بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ الٓر ۚ كِتَٰبٌ أُحْكِمَتْ ءَايَٰتُهُۥ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ
الف، لام، را. [قرآن،] كتابی كه آیات آن استوار گشته، آنگاه از جانب حكیمی آگاه، شرح و تفصیل داده شده است.
Hud · 123 verses · Mohsen Gharaati.
Search the locally cached translation.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ الٓر ۚ كِتَٰبٌ أُحْكِمَتْ ءَايَٰتُهُۥ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ
الف، لام، را. [قرآن،] كتابی كه آیات آن استوار گشته، آنگاه از جانب حكیمی آگاه، شرح و تفصیل داده شده است.
أَلَّا تَعْبُدُوٓا۟ إِلَّا ٱللَّهَ ۚ إِنَّنِى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ وَبَشِيرٌۭ
كه: «جز خداوند یكتا را نپرستید! من از طرف او برای شما هشداردهنده و بشارتدهندهام.
وَأَنِ ٱسْتَغْفِرُوا۟ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوٓا۟ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَٰعًا حَسَنًا إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِى فَضْلٍۢ فَضْلَهُۥ ۖ وَإِن تَوَلَّوْا۟ فَإِنِّىٓ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍۢ كَبِيرٍ
و از پروردگارتان طلب آمرزش كنید و به سوی او بازگردید تا شما را به بهرهای نیكو تا مدّتی معین [كه عمر دارید،] كامیاب كند، و به هر بافضیلتی فزونی بخشد. و اگر روی بگردانید، من از عذاب روزی بزرگ بر شما بیمناكم.
إِلَى ٱللَّهِ مَرْجِعُكُمْ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌ
بازگشت شما به سوی خداست. و او بر هر چیزی تواناست.»
أَلَآ إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا۟ مِنْهُ ۚ أَلَا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ ۚ إِنَّهُۥ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ
بدانید كه مخالفان برای آن كه خود را از پیامبر پنهان دارند، سر و سینههای خود را به هم نزدیک میكنند و لباسهای خویش را بر سر میكشند، [غافل از آن كه] خداوند تمام كارهای پنهان و آشكار آنان را میداند. همانا او به اسرار درون سینهها آگاه است.
۞ وَمَا مِن دَآبَّةٍۢ فِى ٱلْأَرْضِ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا ۚ كُلٌّۭ فِى كِتَٰبٍۢ مُّبِينٍۢ
و هیچ جنبندهای در زمین نیست، مگر آن که روزی او بر خداست، و خداوند قرارگاه دائمی و جایگاه موقّت او را میداند. همه در کتاب آشکاری ثبت است.
وَهُوَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ فِى سِتَّةِ أَيَّامٍۢ وَكَانَ عَرْشُهُۥ عَلَى ٱلْمَآءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًۭا ۗ وَلَئِن قُلْتَ إِنَّكُم مَّبْعُوثُونَ مِنۢ بَعْدِ ٱلْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِنْ هَٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ مُّبِينٌۭ
او کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز [و دوران] آفرید و عرش او بر آب قرار داشت، تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکارترید. و اگر بگویی که: «شما پس از مرگ زنده خواهید شد.» کافران خواهند گفت: «این سحری آشکار است!»
وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ ٱلْعَذَابَ إِلَىٰٓ أُمَّةٍۢ مَّعْدُودَةٍۢ لَّيَقُولُنَّ مَا يَحْبِسُهُۥٓ ۗ أَلَا يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفًا عَنْهُمْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ
و هرگاه عذاب را تا مدّت محدودی از آنان به تأخیر بیندازیم، میگویند: «چه چیزی جلوی عذاب ما را گرفت؟» بدانید روزی که قهر و عذاب ما به سراغشان بیاید، از ایشان بازگشتی نیست و آنچه بِدان مسخره میکردند، آنان را فراخواهد گرفت.
وَلَئِنْ أَذَقْنَا ٱلْإِنسَٰنَ مِنَّا رَحْمَةًۭ ثُمَّ نَزَعْنَٰهَا مِنْهُ إِنَّهُۥ لَيَـُٔوسٌۭ كَفُورٌۭ
و اگر به انسان، از جانب خود نعمتی بچشانیم، سپس آن را از او بازپسگیریم، او نومید و ناسپاس خواهد بود.
وَلَئِنْ أَذَقْنَٰهُ نَعْمَآءَ بَعْدَ ضَرَّآءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ ٱلسَّيِّـَٔاتُ عَنِّىٓ ۚ إِنَّهُۥ لَفَرِحٌۭ فَخُورٌ
و اگر پس از سختی و محنتی که به انسان رسیده، نعمتی به او بچشانیم، [چنان مغرور میشود که] میگوید: «گرفتاریها از من دور شد [و دیگر به سراغم نخواهد آمد].» بیگمان او شادمان و فخرفروش است.
إِلَّا ٱلَّذِينَ صَبَرُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌۭ وَأَجْرٌۭ كَبِيرٌۭ
مگر کسانی که اهل صبر و عمل صالح هستند، [که نه با رفتن نعمت، نومید میشوند و نه با آمدنش، فخر میفروشند.] برای آنان مغفرت و پاداشی بزرگ خواهد بود.
فَلَعَلَّكَ تَارِكٌۢ بَعْضَ مَا يُوحَىٰٓ إِلَيْكَ وَضَآئِقٌۢ بِهِۦ صَدْرُكَ أَن يَقُولُوا۟ لَوْلَآ أُنزِلَ عَلَيْهِ كَنزٌ أَوْ جَآءَ مَعَهُۥ مَلَكٌ ۚ إِنَّمَآ أَنتَ نَذِيرٌۭ ۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ وَكِيلٌ
پس شاید تو [به خاطر عدم پذیرش مردم، ابلاغِ] بعضی از آنچه را که به تو وحی میشود، واگذاری، و سینهات به خاطر آن تنگ شده باشد که میگویند: «چرا گنجی بر او نازل نشده، یا فرشتهای با او نیامده!؟» تو فقط هشداردهندهای. و خداوند بر هر چیزی ناظر و نگهبان است.
أَمْ يَقُولُونَ ٱفْتَرَىٰهُ ۖ قُلْ فَأْتُوا۟ بِعَشْرِ سُوَرٍۢ مِّثْلِهِۦ مُفْتَرَيَٰتٍۢ وَٱدْعُوا۟ مَنِ ٱسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ
یا این که میگویند: «[او] قرآن را از پیش خود بافته و ساخته است!» بگو: «اگر راست میگویید، شما هم ده سوره مثل این از پیشِخودساختهها، بیاورید و [برای این کار،] غیر خدا هر کس را میخواهید دعوت کنید.»
فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا۟ لَكُمْ فَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّمَآ أُنزِلَ بِعِلْمِ ٱللَّهِ وَأَن لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ
پس اگر از عهدهی اجابت [درخواست] شما برنیامدند، بدانید آنچه نازل شده، به علم خداست و این که معبودی جز او نیست، پس آیا [در این صورت] تسلیم میشوید؟
مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَٰلَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُونَ
کسانی که زندگانی دنیا و زیباییهای آن را بخواهند، ما در همین دنیا [نتیجهی] اعمالشان را به طور کامل میدهیم، و در آن، هیچ کم و کاستی نخواهد بود.
أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِى ٱلْءَاخِرَةِ إِلَّا ٱلنَّارُ ۖ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا۟ فِيهَا وَبَٰطِلٌۭ مَّا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ
آنان کسانی هستند که در قیامت، جز آتش چیزی ندارند. و آنچه در دنیا ساختهاند بر باد رفته، و اعمالی که انجام میدهند، باطل و بیاثر خواهد بود.
