بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ ٱقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِى غَفْلَةٍۢ مُّعْرِضُونَ
[هنگام] حساب مردم نزدیک شده است، در حالی که آنان در بیخبری، [از آن] رویگردانند!
The Prophets · 112 verses · Mohsen Gharaati.
Search the locally cached translation.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ ٱقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِى غَفْلَةٍۢ مُّعْرِضُونَ
[هنگام] حساب مردم نزدیک شده است، در حالی که آنان در بیخبری، [از آن] رویگردانند!
مَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍۢ مِّن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ إِلَّا ٱسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلْعَبُونَ
هیچ پند تازهای از طرف پروردگارشان برای آنان نیامد، مگر این که آن را شنیدند و [باز] سرگرم بازی شدند.
لَاهِيَةًۭ قُلُوبُهُمْ ۗ وَأَسَرُّوا۟ ٱلنَّجْوَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ هَلْ هَٰذَآ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُكُمْ ۖ أَفَتَأْتُونَ ٱلسِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ
در حالی که دلهای آنان [از حقّ، غافل و به چیز دیگری] سرگرم است و کسانی که [کافر شدند و به خود] ستم کردند، مخفیانه راز میگویند که: «آیا جز این است که این [محمّد] بشری همانند شماست؟ آیا با این که میبینید به جادو روی میآورید؟!»
قَالَ رَبِّى يَعْلَمُ ٱلْقَوْلَ فِى ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ ۖ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ
[پیامبر] گفت: «پروردگار من، هر سخنی که در آسمان و زمین باشد، میداند. او شنوای داناست.»
بَلْ قَالُوٓا۟ أَضْغَٰثُ أَحْلَٰمٍۭ بَلِ ٱفْتَرَىٰهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌۭ فَلْيَأْتِنَا بِـَٔايَةٍۢ كَمَآ أُرْسِلَ ٱلْأَوَّلُونَ
[کافران] گفتند: « [آنچه محمّد آورده است، وحی نیست؛] بلکه خوابهای آشفته است. بلکه آنها را به دروغ به خدا نسبت داده، بلکه او یک شاعر است، پس باید همانگونه که [پیامبران] پیشین [با معجزه] فرستاده شده بودند، او [نیز] برای ما معجزهای بیاورد.»
مَآ ءَامَنَتْ قَبْلَهُم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَٰهَآ ۖ أَفَهُمْ يُؤْمِنُونَ
تمام آبادیهایی که پیش از اینها هلاکشان کردیم، [تقاضای اینگونه معجزات را کردند؛ ولی همین که خواستهشان عملی شد،] ایمان نیاوردند. پس آیا اینان ایمان میآورند؟
وَمَآ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلَّا رِجَالًۭا نُّوحِىٓ إِلَيْهِمْ ۖ فَسْـَٔلُوٓا۟ أَهْلَ ٱلذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
و ما [هیچ پیامبری را] پیش از تو نفرستادیم، مگر این که [آنها نیز] مردانی بودند که ما به ایشان وحی میکردیم، پس اگر نمیدانید از آگاهان بپرسید.
وَمَا جَعَلْنَٰهُمْ جَسَدًۭا لَّا يَأْكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَمَا كَانُوا۟ خَٰلِدِينَ
و ما برای آنها بدنهایی که به غذا نیاز نداشته باشند، قرار ندادیم و آنها جاویدان نبودند.
ثُمَّ صَدَقْنَٰهُمُ ٱلْوَعْدَ فَأَنجَيْنَٰهُمْ وَمَن نَّشَآءُ وَأَهْلَكْنَا ٱلْمُسْرِفِينَ
سپس ما به وعدهای که به آنان داده بودیم، وفا کردیم. پس آنان و هر که را خواستیم، نجات دادیم و اسرافکاران را نابود کردیم.
لَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكُمْ كِتَٰبًۭا فِيهِ ذِكْرُكُمْ ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
همانا بر شما کتابی فرستادهایم که وسیله تذکر [و بیداری] شما در آن است، آیا نمیاندیشید؟!
وَكَمْ قَصَمْنَا مِن قَرْيَةٍۢ كَانَتْ ظَالِمَةًۭ وَأَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا ءَاخَرِينَ
و ما چه بسیار آبادیها را درهم شکستیم که [مردمش] ستمگر بودند و پس از آنها قومی دیگر را پدید آوردیم.
فَلَمَّآ أَحَسُّوا۟ بَأْسَنَآ إِذَا هُم مِّنْهَا يَرْكُضُونَ
پس چون قهر ما را احساس کردند، ناگهان پا به فرار گذاشتند.
لَا تَرْكُضُوا۟ وَٱرْجِعُوٓا۟ إِلَىٰ مَآ أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَٰكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْـَٔلُونَ
[از روی استهزا و تحقیر به آنان گفتند:] «فرار نکنید! و به سوی زندگی مرفّهی که در آن نازپرورده بودید و به خانههایتان بازگردید، تا شاید [بار دیگر توسط تهیدستان] از شما درخواست کمک شود [و شما آنان را با کبر و نِخوت برانید].
قَالُوا۟ يَٰوَيْلَنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ
[و چون عذاب ما را جدّی دیدند،] گفتند: «ای وای بر ما! به یقین ما ستمکار بودهایم.»
