Rowwad
سوگند به فرشتگانی که جان [کافران] را به شدت بیرون میکشند.
آیتی
سوگند به فرشتگانى كه جانها را به قوت مىگيرند،
الهی قمشهای
قسم به فرشتگانی که (جان کافران را) به سختی بگیرند.
Compare up to three translations verse by verse.
سوگند به فرشتگانی که جان [کافران] را به شدت بیرون میکشند.
سوگند به فرشتگانى كه جانها را به قوت مىگيرند،
قسم به فرشتگانی که (جان کافران را) به سختی بگیرند.
و سوگند به فرشتگانی که جان [مؤمنان] را به نرمی و آسانی میگیرند.
و سوگند به فرشتگانى كه جانها را به آسانى مىگيرند،
قسم به فرشتگانی که (جان اهل ایمان را) به آسایش و نشاط ببرند.
و سوگند به فرشتگانی که [به امرِ الله، از آسمان به سوی زمین و بالعکس] شناورند.
و سوگند به فرشتگانى كه شناورند،
و قسم به فرشتگانی که با کمال سرعت (فرمان حق را) انجام دهند.
و سوگند به فرشتگانی که [در اجرای اوامر الهی] بر یکدیگر سبقت میگیرند.
و سوگند به فرشتگانى كه بر ديوان پيشى مىگيرند،
قسم به فرشتگانی که (درنظم عالم) بر هم سبقت گیرند.
و سوگند به فرشتگانی [که به امر الهی] کارها را تدبیر میکنند.
و سوگند به آنها كه تدبير كارها مىكنند،
قسم به فرشتگانی که (به فرمان حق) به تدبیر نظام خلق میکوشند (که قیامتی و حشری خواهد آمد).
روزی که [پس از اولین دمیدن در صور] زمین [و کوهها و همه چیز] به لرزه درآید
كه آن روز كه نخستين نفخه قيامت زمين را بلرزاند،
روزی که آن لرزاننده (یعنی نفخه صور الهی، جهان را) بلرزاند.
[و] در پی آن، [دمیدن دوم حشر] بیاید،
و نفخه دوم از پس آن بيايد،
و لرزاننده دیگر (یعنی نفخه صور دیگر) از پی آن در آید.
در آن روز، دلهایی سخت مضطرب [و ترسان] هستند.
در آن روز دلهايى در هراس باشند،
در آن روز سخت دلهای برخی مضطرب و هراسان شود.
و چشمهای آنان [از ترس و شرمساری] فرو افتاده است.
و نشان خشوع در ديدگان نمايان.
که (از ترس) چشمها به زیر افکنند.
[کافران در دنیا] میگفتند: «آیا ما [پس از مرگ، دوباره] به حال اول خود بازگردانده میشویم؟
مىگويند: آيا ما به حالت نخستين بازمىگرديم،
(مردم غافل دنیا) گویند: آیا ما پس از مرگ باز زندگانی دیگری خواهیم یافت؟
آیا هنگامی که استخوانهایی پوسیده شدیم [و به خاک تبدیل گشتیم، باز هم زنده میشویم]»؟
آنگاه كه استخوانهايى پوسيده بوديم؟
چگونه چون مردیم و استخوان ما پوسید زنده خواهیم شد؟
میگفتند: «[اگر چنین وعدهای درست باشد،] آنگاه آن بازگشتی زیانبار است».
گويند: اين بازگشت ما بازگشتى است زيانآور.
و گویند: در این صورت که دیگر بار زنده شویم بسی زیانکار خواهیم بود.
آن [بازگشت،] تنها [به] یک بانگِ مهیب است [و بس].
جز اين نيست كه تنها يك بانگ برمىآيد،
جز یک صدای مهیب (که در صور اسرافیل کنند) نشنوند.
و ناگهان همگی بر عرصۀ زمین [محشر] ظاهر میشوند.
و آنها خود را در آن صحرا خواهند يافت.
و ناگاه همه از خاک بر شوند و به صحرای قیامت رهسپار گردند.
[ای پیامبر،] آیا داستان موسی به تو رسیده است؟
آيا داستان موسى به تو رسيده است؟
آیا خبر موسی عمران به تو رسیده؟
آنگاه که پروردگارش او را در سرزمین مقدس «طُوی» ندا داد [و فرمود:]
آنگاه كه پروردگارش او را در وادى مقدس طوى ندا داد:
آن گاه که خدایش او را در وادی مقدس طوی (قرب طور) ندا کرد.
«به سوی فرعون برو که او طغیان کرده است،
به سوى فرعون برو كه طغيان كرده است.
که به سوی فرعون برو که او سخت به راه طغیان رفته است.
و به او بگو: «آیا میخواهی [از کفر و گناه] پاک شوی؟
بگو: آيا تو را رغبتى هست كه پاكيزه شوى،
پس بگو: میل داری که (از پلیدی خود پرستی و شرک) پاک و پاکیزه شوی؟
و من تو را به سوی پروردگارت هدایت کنم تا [از او] بترسی [و فرمانبردار شوی]؟
و من تو را به پروردگارت راه بنمايم و تو پروا كنى؟
و تو را به راه خدا هدایت کنم تا بترسی (و به درگاه عظمت و قدرت او خاشع و فروتن شوی).
پس [موسی] معجزۀ بزرگ را به او نشان داد.
پس آن آيت بزرگ را به او نشان داد.
پس آن آیت و معجزه بزرگتر را به او نمود.
اما او تکذیب و سرکشی کرد.
و او تكذيب كرد و عصيان ورزيد.
فرعون تکذیب و نافرمانی کرد.