أَفَمَن كَانَ عَلَىٰ بَيِّنَةٍۢ مِّن رَّبِّهِۦ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌۭ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِۦ كِتَٰبُ مُوسَىٰٓ إِمَامًۭا وَرَحْمَةً ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِۦ ۚ وَمَن يَكْفُرْ بِهِۦ مِنَ ٱلْأَحْزَابِ فَٱلنَّارُ مَوْعِدُهُۥ ۚ فَلَا تَكُ فِى مِرْيَةٍۢ مِّنْهُ ۚ إِنَّهُ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ
آیا آن کس که دلیل روشنی از طرف پروردگارش دارد و به دنبال او شاهدی از اوست، و پیش از او کتاب موسی [که] رهبر و رحمت بوده است، [بر آمدن او بشارت داده، مانند کسی است که این خصوصیات را نداشته باشد]؟ آنان [که حقجو هستند،] به او ایمان میآورند، و هر کس از گروههای مختلف به او کافر شود، وعدهگاهش آتش است. پس، از آن در تردید مباش [که] قطعاً آن [وحی، کلامِ] حقّی است از سوی پروردگارت، اگر چه بیشتر مردم ایمان نیاورند.
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَىٰ رَبِّهِمْ وَيَقُولُ ٱلْأَشْهَٰدُ هَٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ كَذَبُوا۟ عَلَىٰ رَبِّهِمْ ۚ أَلَا لَعْنَةُ ٱللَّهِ عَلَى ٱلظَّٰلِمِينَ
و کیست ستمکارتر از آن که بر خداوند دروغ میبندد؟ آنان بر پروردگارشان عرضه میشوند و شاهدان خواهند گفت: «اینها همان کسانی هستند که بر پروردگارشان دروغ بستند. بدانید! لعنت خدا بر ستمگران باد!»
ٱلَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًۭا وَهُم بِٱلْءَاخِرَةِ هُمْ كَٰفِرُونَ
کسانی که [مردم را] از راه خدا بازمیدارند و میکوشند تا آن را کج جلوه دهند، در حالی که آنها خودشان به آخرت کافرند.
أُو۟لَٰٓئِكَ لَمْ يَكُونُوا۟ مُعْجِزِينَ فِى ٱلْأَرْضِ وَمَا كَانَ لَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِنْ أَوْلِيَآءَ ۘ يُضَٰعَفُ لَهُمُ ٱلْعَذَابُ ۚ مَا كَانُوا۟ يَسْتَطِيعُونَ ٱلسَّمْعَ وَمَا كَانُوا۟ يُبْصِرُونَ
آنها در زمین عاجزکننده نیستند [و نمیتوانند از خطر فرار کنند.] و در برابر خداوند هیچ یاوری ندارند. عذاب خدا نسبت به آنها مضاعف است. [چرا که هم خود گمراه بودند و هم دیگران را به گمراهی کشاندند.] آنان [از شدّت لجاجت و عناد،] توان شنیدن [حقّ] را ندارند و [آن را] نمیبینند.
أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَفْتَرُونَ
آنها کسانی هستند که [سرمایهی وجود] خویش را باخته و از آنچه به دروغ میساختند [نیز] بازماندهاند.
لَا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِى ٱلْءَاخِرَةِ هُمُ ٱلْأَخْسَرُونَ
به ناچار، آنان در قیامت، زیانکارترینِ افرادند.
إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَأَخْبَتُوٓا۟ إِلَىٰ رَبِّهِمْ أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلْجَنَّةِ ۖ هُمْ فِيهَا خَٰلِدُونَ
کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دهند و در برابر پروردگارشان فروتن باشند، آنان اهل بهشتند و برای همیشه در آنجا خواهند ماند.
۞ مَثَلُ ٱلْفَرِيقَيْنِ كَٱلْأَعْمَىٰ وَٱلْأَصَمِّ وَٱلْبَصِيرِ وَٱلسَّمِيعِ ۚ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا ۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ
مَثلِ دو گروهِ [کافر و مؤمن،] همچون نابینا و ناشنوا، و بینا و شنواست. آیا این دو گروه در مَثَل یکسانند؟ پس چرا پند نمیگیرید؟
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِۦٓ إِنِّى لَكُمْ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌ
و ما نوح را به سوی قومش فرستادیم، [او به مردم گفت:] «من برای شما هشداردهندهی روشنی هستم.
أَن لَّا تَعْبُدُوٓا۟ إِلَّا ٱللَّهَ ۖ إِنِّىٓ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍۢ
[دعوت من این است] که جز خداوند را نپرستید، که من از عذاب روزی دردناک بر شما میترسم.»
فَقَالَ ٱلْمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن قَوْمِهِۦ مَا نَرَىٰكَ إِلَّا بَشَرًۭا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَىٰكَ ٱتَّبَعَكَ إِلَّا ٱلَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِىَ ٱلرَّأْىِ وَمَا نَرَىٰ لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍۭ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَٰذِبِينَ
پس سران قومش که کافر بودند، گفتند: «ما تو را انسانی مثل خودمان میبینیم. و جز اراذل و اوباش که سادهلوحند، کس دیگری را پیرو تو نمییابیم، و برای شما هیچ برتری بر خودمان نمیبینیم، بلکه شما را دروغگو میپنداریم.»
قَالَ يَٰقَوْمِ أَرَءَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍۢ مِّن رَّبِّى وَءَاتَىٰنِى رَحْمَةًۭ مِّنْ عِندِهِۦ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَٰرِهُونَ
[نوح] گفت: «ای قوم من! آیا اگر ببینید که من بر دلیل روشنی از طرف پروردگارم باشم و او از نزد خودش، رحمت [نبوّت] را به من داده باشد که بر شما مخفی مانده است، [آیا باز هم سرپیچی میکنید]؟ آیا شما را به پذیرش آن وادار کنیم، در حالی که نسبت به آن کراهت دارید؟
وَيَٰقَوْمِ لَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مَالًا ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِ ۚ وَمَآ أَنَا۠ بِطَارِدِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ ۚ إِنَّهُم مُّلَٰقُوا۟ رَبِّهِمْ وَلَٰكِنِّىٓ أَرَىٰكُمْ قَوْمًۭا تَجْهَلُونَ
ای قوم من! از شما در برابر این دعوت، اجرتی درخواست نمیکنم، پاداش من تنها بر خداست. و من کسانی را که ایمان آوردهاند، [به خواست شما] طرد نمیکنم، آنان پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد، ولی من شما را قومی جاهل میبینم.
وَيَٰقَوْمِ مَن يَنصُرُنِى مِنَ ٱللَّهِ إِن طَرَدتُّهُمْ ۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ
ای مردم! اگر من آنان را برانم، چه کسی مرا در برابر خدا یاری خواهد کرد؟ چرا نمیاندیشید؟
وَلَآ أَقُولُ لَكُمْ عِندِى خَزَآئِنُ ٱللَّهِ وَلَآ أَعْلَمُ ٱلْغَيْبَ وَلَآ أَقُولُ إِنِّى مَلَكٌۭ وَلَآ أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِىٓ أَعْيُنُكُمْ لَن يُؤْتِيَهُمُ ٱللَّهُ خَيْرًا ۖ ٱللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِىٓ أَنفُسِهِمْ ۖ إِنِّىٓ إِذًۭا لَّمِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ
من به شما نمیگویم که گنجینههای الهی نزد من است و نه [این که از پیش خود] غیب میدانم، و نمیگویم که من فرشتهام، و نمیگویم آن کسانی که در پیشِ چشمِ شما خوارند، خداوند هرگز به آنان خیری نخواهد رساند؛ [بلکه] خداوند به آنچه در دل آنهاست، آگاهتر است. [اگر جز این بگویم،] قطعاً از ستمکاران خواهم بود.»