فَمَا زَالَت تِّلْكَ دَعْوَىٰهُمْ حَتَّىٰ جَعَلْنَٰهُمْ حَصِيدًا خَٰمِدِينَ
و پیوسته، این سخنِ آنان بود تا ما آنها را درو کردیم و خاموش و بیحرکت ساختیم.
وَمَا خَلَقْنَا ٱلسَّمَآءَ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَٰعِبِينَ
و ما، آسمان و زمین و آنچه را که میان آنهاست، برای بازی نیافریدیم.
لَوْ أَرَدْنَآ أَن نَّتَّخِذَ لَهْوًۭا لَّٱتَّخَذْنَٰهُ مِن لَّدُنَّآ إِن كُنَّا فَٰعِلِينَ
[به فرض محال] اگر میخواستیم سرگرمی برگزینیم، چیزی متناسب [با شأن] خود انتخاب میکردیم.
بَلْ نَقْذِفُ بِٱلْحَقِّ عَلَى ٱلْبَٰطِلِ فَيَدْمَغُهُۥ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌۭ ۚ وَلَكُمُ ٱلْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ
بلکه ما حقّ را بر باطل میکوبیم تا مغز آن را درهم بشکند [و از هم بپاشد]. پس بیدرنگ، باطل محو و نابود میشود و وای بر شما از آنچه [خداوند را به آن] وصف میکنید [و نسبت بیهودهکاری به او میدهید.]
وَلَهُۥ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ وَمَنْ عِندَهُۥ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِۦ وَلَا يَسْتَحْسِرُونَ
و برای اوست هر که در آسمانها و زمین است و کسانی که نزد او هستند، [فرشتگان،] از عبادت او تکبّر نمیورزند و خسته و درمانده نمیشوند.
يُسَبِّحُونَ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ لَا يَفْتُرُونَ
آنان شبانهروز بیآنکه سستی ورزند، خداوند را به پاکی میستایند.
أَمِ ٱتَّخَذُوٓا۟ ءَالِهَةًۭ مِّنَ ٱلْأَرْضِ هُمْ يُنشِرُونَ
آیا خدایانی که [کفّار] از زمین برگزیدهاند، مردگان را زنده میکنند؟
لَوْ كَانَ فِيهِمَآ ءَالِهَةٌ إِلَّا ٱللَّهُ لَفَسَدَتَا ۚ فَسُبْحَٰنَ ٱللَّهِ رَبِّ ٱلْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ
اگر در آسمانها و زمین، خدایان دیگری غیر از اللَّه وجود داشت، حتماً آن دو تباه میشدند [و نظام جهان به هم میخورد]. پس منزّه است خداوندِ پروردگار عرش، از آنچه [ناآگاهان] وصف میکنند.
لَا يُسْـَٔلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْـَٔلُونَ
هیچکس نمیتواند بر کار او خرده بگیرد؛ ولی در کارهای آنها، جای سؤال و ایراد است.
أَمِ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةًۭ ۖ قُلْ هَاتُوا۟ بُرْهَٰنَكُمْ ۖ هَٰذَا ذِكْرُ مَن مَّعِىَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِى ۗ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ٱلْحَقَّ ۖ فَهُم مُّعْرِضُونَ
آیا آنها به جای خداوند [یکتا] خدایان دیگری گرفتهاند؟ بگو: «دلیلتان را بیاورید! این [قرآن] یادنامهی پیروان من و یادنامهی کسانی است که پیش از من بودهاند [که همه بر یکتایی خدا همنظرند.]» امّا بیشتر مردم، حقّ را نمیدانند، پس [از آن] رویگردانند.
وَمَآ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِىٓ إِلَيْهِ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱعْبُدُونِ
و هر پیامبری پیش از تو فرستادیم، به او وحی کردیم که معبودی جز من نیست، پس [تنها] مرا بپرستید.
وَقَالُوا۟ ٱتَّخَذَ ٱلرَّحْمَٰنُ وَلَدًۭا ۗ سُبْحَٰنَهُۥ ۚ بَلْ عِبَادٌۭ مُّكْرَمُونَ
و [کافران] گفتند: «[خداوند] رحمان فرزند گرفته است!» منزّه است او! [فرشتگان، فرزند خدا نیستند؛] بلکه بندگانی گرامی هستند.
لَا يَسْبِقُونَهُۥ بِٱلْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِۦ يَعْمَلُونَ
آنان در کلام بر او پیشی نمیگیرند و به فرمان او عمل میکنند.
يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ٱرْتَضَىٰ وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِۦ مُشْفِقُونَ
[خداوند] آینده و گذشتهی آنها را میداند و آنان جز برای کسی که خداوند از او خرسند باشد، شفاعت نمیکنند و خود از بیم او هراسانند.
۞ وَمَن يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّىٓ إِلَٰهٌۭ مِّن دُونِهِۦ فَذَٰلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلظَّٰلِمِينَ
و هر که از آنها، [فرشتگان و انسانها و جنّیان] بگوید: من به جای خداوند، معبود هستم!» پس کیفر او را دوزخ قرار میدهیم. ما اینگونه ستمکاران را کیفر خواهیم داد.
