بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ
روى در هم كشيد و رخ برتافت
He Frowned · 42 verses · Sayyed Jalaloddin Mojtabavi.
Search the locally cached translation.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ
روى در هم كشيد و رخ برتافت
أَن جَآءَهُ ٱلْأَعْمَىٰ
چون آن نابينا به سويش آمد.
وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ
و تو چه دانى شايد او به پاكى گرايد- به سبب آنچه شنود-.
أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكْرَىٰٓ
يا پند گيرد و آن پند سودش دهد.
أَمَّا مَنِ ٱسْتَغْنَىٰ
اما آن كه بىنياز است- به مال و جاه-
فَأَنتَ لَهُۥ تَصَدَّىٰ
پس تو بدو روى مىآرى و به او مىپردازى!
وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّىٰ
و چيست بر تو- تو را چه زيان دارد- كه [آن كافر] پاكى نورزد؟- يا: و تو را باكى نيست كه او پاكى نمىورزد-.
وَأَمَّا مَن جَآءَكَ يَسْعَىٰ
و اما آن كه با كوشش و شتاب نزد تو آمده،
وَهُوَ يَخْشَىٰ
در حالى كه [از خداى] مىترسد،
فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّىٰ
پس تو از او [به ديگرى] مىپردازى.
كَلَّآ إِنَّهَا تَذْكِرَةٌۭ
همانا اين [آيات قرآن] يادآورى و پندى است- براى آدميان-
فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ
پس هر كه خواهد، آن را ياد كند و پند گيرد.
فِى صُحُفٍۢ مُّكَرَّمَةٍۢ
[آنها] در دفترهايى است گرامىداشته،
مَّرْفُوعَةٍۢ مُّطَهَّرَةٍۭ
بلندپايه و پاكيزه- از عيب و بيهوده و دروغ و از دستهاى شياطين-
بِأَيْدِى سَفَرَةٍۢ
در دست سفيرانى
كِرَامٍۭ بَرَرَةٍۢ
بزرگوار و نيكوكار.
قُتِلَ ٱلْإِنسَٰنُ مَآ أَكْفَرَهُۥ
مردهباد آدمى، چه كافر و ناسپاس است!
مِنْ أَىِّ شَىْءٍ خَلَقَهُۥ
او را از چه چيز آفريد؟
مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُۥ فَقَدَّرَهُۥ
از نطفهاى آفريدش پس به اندازهاش نهاد.
ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ
سپس راه [به ايمان و طاعت] را برايش آسان ساخت.
ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقْبَرَهُۥ
سپس او را بميرانيد و در گور كرد.
ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ
سپس آنگاه كه بخواهد او را برانگيزد- باز زنده گرداند-.
كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَآ أَمَرَهُۥ
نه چنين است كه هنوز آنچه را [خدا] به او فرمان داده نگزارده و بجاى نياورده است.
فَلْيَنظُرِ ٱلْإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ
پس آدمى بايد به خوراك خود بنگرد- تا عبرت گيرد-.
أَنَّا صَبَبْنَا ٱلْمَآءَ صَبًّۭا
همانا ما آب [باران] را فرو ريختيم فروريختنى
ثُمَّ شَقَقْنَا ٱلْأَرْضَ شَقًّۭا
سپس زمين را [با سر برآوردن گياهان] بشكافتيم شكافتنى.
فَأَنۢبَتْنَا فِيهَا حَبًّۭا
پس در آن دانهها رويانيديم
وَعِنَبًۭا وَقَضْبًۭا
و انگور و سبزى،
وَزَيْتُونًۭا وَنَخْلًۭا
و درخت زيتون و خرما،
وَحَدَآئِقَ غُلْبًۭا
و بوستانهاى پر درخت،
وَفَٰكِهَةًۭ وَأَبًّۭا
و ميوه و علف،
مَّتَٰعًۭا لَّكُمْ وَلِأَنْعَٰمِكُمْ
تا برخوردارى باشد براى شما و چارپايان شما.
فَإِذَا جَآءَتِ ٱلصَّآخَّةُ
پس چون آن بانگ هولانگيز [رستاخيز] بيايد
يَوْمَ يَفِرُّ ٱلْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ
روزى كه آدمى از برادر خود مىگريزد
وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ
و از مادر و پدر خويش
وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ
و از همسر و فرزندانش
لِكُلِّ ٱمْرِئٍۢ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍۢ شَأْنٌۭ يُغْنِيهِ
هر مردى از آنان را در آن روز كارى است كه بدان مىپردازد- كسى به ديگرى نپردازد-.
وُجُوهٌۭ يَوْمَئِذٍۢ مُّسْفِرَةٌۭ
رويهايى در آن روز تابان و درخشان است
ضَاحِكَةٌۭ مُّسْتَبْشِرَةٌۭ
خندان و شادمان.
وَوُجُوهٌۭ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌۭ
و رويهايى در آن روز بر آنها گَرد نشسته است
تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ
تيرگى و سياهى آنها را فرو پوشد
أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْكَفَرَةُ ٱلْفَجَرَةُ
اينانند كافران بدكار گنهپيشه.