بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ الٓر ۚ تِلْكَ ءَايَٰتُ ٱلْكِتَٰبِ وَقُرْءَانٍۢ مُّبِينٍۢ
الف، لام، را. اين است آيههاى كتاب و قرآن روشن و روشنكننده.
The Rocky Tract · 99 verses · Sayyed Jalaloddin Mojtabavi.
Search the locally cached translation.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ الٓر ۚ تِلْكَ ءَايَٰتُ ٱلْكِتَٰبِ وَقُرْءَانٍۢ مُّبِينٍۢ
الف، لام، را. اين است آيههاى كتاب و قرآن روشن و روشنكننده.
رُّبَمَا يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَوْ كَانُوا۟ مُسْلِمِينَ
چه بسا كسانى كه كافر شدند آرزو كنند كه كاش مسلمان بودند.
ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا۟ وَيَتَمَتَّعُوا۟ وَيُلْهِهِمُ ٱلْأَمَلُ ۖ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
واگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو سرگرمشان كند، زودا كه بدانند.
وَمَآ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا وَلَهَا كِتَابٌۭ مَّعْلُومٌۭ
و [مردم] هيچ شهرى را هلاك نكرديم مگر آنكه آن را نوشتهاى- حكمى و سرنوشتى و زمانى- معلوم بود.
مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَـْٔخِرُونَ
هيچ امتى از سرآمد خود نه پيشى گيرد و نه واپس افتد.
وَقَالُوا۟ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِى نُزِّلَ عَلَيْهِ ٱلذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌۭ
و گفتند: اى آن كسى كه قرآن بر او فرو آمده، همانا تو ديوانهاى
لَّوْ مَا تَأْتِينَا بِٱلْمَلَٰٓئِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ
اگر راست مىگويى، چرا فرشتگان را نزد ما نمىآرى؟
مَا نُنَزِّلُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ إِلَّا بِٱلْحَقِّ وَمَا كَانُوٓا۟ إِذًۭا مُّنظَرِينَ
ما فرشتگان را جز بحق فرو نفرستيم، و آنگاه ديگر [اين كافران] مهلت نيابند.
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا ٱلذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ
همانا ما اين ذكر- ياد و پند قرآن- را فرو فرستاديم، و هر آينه ما نگاهدار آنيم.
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِى شِيَعِ ٱلْأَوَّلِينَ
و هر آينه پيش از تو [فرستادگان خود را] در ميان گروههاى پيشين فرستاديم.
وَمَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ
و هيچ فرستادهاى نمىآمدشان مگر آنكه او را استهزاء مىكردند.
كَذَٰلِكَ نَسْلُكُهُۥ فِى قُلُوبِ ٱلْمُجْرِمِينَ
اينچنين آن
لَا يُؤْمِنُونَ بِهِۦ ۖ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ ٱلْأَوَّلِينَ
[و حال آنكه] به آن ايمان نمىآورند، و آيين و روش پيشينيان [بر اين] رفته است [كه پيامبران را تكذيب و نعمت خداوند را ناسپاسى كنند].
وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فَظَلُّوا۟ فِيهِ يَعْرُجُونَ
و اگر درى از آسمان بر آنان بگشاييم تا پيوسته در آن بالا روند [و قدرت و معجزات ما را بنگرند]،
لَقَالُوٓا۟ إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَٰرُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌۭ مَّسْحُورُونَ
هر آينه گويند: چشمان ما را پوششى بر نهادهاند- ما را چشمبندى كردهاند-، بلكه ما گروهى جادوزدهايم.
وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِى ٱلسَّمَآءِ بُرُوجًۭا وَزَيَّنَّٰهَا لِلنَّٰظِرِينَ
و هر آينه در آسمان برجهايى پديد كرديم و آن را از بهر بينندگان بياراستيم
وَحَفِظْنَٰهَا مِن كُلِّ شَيْطَٰنٍۢ رَّجِيمٍ
و آن را از [ورود] هر شيطان راندهشدهاى نگاه داشتيم
إِلَّا مَنِ ٱسْتَرَقَ ٱلسَّمْعَ فَأَتْبَعَهُۥ شِهَابٌۭ مُّبِينٌۭ
مگر آن كه دزدانه سخنى بشنود، كه شهابى روشن و آشكار دنبالش كند.
