Rowwad
سوگند به کوه طور
آیتی
قسم به كوه طور،
الهی قمشهای
قسم به طور سینا.
Compare up to three translations verse by verse.
سوگند به کوه طور
قسم به كوه طور،
قسم به طور سینا.
و سوگند به کتاب نوشتهشده
و قسم به كتاب نوشته شده،
قسم به کتاب مسطور (قرآن).
در صحیفهای گشوده
در صفحهاى گشاده،
که در صحیفهای گشوده فرستاد.
و سوگند به «بیت المَعمور» [که فرشتگان در آن، به عبادت پروردگار مشغولند]
و قسم به بيت المعمور،
قسم به بیت المعمور (کعبه اهل زمین یا مسجد ملایک آسمان).
و سوگند به [آسمان بلند، همان] سقف برافراشته [بر زمین]
و قسم به اين سقف برافراشته،
قسم به طاق بلند آسمان.
و سوگند به دریای آکنده [از آب]
و قسم به درياى مالامال،
قسم به دریای آتش فروزان (که خدا روز قیامت دریا را آتش سازد و بر دوزخیان فرو ریزد).
که بیتردید، عذاب پروردگارت به وقوع خواهد پیوست؛
كه عذاب پروردگارت واقع شدنى است.
قسم به این امور که البته عذاب خدای تو واقع خواهد شد.
و هیچ بازدارندهاى ندارد.
و آن را دفعكنندهاى نيست.
هیچ کس دافع آن نخواهد بود.
روزى كه آسمان به سختى در جنبش و اضطراب افتد
روزى كه آسمان سخت بچرخد،
روزی که آسمان سخت جنبش کند.
و کوهها با حركتى شدید روان شوند.
و كوهها به شتاب روان شوند،
و کوهها تند به گردش آید.
در آن روز، واى به حال تكذیبكنندگان!
پس در آن روز، واى بر تكذيبكنندگان.
در آن روز سخت وای بر آنان که (وعده حق و کتاب و رسول او را) تکذیب کردند.
همان کسانی كه در بیهودهگویى، سرگرم بازىاند.
آنان كه سرگرم كارهاى باطل خويشند.
آنان که به بازیچه دنیا فرو شدند.
روزى كه با خشونت به سوى آتش دوزخ رانده مىشوند.
روزى كه آنها را به قهر به جانب جهنم كشند.
آن روز آنها را سخت به آتش دوزخ برانند.
[به آنان گفته میشود:] «این [همان] آتشی است که آن را دروغ میپنداشتید.
اين است آن آتشى كه دروغش مىانگاشتيد.
این همان آتشی است که تکذیب آن میکردید.
آیا این [آتش و عذاب] جادوست یا [هنوز هم آن را] نمیبینید؟
آيا اين جادوست يا شما نمىبينيد؟
آیا این (آتش دوزخ) هم به نظرتان سحر است یا آنکه هنوز چشم بصیرت باز نمیکنید؟
به آتش درآیید [و بسوزید] كه شکیبایی و ناشکیباییِ شما [در برابر شعلههای سوزانش] برایتان یكسان است؛ تنها در برابر آنچه كردهاید، مجازات مىشوید».
به آتش درآييد. خواه بر آن صبر كنيد يا صبر نكنيد، تفاوتى نكند. شما را در برابر كارهايى كه مىكردهايد، كيفر مىدهند.
باری، به دوزخ در شوید که صبر و بیصبری به حالتان یکسان است، و بس آنچه کردید امروز همان را جزا یابید.
به راستی که پرهیزگاران در باغهای بهشت در ناز و نعمتند؛
پرهيزگاران در بهشتها و نعمتند.
متقیان هم در باغهای بهشت پر نعمتند.
و از بخششهای [بیدریغِ] پروردگارشان و از اینكه از عذاب دوزخ نگاهشان داشته است شادمانند.
از آنچه پروردگارشان به آنها داده است شادمانند، و خدا آنها را از عذاب جهنم نگه داشته است.
آنان به نعمتی که خدایشان نصیبشان فرموده دلشادند و خدایشان از عذاب دوزخ محفوظشان داشته است.
