بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ صٓ ۚ وَٱلْقُرْءَانِ ذِى ٱلذِّكْرِ
صاد. سوگند به قرآن پندآموز [که تو از پیامبرانی]!
Sad · 88 verses · Mohsen Gharaati.
Search the locally cached translation.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ صٓ ۚ وَٱلْقُرْءَانِ ذِى ٱلذِّكْرِ
صاد. سوگند به قرآن پندآموز [که تو از پیامبرانی]!
بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فِى عِزَّةٍۢ وَشِقَاقٍۢ
آری! کسانی که کفر ورزیدند، سخت در سرکشی و ستیزند.
كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍۢ فَنَادَوا۟ وَّلَاتَ حِينَ مَنَاصٍۢ
چه بسیار اقوام پیش از اینان که [به خاطر کفر و نفاق] نابودشان کردیم، پس فریاد کمکخواهی سردادند، امّا دیگر زمان فرار نبود.
وَعَجِبُوٓا۟ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٌۭ مِّنْهُمْ ۖ وَقَالَ ٱلْكَٰفِرُونَ هَٰذَا سَٰحِرٌۭ كَذَّابٌ
و کافران تعجب کردند که هشداردهندهای از خودشان به سراغشان آمده و گفتند: «این، جادوگری دروغگوست.
أَجَعَلَ ٱلْءَالِهَةَ إِلَٰهًۭا وَٰحِدًا ۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَىْءٌ عُجَابٌۭ
آیا او به جای معبودهای گوناگون، یک معبود قرار داده است؟ البتّه که این، چیزی بسیار عجیب است!»
وَٱنطَلَقَ ٱلْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ ٱمْشُوا۟ وَٱصْبِرُوا۟ عَلَىٰٓ ءَالِهَتِكُمْ ۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَىْءٌۭ يُرَادُ
سردمداران کفر، [از مجلس پیامبر] بیرون آمدند [و گفتند]: «بروید و بر پرستش خدایان خود پایدار بمانید، که این چیزی است که [از شما] خواسته شده است.
مَا سَمِعْنَا بِهَٰذَا فِى ٱلْمِلَّةِ ٱلْءَاخِرَةِ إِنْ هَٰذَآ إِلَّا ٱخْتِلَٰقٌ
ما این چیزها را [که محمّد میگوید،] در آخرین آیین نشنیدهایم. این آیین، آیینی ساختگی است.
أَءُنزِلَ عَلَيْهِ ٱلذِّكْرُ مِنۢ بَيْنِنَا ۚ بَلْ هُمْ فِى شَكٍّۢ مِّن ذِكْرِى ۖ بَل لَّمَّا يَذُوقُوا۟ عَذَابِ
آیا از میان همه ما، قرآن بر او نازل شده است؟» [این حرفها بهانهای بیش نیست؛] بلکه آنان نسبت به قرآن، در شک هستند. آری، آنان هنوز عذاب مرا نچشیدهاند.
أَمْ عِندَهُمْ خَزَآئِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ ٱلْعَزِيزِ ٱلْوَهَّابِ
مگر گنجینههای رحمت پروردگار عزیز و بخشندهات در اختیار آنهاست؟ [تا وحی بر کسانی که آنان میخواهند، نازل شود.]
أَمْ لَهُم مُّلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ فَلْيَرْتَقُوا۟ فِى ٱلْأَسْبَٰبِ
یا فرمانروایی آسمانها و زمین، و آنچه میان آنهاست، از آنِ ایشان است؟ [اگر چنین است] پس با امکاناتی که دارند، بالا بروند [و از نزول وحی بر کسی که ما میخواهیم، جلوگیری کنند!]
جُندٌۭ مَّا هُنَالِكَ مَهْزُومٌۭ مِّنَ ٱلْأَحْزَابِ
آنان لشکر کوچکی از احزابِ شکستخوردهاند.
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍۢ وَعَادٌۭ وَفِرْعَوْنُ ذُو ٱلْأَوْتَادِ
پیش از این کافران، قوم نوح، و عاد، و فرعونِ قدرتمند [نیز]، پیامبران را تکذیب کردند.