وَٱلْأَرْضَ مَدَدْنَٰهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَٰسِىَ وَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَىْءٍۢ مَّوْزُونٍۢ
و زمين را گسترديم و در آن كوههاى استوار افكنديم و در آن از هر چيز سنجيده و به اندازه رويانيديم.
وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَٰيِشَ وَمَن لَّسْتُمْ لَهُۥ بِرَٰزِقِينَ
و در آن براى شما و آنها كه شما روزىدهنده آنها نيستيد- پرندگان و حيوانات وحشى- اسباب زندگى و روزى قرار داديم.
وَإِن مِّن شَىْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَآئِنُهُۥ وَمَا نُنَزِّلُهُۥٓ إِلَّا بِقَدَرٍۢ مَّعْلُومٍۢ
و هيچ چيزى نيست مگر آنكه گنجينههاى آن نزد ماست، و آن را جز به اندازه معلوم فرو نمىفرستيم.
وَأَرْسَلْنَا ٱلرِّيَٰحَ لَوَٰقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَأَسْقَيْنَٰكُمُوهُ وَمَآ أَنتُمْ لَهُۥ بِخَٰزِنِينَ
و ما بادها را بارداركننده [درختان] فرستاديم، و از آسمان آبى فروفرستاده شما را از آن سيراب ساختيم و شما ذخيرهكننده و نگاهدار آن نيستيد.
وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْىِۦ وَنُمِيتُ وَنَحْنُ ٱلْوَٰرِثُونَ
و هر آينه ما زنده مىكنيم و مىميرانيم و ما ميراث برانيم- پس از شما همه چيز در اختيار ماست-.
وَلَقَدْ عَلِمْنَا ٱلْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا ٱلْمُسْتَـْٔخِرِينَ
و هر آينه ما پيشينيان شما را مىدانيم و پسينيان را هم مىدانيم.
وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ ۚ إِنَّهُۥ حَكِيمٌ عَلِيمٌۭ
و همانا پروردگار تو [هنگام رستاخيز] آنان را برانگيزد و فراهم آرد، كه او استواركار و داناست.
وَلَقَدْ خَلَقْنَا ٱلْإِنسَٰنَ مِن صَلْصَٰلٍۢ مِّنْ حَمَإٍۢ مَّسْنُونٍۢ
و هر آينه آدمى را از گلى خشك برآمده از لجنى بويناك آفريديم.
وَٱلْجَآنَّ خَلَقْنَٰهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ ٱلسَّمُومِ
و پريان را پيش از آن از آتش سوزان بىدود و نفوذكننده آفريديم.
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّى خَٰلِقٌۢ بَشَرًۭا مِّن صَلْصَٰلٍۢ مِّنْ حَمَإٍۢ مَّسْنُونٍۢ
و [ياد كن] آنگاه كه پروردگار تو فرشتگان را گفت كه همانا من آفرينندهام آدميى را از گلى خشك برآمده از لجنى بويناك
فَإِذَا سَوَّيْتُهُۥ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِى فَقَعُوا۟ لَهُۥ سَٰجِدِينَ
پس چون اندام او را درست و آراسته كردم و از روح خويش در او دميدم او را سجدهكنان درافتيد.
فَسَجَدَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ
پس فرشتگان همگى سجده كردند،
إِلَّآ إِبْلِيسَ أَبَىٰٓ أَن يَكُونَ مَعَ ٱلسَّٰجِدِينَ
مگر ابليس كه سر باز زد از اينكه با سجدهكنان باشد.
قَالَ يَٰٓإِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ ٱلسَّٰجِدِينَ
[خداى] گفت: اى ابليس، تو را چيست كه با سجدهكنان نباشى؟
قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُۥ مِن صَلْصَٰلٍۢ مِّنْ حَمَإٍۢ مَّسْنُونٍۢ
گفت: من نه آنم كه براى بشرى كه او را از گِلى خشك برآمده از لجنى بويناك آفريدهاى سجده كنم.