قَالُوا۟ يَٰنُوحُ قَدْ جَٰدَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَٰلَنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ
[مخالفان] گفتند: «ای نوح! تو با ما جدال زیادی کردی، [دیگر بس است،] اگر راست میگویی، آنچه را به ما وعده میدهی، بر سر ما بیاور!»
قَالَ إِنَّمَا يَأْتِيكُم بِهِ ٱللَّهُ إِن شَآءَ وَمَآ أَنتُم بِمُعْجِزِينَ
[نوح] گفت: «اگر خداوند اراده کند، آن را بر سر شما خواهد آورد، و شما قدرت خنثیکردن آن را نخواهید داشت.
وَلَا يَنفَعُكُمْ نُصْحِىٓ إِنْ أَرَدتُّ أَنْ أَنصَحَ لَكُمْ إِن كَانَ ٱللَّهُ يُرِيدُ أَن يُغْوِيَكُمْ ۚ هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
و اگر خداوند بخواهد شما را [به خاطر بیلیاقتی] گمراه سازد، [دیگر] نصیحت من به حال شما سودی نخواهد داشت، هر چند بخواهم برای شما خیرخواهی کنم. او پروردگار شماست، و [شما] به سوی او بازخواهید گشت.»
أَمْ يَقُولُونَ ٱفْتَرَىٰهُ ۖ قُلْ إِنِ ٱفْتَرَيْتُهُۥ فَعَلَىَّ إِجْرَامِى وَأَنَا۠ بَرِىٓءٌۭ مِّمَّا تُجْرِمُونَ
یا [مشرکان دربارهی پیامبر] میگویند: «او، آن [سخنان] را بر خداوند افترا بسته است.» بگو: اگر من چیزی را به دروغ به خداوند نسبت دادهام، پس کیفرش بر عهدهی خودم خواهد بود. و من از جرم شما بیزارم.»
وَأُوحِىَ إِلَىٰ نُوحٍ أَنَّهُۥ لَن يُؤْمِنَ مِن قَوْمِكَ إِلَّا مَن قَدْ ءَامَنَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُوا۟ يَفْعَلُونَ
به نوح وحی گردید که جز کسانی که [تاکنون] ایمان آوردهاند، از قوم تو هرگز ایمان نمیآورند، پس از کارهایی که میکنند، غمگین مباش.
وَٱصْنَعِ ٱلْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلَا تُخَٰطِبْنِى فِى ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ ۚ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ
و زیر نظر ما و طبق دستور ما، کشتی بساز. و دربارهی کسانی که ستم کردهاند، با من سخن مگوی که آنان غرقشدنی هستند.
وَيَصْنَعُ ٱلْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌۭ مِّن قَوْمِهِۦ سَخِرُوا۟ مِنْهُ ۚ قَالَ إِن تَسْخَرُوا۟ مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ
و [نوح] مشغول ساختن کشتی شد. [امّا] هر زمان که گروهی از قومش بر او میگذشتند، او را مسخره میکردند. [او] گفت: «اگر شما ما را مسخره کنید، ما [نیز] همینگونه شما را مسخره خواهیم کرد.
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌۭ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌۭ مُّقِيمٌ
پس به زودی خواهید دانست که مجازاتِ خوارکننده به سراغ چه کسی خواهد آمد و عذاب جاوِدانه دامن چه کسی را خواهد گرفت.»
حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَمْرُنَا وَفَارَ ٱلتَّنُّورُ قُلْنَا ٱحْمِلْ فِيهَا مِن كُلٍّۢ زَوْجَيْنِ ٱثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيْهِ ٱلْقَوْلُ وَمَنْ ءَامَنَ ۚ وَمَآ ءَامَنَ مَعَهُۥٓ إِلَّا قَلِيلٌۭ
[کفر و استهزا ادامه داشت] تا زمانی که قهر ما آمد و تنور فوران کرد. [به نوح] گفتیم که از هر زوج، یک جفت، [نر و ماده] در آن [کشتی] سوار کن و خانوادهی خودت را، جز کسانی که قبلاً در مورد آنها قول [عذاب] داده شده بود. و افرادی را که ایمان آوردهاند، [سوار کن، امّا] جز گروه کمی، کسی همراه او ایمان نیاورده بود.
۞ وَقَالَ ٱرْكَبُوا۟ فِيهَا بِسْمِ ٱللَّهِ مَجْر۪ىٰهَا وَمُرْسَىٰهَآ ۚ إِنَّ رَبِّى لَغَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ
و [نوح به مسافران کشتی] گفت: «بر آن سوار شوید که حرکت و توقّفش با نام خداست. همانا پروردگار من آمرزنده و مهربان است.»
وَهِىَ تَجْرِى بِهِمْ فِى مَوْجٍۢ كَٱلْجِبَالِ وَنَادَىٰ نُوحٌ ٱبْنَهُۥ وَكَانَ فِى مَعْزِلٍۢ يَٰبُنَىَّ ٱرْكَب مَّعَنَا وَلَا تَكُن مَّعَ ٱلْكَٰفِرِينَ
و آن [کشتی] آنها را از لابهلای امواجی همچون کوه، پیش میبرد. نوح، فرزندش را که در گوشهای قرار داشت، صدا زد [و گفت]: «پسرم! با ما سوار شو و با کافران مباش!»
قَالَ سَـَٔاوِىٓ إِلَىٰ جَبَلٍۢ يَعْصِمُنِى مِنَ ٱلْمَآءِ ۚ قَالَ لَا عَاصِمَ ٱلْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ ٱللَّهِ إِلَّا مَن رَّحِمَ ۚ وَحَالَ بَيْنَهُمَا ٱلْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ ٱلْمُغْرَقِينَ
گفت: «به زودی به کوهی پناه میبرم تا مرا از آب حفظ کند.» [نوح] گفت: «امروز جز کسانی که مورد رحم قرار گرفتهاند، هیچ حافظ [و پناهگاهی] در مقابل قهر الهی نیست.» [در این هنگام] موجی میان آن دو، جدایی انداخت و او غرق گردید.
وَقِيلَ يَٰٓأَرْضُ ٱبْلَعِى مَآءَكِ وَيَٰسَمَآءُ أَقْلِعِى وَغِيضَ ٱلْمَآءُ وَقُضِىَ ٱلْأَمْرُ وَٱسْتَوَتْ عَلَى ٱلْجُودِىِّ ۖ وَقِيلَ بُعْدًۭا لِّلْقَوْمِ ٱلظَّٰلِمِينَ
و گفته شد: «ای زمین! آبت را فرو بر، و ای آسمان! [از باریدن] بایست.» آب فرونشست و کار پایان پذیرفت و [کشتی] بر [دامنه کوهِ] جودی پهلو گرفت. و گفته شد: «[رحمت خدا از] قوم ستمگر دور باد!»