وَثَمُودُ وَقَوْمُ لُوطٍۢ وَأَصْحَٰبُ لْـَٔيْكَةِ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلْأَحْزَابُ
قوم ثمود، و قوم لوط، و مردم ایکه [قوم شعیب،] آنان نیز گروههایی بودند.
إِن كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَابِ
هر یک از آن گروهها، پیامبران را تکذیب کردند و عذاب الهی در مورد آنان تحقّق یافت.
وَمَا يَنظُرُ هَٰٓؤُلَآءِ إِلَّا صَيْحَةًۭ وَٰحِدَةًۭ مَّا لَهَا مِن فَوَاقٍۢ
گویا این کافران تنها چشم به راه صیحهای مرگبارند، که به دنبالش بازگشتی برای آنان نیست،
وَقَالُوا۟ رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبْلَ يَوْمِ ٱلْحِسَابِ
و [با تمسخر و غرور] گفتند: «پروردگارا! پیش از [فرارسیدن] روز حساب، سهم ما را [از عذاب] هرچه زودتر به ما بده!»
ٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُۥدَ ذَا ٱلْأَيْدِ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ
[ای پیامبر!] بر آنچه میگویند شکیبا باش و بنده ما داود را یاد کن که نیرومند بود، امّا همواره روی به سوی درگاه ما داشت.
إِنَّا سَخَّرْنَا ٱلْجِبَالَ مَعَهُۥ يُسَبِّحْنَ بِٱلْعَشِىِّ وَٱلْإِشْرَاقِ
همانا ما کوهها را رام کردیم که در شامگاهان و بامدادان، همراه او تسبیح گویند.
وَٱلطَّيْرَ مَحْشُورَةًۭ ۖ كُلٌّۭ لَّهُۥٓ أَوَّابٌۭ
و پرندگان را [نیز] گرد آوردیم، و [همگی با داود تسبیح خدا میگفتند و] به سوی خدا بازمیگشتند.
وَشَدَدْنَا مُلْكَهُۥ وَءَاتَيْنَٰهُ ٱلْحِكْمَةَ وَفَصْلَ ٱلْخِطَابِ
و فرمانروایی و حکومت او را استوار داشتیم، و به او حکمت، و گفتار پایانبخش [در داوری] دادیم.
۞ وَهَلْ أَتَىٰكَ نَبَؤُا۟ ٱلْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا۟ ٱلْمِحْرَابَ
و آیا خبر آن دادخواهان به تو رسیده است که از دیوار محراب [داود] بالا رفتند؟
إِذْ دَخَلُوا۟ عَلَىٰ دَاوُۥدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ ۖ قَالُوا۟ لَا تَخَفْ ۖ خَصْمَانِ بَغَىٰ بَعْضُنَا عَلَىٰ بَعْضٍۢ فَٱحْكُم بَيْنَنَا بِٱلْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَٱهْدِنَآ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ
آنگاه که [ناگهان] بر او وارد شدند، و [داود] از [مشاهدهی] آنان به هراس افتاد. شاکیان گفتند: «نترس! ما دو نفر درگیر شدهایم و یکی از ما بر دیگری ستم کرده است، پس میان ما به حقّ داوری کن و ستم روا مدار! و ما را به راه راست راهنمایی فرما!
إِنَّ هَٰذَآ أَخِى لَهُۥ تِسْعٌۭ وَتِسْعُونَ نَعْجَةًۭ وَلِىَ نَعْجَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِى فِى ٱلْخِطَابِ
این برادر من است که نود و نُه میش دارد و من تنها یک میش دارم؛ امّا [با آن همه سرمایه، به من] میگوید: آن یک میش را هم به من واگذار! و در گفتگو بر من چیره شده است.»
قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِۦ ۖ وَإِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْخُلَطَآءِ لَيَبْغِى بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَقَلِيلٌۭ مَّا هُمْ ۗ وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّٰهُ فَٱسْتَغْفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّ رَاكِعًۭا وَأَنَابَ ۩
[داود] گفت: «بیتردید او با درخواست افزودن میش تو به میشهای خودش، به تو ستم کرده است. و البتّه بسیاری از شریکان، بر یکدیگر ستم میکنند، مگر کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند. و آنان اندکند.» و [داود] متوجّه شد که ما او را [با این ماجرا] آزمایش کردهایم، پس از پروردگارش آمرزش خواست و به رکوع افتاد و توبه کرد.