أَوَلَمْ يَرَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَنَّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًۭا فَفَتَقْنَٰهُمَا ۖ وَجَعَلْنَا مِنَ ٱلْمَآءِ كُلَّ شَىْءٍ حَىٍّ ۖ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ
آیا کافران نمیبینند که آسمانها و زمین به هم بسته و پیوسته بودند و ما، آن دو را شکافته و از یکدیگر باز کردیم؟ و هر چیز زنده را از آب پدید آوردیم. آیا باز ایمان نمیآورند؟
وَجَعَلْنَا فِى ٱلْأَرْضِ رَوَٰسِىَ أَن تَمِيدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجًۭا سُبُلًۭا لَّعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ
و در زمین، کوههای ثابت و استوار قرار دادیم تا [مبادا زمین] آنها را بلرزاند و در [میان] کوهها، [درههایی گشاده و] راههای فراخ پدید آوردیم، شاید که آنها راه یابند.
وَجَعَلْنَا ٱلسَّمَآءَ سَقْفًۭا مَّحْفُوظًۭا ۖ وَهُمْ عَنْ ءَايَٰتِهَا مُعْرِضُونَ
و آسمان را سقفی نگهداشته قرار دادیم و آنها از نشانههای آن رویگردانند.
وَهُوَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ وَٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ ۖ كُلٌّۭ فِى فَلَكٍۢ يَسْبَحُونَ
و او کسی است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید. هر یک [از آنها] در مداری [معین]، شناور [و در حرکت] است.
وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍۢ مِّن قَبْلِكَ ٱلْخُلْدَ ۖ أَفَإِي۟ن مِّتَّ فَهُمُ ٱلْخَٰلِدُونَ
و ما پیش از تو برای [هیچ] انسانی، جاودانگی قرار ندادیم، پس آیا اگر تو از دنیا بروی، آنان زندگانی جاوید خواهند یافت؟!
كُلُّ نَفْسٍۢ ذَآئِقَةُ ٱلْمَوْتِ ۗ وَنَبْلُوكُم بِٱلشَّرِّ وَٱلْخَيْرِ فِتْنَةًۭ ۖ وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ
هر کسی [طعم] مرگ را میچشد! و ما شما را با بدیها و خوبیها میآزماییم و [سرانجام] به سوی ما بازگردانده میشوید.
وَإِذَا رَءَاكَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَٰذَا ٱلَّذِى يَذْكُرُ ءَالِهَتَكُمْ وَهُم بِذِكْرِ ٱلرَّحْمَٰنِ هُمْ كَٰفِرُونَ
و هرگاه کافران تو را ببینند، کاری جز به مسخره گرفتن تو ندارند، [و با همدیگر میگویند:] «آیا این است آن کسی که خدایان شما را [به بدی] یاد میکند؟» در حالی که خود، یاد [خدای] رحمان را منکرند [و به او کفر می ورزند].
خُلِقَ ٱلْإِنسَٰنُ مِنْ عَجَلٍۢ ۚ سَأُو۟رِيكُمْ ءَايَٰتِى فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ
[طبیعتِ] انسان [بهگونهای است که گویا] از عجله آفریده شده است؛ [عذاب را به شتاب میخواهد؛ امّا] من به زودی نشانههای [عذاب] خود را به شما نشان خواهم داد، پس [آن را] به شتاب از من نخواهید!
وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ
[کافران] میگویند: اگر راست میگویید، این وعده [قیامت] کی فرامیرسد؟»
لَوْ يَعْلَمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ ٱلنَّارَ وَلَا عَن ظُهُورِهِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ
اگر کفّار میدانستند زمانی که [آن فرارسد، دیگر] نمیتوانند شعلههای آتش را از صورتها و از پشتهایشان دور کنند و کسی آنان را یاری نمیکند.
بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةًۭ فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ
بلکه [این آتش] ناگهان به سراغشان خواهد آمد و آنان را بهتزده خواهد کرد. پس نه قدرت دفع آن را دارند و نه به آنان مهلتی داده خواهد شد.
وَلَقَدِ ٱسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍۢ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِٱلَّذِينَ سَخِرُوا۟ مِنْهُم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ
و همانا پیامبران پیش از تو [نیز] مورد استهزا قرار گرفتند. امّا [سرانجام،] آنچه استهزا میکردند، دامان مسخرهکنندگان را گرفت [و مجازات الهی آنها را در هم کوبید]!
قُلْ مَن يَكْلَؤُكُم بِٱلَّيْلِ وَٱلنَّهَارِ مِنَ ٱلرَّحْمَٰنِ ۗ بَلْ هُمْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِم مُّعْرِضُونَ
بگو: «کیست که شما را در شب و روز از [عذاب خدای] رحمان نگاه میدارد؟!» امّا آنان از یاد پروردگارشان روی میگردانند.
أَمْ لَهُمْ ءَالِهَةٌۭ تَمْنَعُهُم مِّن دُونِنَا ۚ لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ أَنفُسِهِمْ وَلَا هُم مِّنَّا يُصْحَبُونَ
یا برای آنان خدایانی است که آنان را در برابر [عذاب] ما نگه دارد؟ اینها قادر بر یاری [و حفظ] خودشان نیستند، [تا چه رسد به دیگران] و از جانب ما نیز همراهی نمیشوند.