وَنَادَىٰ نُوحٌۭ رَّبَّهُۥ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ٱبْنِى مِنْ أَهْلِى وَإِنَّ وَعْدَكَ ٱلْحَقُّ وَأَنتَ أَحْكَمُ ٱلْحَٰكِمِينَ
پس نوح پروردگارش را ندا داد و گفت: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است و وعدهی تو حقّ است و تو بهترینِ داورانی.»
قَالَ يَٰنُوحُ إِنَّهُۥ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ ۖ إِنَّهُۥ عَمَلٌ غَيْرُ صَٰلِحٍۢ ۖ فَلَا تَسْـَٔلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِۦ عِلْمٌ ۖ إِنِّىٓ أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ ٱلْجَٰهِلِينَ
[خداوند] فرمود: «ای نوح! او [در واقع] از خاندان تو نیست. او [دارای] کرداری ناشایست است، پس چیزی را که به آن علم نداری، از من مخواه! من تو را اندرز میدهم که [مبادا] از جاهلان باشی.»
قَالَ رَبِّ إِنِّىٓ أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْـَٔلَكَ مَا لَيْسَ لِى بِهِۦ عِلْمٌۭ ۖ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِى وَتَرْحَمْنِىٓ أَكُن مِّنَ ٱلْخَٰسِرِينَ
[نوح] گفت: «پروردگارا! به تو پناه میبرم از این که چیزی را که به [خیر و شرّ] آن آگاهی ندارم، از تو درخواست کنم. و اگر تو بر من نبخشایی و بر من ترحّم نکنی، از زیانکاران خواهم بود.»
قِيلَ يَٰنُوحُ ٱهْبِطْ بِسَلَٰمٍۢ مِّنَّا وَبَرَكَٰتٍ عَلَيْكَ وَعَلَىٰٓ أُمَمٍۢ مِّمَّن مَّعَكَ ۚ وَأُمَمٌۭ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌۭ
به نوح خطاب شد: [اینک] با سلامی از جانب ما و برکاتی بر تو و بر تمام امّتهایی که با تو هستند، فرود آی! و به زودی امّتهایی [از نسل همین نجاتیافتگان] را از نعمتها برخوردار خواهیم ساخت، [امّا] پس از آن، [به خاطر غفلت و کفر و گناه،] عذابی دردناک از طرف ما به آنان خواهد رسید.
تِلْكَ مِنْ أَنۢبَآءِ ٱلْغَيْبِ نُوحِيهَآ إِلَيْكَ ۖ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَآ أَنتَ وَلَا قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَٰذَا ۖ فَٱصْبِرْ ۖ إِنَّ ٱلْعَٰقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ
[ای پیامبر!] اینها از اخبار غیبی است که ما آنها را به تو وحی میکنیم [و] پیش از این، نه تو و نه قوم تو، از آنها خبری نداشتید، پس [تو نیز مانند نوح] صبر کن که همانا فرجام [نیک]، برای متّقین است.
وَإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًۭا ۚ قَالَ يَٰقَوْمِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُۥٓ ۖ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا مُفْتَرُونَ
و به سوی قوم عاد، برادرشان هود [را فرستادیم، او به مردم] گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید که هیچ معبودی جز او برای شما نیست. [شما در پرستش بتها به خطا میروید و] جز اهل افترا نیستید.
يَٰقَوْمِ لَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَى ٱلَّذِى فَطَرَنِىٓ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
ای قوم! من از شما در برابر رسالتم پاداشی درخواست نمیکنم. پاداش من تنها بر عهدهی کسی است که مرا آفریده است. پس آیا نمیاندیشید؟!
وَيَٰقَوْمِ ٱسْتَغْفِرُوا۟ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوٓا۟ إِلَيْهِ يُرْسِلِ ٱلسَّمَآءَ عَلَيْكُم مِّدْرَارًۭا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَىٰ قُوَّتِكُمْ وَلَا تَتَوَلَّوْا۟ مُجْرِمِينَ
ای قوم! از پروردگارتان طلب آمرزش کنید، سپس به سوی او بازگردید و توبه نمایید تا او از آسمان پی در پی بر شما باران بفرستد، و نیرویی بر نیروی شما بیافزاید، و به خاطر گناه، روی برنتابید.»
قَالُوا۟ يَٰهُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍۢ وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِىٓ ءَالِهَتِنَا عَن قَوْلِكَ وَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ
[مشرکان] گفتند: «ای هود! تو دلیل روشنی برای ما نیاوردهای، و ما به خاطر سخنان تو، از خدایانمان دست برنمیداریم. و ما از ایمان آورندگانِ به تو نیستیم.
إِن نَّقُولُ إِلَّا ٱعْتَرَىٰكَ بَعْضُ ءَالِهَتِنَا بِسُوٓءٍۢ ۗ قَالَ إِنِّىٓ أُشْهِدُ ٱللَّهَ وَٱشْهَدُوٓا۟ أَنِّى بَرِىٓءٌۭ مِّمَّا تُشْرِكُونَ
ما جز این نمیگوییم که بعضی از خدایان ما به تو زیان رسانده [و عقلت را ربودهاند. هود] گفت: «من خدا را گواه میگیرم و شما [نیز] شاهد باشید که من از آنچه شریک [خدا] قرار میدهید بیزارم.
مِن دُونِهِۦ ۖ فَكِيدُونِى جَمِيعًۭا ثُمَّ لَا تُنظِرُونِ
از هر چه غیر اوست [بیزارم]، پس همگی علیه من توطئه کنید و مرا مهلت ندهید،
إِنِّى تَوَكَّلْتُ عَلَى ٱللَّهِ رَبِّى وَرَبِّكُم ۚ مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلَّا هُوَ ءَاخِذٌۢ بِنَاصِيَتِهَآ ۚ إِنَّ رَبِّى عَلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ
من بر خداوندی که پروردگار من و شماست، توکل کردهام، هیچ جنبندهای نیست، مگر آن که او، مهارش را گرفته است به درستی که پروردگار من بر راهی راست است.
فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَقَدْ أَبْلَغْتُكُم مَّآ أُرْسِلْتُ بِهِۦٓ إِلَيْكُمْ ۚ وَيَسْتَخْلِفُ رَبِّى قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّونَهُۥ شَيْـًٔا ۚ إِنَّ رَبِّى عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ حَفِيظٌۭ
پس اگر شما روی برگردانید، به راستی که من آنچه را به خاطر آن، به سوی شما فرستاده شدم، به شما رساندهام. و پروردگارم گروه دیگری را جانشین شما خواهد کرد، و شما هیچ ضرری به او نمیرسانید. همانا پروردگارم بر هر چیزی نگهبان است.»
وَلَمَّا جَآءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُودًۭا وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَعَهُۥ بِرَحْمَةٍۢ مِّنَّا وَنَجَّيْنَٰهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِيظٍۢ
و زمانی که فرمان [قهر] ما آمد، هود و کسانی را که با او ایمان آورده بودند، به رحمت خود نجات دادیم و از عذاب سخت رهایشان ساختیم.
وَتِلْكَ عَادٌۭ ۖ جَحَدُوا۟ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْا۟ رُسُلَهُۥ وَٱتَّبَعُوٓا۟ أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍۢ
و آن [قوم] عاد، آیات پروردگارشان را منکر شدند و پیامبرانِ او را نافرمانی کرده، از فرمان هر ستمگر لجوجی پیروی نمودند.