[به آنان گفته میشود:] «به پاداشِ کردارتان [در دنیا، اینک] گوارا بخورید و بیاشامید».
به پاداش كارهايى كه كردهايد بخوريد و بياشاميد. گوارايتان باد.
بخورید و بیاشامید شما را گوارا باد به پاداش اعمال نیکی که انجام میدادید.
در حالى كه بر تختهایى ردیفشده تكیه زدهاند و حور العین را به همسریِ آنان درمیآوریم.
بر آن تختهاى كنار هم چيده، تكيه مىزنند. حوريان را همسرشان مىگردانيم.
در حالی که نزدیک هم بر تختها (ی عزّت) تکیه زدهاند و ما حور العین را همجفت آنان گردانیدهایم.
مؤمنانى كه فرزندانشان در ایمان پیرو آنان بودند، فرزندانشان را [نیز در بهشت] به آنان ملحق خواهیم كرد و از [پاداش] عملشان ذرهاى نمىكاهیم؛ چرا که [سرنوشتِ] هر كس در گرو دستاورد خودِ اوست [و گناه دیگری را به دوش نمیکشد].
كسانى كه خود ايمان آوردند و فرزندانشان در ايمان، پيرويشان كردند. فرزندانشان را به آنها ملحق مىكنيم و از پاداش عملشان هيچ نمىكاهيم كه هر كسى در گرو كار خويشتن است.
و آنان که ایمان آوردند و فرزندانشان هم در ایمان پیرو ایشان شدند ما آن فرزندان را به آنها برسانیم و از پاداش عمل آنان هیچ نکاهیم. هر نفسی در گرو عملی است که اندوخته است.
[در بهشت، از] هر نوع میوه و گوشتى كه بخواهند، پىدرپى در دسترسشان قرار مىدهیم.
و پيوسته از هر گونه كه بخواهند، ميوه و گوشت، عطايشان مىكنيم.
و بر آن بهشتیان از هر نوع میوه و گوشتهای لذیذ که مایل باشند فراوان بیفزاییم.
در آنجا جامهای شرابى از دست یکدیگر مىگیرند كه نه موجب بیهودهگویى است و نه گناه؛
در آنجا جام مىدهند و جام مىستانند، كه در آن نه سخن بيهوده باشد و نه ارتكاب گناه.
آنها در بهشت جام شراب گوارا را چنان سریع از دست هم بگیرند که گویی منازعه میکنند در صورتی که آنجا کار لغو و باطل و نزاع و خلاف و بزهکاری هیچ نیست.
و نوجوانانى [که براى خدمت] پیرامونشان در رفت و آمدند، گویی [از زیبایی و سپیدرویی] همچون مرواریدى پنهان [در صدف] هستند.
غلامانشان چون مرواريد پنهان در صدف، به گردشان مىچرخند.
و پسرانی مانند لؤلؤ مکنون گردشان (بر انجام خدمت) میگردند.
[بهشتیان] به یکدیگر روی میآورند [و] از [دنیا و احوال گذشتۀ] خود سؤال میکنند.
پرسشكنان روى به يكديگر مىكنند؛
و آنها با هم به صحبت رو کرده و از سرگذشت یکدیگر پرسش کنند.
میگویند: «ما در دنیا، در خانوادۀ خود [از عذاب الهی] میترسیدیم.
مىگويند: پيش از اين در ميان كسانمان، تنها ما از خدا مىترسيديم.
و با هم گویند: ما از پیش میان اهل و قبیله خود خداترس بودیم.
الله [با نعمت اسلام] بر ما منت نهاد و ما را از عذاب سوزان [دوزخ] محافظت کرد.
پس خدا بر ما منت نهاد و ما را از عذاب سموم نگه داشت.
خدا هم بر ما منّت نهاد و ما را از عذاب سموم دوزخ محفوظ داشت.
ما در زندگی دنیا، همواره او را [عبادت میکردیم و به ربوبیت] میخواندیم. بیتردید، او نیکوکار مهربان است».
ما پيش از اين او را مىخوانديم، كه او احسانكننده و مهربان است.
زیرا ما از این پیش خدا را به حقیقت پرستش میکردیم که او خود (بر بندگانش) بسیار نیکخواه و مهربان است.