بَلْ مَتَّعْنَا هَٰٓؤُلَآءِ وَءَابَآءَهُمْ حَتَّىٰ طَالَ عَلَيْهِمُ ٱلْعُمُرُ ۗ أَفَلَا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِى ٱلْأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَآ ۚ أَفَهُمُ ٱلْغَٰلِبُونَ
با این وجود، ما آنها و پدرانشان را [از انواع نعمتها] بهرهمند ساختیم تا آنجا که عمرشان طولانی شد [و مایهی غرور و سرکشی آنان گردید]. آیا نمیبینند که ما همواره به زمین میپردازیم و از وسعت سرزمینها[یی که در اختیار کافران بوده،] میکاهیم؟ آیا ایشان [بر ما] غلبه دارند؟
قُلْ إِنَّمَآ أُنذِرُكُم بِٱلْوَحْىِ ۚ وَلَا يَسْمَعُ ٱلصُّمُّ ٱلدُّعَآءَ إِذَا مَا يُنذَرُونَ
بگو: «من تنها با وحی، به شما هشدار میدهم!» امّا کسانی که کر هستند، زمانی که بیم داده میشوند، آن را نمیشنوند!
وَلَئِن مَّسَّتْهُمْ نَفْحَةٌۭ مِّنْ عَذَابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يَٰوَيْلَنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ
در حالی که اگر دمی از عذاب پروردگارت به آنان برسد، قطعاً خواهند گفت: «ای وای بر ما! به یقین ما ستمکار بودهایم.»
وَنَضَعُ ٱلْمَوَٰزِينَ ٱلْقِسْطَ لِيَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌۭ شَيْـًۭٔا ۖ وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍۢ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا ۗ وَكَفَىٰ بِنَا حَٰسِبِينَ
و ما برای روز قیامت، ترازوهای عدل برپا خواهیم کرد، پس هیچ ستمی به احدی نخواهد شد و اگر [عملی] همسنگ دانه خردلی [هم] باشد، ما آن را خواهیم آورد و [در دقّت محاسبات همین] بس است که ما حسابرس باشیم.
وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ٱلْفُرْقَانَ وَضِيَآءًۭ وَذِكْرًۭا لِّلْمُتَّقِينَ
و همانا ما به موسی و هارون، [کتابی که] جداکننده [حق از باطل] و نور و مایهی یادآوری برای پرهیزکاران [است،] عطا کردیم.
ٱلَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِٱلْغَيْبِ وَهُم مِّنَ ٱلسَّاعَةِ مُشْفِقُونَ
[همان] کسانی که از پروردگارشان در نهان میترسند و همانانی که از قیامت در هراسند.
وَهَٰذَا ذِكْرٌۭ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَٰهُ ۚ أَفَأَنتُمْ لَهُۥ مُنكِرُونَ
و این [قرآن]، مبارک ذکری است که ما آن را فروفرستادیم. آیا شما آن را انکار میکنید؟!
۞ وَلَقَدْ ءَاتَيْنَآ إِبْرَٰهِيمَ رُشْدَهُۥ مِن قَبْلُ وَكُنَّا بِهِۦ عَٰلِمِينَ
و همانا ما پیش از این، ابراهیم را به رشد و کمال خود رساندیم و ما به [شایستگیهای] او آگاه بودیم.
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِۦ مَا هَٰذِهِ ٱلتَّمَاثِيلُ ٱلَّتِىٓ أَنتُمْ لَهَا عَٰكِفُونَ
آن هنگام که به [آزر، عموی مشرکش که به جای] پدرش [سرپرستی او را به عهده داشت] و به قومش گفت: «چیست این تندیسهای بیروحی که شما همواره آنها را میپرستید؟»
قَالُوا۟ وَجَدْنَآ ءَابَآءَنَا لَهَا عَٰبِدِينَ
آنان گفتند: «ما پدرانمان را پرستشکنندگان آنها یافتهایم!»
قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُمْ فِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍۢ
[ابراهیم] گفت: «بیتردید شما و پدرانتان در گمراهی آشکار بوده و هستید!»
قَالُوٓا۟ أَجِئْتَنَا بِٱلْحَقِّ أَمْ أَنتَ مِنَ ٱللَّٰعِبِينَ
آنان گفتند: «آیا تو سخن حقّی برای ما آوردهای؟ یا این که شوخی میکنی؟!»
قَالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ٱلَّذِى فَطَرَهُنَّ وَأَنَا۠ عَلَىٰ ذَٰلِكُم مِّنَ ٱلشَّٰهِدِينَ
[ابراهیم] گفت: «البتّه [که حقّ میگویم.] پروردگار شما پروردگار آسمانها و زمین است که آنها را به وجود آورده و من بر این حقیقت از گواهانم.
وَتَٱللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنَٰمَكُم بَعْدَ أَن تُوَلُّوا۟ مُدْبِرِينَ
و به خداوند سوگند پس از آن که پشت کردید و رفتید، نقشهای برای بتهایتان خواهم کشید.»