فَغَفَرْنَا لَهُۥ ذَٰلِكَ ۖ وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلْفَىٰ وَحُسْنَ مَـَٔابٍۢ
پس ما آن [قضاوت] را بر او بخشیدیم. و البتّه او نزد ما مقامی والا و سرانجامی نیک دارد.
يَٰدَاوُۥدُ إِنَّا جَعَلْنَٰكَ خَلِيفَةًۭ فِى ٱلْأَرْضِ فَٱحْكُم بَيْنَ ٱلنَّاسِ بِٱلْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ ٱلْهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ ۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِيدٌۢ بِمَا نَسُوا۟ يَوْمَ ٱلْحِسَابِ
ای داود! ما تو را در زمین جانشین قرار دادیم، پس میان مردم به حقّ داوری کن. و از هوا و هوسها پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف میکند. البتّه کسانی که از راه خدا منحرف میشوند، برایشان عذاب سختی است، برای آن که روز حساب را فراموش کردند.
وَمَا خَلَقْنَا ٱلسَّمَآءَ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَٰطِلًۭا ۚ ذَٰلِكَ ظَنُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ۚ فَوَيْلٌۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنَ ٱلنَّارِ
و ما آسمان و زمین، و آنچه را میان آنهاست، بیهوده نیافریدیم. این، پندار کسانی است که کفر ورزیدند. پس وای بر کافران از آتش [دوزخ]!
أَمْ نَجْعَلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ كَٱلْمُفْسِدِينَ فِى ٱلْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ ٱلْمُتَّقِينَ كَٱلْفُجَّارِ
آیا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، همانند فسادگرانِ در زمین قرار میدهیم؟ یا پرهیزکاران را مانند بدکاران قرار میدهیم؟
كِتَٰبٌ أَنزَلْنَٰهُ إِلَيْكَ مُبَٰرَكٌۭ لِّيَدَّبَّرُوٓا۟ ءَايَٰتِهِۦ وَلِيَتَذَكَّرَ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَٰبِ
[این] کتاب مبارکی است که به سوی تو فروفرستادیم، تا در آیات آن تدبّر کنند. و خردمندان پند گیرند.
وَوَهَبْنَا لِدَاوُۥدَ سُلَيْمَٰنَ ۚ نِعْمَ ٱلْعَبْدُ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ
و ما به داود سلیمان را بخشیدیم. او بندهی خوبی بود، زیرا بسیار به درگاه ما روی میآورد.
إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِٱلْعَشِىِّ ٱلصَّٰفِنَٰتُ ٱلْجِيَادُ
[یاد کن] آنگاه که در پایان روز، اسبان چابک تندرو بر سلیمان عرضه شد [و او مشغول سان دیدن بود].
فَقَالَ إِنِّىٓ أَحْبَبْتُ حُبَّ ٱلْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّى حَتَّىٰ تَوَارَتْ بِٱلْحِجَابِ
پس گفت: «من دوستی این اسبان را به خاطر یاد پروردگارم دوست دارم» [و فرمان داد آنها را دواندند] تا [از دیدگانش] پنهان شدند.
رُدُّوهَا عَلَىَّ ۖ فَطَفِقَ مَسْحًۢا بِٱلسُّوقِ وَٱلْأَعْنَاقِ
[سپس دستور داد:] آنها را نزد من بازگردانید، پس ساقها و گردنهای اسبان را دست کشید.
وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَٰنَ وَأَلْقَيْنَا عَلَىٰ كُرْسِيِّهِۦ جَسَدًۭا ثُمَّ أَنَابَ
و به راستی ما سلیمان را آزمودیم. و بر تخت او جسدی [بیجان از فرزندش] افکندیم، پس به درگاه خدا توبه کرد.
قَالَ رَبِّ ٱغْفِرْ لِى وَهَبْ لِى مُلْكًۭا لَّا يَنۢبَغِى لِأَحَدٍۢ مِّنۢ بَعْدِىٓ ۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلْوَهَّابُ
و گفت: «پروردگارا! مرا بیامرز و به من فرمانروایی و ملکی عطا کن که پس از من سزاوار هیچ کس نباشد. البتّه تو بسیار بخشندهای.»