[ای پیامبر، با آیات قرآن به مردم] اندرز بده که به لطف پروردگارت [تو برخلاف ادعای کافران،] نه كاهنى و نه مجنون.
پندشان ده، كه تو به بركت نعمت پروردگارت نه كاهن هستى و نه مجنون.
پس (ای رسول ما، خلق را) متذکر ساز که به نعمت پروردگارت از جنون و کهانت هیچ در تو نیست.
آیا میگویند: «محمد شاعری است که منتظریم تا مرگش فرارسد [و از سخنانش رهایی یابیم]؟»
يا مىگويند: شاعرى است و ما براى وى منتظر حوادث روزگاريم.
بلکه (کافران نادان) گویند: (محمّد) شاعری است ماهر و ما حادثه مرگ او را انتظار داریم.
بگو: «منتظر [مرگِ من] باشید؛ من [نیز] با شما منتظر خواهم ماند [تا عذابتان را به چشم ببینم]».
بگو: شما منتظر بمانيد كه من نيز با شما انتظار مىكشم.
بگو: شما به انتظار (مرگ من) باشید که من هم از منتظران (مرگ و هلاک شما) هستم.
آیا عقلهایشان به [بیان] این [سخنان باطل] حُكم مىكند یا [اساساً] مردمی سرکش هستند؟
آيا آنان را رؤياهايشان به اين پندارها كشانده يا خود مردمى طاغى هستند.
آیا زیرکی و خیالات باطلشان بر این وا میدارد (که تکذیب تو کنند) یا (از جهل و کبر و نخوت) خود قومی سرکش و نافرمانند؟
آیا میگویند: «[محمد] قرآن را جعل کرده است؟» [هرگز چنین نیست؛] بلکه [غرق در تکبرند که] ایمان نمیآورند.
يا مىگويند: قرآن را خود ساخته است. نه، آنها ايمان نمىآورند.
بلکه میگویند: او قرآن را از پیش خود فرابافته است (چنین نیست) بلکه آنها ایمان نمیآورند.
اگر راست مىگویند، سخنى مانند آن بیاورند.
اگر راست مىگويند، سخنى مانند آن بياورند.
پس اگر راست میگویند آنها هم کلامی مانند قرآن بیاورند.
آیا آنان از هیچ آفریده شدهاند یا خود آفرینندۀ خویشند؟
آيا بىهيچ خالقى پديد آمدهاند يا خود خالق خويشند؟
آیا این خلق (بدون خالق) از نیستی صرف به وجود آمدند؟ یا (خویشتن را) خود خلق کردند؟
آیا آنان آسمانها و زمین را آفریدهاند؟ [نه،] بلکه آنان یقین ندارند [که الله آفرینندۀ مطلق است].
يا آسمانها و زمين را خلق كردهاند؟ نه، به يقين نرسيدهاند.
یا آنکه آسمانها و زمین را این مردم آفریدند؟ نه، بلکه به یقین (خدا را) نشناختند.
آیا گنجینههای [نعمت و هدایت] پروردگارت نزد آنان است؟ آیا [بر همه چیز] تسلط دارند؟
يا خزاين پروردگارت نزد آنهاست؟ يا بر چيزى تسلط يافتهاند،
آیا گنجهای رحمت پروردگارت نزد آنهاست یا هیچ قدرت و سلطنتی دارند؟
آیا نردبانى دارند كه [گفتار فرشتگان وحى را] به وسیلۀ آن مىشنوند؟ هر کس شنیده است، باید دلیلى روشن بیاورد.
يا نردبامى دارند كه از آن بالا مىروند و گوش فرامىدهند؟ پس آن كه گوش فراداده حجتى آشكار بياورد.
یا نردبامی دارند که به آسمان بر شوند و (سخن وحی فرشتگان) بشنوند؟ اگر چنین است شنوندهشان حجت روشن بیاورد.
آیا الله فرزندان دختر دارد و شما پسر؟
يا خداوند را دختران است و شما را پسران؟
آیا خدا را دختران و شما را پسران خواهد بود (که ملایک را دختران خدا دانید).
