری است مناسب و درخور [گناهانشان]؛
اين كيفرى است برابر كردار.
کیفری که با اعمال آنها موافق است.
همانا آنان از حساب [و کتاب روز قیامت] نمیترسیدند
زيرا آنان به روز حساب اميد نداشتند.
زیرا آنها به حقیقت امید به روز حساب نداشتند.
و آیات ما را به شدت تکذیب کردند؛
و آيات ما را به سختى تكذيب مىكردند.
و آیات ما را سخت تکذیب کردند.
و ما همه چیز را [در لوح محفوظ] شمارش و ثبت کردهایم.
و ما همه چيز را در كتابى شماره كردهايم.
و حال آنکه حساب هر چیزی را ما در کتابی (به احصاء و شماره) رقم کردهایم.
پس [کیفرِ اعمال خود را] بچشید که [چیزی] جز عذاب بر شما نمیافزاییم.
پس بچشيد كه جز به شكنجه شما نخواهيم افزود.
پس بچشید (کیفر تکذیب و بدکاری را) که هرگز بر شما چیزی جز رنج و عذاب دوزخ نیفزاییم.
بیگمان، برای پرهیزگاران کامیابی [بزرگی] است.
پرهيزگاران را جايى است در امان از هر آسيب؛
متقیان را در آن جهان مقام گشایش و هر گونه آسایش است.
باغهای [میوه] و تاکستانها.
بستانها و تاكستانها،
باغها و تاکستانهاست.
و حوریانی نوجوان و همسن و سال.
و دخترانى همسال، با پستانهاى برآمده،
و دختران زیبای دلربا که همه در خوبی و جوانی مانند یکدیگرند.
و جامهایی لبریز و پیاپی [از شراب پاکیزۀ بهشت].
و جامهاى پر.
و جامهای پر از شراب (طهور و انواع نوشابههای شیرین و خوش).
در آنجا نه سخن بیهودهای میشنوند و نه دروغی.
نه سخن بيهوده شنوند و نه دروغ.
هرگز در آنجا سخن بیهوده و دروغ نشنوند.
[این] پاداش، از جانب پروردگار توست، و عطایی از روی حساب
و اين پاداشى است كافى، از جانب پروردگارت.
این (نعمتهای ابدی) مزدی به عطاء و حساب پروردگار توست.
[همان] پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست؛ [همان الله] رحمان [که] هیچ کس [در آن روز] یارای سخن گفتن با او را ندارد.
پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست. آن خداى رحمان، كه كس را به او ياراى خطاب نباشد.
خدایی که آسمانها و زمین و همه مخلوقاتی که در بین آسمان و زمین است بیافریده همان خدای مهربان که (در عین مهربانی) کسی (از قهر و سطوتش) با او به گفتگو نتواند لب گشود.
روزی که روح [= جبرئیل] و فرشتگان به صف میایستند، [و] هیچ کس سخن نمیگوید، جز کسی که [الله] رحمان به او اجازه داده باشد و [او] سخن درست [و صواب] گوید.
روزى كه روح و فرشتگان به صف مىايستند، و كس سخن نمىگويد مگر آنكه خداى رحمان به او رخصت دهد و او سخن به صواب گويد.
روزی که آن فرشته بزرگ روح القدس با همه فرشتگان صف زده و به نظم برخیزند و هیچ کس سخن نگوید جز آن کسی که خدای مهربانش به سخن اذن دهد و او سخن به صواب گوید (و به اذن خدا شفاعت گنهکاران کند).
آن [روز]، روزِ حق است [و بدون تردید واقع میشود]؛ پس هر کس كه بخواهد، [میتواند] راه بازگشتى به سوى پروردگار خود بجوید.
آن روز روزى است آمدنى. پس هر كه خواهد به سوى پروردگارش بازگردد.
چنین روز حتمی و محقق خواهد بود، پس هر که میخواهد نزد خدای خود (در آن روز) مقام و منزلتی یابد (امروز در راه ایمان و طاعت بکوشد).
به راستی، ما شما را از عذابی نزدیک بیم دادیم: روزی که انسان آنچه را از قبل با دستهای خود فرستاده است میبیند، و کافر میگوید: «ای کاش من خاک بودم [و برای حساب برانگیخته نمیشدم»]!
ما شما را از عذابى نزديك مىترسانيم: روزى كه آدمى هر چه را پيشاپيش فرستاده است مىنگرد و كافر مىگويد: اى كاش من خاك مىبودم.
ما شما را از روز عذاب که نزدیک است ترسانیده و آگاه ساختیم، روزی که هر کس هر چه کرده در پیش روی خود حاضر بیند و کافر در آن روز گوید که ای کاش خاک بودم (تا چنین به آتش کفر خود نمیسوختیم).