قَالَ فَٱخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌۭ
گفت: پس از آنجا بيرون رو كه تو راندهاى
وَإِنَّ عَلَيْكَ ٱللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلدِّينِ
و همانا تا روز پاداش و كيفر بر تو لعنت است.
قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِىٓ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ
گفت: خداوندا، پس مرا تا روزى كه برانگيخته مىشوند مهلت ده.
قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ ٱلْمُنظَرِينَ
گفت: تو از مهلتيافتگانى
إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْوَقْتِ ٱلْمَعْلُومِ
تا روز آن هنگام دانسته.
قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِى لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
گفت: خداوندا، به سبب آنكه مرا به راه هلاكت افكندى هر آينه در زمين [باطل را] در نظرشان مىآرايم- آنان را خواهم فريفت- و همگيشان را به راه هلاكت مىبرم،
إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَ
مگر آن بندگانت، از ميان آنان، كه پاك و ويژه و برگزيده تو باشند.
قَالَ هَٰذَا صِرَٰطٌ عَلَىَّ مُسْتَقِيمٌ
[خداى] گفت: اين راهى است راست كه [نگاهداشت آن] بر من است.
إِنَّ عِبَادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَٰنٌ إِلَّا مَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلْغَاوِينَ
همانا تو را بر بندگان [ويژه] من دستيابى و چيرگى نيست، مگر روندگان راه هلاكت كه تو را پيروى كنند.
وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ
و همانا دوزخ وعدهگاه همه آنهاست
لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَٰبٍۢ لِّكُلِّ بَابٍۢ مِّنْهُمْ جُزْءٌۭ مَّقْسُومٌ
آن را هفت در است كه هر درى را بخشى جداگانه از آنان
إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍ
همانا پرهيزگاران در بوستانها و چشمهسارهايند.
ٱدْخُلُوهَا بِسَلَٰمٍ ءَامِنِينَ
[گويندشان:] به سلامت و ايمنى در آنها در آييد.
وَنَزَعْنَا مَا فِى صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَٰنًا عَلَىٰ سُرُرٍۢ مُّتَقَٰبِلِينَ
و هر بدخواهى و كينهاى كه در سينههاشان بود بركنديم برادرانى بر تخت هايى روياروى هماند.
لَا يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌۭ وَمَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَجِينَ
در آنجا رنجى بديشان نرسد و از آنجا بيرونشان نكنند.
۞ نَبِّئْ عِبَادِىٓ أَنِّىٓ أَنَا ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ
بندگانم را خبر ده كه من آمرزگار و مهربانم
وَأَنَّ عَذَابِى هُوَ ٱلْعَذَابُ ٱلْأَلِيمُ
و اينكه عذاب من عذاب دردناك است.
وَنَبِّئْهُمْ عَن ضَيْفِ إِبْرَٰهِيمَ
و آنان را از مهمانان ابراهيم خبر ده.
إِذْ دَخَلُوا۟ عَلَيْهِ فَقَالُوا۟ سَلَٰمًۭا قَالَ إِنَّا مِنكُمْ وَجِلُونَ
آنگاه كه بر او در آمدند و سلام گفتند. [ابراهيم] گفت: ما از شما هراسانيم.
قَالُوا۟ لَا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٍۢ
گفتند: مترس، ما تو را به پسرى دانا مژده مىدهيم.
قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِى عَلَىٰٓ أَن مَّسَّنِىَ ٱلْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ
گفت: آيا مرا با آنكه پيرى به من رسيده مژده مىدهيد؟ به چه چيز مژده مىدهيد؟
قَالُوا۟ بَشَّرْنَٰكَ بِٱلْحَقِّ فَلَا تَكُن مِّنَ ٱلْقَٰنِطِينَ
گفتند: تو را درست مژده داديم، پس از نوميدان مباش.
قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِۦٓ إِلَّا ٱلضَّآلُّونَ
گفت: جز گمراهان چه كسى از رحمت پروردگار خويش نوميد مىشود؟
قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا ٱلْمُرْسَلُونَ
گفت: اى فرستادگان، كار شما چيست؟
قَالُوٓا۟ إِنَّآ أُرْسِلْنَآ إِلَىٰ قَوْمٍۢ مُّجْرِمِينَ
گفتند: ما به سوى گروهى بزهكار فرستاده شدهايم.