[ای پیامبر،] آیا پاداشی از آنان درخواست میکنی که [از پرداخت آن در رنجند و هزینهاش] برایشان [گران و] سنگین است؟
يا از آنها مزدى مىطلبى و پرداخت غرامت بر آنها دشوار است؟
آیا تو (ای رسول) از آنها اجر رسالت خواهی که زیر بار سنگین غرامت بمانند؟
آیا از عالم غیب آگاهند و [خبرهاى نهان را] مینویسند؟
يا علم غيب مىدانند و مىنويسند؟
آیا علم غیب با آنهاست که از آن عالم خبری نگارند؟
آیا قصد نیرنگ [و نقشۀ پلیدی برایت] دارند؟ ولى کافران خود گرفتار نیرنگ [و تدبیر الهی] هستند.
يا مىخواهند حيلتى كنند؟ اما كافران خود به حيلت گرفتارند.
یا که میخواهند با تو مکر و تزویری اندیشند؟ کافران خود به مکر (و انتقام حق) گرفتارند.
آیا آنان معبودی غیر از الله دارند؟ الله از چیزهایی که [با او] شریک قرار میدهند پاک و منزه است.
يا آنها را خدايى است جز خداى يكتا؟ منزه است خداى يكتا از هر چه شريكش مىسازند.
آیا بر آنها خدایی جز خدای یکتا هست؟ که خدا از هر چه شرک و شریک او گیرند پاک و منزه است.
[این کافران، حتی] اگر پارههایی از آسمان را نیز در حال سقوط ببینند، [باز هم ایمان نمىآورند و] مىگویند: «ابرى متراكم است».
اگر بنگرند كه قطعهاى از آسمان فرومىافتد، مىگويند: ابرى است متراكم.
این کافران اگر هم سقوط قطعهای از آسمان را به چشم ببینند باز خواهند گفت: این پاره ابری متراکم است.
پس آنان را [به حال خود] رها كن تا با روزِ موعودشان كه [با نخستین دمیدنِ صور] مدهوش مرگ میگردند، مواجه شوند.
پس آنها را واگذار تا روزى را كه در آن به هلاكت مىرسند بنگرند؛
اینان را به (جهل) خود رها کن تا به روز سختشان که آن روز یکسر بیهوش و هلاک میشوند عاقبت برسند.
روزى كه نیرنگشان سودمند نخواهد بود و [از هیچ سو] یارى نمیشوند.
روزى كه مكرشان هيچ به حالشان سود نكند و كس به ياريشان برنخيزد.
آن روزی که مکر و تدبیرشان هیچ به کارشان نیاید و هیچ کس یاریشان نکند.
ستمکاران [در دنیا نیز به دست مؤمنان] به عذاب دیگرى گرفتار خواهند شد؛ ولى بیشتر آنان نمىدانند.
براى كسانى كه ستم مىكنند، باز هم عذابى است جز اين عذاب، ولى بيشترينشان نمىدانند.
و برای ستمکاران عالم (در دنیا) عذابی پیش از آن (جهنم قیامت) خواهد بود ولیکن اکثرشان نمیدانند.
[ای پیامبر،] در برابر حکم پروردگارت شکیبا باش؛ زیرا تو تحت نظر و حفاظت مایی؛ و هنگامی که [از خواب یا به قصد عبادت] برمیخیزی، پروردگارت را به پاکی ستایش کن.
در برابر فرمان پروردگارت شكيبا باش كه تو تحت نظر مايى. و هنگامى كه برخاستى، به ستايش پرردگارت تسبيح گوى.
باری بر حکم خدا صبر کن که تو منظور نظر مایی. و چون برخیزی (به نماز یا هر کاری) به ستایش خدای خود تسبیح گوی.
و [نیز در پاسى] از شب او را تسبیح بگوی [و نماز بگزار] و به هنگام افول ستارگان [در سپیدهدم نیز نماز صبح بگزار].
و تسبيح گوى در پارهاى از شب و به هنگام ناپديد شدن ستارگان.
و از شبانگاه هم پارهای به تسبیح خدا پرداز و هنگام فرو رفتن ستارگان هم (به نماز صبح) تسبیح خدا گوی.