فَجَعَلَهُمْ جُذَٰذًا إِلَّا كَبِيرًۭا لَّهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ
پس [ابراهیم در یک فرصت مناسب] همهی آنها، جز بزرگشان را خرد کرد تا شاید آنها به سراغ آن بیایند.
قَالُوا۟ مَن فَعَلَ هَٰذَا بِـَٔالِهَتِنَآ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ
[بتپرستان چون بتهای شکسته را دیدند،] گفتند: «چه کسی با خدایان ما چنین کرده؟ بیگمان او از ستمکاران است.»
قَالُوا۟ سَمِعْنَا فَتًۭى يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُۥٓ إِبْرَٰهِيمُ
گفتند: «شنیدهایم جوانی که به او ابراهیم میگویند، آن [بت]ها را [به بدی] یاد میکرد.»
قَالُوا۟ فَأْتُوا۟ بِهِۦ عَلَىٰٓ أَعْيُنِ ٱلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ
[بزرگان قوم] گفتند: «پس او را در پیش چشم مردم بیاورید تا آنها [بر مجرم بودن او] گواهی دهند.»
قَالُوٓا۟ ءَأَنتَ فَعَلْتَ هَٰذَا بِـَٔالِهَتِنَا يَٰٓإِبْرَٰهِيمُ
گفتند: «ای ابراهیم! آیا تو با خدایان ما این چنین کردهای؟»
قَالَ بَلْ فَعَلَهُۥ كَبِيرُهُمْ هَٰذَا فَسْـَٔلُوهُمْ إِن كَانُوا۟ يَنطِقُونَ
[ابراهیم] گفت: «بلکه این کار را بزرگشان کرده است! از خودشان بپرسید، اگر سخن میگویند!»
فَرَجَعُوٓا۟ إِلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ فَقَالُوٓا۟ إِنَّكُمْ أَنتُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ
پس به [وجدانهای] خود بازگشتند، [و به یکدیگر] گفتند: «شما خودتان [با پرستش این سنگهای ناتوان] ستمکارید [نه ابراهیم.]»
ثُمَّ نُكِسُوا۟ عَلَىٰ رُءُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَٰٓؤُلَآءِ يَنطِقُونَ
سپس [دوباره] به اندیشههای باطلی که در سر داشتند، بازگشتند [و به ابراهیم گفتند:] «به راستی تو خود میدانی که اینها سخن نمیگویند.»
قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكُمْ شَيْـًۭٔا وَلَا يَضُرُّكُمْ
[ابراهیم] گفت: «پس آیا شما به جای خداوند، چیزی را میپرستید که هیچ سودی برای شما ندارد؟ و هیچ زیانی به شما نمیرساند؟!
أُفٍّۢ لَّكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
ننگ بر شما و بر هر چه جز خدا میپرستید. آیا نمیاندیشید؟!»
قَالُوا۟ حَرِّقُوهُ وَٱنصُرُوٓا۟ ءَالِهَتَكُمْ إِن كُنتُمْ فَٰعِلِينَ
[بزرگان قوم] گفتند: «اگر میخواهید کاری کنید! او را بسوزانید و خدایانتان را یاری کنید.»
قُلْنَا يَٰنَارُ كُونِى بَرْدًۭا وَسَلَٰمًا عَلَىٰٓ إِبْرَٰهِيمَ
[آتشی بزرگ فراهم کردند و ابراهیم را به درون آن افکندند؛ ولی ما] گفتیم: ای آتش! بر ابراهیم سرد و سلامت باش!
وَأَرَادُوا۟ بِهِۦ كَيْدًۭا فَجَعَلْنَٰهُمُ ٱلْأَخْسَرِينَ
و آنان نیرنگی سخت برای او اراده کردند، ولی ما آنها را از زیانکارترینِ [مردم] قرار دادیم.
وَنَجَّيْنَٰهُ وَلُوطًا إِلَى ٱلْأَرْضِ ٱلَّتِى بَٰرَكْنَا فِيهَا لِلْعَٰلَمِينَ
و ما، او و لوط را [از آن سرزمین پر از شرک و فساد] نجات دادیم و به سوی سرزمینی که در آن برای جهانیان برکت نهادهایم، بردیم.
وَوَهَبْنَا لَهُۥٓ إِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةًۭ ۖ وَكُلًّۭا جَعَلْنَا صَٰلِحِينَ
و اسحاق و [فرزندش] یعقوب را، [به عنوان نعمتی] افزون به ابراهیم بخشیدیم و همه را از صالحان قرار دادیم.
وَجَعَلْنَٰهُمْ أَئِمَّةًۭ يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَآ إِلَيْهِمْ فِعْلَ ٱلْخَيْرَٰتِ وَإِقَامَ ٱلصَّلَوٰةِ وَإِيتَآءَ ٱلزَّكَوٰةِ ۖ وَكَانُوا۟ لَنَا عَٰبِدِينَ
و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما [مردم را] هدایت میکردند و به آنان، انجام کارهای نیک و برپایی نماز و پرداخت زکات را وحی کردیم و آنان فقط ما را عبادت میکردند.