إِلَّآ ءَالَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ
مگر خاندان لوط، كه همگيشان را رهانندهايم،
إِلَّا ٱمْرَأَتَهُۥ قَدَّرْنَآ ۙ إِنَّهَا لَمِنَ ٱلْغَٰبِرِينَ
جز زن او، كه مقدّر كردهايم كه از ماندگان باشد [و هلاك شود].
فَلَمَّا جَآءَ ءَالَ لُوطٍ ٱلْمُرْسَلُونَ
پس چون فرستادگان به نزد خاندان لوط آمدند،
قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌۭ مُّنكَرُونَ
[لوط] گفت: شما گروهى ناشناخته و بيگانهايد.
قَالُوا۟ بَلْ جِئْنَٰكَ بِمَا كَانُوا۟ فِيهِ يَمْتَرُونَ
گفتند: بلكه تو را چيزى آوردهايم كه در باره آن شك مىكردند- يعنى عذاب-.
وَأَتَيْنَٰكَ بِٱلْحَقِّ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ
و تو را [خبر] راست و درست آوردهايم و ما راستگويانيم.
فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍۢ مِّنَ ٱلَّيْلِ وَٱتَّبِعْ أَدْبَٰرَهُمْ وَلَا يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌۭ وَٱمْضُوا۟ حَيْثُ تُؤْمَرُونَ
پس به پاسى از شب خاندان خويش را بيرون بر و خود از پى آنها روانه شو، و هيچ يك از شما به واپس ننگرد، و به آنجا كه فرمانتان دهند برويد.
وَقَضَيْنَآ إِلَيْهِ ذَٰلِكَ ٱلْأَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَٰٓؤُلَآءِ مَقْطُوعٌۭ مُّصْبِحِينَ
و آن كار را به او وحى كرديم- يا خبر داديم- كه بيخ و بنياد آنان هنگامى كه بامداد كنند بريده و بركنده خواهد شد.
وَجَآءَ أَهْلُ ٱلْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ
و اهل آن شهر شادىكنان بيامدند.
قَالَ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ ضَيْفِى فَلَا تَفْضَحُونِ
گفت: اينها مهمانان مناند، مرا رسوا مكنيد
وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ
و از خدا بترسيد و مرا شرمنده مسازيد.
قَالُوٓا۟ أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ ٱلْعَٰلَمِينَ
گفتند: مگر ما تو را از [ميزبانى و حمايت] مردمان باز نداشته بوديم؟
قَالَ هَٰٓؤُلَآءِ بَنَاتِىٓ إِن كُنتُمْ فَٰعِلِينَ
گفت: اينان دختران مناند- مىتوانيد با آنان ازدواج كنيد- اگر مىخواهيد كارى بكنيد- يعنى اگر قصد زناشويى داريد-.
لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِى سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ
به جان تو سوگند كه آنها در مستى و گمراهى خويش سرگشته و كوردل مىشدند.
فَأَخَذَتْهُمُ ٱلصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ
پس هنگام برآمدن آفتاب بانگ هولناك كشنده بگرفتشان
فَجَعَلْنَا عَٰلِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ حِجَارَةًۭ مِّن سِجِّيلٍ
آنگاه آن شهر را زير و رو كرديم و بر آنها سنگهايى از سجيل- سنگ گِل، كلوخى از سنگ و گِل- باريديم
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ
هر آينه در اين [داستان] هوشمندان را نشانهها و عبرتهاست.
وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍۢ مُّقِيمٍ
و آن شهر- سدوم- هنوز بر سر راهى است كه بر جاى مانده است- كاروانيان در آن رفتوآمد دارند-.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ لِّلْمُؤْمِنِينَ
و هر آينه مؤمنان را در آن نشانهاى و عبرتى است.
وَإِن كَانَ أَصْحَٰبُ ٱلْأَيْكَةِ لَظَٰلِمِينَ
و همانا مردم ايكه- قوم شُعيب- ستمكار بودند.
فَٱنتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍۢ مُّبِينٍۢ
پس، از آنان كين ستانديم و هر آينه آن دو شهر- شهر لوط و شهر شعيب- بر رهگذرى آشكار و هويداست.
وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَٰبُ ٱلْحِجْرِ ٱلْمُرْسَلِينَ
و هر آينه مردم حِجر- ثمود، قوم صالح- فرستادگان را دروغگو شمردند.
وَءَاتَيْنَٰهُمْ ءَايَٰتِنَا فَكَانُوا۟ عَنْهَا مُعْرِضِينَ
و نشانههاى خود را به آنان داديم پس، از آنها رو گردانيدند.
وَكَانُوا۟ يَنْحِتُونَ مِنَ ٱلْجِبَالِ بُيُوتًا ءَامِنِينَ
و از كوهها خانهها مىتراشيدند در حالى كه ايمن و آسوده بودند.
فَأَخَذَتْهُمُ ٱلصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ
پس بانگ عذاب هنگامى كه به بامداد در آمدند بگرفتشان.
فَمَآ أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَكْسِبُونَ
و آنچه مىكردند هيچ سودشان نداشت- عذاب را از آنان باز نداشت-.
وَمَا خَلَقْنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَآ إِلَّا بِٱلْحَقِّ ۗ وَإِنَّ ٱلسَّاعَةَ لَءَاتِيَةٌۭ ۖ فَٱصْفَحِ ٱلصَّفْحَ ٱلْجَمِيلَ
و ما آسمان و زمين و آنچه را كه ميان آنهاست جز براستى و درستى نيافريديم، و قيامت هر آينه آينده است، پس درگذر، درگذشتن نيكو.
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ ٱلْخَلَّٰقُ ٱلْعَلِيمُ
همانا پروردگار تو هموست آفريدگار دانا.
وَلَقَدْ ءَاتَيْنَٰكَ سَبْعًۭا مِّنَ ٱلْمَثَانِى وَٱلْقُرْءَانَ ٱلْعَظِيمَ
و هر آينه تو را «سبع المثانى» و قرآن بزرگ [قدر] داديم.
لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِۦٓ أَزْوَٰجًۭا مِّنْهُمْ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَٱخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ
چشمان خويش را به آنچه گروههايى از آنان- كافران- را بدان برخوردارى داديم مگشاى- به دنيا داران منگر-، و بر آنان اندوه مخور [كه چرا ايمان نمى آورند] و بال خويش براى مؤمنان فرودآر- مؤمنان را فروتن باش، يا با ايشان به نرمى و مدارا زندگانى كن-.
وَقُلْ إِنِّىٓ أَنَا ٱلنَّذِيرُ ٱلْمُبِينُ
و بگو: همانا من بيمدهنده آشكارم [به عذابى كه بر شما فرود آيد]،
كَمَآ أَنزَلْنَا عَلَى ٱلْمُقْتَسِمِينَ
آن سان كه [عذابى] بر بخشكنندگان فروفرستاديم
ٱلَّذِينَ جَعَلُوا۟ ٱلْقُرْءَانَ عِضِينَ
آنها كه قرآن را پارهها كردند- به سحر و شعر و كهانت و افسانههاى پيشينيان نسبت دادند-
فَوَرَبِّكَ لَنَسْـَٔلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
به پروردگارت سوگند كه همگيشان را بازخواست مىكنيم،
عَمَّا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ
از آنچه مىكردند.
فَٱصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ ٱلْمُشْرِكِينَ
پس آنچه را بدان فرمان يافتى آشكار كن و از مشركان روى بگردان.
إِنَّا كَفَيْنَٰكَ ٱلْمُسْتَهْزِءِينَ
هر آينه ما تو را از استهزا كنندگان كفايت كرديم
ٱلَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ ۚ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
آنان كه با خداى يكتا خدايى ديگر گيرند، پس زودا كه [سرانجام گمراهى و كيفر خويش] بدانند.
وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ
و هر آينه ما مىدانيم كه سينهات بدانچه مىگويند تنگ مىگردد.
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ
پس پروردگارت را با سپاس و ستايش به پاكى ياد كن و از سجده آرندگان باش.
وَٱعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ ٱلْيَقِينُ
و پروردگارت را پرستش كن تا آنگاه كه تو را يقين- مرگ- فرا رسد.