وَأُتْبِعُوا۟ فِى هَٰذِهِ ٱلدُّنْيَا لَعْنَةًۭ وَيَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ ۗ أَلَآ إِنَّ عَادًۭا كَفَرُوا۟ رَبَّهُمْ ۗ أَلَا بُعْدًۭا لِّعَادٍۢ قَوْمِ هُودٍۢ
و [سرانجام] در این دنیا و در روز قیامت، لعنت [و قهر الهی] در پی ایشان شد. بدانید که قوم عاد به پروردگارشان کفر ورزیدند. آگاه باشید که عاد، قوم هود [از رحمت الهی] دور باد!
۞ وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَٰلِحًۭا ۚ قَالَ يَٰقَوْمِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُۥ ۖ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلْأَرْضِ وَٱسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَٱسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوٓا۟ إِلَيْهِ ۚ إِنَّ رَبِّى قَرِيبٌۭ مُّجِيبٌۭ
و به سوی قوم ثمود، برادرشان صالح [را فرستادیم]، او گفت: «ای قوم من! خدای یگانه را بپرستید که جز او معبود دیگری برای شما نیست. اوست که شما را از زمین پدید آورد و از شما خواست تا در آن آبادانی کنید. پس، از او آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید. همانا پروردگار من، نزدیک و اجابتکننده است.»
قَالُوا۟ يَٰصَٰلِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْجُوًّۭا قَبْلَ هَٰذَآ ۖ أَتَنْهَىٰنَآ أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ ءَابَآؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِى شَكٍّۢ مِّمَّا تَدْعُونَآ إِلَيْهِ مُرِيبٍۢ
[قوم ثمود] گفتند: «ای صالح! تو به راستی قبل از این، در میان ما مایهی امید بودی. آیا تو ما را از پرستش آنچه پدرانمان میپرستیدند، نهی میکنی؟ ما نسبت به آنچه ما را به آن میخوانی، در شکی هستیم که ما را به تو بدگمان کرده است.»
قَالَ يَٰقَوْمِ أَرَءَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍۢ مِّن رَّبِّى وَءَاتَىٰنِى مِنْهُ رَحْمَةًۭ فَمَن يَنصُرُنِى مِنَ ٱللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُۥ ۖ فَمَا تَزِيدُونَنِى غَيْرَ تَخْسِيرٍۢ
[صالح] گفت: «ای قوم من! آیا نظر شما این است که اگر من از طرف پروردگارم معجزه داشته باشم و از جانب او مشمول رحمت شده باشم، [لب فروبندم و تبلیغ نکنم؟] پس اگر من خدا را معصیت کنم، چه کسی مرا در برابر [قهر] او یاری خواهد کرد؟ پس شما جز خسارت و زیان، چیزی به من نمیافزایید.
وَيَٰقَوْمِ هَٰذِهِۦ نَاقَةُ ٱللَّهِ لَكُمْ ءَايَةًۭ فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِىٓ أَرْضِ ٱللَّهِ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوٓءٍۢ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌۭ قَرِيبٌۭ
ای قوم من! این شتر ماده [که به ارادهی] خداوند [آفریده شده،] معجزهای برای شماست، پس او را آزاد بگذارید تا در زمین خدا [چرا کند و] بخورد، و آزاری به آن نرسانید که به زودی عذاب شما را فرا خواهد گرفت.»
فَعَقَرُوهَا فَقَالَ تَمَتَّعُوا۟ فِى دَارِكُمْ ثَلَٰثَةَ أَيَّامٍۢ ۖ ذَٰلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍۢ
پس شتر را پِی کردند [و دست و پایش را بریدند]، پس [صالح] گفت: «سه روز در خانههایتان بهرهمند باشید [که بعد از آن عذاب فراخواهد رسید]، این وعدهای است راست و حقیقی.»
فَلَمَّا جَآءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَٰلِحًۭا وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَعَهُۥ بِرَحْمَةٍۢ مِّنَّا وَمِنْ خِزْىِ يَوْمِئِذٍ ۗ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ ٱلْقَوِىُّ ٱلْعَزِيزُ
چون فرمان ما آمد، صالح و کسانی را که به همراه او ایمان آورده بودند، به رحمت خود نجات دادیم و از خواری آن روز [رهایی بخشیدیم. ای رسول ما!] همانا پروردگارت، همان توانای شکستناپذیر است.
وَأَخَذَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ ٱلصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا۟ فِى دِيَٰرِهِمْ جَٰثِمِينَ
و ستمگران را صیحهای فراگرفت، پس در خانههایشان به روی در افتادند [و مردند].
كَأَن لَّمْ يَغْنَوْا۟ فِيهَآ ۗ أَلَآ إِنَّ ثَمُودَا۟ كَفَرُوا۟ رَبَّهُمْ ۗ أَلَا بُعْدًۭا لِّثَمُودَ
آنچنان که گویی هرگز در آنجا ساکن نبودهاند. بدانید که ثمود به پروردگارشان کفر ورزیدند. بدانید که ثمود [از رحمت الهی] دور باد!
وَلَقَدْ جَآءَتْ رُسُلُنَآ إِبْرَٰهِيمَ بِٱلْبُشْرَىٰ قَالُوا۟ سَلَٰمًۭا ۖ قَالَ سَلَٰمٌۭ ۖ فَمَا لَبِثَ أَن جَآءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍۢ
و فرستادگان ما [که فرشتگانی به صورت انسان بودند]، ابراهیم را مژده آوردند و گفتند: «سلام!» [ابراهیم نیز] گفت: «سلام!» پس زمانی نگذشت که گوسالهی بریانی را نزد آنان آورد.
فَلَمَّا رَءَآ أَيْدِيَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةًۭ ۚ قَالُوا۟ لَا تَخَفْ إِنَّآ أُرْسِلْنَآ إِلَىٰ قَوْمِ لُوطٍۢ
پس چون دید که دست آنان به سمت غذا دراز نمیشود، نسبت به آنان ناخشنود شد و ترسی از آنان در دل او افتاد، امّا میهمانان گفتند: «نترس! ما برای قوم لوط فرستاده شدهایم.»
وَٱمْرَأَتُهُۥ قَآئِمَةٌۭ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَٰهَا بِإِسْحَٰقَ وَمِن وَرَآءِ إِسْحَٰقَ يَعْقُوبَ
و همسر ابراهیم ایستاده بود، پس خندید، زیرا ما او را به [فرزندی به نام] اسحاق و پس از اسحاق، یعقوب بشارت دادیم.
قَالَتْ يَٰوَيْلَتَىٰٓ ءَأَلِدُ وَأَنَا۠ عَجُوزٌۭ وَهَٰذَا بَعْلِى شَيْخًا ۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَىْءٌ عَجِيبٌۭ
[ساره] گفت: «ای وای بر من! آیا دارای فرزند میشوم، در حالی که من پیرزنم و این شوهرم پیرمرد؟! واقعاً که این چیز عجیبی است!»
قَالُوٓا۟ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ ٱللَّهِ ۖ رَحْمَتُ ٱللَّهِ وَبَرَكَٰتُهُۥ عَلَيْكُمْ أَهْلَ ٱلْبَيْتِ ۚ إِنَّهُۥ حَمِيدٌۭ مَّجِيدٌۭ
[فرشتگان] گفتند: «آیا از کار خدا تعجّب میکنی؟ رحمت و برکات الهی بر شما خاندان [رسالت] باد! همانا او [پروردگار] ستوده و بزرگوار است.»
فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَٰهِيمَ ٱلرَّوْعُ وَجَآءَتْهُ ٱلْبُشْرَىٰ يُجَٰدِلُنَا فِى قَوْمِ لُوطٍ
پس چون ترس و وحشت از ابراهیم برطرف شد و بشارت [فرزند] برای او آمد، درباره قوم لوط با ما چون و چرا میکرد.