وَلُوطًا ءَاتَيْنَٰهُ حُكْمًۭا وَعِلْمًۭا وَنَجَّيْنَٰهُ مِنَ ٱلْقَرْيَةِ ٱلَّتِى كَانَت تَّعْمَلُ ٱلْخَبَٰٓئِثَ ۗ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَوْمَ سَوْءٍۢ فَٰسِقِينَ
و به لوط، حکمت و دانش عطا کردیم و او را از قریهای که کارهای زشت میکردند، رهانیدیم. به راستی آنان مردمی بد و منحرف بودند.
وَأَدْخَلْنَٰهُ فِى رَحْمَتِنَآ ۖ إِنَّهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ
و او را در رحمت خویش وارد کردیم. همانا او از شایستگان بود.
وَنُوحًا إِذْ نَادَىٰ مِن قَبْلُ فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ فَنَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥ مِنَ ٱلْكَرْبِ ٱلْعَظِيمِ
و نوح را پیشتر [از ابراهیم و لوط]، آن زمان که [ما را] ندا داد، پس [خواستهی] او را اجابت کردیم. او و خاندانش را از بلای بزرگ، نجات بخشیدیم.
وَنَصَرْنَٰهُ مِنَ ٱلْقَوْمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَآ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَوْمَ سَوْءٍۢ فَأَغْرَقْنَٰهُمْ أَجْمَعِينَ
و او را در برابر مردمی که نشانههای ما را تکذیب کردند، یاری دادیم. به درستی که آنان، مردم بدی بودند، پس همهی آنها را غرق کردیم.
وَدَاوُۥدَ وَسُلَيْمَٰنَ إِذْ يَحْكُمَانِ فِى ٱلْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ ٱلْقَوْمِ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شَٰهِدِينَ
و داوود و سلیمان [را یاد کن] آن هنگام که دربارهی کشتزاری که گوسفندان قوم، شبانگاه در آن چریده [و آن را تباه ساخته] بودند، داوری میکردند و ما شاهد داوری آنان بودیم.
فَفَهَّمْنَٰهَا سُلَيْمَٰنَ ۚ وَكُلًّا ءَاتَيْنَا حُكْمًۭا وَعِلْمًۭا ۚ وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُۥدَ ٱلْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَٱلطَّيْرَ ۚ وَكُنَّا فَٰعِلِينَ
پس ما [حکم] آن را به سلیمان فهماندیم و هر یک [از آن دو] را، حکمت و دانش دادیم و کوهها و پرندگان را با داوود به نیایش و تسبیح واداشتیم و ما کننده [این کار] بودیم.
وَعَلَّمْنَٰهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍۢ لَّكُمْ لِتُحْصِنَكُم مِّنۢ بَأْسِكُمْ ۖ فَهَلْ أَنتُمْ شَٰكِرُونَ
و برای شما به داوود فنّ زرهسازی را آموختیم، تا شما را از [خطرات] جنگتان نگه دارد. پس آیا شما سپاسگزار هستید؟
وَلِسُلَيْمَٰنَ ٱلرِّيحَ عَاصِفَةًۭ تَجْرِى بِأَمْرِهِۦٓ إِلَى ٱلْأَرْضِ ٱلَّتِى بَٰرَكْنَا فِيهَا ۚ وَكُنَّا بِكُلِّ شَىْءٍ عَٰلِمِينَ
و برای سلیمان، تندباد را [رام کردیم] که به فرمان او به سوی سرزمینی که درآن برکت قرار دادیم، روان میشد و ما به هر چیزی آگاه بودهایم.
وَمِنَ ٱلشَّيَٰطِينِ مَن يَغُوصُونَ لَهُۥ وَيَعْمَلُونَ عَمَلًۭا دُونَ ذَٰلِكَ ۖ وَكُنَّا لَهُمْ حَٰفِظِينَ
و گروهی از شیطانها [را نیز رامِ سلیمان قرار دادیم که] برای او غوّاصی میکردند و کارهایی غیر از این انجام میدادند و ما آنها را [از سرکشی] حفظ میکردیم!
۞ وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُۥٓ أَنِّى مَسَّنِىَ ٱلضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ ٱلرَّٰحِمِينَ
و [به یاد آور] ایوب را، آن زمان که پروردگارش را ندا داد که: «[پروردگارا!] به من آسیب و سختی رسیده است و تو مهربانترینِ مهربانانی!»
فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ فَكَشَفْنَا مَا بِهِۦ مِن ضُرٍّۢ ۖ وَءَاتَيْنَٰهُ أَهْلَهُۥ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةًۭ مِّنْ عِندِنَا وَذِكْرَىٰ لِلْعَٰبِدِينَ
پس [دعای] او را مستجاب کردیم و رنج و سختی او را برداشتیم و خانوادهاش را به او بازگرداندیم و همانندشان را با ایشان [به او عطا کردیم، تا هم] رحمتی از سوی ما [به او باشد و هم مایهی یادآوری] و پندی برای عبادتکنندگان.
وَإِسْمَٰعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا ٱلْكِفْلِ ۖ كُلٌّۭ مِّنَ ٱلصَّٰبِرِينَ
و اسماعیل و ادریس و ذوالکفل [را یاد کن که این پیامبران،] همه از شکیبایان بودند.