فَسَخَّرْنَا لَهُ ٱلرِّيحَ تَجْرِى بِأَمْرِهِۦ رُخَآءً حَيْثُ أَصَابَ
پس ما باد را مسخّر او ساختیم که به فرمان او هر جا بخواهد، به نرمی و آرامی حرکت کند.
وَٱلشَّيَٰطِينَ كُلَّ بَنَّآءٍۢ وَغَوَّاصٍۢ
و جنّهای سرکش را [رامِ او ساختیم،] هر [کدام] بنّایی [میدانند، برایش بسازند،] و [هر کدام] غوّاصی [میدانند، جواهرات استخراج کنند].
وَءَاخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِى ٱلْأَصْفَادِ
و گروه دیگری از جنّها با غل و زنجیر به هم بسته بودند. [تا نتوانند در حکومت او فتنه و آشوب کنند.]
هَٰذَا عَطَآؤُنَا فَٱمْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍۢ
«[ای سلیمان!] این بخشش بیحساب ماست. به هرکس میخواهی ببخش، یا دریغ کن.»
وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلْفَىٰ وَحُسْنَ مَـَٔابٍۢ
و او نزد ما مقامی والا و سرانجامی نیک دارد.
وَٱذْكُرْ عَبْدَنَآ أَيُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُۥٓ أَنِّى مَسَّنِىَ ٱلشَّيْطَٰنُ بِنُصْبٍۢ وَعَذَابٍ
و بندهی ما ایوب را یاد کن، آنگاه که پروردگارش را ندا داد: «[پروردگارا!] شیطان مرا به رنج و عذاب افکنده است!»
ٱرْكُضْ بِرِجْلِكَ ۖ هَٰذَا مُغْتَسَلٌۢ بَارِدٌۭ وَشَرَابٌۭ
[به او گفتیم:] «پای خود را بر زمین بزن [تا از زیر پای تو چشمهای جاری کنیم]. این چشمهی آبی خنک برای شستشو و نوشیدن است.»
وَوَهَبْنَا لَهُۥٓ أَهْلَهُۥ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةًۭ مِّنَّا وَذِكْرَىٰ لِأُو۟لِى ٱلْأَلْبَٰبِ
و ما بر اساس رحمت خویش، خانوادهاش را [که در اثر بیماری سخت و طولانی، از او جدا شده بودند،] به او بخشیدیم و برگرداندیم، و همانند آنها را به آنان افزودیم، تا برای خردمندان پندی باشد.
وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًۭا فَٱضْرِب بِّهِۦ وَلَا تَحْنَثْ ۗ إِنَّا وَجَدْنَٰهُ صَابِرًۭا ۚ نِّعْمَ ٱلْعَبْدُ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌۭ
[او سوگند یاد کرده بود که به خاطر تخلّف همسرش، او را تنبیه کند؛ امّا چون همسرش وفادار بود به او گفتیم:] «دستهای از شاخههای نازک گیاه به دست خود بگیر و با آن بزن، [تا بدن همسرت آزرده نشود.] و سوگند را مشکن!» ما ایوب را صابر یافتیم. او بندهی خوبی بود، زیرا بسیار به درگاه ما روی میآورد.
وَٱذْكُرْ عِبَٰدَنَآ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ أُو۟لِى ٱلْأَيْدِى وَٱلْأَبْصَٰرِ
و بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را یاد کن که دارای قوّت و بصیرت بودند.
إِنَّآ أَخْلَصْنَٰهُم بِخَالِصَةٍۢ ذِكْرَى ٱلدَّارِ
ما آنان را با خلوص ویژهای که یادآور سرای قیامت بود، خالص کردیم.
وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ ٱلْمُصْطَفَيْنَ ٱلْأَخْيَارِ
و آنان در پیشگاه ما از برگزیدگان و نیکانند.
وَٱذْكُرْ إِسْمَٰعِيلَ وَٱلْيَسَعَ وَذَا ٱلْكِفْلِ ۖ وَكُلٌّۭ مِّنَ ٱلْأَخْيَارِ
و اسماعیل و یسع و ذوالکفل را یاد کن که همه از نیکانند.
هَٰذَا ذِكْرٌۭ ۚ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَـَٔابٍۢ
این، یاد [ما از آنان در دنیا] است. و البتّه برای پرهیزکاران بازگشتگاهی نیکو خواهد بود.