إِنَّ إِبْرَٰهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّٰهٌۭ مُّنِيبٌۭ
به درستی که ابراهیم، بردبار و دلسوز و اهل توبه بود.
يَٰٓإِبْرَٰهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هَٰذَآ ۖ إِنَّهُۥ قَدْ جَآءَ أَمْرُ رَبِّكَ ۖ وَإِنَّهُمْ ءَاتِيهِمْ عَذَابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍۢ
[فرشتگان گفتند:] ای ابراهیم! از این [تقاضا] صرف نظر کن، فرمان قهر پروردگارت صادر شده و عذابِ غیر قابل برگشت به سراغ آنها خواهد آمد.»
وَلَمَّا جَآءَتْ رُسُلُنَا لُوطًۭا سِىٓءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًۭا وَقَالَ هَٰذَا يَوْمٌ عَصِيبٌۭ
و هنگامی که فرستادگان ما، به سراغ لوط آمدند، از آمدن آنان غمگین شد و برای حفظ آنها [از آزار قوم شرور،] به تنگ آمد، [با خود] گفت: «امروز، روز سختی است!»
وَجَآءَهُۥ قَوْمُهُۥ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِن قَبْلُ كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ٱلسَّيِّـَٔاتِ ۚ قَالَ يَٰقَوْمِ هَٰٓؤُلَآءِ بَنَاتِى هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ ۖ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ فِى ضَيْفِىٓ ۖ أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌۭ رَّشِيدٌۭ
و قوم لوط که سابقهی کارهای بد داشتند، شتابان به سراغ او آمدند. [لوط، به آنان] گفت: «ای قوم! اینها دختران منند، آنها برای شما پاکترند، پس از خدا پروا کنید و مرا در پیش میهمانانم رسوا مسازید. آیا در [میان] شما یک جوانمرد رشید نیست؟»
قَالُوا۟ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِى بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّۢ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ
[قوم لوط] گفتند: «تو خود میدانی که برای ما هیچ حقّی نسبت به دختران تو نیست [و ما رغبتی به ازدواج نداریم]، خودت خوب میدانی که ما چه میخواهیم.»
قَالَ لَوْ أَنَّ لِى بِكُمْ قُوَّةً أَوْ ءَاوِىٓ إِلَىٰ رُكْنٍۢ شَدِيدٍۢ
[لوط] گفت: «ای کاش در برابر شما قدرتی داشتم و یا به تکیهگاه محکمی پناه میبردم!»
قَالُوا۟ يَٰلُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَن يَصِلُوٓا۟ إِلَيْكَ ۖ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍۢ مِّنَ ٱلَّيْلِ وَلَا يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ إِلَّا ٱمْرَأَتَكَ ۖ إِنَّهُۥ مُصِيبُهَا مَآ أَصَابَهُمْ ۚ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ ٱلصُّبْحُ ۚ أَلَيْسَ ٱلصُّبْحُ بِقَرِيبٍۢ
[میهمانان] گفتند: «ای لوط! ما فرستادگان پروردگار تو هستیم، آنان هرگز به تو دسترسی پیدا نخواهند کرد. پس، پاسی از شب گذشته، خانوادهات را [از این سرزمین] بیرون ببر و هیچ کس از شما [به پشت سرش] متوجّه نشود؛ ولی همسرت [را با خود همراه مبر، زیرا] آن بلایی که به همه میرسد، به او [نیز] خواهد رسید. وقت [نابودی] آنان صبح است. آیا صبح نزدیک نیست؟!»
فَلَمَّا جَآءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَٰلِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةًۭ مِّن سِجِّيلٍۢ مَّنضُودٍۢ
پس هنگامی که فرمان [قهر] ما آمد، آن سرزمین را زیر و رو کردیم و بارانی از سنگ، از گلهای لایه لایه بر آنها فروریختیم.
مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ ۖ وَمَا هِىَ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ بِبَعِيدٍۢ
[سنگهایی که] نزد پروردگارت نشاندار بودند، و این [کیفر] از [سایر] ستمگران [و فاسدانی که در خط قوم لوط باشند،] دور نیست.
۞ وَإِلَىٰ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًۭا ۚ قَالَ يَٰقَوْمِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُۥ ۖ وَلَا تَنقُصُوا۟ ٱلْمِكْيَالَ وَٱلْمِيزَانَ ۚ إِنِّىٓ أَرَىٰكُم بِخَيْرٍۢ وَإِنِّىٓ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍۢ مُّحِيطٍۢ
و به سوی مدین، برادرشان شعیب [را فرستادیم، او] گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید [که] جز او خدای دیگری برای شما نیست. و پیمانه و ترازو را [در هنگام خرید و فروش] کم نگذارید، من شما را به خیر [و صلاح] میبینم و به راستی که من از عذاب روزی فراگیر بر شما میترسم.
وَيَٰقَوْمِ أَوْفُوا۟ ٱلْمِكْيَالَ وَٱلْمِيزَانَ بِٱلْقِسْطِ ۖ وَلَا تَبْخَسُوا۟ ٱلنَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
و ای قوم من! پیمانه و ترازو را با انصاف و عدل پر کنید و [از] اشیا [و اجناس و حقوقِ] مردم [چیزی] را نکاهید و مفسدانه، در زمین تباهی مکنید.
بَقِيَّتُ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ۚ وَمَآ أَنَا۠ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍۢ
ذخیرهی الهی برای شما بهتر است، اگر ایمان داشته باشید. و من نگهبان شما نیستم.»
قَالُوا۟ يَٰشُعَيْبُ أَصَلَوٰتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَّتْرُكَ مَا يَعْبُدُ ءَابَآؤُنَآ أَوْ أَن نَّفْعَلَ فِىٓ أَمْوَٰلِنَا مَا نَشَٰٓؤُا۟ ۖ إِنَّكَ لَأَنتَ ٱلْحَلِيمُ ٱلرَّشِيدُ
[امّا مردم مدین در جواب] گفتند: «ای شعیب! آیا نمازت به تو فرمان میدهد که [به ما بگویی] آنچه را که پدرانمان میپرستیدند، رها کنیم؟ یا این که [نتوانیم] آنگونه که خود میخواهیم، در اموالمان تصرّف کنیم؟! تو که مرد بردبار و فهمیدهای هستی!»
قَالَ يَٰقَوْمِ أَرَءَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍۢ مِّن رَّبِّى وَرَزَقَنِى مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًۭا ۚ وَمَآ أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَىٰ مَآ أَنْهَىٰكُمْ عَنْهُ ۚ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا ٱلْإِصْلَٰحَ مَا ٱسْتَطَعْتُ ۚ وَمَا تَوْفِيقِىٓ إِلَّا بِٱللَّهِ ۚ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ
[شعیب] گفت: «ای قوم! به نظر شما اگر من دلیل روشنی از پروردگارم داشته باشم و او مرا رزق نیکویی از سوی خود عطا کرده باشد، [چگونه میتوانم بر خلاف فرمان او رفتار کنم؟] من نمیخواهم چیزی که شما را از آن بازمیدارم، خودم مرتکب شوم! من جز اصلاح به مقدار توانم، خواستهی دیگری ندارم و جز به لطف خداوند، توفیقی برای من نیست، [از این روی] بر او توکل کردهام و به سوی او بازمیگردم.