وَأَدْخَلْنَٰهُمْ فِى رَحْمَتِنَآ ۖ إِنَّهُم مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ
و ما آنان را در رحمت خویش وارد ساختیم. به درستی که آنان از شایستگان بودند.
وَذَا ٱلنُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَٰضِبًۭا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِى ٱلظُّلُمَٰتِ أَن لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبْحَٰنَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ
و [یونس] ذوالنون [را به یاد آور.] آن هنگام که خشمگین [از میان قومش بیرون] رفت و پنداشت که [آسوده شد و] ما بر او تنگ نخواهیم گرفت، [امّا همین که در کام نهنگ فرو رفت،] پس در آن تاریکیها[ی شکم نهنگ] ندا داد که: « [خداوندا!] جز تو معبودی نیست! تو پاک و منزهی! همانا من از ستمکاران بودم [و نباید مردم را به خاطر سرسختیشان رها میکردم و تنها میگذاشتم].»
فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ وَنَجَّيْنَٰهُ مِنَ ٱلْغَمِّ ۚ وَكَذَٰلِكَ نُۨجِى ٱلْمُؤْمِنِينَ
پس [دعای] او را اجابت کردیم و او را از آن اندوه نجات دادیم و ما این چنین، مؤمنان را نجات میدهیم.
وَزَكَرِيَّآ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُۥ رَبِّ لَا تَذَرْنِى فَرْدًۭا وَأَنتَ خَيْرُ ٱلْوَٰرِثِينَ
و زکریا [را یاد کن] آنگاه که پروردگارش را ندا داد: «پروردگارا! مرا تنها [و بیفرزند و بیوارث] مگذار و [البتّه که] تو خود، بهترینِ وارثانی.»
فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ وَوَهَبْنَا لَهُۥ يَحْيَىٰ وَأَصْلَحْنَا لَهُۥ زَوْجَهُۥٓ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ يُسَٰرِعُونَ فِى ٱلْخَيْرَٰتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًۭا وَرَهَبًۭا ۖ وَكَانُوا۟ لَنَا خَٰشِعِينَ
پس [دعای] او را مستجاب کردیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را [که نازا بود،] برای او شایسته قرار دادیم. [چرا که] آنان در کارهای نیک، شتاب داشتند و ما را از روی امید و بیم میخواندند و در برابر ما همواره فروتن بودند.
وَٱلَّتِىٓ أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلْنَٰهَا وَٱبْنَهَآ ءَايَةًۭ لِّلْعَٰلَمِينَ
و [به یاد آور مریم را، آن] زنی که دامان خویش را پاک نگاه داشت، پس ما از روح خود در او دمیدیم و او و پسرش [عیسی] را نشانهای برای جهانیان قرار دادیم.
إِنَّ هَٰذِهِۦٓ أُمَّتُكُمْ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ وَأَنَا۠ رَبُّكُمْ فَٱعْبُدُونِ
این [پیامبران بزرگ و پیروانشان] همه امّت یگانهای بودند، [دارای یک آیین و پیرو یک هدف.] و من پروردگار شما هستم! پس مرا بپرستید!
وَتَقَطَّعُوٓا۟ أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ ۖ كُلٌّ إِلَيْنَا رَٰجِعُونَ
ولی آنها کار خود را در میانشان به تفرقه کشاندند. [بدانند که] همگی به سوی ما بازمیگردند.
فَمَن يَعْمَلْ مِنَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌۭ فَلَا كُفْرَانَ لِسَعْيِهِۦ وَإِنَّا لَهُۥ كَٰتِبُونَ
پس هر کس برخی [کارهای] شایسته را انجام دهد و مؤمن باشد، برای تلاش او هیچگونه ناسپاسی نخواهد شد و ما [کارهای نیکویش را] برای او ثبت میکنیم.
وَحَرَٰمٌ عَلَىٰ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَٰهَآ أَنَّهُمْ لَا يَرْجِعُونَ
و بر [مردم] آبادیهایی که آنها را [به خاطر فساد و گناه] هلاک نمودیم، حرام است [که به دنیا بازگردند،] آنان بازنمیگردند.
حَتَّىٰٓ إِذَا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ وَهُم مِّن كُلِّ حَدَبٍۢ يَنسِلُونَ
تا آنگاه که [راه بر] یأجوج و مأجوج [با شکستن سدّ] گشوده شود و آنان از هر بلندی بتازند و به شتاب سرازیر شوند.
وَٱقْتَرَبَ ٱلْوَعْدُ ٱلْحَقُّ فَإِذَا هِىَ شَٰخِصَةٌ أَبْصَٰرُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ يَٰوَيْلَنَا قَدْ كُنَّا فِى غَفْلَةٍۢ مِّنْ هَٰذَا بَلْ كُنَّا ظَٰلِمِينَ
و وعدهی حقّ [در برپایی قیامت] نزدیک گردید. پس در آن هنگام چشمهای کافران [از وحشت و حیرت] خیره و باز میماند [و با خود میگویند:] «ای وای بر ما! به راستی که ما از این [روز] سخت در بیخبری بودیم، بلکه ما ستمگر بودیم.»
إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمْ لَهَا وَٰرِدُونَ
[به آنان گفته میشود:] «شما و هر آنچه که جز خدا میپرستید، هیزم دوزخ خواهد بود. [و قطعاً] در آن وارد خواهید شد.»