سپس [به حق] پشت کرد و به کوشش و تلاش [علیه موسی] پرداخت.
سپس پشت كرد و مىشتافت.
از آن پس (که معجزه موسی دید) باز روی از حق بگردانید و (برای دفع موسی) به جهد و کوشش برخاست.
آنگاه [قومش را] جمع کرد و ندا داد
پس همه را گرد كرد و ندا داد،
پس (با رجال بزرگ دربار خود) انجمن کرد و ندا داد.
و گفت: «من پروردگارِ برتر شما هستم».
و گفت: من پروردگار برتر شما هستم.
و گفت: منم خدای بزرگ شما.
الله او را به عذاب آخرت و دنیا گرفتار کرد.
خدايش به عذاب آخرت و دنيا گرفتار كرد.
خدا هم او را به عقاب دنیا و آخرت گرفتار کرد.
بیگمان، در این [واقعه،] برای هر کس که [از الله] میترسد، عبرتی است.
در اين عبرتى است براى كسى كه مىترسد.
تا به هلاکت او اهل ترس از خدا عبرت گیرند.
آیا آفرینش شما [بعد از مرگ] سختتر است یا آسمانی که [الله] آن را بنا کرد؟
آيا شما به خلقت سختتريد يا اين آسمانى كه او بنا نهاده؟
آیا بنای شما آدمیان استوارتر است یا بنای آسمان بلند که خدا آفرید؟
سقف آن را بر افراشت و به آن شکل و نظم داد،
سقفش را برافراشت و بپرداختش،
که سقفی بس بلند و محکم بنیان در کمال زیبایی استوار ساخت.
و شبش را تاریک و روزش را روشن گردانید،
شبش را تاريك كرد و روشنايىاش را آشكار ساخت،
و شامش را تیره و روزش را روشن گردانید.
و زمین را بعد از آن گسترانید،
و پس از آن زمين را بگسترد،
و زمین را پس از آن بگسترانید.
و از آن، آب [چشمهها و چاهها و] چراگاهش را بیرون آورد،
و از آن آب بيرون آورد و چراگاهها پديد كرد،
و از آن آب و گیاه پدید آورد.
و کوهها را محکم و استوار [بر روی زمین] قرار داد.
و كوهها را استوار گردانيد،
و کوهها را بر روی آن استوار ساخت.
[همۀ اینها] برای بهرهگیری شما و چهارپایانتان است.
براى بهرهگيرى شما و چارپايانتان.
تا (از آن آب و گیاه که از بیابان و کوه بر انگیزد) قوت شما و چهارپایانتان بر آید.
هنگامی که [آن] حادثۀ بزرگ [قیامت] فرا رسد،
چون آن حادثه بزرگ دررسد،
پس چون آن واقعه بزرگ (و حادثه عظیم قیامت) پدید آید.
در آن روز، انسان [تمام اعمال و] تلاشهای خود را به یاد میآورد.
روزى كه آدمى همه اعمال خود را به ياد آورد،
در آن روز آدمی هر چه کرده به یاد آرد.
و جهنم برای هر بینندهای آشکار میشود.
و جهنم را به هر كه مىبيند نشان دهند؛
و دوزخ برای بینندگان آشکار شود.
اما آن کس که طغیان [و سرکشی] کرده باشد
پس هر كه طغيان كرده،
پس هر کس (از حکم شرع خدا) سرکش و طاغی شد.
و زندگی دنیا را [بر آخرت] ترجیح داده باشد،
و زندگى اينجهانى را برگزيده،
و زندگی دنیا را برگزید.
بیتردید، جهنم جایگاه اوست.
جهنم جايگاه اوست.
دوزخ جایگاه اوست.
و اما کسی که از ایستادن در حضور پروردگارش بیمناک بوده و نفس را از هوی [و هوس] بازداشته باشد،
اما هر كس كه از ايستادن در برابر پروردگارش ترسيده و نفس را از هوى بازداشته،
و هر کس از حضور در پیشگاه عزّ ربوبیت بترسید و از هوای نفس دوری جست.
قطعاً بهشت جایگاه اوست.
بهشت جايگاه اوست.
همانا بهشت منزلگاه اوست.
[ای پیامبر،] دربارۀ قیامت از تو میپرسند که در چه زمانی واقع میشود؟
تو را از قيامت مىپرسند كه چه وقت واقع شود.
از تو سؤال کنند که قیامت کی بر پا شود؟
تو را با یادآوری این سخن چه کار است؟
از يادكردن آن تو را چه كار است؟
تو را چه کار است دیگر که از آن به یاد آری؟ (بسیار یاد آور شدی و منکران از تو نپذیرفتند).
[سرانجام و] منتهای [علمِ] آن، نزد پروردگار توست.
منتهاى آن نزد پروردگار توست.
کار آن ساعت به خدای تو منتهی شود.
تو فقط بیمدهندۀ کسانی هستی که از آن [= قیامت] میترسند.
جز اين نيست كه تو كسانى را كه از آن روز بترسند بيم مىدهى.
تو را جز این نباشد که اهل ایمان را هر کس از یاد آن روز هراسان میشود به اهوال آن روز آگاه سازی.
روزی که [کافران] قیامت را ببینند، [چنین احساس میکنند که] گویی [در دنیا] جز یک شامگاه یا بامداد به سر نبردهاند.
چون آن را ببينند، پندارند در اين جهان جز يك شامگاه يا چاشت درنگ نكردهاند.
چون آن روز را مردم ببینند گویی همه عمر دنیا شامگاهی یا چاشتگاهی بیش نبوده است.