وَيَٰقَوْمِ لَا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِىٓ أَن يُصِيبَكُم مِّثْلُ مَآ أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَٰلِحٍۢ ۚ وَمَا قَوْمُ لُوطٍۢ مِّنكُم بِبَعِيدٍۢ
و ای قوم من! دشمنی و مخالفت با من، شما را به کاری وادار نسازد که [عذابی] مثل آنچه به قوم نوح، یا قوم هود یا قوم صالح رسید، به شما هم برسد. و [ماجرای] قوم لوط [چندان] از شما دور نیست.
وَٱسْتَغْفِرُوا۟ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوٓا۟ إِلَيْهِ ۚ إِنَّ رَبِّى رَحِيمٌۭ وَدُودٌۭ
[پس بیایید] و از پروردگارتان آمرزش بطلبید و به سوی او بازگردید. همانا پروردگار من، مهربان و دوستدار [توبهکنندگان] است.»
قَالُوا۟ يَٰشُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًۭا مِّمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَىٰكَ فِينَا ضَعِيفًۭا ۖ وَلَوْلَا رَهْطُكَ لَرَجَمْنَٰكَ ۖ وَمَآ أَنتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍۢ
[کافران] گفتند: «ای شعیب! ما بسیاری از سخنان تو را درک نمیکنیم، و تو را در میان خود شخص ضعیفی میبینیم. و اگر بستگان تو نبودند، حتماً تو را سنگسار میکردیم و تو بر ما [هیچ] برتری و قدرت و عزّتی نداری.»
قَالَ يَٰقَوْمِ أَرَهْطِىٓ أَعَزُّ عَلَيْكُم مِّنَ ٱللَّهِ وَٱتَّخَذْتُمُوهُ وَرَآءَكُمْ ظِهْرِيًّا ۖ إِنَّ رَبِّى بِمَا تَعْمَلُونَ مُحِيطٌۭ
[شعیب] گفت: «ای قوم من! آیا قبیلهی من نزد شما از خداوند عزیزتر است [که] شما [فرمان] او را پشت سر انداختهاید، همانا پروردگار من به آنچه میکنید، احاطه دارد.
وَيَٰقَوْمِ ٱعْمَلُوا۟ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمْ إِنِّى عَٰمِلٌۭ ۖ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌۭ يُخْزِيهِ وَمَنْ هُوَ كَٰذِبٌۭ ۖ وَٱرْتَقِبُوٓا۟ إِنِّى مَعَكُمْ رَقِيبٌۭ
و ای قوم من! هر چه در توان دارید، انجام دهید، من [نیز] کار خودم را خواهم کرد. به زودی خواهید دانست [که] عذاب خوارکننده به سراغ چه کسی خواهد آمد و چه کسی دروغگوست. شما در انتظار باشید، من [نیز] همراه شما منتظرم.»
وَلَمَّا جَآءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا شُعَيْبًۭا وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَعَهُۥ بِرَحْمَةٍۢ مِّنَّا وَأَخَذَتِ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ ٱلصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا۟ فِى دِيَٰرِهِمْ جَٰثِمِينَ
و چون فرمان [قهر] ما آمد، شعیب و کسانی را که با او ایمان آورده بودند، به رحمت خود نجات دادیم و [آن گاه] صیحهی [آسمانی] ستمگران را فرو گرفت، پس در خانههایشان به رو افتادند [و مردند].
كَأَن لَّمْ يَغْنَوْا۟ فِيهَآ ۗ أَلَا بُعْدًۭا لِّمَدْيَنَ كَمَا بَعِدَتْ ثَمُودُ
[آن چنان] که گویی هرگز در آن منطقه ساکن نبودهاند. آگاه باشید [لطف خدا] از مردم مدین دور باد! همان گونه [که] از قوم ثمود دور شد.
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَىٰ بِـَٔايَٰتِنَا وَسُلْطَٰنٍۢ مُّبِينٍ
و به راستی ما موسی را با معجزه و برهانهای روشن فرستادیم.
إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَإِي۟هِۦ فَٱتَّبَعُوٓا۟ أَمْرَ فِرْعَوْنَ ۖ وَمَآ أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍۢ
[او را] به سوی فرعون و اشراف قومش [فرستادیم]، اما آنها از فرمان فرعون پیروی کردند، در حالی که فرمان فرعون مایهی رشد [و نجات] نبود.
يَقْدُمُ قَوْمَهُۥ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ فَأَوْرَدَهُمُ ٱلنَّارَ ۖ وَبِئْسَ ٱلْوِرْدُ ٱلْمَوْرُودُ
فرعون در روز قیامت، پیشاپیش قومش حرکت میکند، پس آنها را وارد آتش میسازد. و چه بد جایگاهی است که به آن وارد میشوند!
وَأُتْبِعُوا۟ فِى هَٰذِهِۦ لَعْنَةًۭ وَيَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ ۚ بِئْسَ ٱلرِّفْدُ ٱلْمَرْفُودُ
و در این دنیا با لعنتی بدرقه شدند و روز قیامت نیز چنین خواهد بود. [و این] چه بد عطایی است که به آنان داده میشود.
ذَٰلِكَ مِنْ أَنۢبَآءِ ٱلْقُرَىٰ نَقُصُّهُۥ عَلَيْكَ ۖ مِنْهَا قَآئِمٌۭ وَحَصِيدٌۭ
[ای پیامبر!] این [مطالب، گوشهای] از اخبار آبادیها و شهرهایی است که ما آن را برای تو بازگو میکنیم، بعضی از آنها [هنوز] پابرجا هستند، ولی بعضی دیگر ویران شدهاند.
وَمَا ظَلَمْنَٰهُمْ وَلَٰكِن ظَلَمُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ ۖ فَمَآ أَغْنَتْ عَنْهُمْ ءَالِهَتُهُمُ ٱلَّتِى يَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مِن شَىْءٍۢ لَّمَّا جَآءَ أَمْرُ رَبِّكَ ۖ وَمَا زَادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍۢ
و ما به آنان ظلم نکردیم، بلکه آنان خود بر خویشتن ستم روا داشتند. و چون قهر پروردگارت آمد، خدایانی که به جای اللّه میخواندند، سودی به حال آنان نبخشید و آنان را جز ضرر و هلاکت چیزی نیافزود.
وَكَذَٰلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلْقُرَىٰ وَهِىَ ظَٰلِمَةٌ ۚ إِنَّ أَخْذَهُۥٓ أَلِيمٌۭ شَدِيدٌ
و این چنین است مؤاخذه [و مجازاتِ] پروردگارت، زمانی که شهرها و آبادیهای ستمگر را [با قهر خود] میگیرد. همانا مؤاخذهی او دردناک و شدید است.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ لِّمَنْ خَافَ عَذَابَ ٱلْءَاخِرَةِ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمٌۭ مَّجْمُوعٌۭ لَّهُ ٱلنَّاسُ وَذَٰلِكَ يَوْمٌۭ مَّشْهُودٌۭ
البتّه در این [یادآوریها،] نشانه [و عبرتی] است برای کسی که از عذاب آخرت بترسد. همان روزی که مردم را در آن گرد میآورند و آن روزی که [همه آن را] مشاهده میکنند و برای همه نمایان و مشهود است.
وَمَا نُؤَخِّرُهُۥٓ إِلَّا لِأَجَلٍۢ مَّعْدُودٍۢ
و ما، آن [روز] را جز تا زمانی چند، به تأخیر نمیاندازیم.