لَوْ كَانَ هَٰٓؤُلَآءِ ءَالِهَةًۭ مَّا وَرَدُوهَا ۖ وَكُلٌّۭ فِيهَا خَٰلِدُونَ
اگر اینها خدایان [راستین] بودند، وارد آن [دوزخ] نمیشدند، در حالی که همگی برای همیشه در آن ماندگار خواهند بود.
لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌۭ وَهُمْ فِيهَا لَا يَسْمَعُونَ
برای آنان در دوزخ، نالهها و نعرههاست و آنان در آنجا [هیچ پاسخی] نمیشنوند.
إِنَّ ٱلَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُم مِّنَّا ٱلْحُسْنَىٰٓ أُو۟لَٰٓئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ
[امّا مؤمنان،] کسانی که پیشتر، از جانب ما به آنان [وعدهی] نیکو داده شده است، آنان از آن [دوزخ] دور نگاه داشته خواهند شد.
لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا ۖ وَهُمْ فِى مَا ٱشْتَهَتْ أَنفُسُهُمْ خَٰلِدُونَ
آنان صدای [زبانه کشیدن] آن را نمیشنوند و در آنچه [از نعمتها و کامیابیها] که دلخواه آنهاست، جاودانهاند.
لَا يَحْزُنُهُمُ ٱلْفَزَعُ ٱلْأَكْبَرُ وَتَتَلَقَّىٰهُمُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ هَٰذَا يَوْمُكُمُ ٱلَّذِى كُنتُمْ تُوعَدُونَ
بزرگترین وحشت [آن روز]، آنان را غمگین [و مضطرب] نمیسازد و فرشتگان به [پیشواز و] ملاقات آنان میروند [و میگویند:] « این است روزِ شما! که به شما وعده میدادند.»
يَوْمَ نَطْوِى ٱلسَّمَآءَ كَطَىِّ ٱلسِّجِلِّ لِلْكُتُبِ ۚ كَمَا بَدَأْنَآ أَوَّلَ خَلْقٍۢ نُّعِيدُهُۥ ۚ وَعْدًا عَلَيْنَآ ۚ إِنَّا كُنَّا فَٰعِلِينَ
روزی که آسمان را همچون طومارِ نوشتهها درهم میپیچیم، [و] همانگونه که آفرینشِ نخستین را آغاز کردیم، آن را بازمیگردانیم. [این] وعدهای است که بر عهدهی ماست و قطعاً آن را انجام خواهیم داد.
وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِى ٱلزَّبُورِ مِنۢ بَعْدِ ٱلذِّكْرِ أَنَّ ٱلْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ ٱلصَّٰلِحُونَ
و همانا ما پس از تورات، در زبور نوشتیم که: بیگمان بندگان شایستهام وارث [حکومت بر] زمین خواهند شد.
إِنَّ فِى هَٰذَا لَبَلَٰغًۭا لِّقَوْمٍ عَٰبِدِينَ
همانا در این [پیشگویی]، برای گروهی پرستنده، پیامی روشن است.
وَمَآ أَرْسَلْنَٰكَ إِلَّا رَحْمَةًۭ لِّلْعَٰلَمِينَ
و ما تو را [ای پیامبر!] مایه رحمتی برای جهانیان فرستادهایم.
قُلْ إِنَّمَا يُوحَىٰٓ إِلَىَّ أَنَّمَآ إِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌۭ وَٰحِدٌۭ ۖ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ
[پس به آنان] بگو: «تنها چیزی که به من وحی میشود این است که معبود شما فقط خدای یگانه است. پس آیا شما [به حقّ] گردن مینهید؟!»
فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَقُلْ ءَاذَنتُكُمْ عَلَىٰ سَوَآءٍۢ ۖ وَإِنْ أَدْرِىٓ أَقَرِيبٌ أَم بَعِيدٌۭ مَّا تُوعَدُونَ
پس اگر روی برگرداندند، [به آنان] بگو: «به همهی شما یکسان اعلام [خطر] کردم و نمیدانم [زمان وقوع] آن وعده که به شما داده شده، نزدیک است، یا دور!
إِنَّهُۥ يَعْلَمُ ٱلْجَهْرَ مِنَ ٱلْقَوْلِ وَيَعْلَمُ مَا تَكْتُمُونَ
او هم سخن آشکار را میداند و هم آنچه را که پنهان میکنید.
وَإِنْ أَدْرِى لَعَلَّهُۥ فِتْنَةٌۭ لَّكُمْ وَمَتَٰعٌ إِلَىٰ حِينٍۢ
و من نمیدانم، شاید این [تأخیر در عذاب] برای شما آزمونی باشد و [فرصتی برای] کامیابی تا مدّتی دیگر.»
قَٰلَ رَبِّ ٱحْكُم بِٱلْحَقِّ ۗ وَرَبُّنَا ٱلرَّحْمَٰنُ ٱلْمُسْتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ
[پیامبر] گفت: «پروردگارا! [میان ما و مشرکان] به حقّ داوری کن! و پروردگار همهی ما [خداوند] مهربان است که در برابر آنچه [او را ناروا] وصف میکنید، باید از او یاری جست.»