يَوْمَ يَأْتِ لَا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِۦ ۚ فَمِنْهُمْ شَقِىٌّۭ وَسَعِيدٌۭ
روزی که [چون] بیاید، هیچ کس جز با اذن او حرفی نمیزند، پس [گروهی] از آنها بدبخت و سیهروز، و [عدّهای دیگر] خوشبخت و سعادتمندند.
فَأَمَّا ٱلَّذِينَ شَقُوا۟ فَفِى ٱلنَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌۭ وَشَهِيقٌ
امّا کسانی که بدبخت شدهاند، پس در آتش نالهای [زار] و خروشی [سخت] دارند.
خَٰلِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلْأَرْضُ إِلَّا مَا شَآءَ رَبُّكَ ۚ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌۭ لِّمَا يُرِيدُ
[و] تا آسمانها و زمین پایدار است، در آن [آتش] جاودانند، مگر آنچه خداوند بخواهد. همانا پروردگارت هر چه را اراده کند، انجام میدهد.
۞ وَأَمَّا ٱلَّذِينَ سُعِدُوا۟ فَفِى ٱلْجَنَّةِ خَٰلِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلْأَرْضُ إِلَّا مَا شَآءَ رَبُّكَ ۖ عَطَآءً غَيْرَ مَجْذُوذٍۢ
و امّا کسانی که خوشبخت شدهاند، پس تا آسمانها و زمین پابرجاست، در بهشت، جاودانند، مگر آنچه پروردگارت بخواهد. [این] عطایی قطع ناشدنی است.
فَلَا تَكُ فِى مِرْيَةٍۢ مِّمَّا يَعْبُدُ هَٰٓؤُلَآءِ ۚ مَا يَعْبُدُونَ إِلَّا كَمَا يَعْبُدُ ءَابَآؤُهُم مِّن قَبْلُ ۚ وَإِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنقُوصٍۢ
پس [ای پیامبر!] از آنچه این کفّار میپرستند، در شک و تردید مباش، آنها عبادت نمیکنند مگر همانگونه که قبلاً پدرانشان [بتها را] عبادت میکردند، و ما نصیب آنها را به طور کامل و بیکم و کاست خواهیم پرداخت.
وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسَى ٱلْكِتَٰبَ فَٱخْتُلِفَ فِيهِ ۚ وَلَوْلَا كَلِمَةٌۭ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِىَ بَيْنَهُمْ ۚ وَإِنَّهُمْ لَفِى شَكٍّۢ مِّنْهُ مُرِيبٍۢ
و به راستی ما به موسی کتاب دادیم، پس در آن اختلاف شد. و اگر سنّت پروردگارت [در مورد تأخیر عذاب کفّار] از پیش مقرّر نگشته بود، حتماً [در همین دنیا] میان آنان داوری و حکم میشد. و این یهودیان دربارهی تورات، در تردیدی آمیخته با بدگمانیاند.
وَإِنَّ كُلًّۭا لَّمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمَٰلَهُمْ ۚ إِنَّهُۥ بِمَا يَعْمَلُونَ خَبِيرٌۭ
و قطعاً پروردگارت [جزای] تمام اعمال آنان را به طور کامل خواهد داد. او به آنچه [مردم] عمل میکنند، آگاه است.
فَٱسْتَقِمْ كَمَآ أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا۟ ۚ إِنَّهُۥ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭ
پس [ای پیامبر!] همانگونه که مأمور شدهای، استوار باش و [نیز] هر کس که با تو، به سوی خدا آمده است، [استوار باشد،] و سرکشی نکنید که او به آنچه میکنید، بیناست.
وَلَا تَرْكَنُوٓا۟ إِلَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ فَتَمَسَّكُمُ ٱلنَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِنْ أَوْلِيَآءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ
و به ستمگران تمایل و تکیه نکنید که آتشِ [عذاب] شما را فرامیگیرد. و [در این صورت] برای شما در برابر خداوند، هیچ دوست و سرپرستی نیست، پس [از هیچ ناحیهای] مورد کمک قرار نخواهید گرفت.
وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ طَرَفَىِ ٱلنَّهَارِ وَزُلَفًۭا مِّنَ ٱلَّيْلِ ۚ إِنَّ ٱلْحَسَنَٰتِ يُذْهِبْنَ ٱلسَّيِّـَٔاتِ ۚ ذَٰلِكَ ذِكْرَىٰ لِلذَّٰكِرِينَ
و نماز را در دو طرف روز و اوایل شب به پادار، همانا کارهای نیکو [همچون نماز]، بدیها را محو میکند. این [فرمان]، تذکری است برای اهل ذکر.
وَٱصْبِرْ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ ٱلْمُحْسِنِينَ
و پایدار باش، که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمیکند.
فَلَوْلَا كَانَ مِنَ ٱلْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُو۟لُوا۟ بَقِيَّةٍۢ يَنْهَوْنَ عَنِ ٱلْفَسَادِ فِى ٱلْأَرْضِ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ ۗ وَٱتَّبَعَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ مَآ أُتْرِفُوا۟ فِيهِ وَكَانُوا۟ مُجْرِمِينَ
پس چرا در قرنهای قبل از شما، صاحبان علم و قدرتی نبودند تا مردم را از فساد در زمین بازدارند؟ مگر گروه کمی از کسانی که از میان آنان نجاتشان دادیم. و ستمگران، دنبالهرو و دلبستهی مال و مقامی شدند که در آن مست و سرکش شده بودند. و آنان مردمی مجرم و گناهکار بودند.
وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ ٱلْقُرَىٰ بِظُلْمٍۢ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ
و پروردگارت بر آن نبوده است که آبادیهایی را که مردمش اصلاحگرند، به ظلم و ستم هلاک کند.
وَلَوْ شَآءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ ٱلنَّاسَ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ ۖ وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ
و اگر پروردگارت میخواست، همهی مردم را [با اجبار]، یک امّت واحده [و دارای یک عقیده] قرارمیداد، در حالی که همچنان اختلاف میورزند.
إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَ ۚ وَلِذَٰلِكَ خَلَقَهُمْ ۗ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ ٱلْجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ أَجْمَعِينَ
مگر کسی که پروردگارت به او رحم کند، و برای همین [رحمت،] مردم را آفرید. و فرمان پروردگارت صادر شده که دوزخ را از جنّ و انس پر خواهد کرد.
وَكُلًّۭا نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنۢبَآءِ ٱلرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِۦ فُؤَادَكَ ۚ وَجَآءَكَ فِى هَٰذِهِ ٱلْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌۭ وَذِكْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِينَ
و هر یک از سرگذشت پیامبران، که برای تو بازگو کردیم، چیزی است که دلت را بدان محکم گردانیم، و در این [اخبار]، برای تو حقایق و برای اهل ایمان، پند و تذکری آمده است.
وَقُل لِّلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ٱعْمَلُوا۟ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمْ إِنَّا عَٰمِلُونَ
و به کسانی که ایمان نمیآورند، بگو: «هرچه در توان دارید، انجام دهید، ما نیز انجام میدهیم.
وَٱنتَظِرُوٓا۟ إِنَّا مُنتَظِرُونَ
و شما در انتظار باشید، ما هم منتظریم»
وَلِلَّهِ غَيْبُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ ٱلْأَمْرُ كُلُّهُۥ فَٱعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ ۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
و نهانِ آسمان و زمین تنها برای خداوند است و تمام امور به او بازگردانده میشود. پس بندهی او باش و بر او توکل کن. و پروردگارت از عملکرد شما غافل نیست.