جَنَّٰتِ عَدْنٍۢ مُّفَتَّحَةًۭ لَّهُمُ ٱلْأَبْوَٰبُ
باغهای جاودانهای که درهایش به روی آنان گشوده است.
مُتَّكِـِٔينَ فِيهَا يَدْعُونَ فِيهَا بِفَٰكِهَةٍۢ كَثِيرَةٍۢ وَشَرَابٍۢ
در آنجا [بر تختها] تکیه میزنند. [و] میوههای فراوان و نوشیدنی در آنجا میطلبند.
۞ وَعِندَهُمْ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرْفِ أَتْرَابٌ
و نزدشان همسرانی است [زیبا] که چشم از غیر فرومیبندند، و همتا و همسال آنها هستند.
هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوْمِ ٱلْحِسَابِ
این است آنچه برای روز حساب به شما وعده داده میشود.
إِنَّ هَٰذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُۥ مِن نَّفَادٍ
این روزی ماست که برای آن پایانی نیست.
هَٰذَا ۚ وَإِنَّ لِلطَّٰغِينَ لَشَرَّ مَـَٔابٍۢ
این [است پاداش بهشتیان]! و البتّه سرکشان بازگشتگاه بدی دارند:
جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ ٱلْمِهَادُ
دوزخ، که در آن وارد میشوند. چه بد بستری است!
هَٰذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌۭ وَغَسَّاقٌۭ
این آب داغ و چرکابی است که باید آن را بچشند.
وَءَاخَرُ مِن شَكْلِهِۦٓ أَزْوَٰجٌ
و عذابهای دیگری مانند آن دارند.
هَٰذَا فَوْجٌۭ مُّقْتَحِمٌۭ مَّعَكُمْ ۖ لَا مَرْحَبًۢا بِهِمْ ۚ إِنَّهُمْ صَالُوا۟ ٱلنَّارِ
[به پیشوایان گمراه گفته میشود:] «اینها گروهی [از پیروان شما] هستند که همراهِ شما وارد [دوزخ] میشوند.» [در پاسخ میگویند:] خوش آمدی برای آنان نیست، زیرا که به آتش درافتند.»
قَالُوا۟ بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًۢا بِكُمْ ۖ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا ۖ فَبِئْسَ ٱلْقَرَارُ
[پیروان به رهبران] میگویند: «بلکه خوشآمد بر شما مباد، که شما این عذاب را برای ما پیش فرستادید. پس چه جایگاه بدی است!»
قَالُوا۟ رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَٰذَا فَزِدْهُ عَذَابًۭا ضِعْفًۭا فِى ٱلنَّارِ
میگویند: پروردگارا! هرکس این عذاب را برای ما فراهم ساخته است، بر عذابِ او در آتشِ [دوزخ] دو برابر بیافزا!»
وَقَالُوا۟ مَا لَنَا لَا نَرَىٰ رِجَالًۭا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ ٱلْأَشْرَارِ
و میگویند: «چرا مردانی را که ما آنها را از اشرار میشمردیم، نمیبینیم؟
أَتَّخَذْنَٰهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ ٱلْأَبْصَٰرُ
آیا ما [به ناحقّ] آنان را به مسخره میگرفتیم؟ [و امروز اهل بهشتند؟ یا آن که در دوزخند،] و چشمان ما به آنها نمیافتد؟»
إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّۭ تَخَاصُمُ أَهْلِ ٱلنَّارِ
همانا مجادلهی اهل آتش حتمی و واقعشدنی است.
قُلْ إِنَّمَآ أَنَا۠ مُنذِرٌۭ ۖ وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُ ٱلْوَٰحِدُ ٱلْقَهَّارُ
بگو: «من فقط بیمدهندهام. و هیچ معبودی جز خداوند یکتای قهّار نیست.
رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ٱلْعَزِيزُ ٱلْغَفَّٰرُ
پروردگار آسمانها و زمین، و آنچه میان آن دو است. [خداوند] نفوذناپذیر و بسیار آمرزنده.»
قُلْ هُوَ نَبَؤٌا۟ عَظِيمٌ
بگو: «این [قرآن] خبری بزرگ است،
أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ
که شما از آن رویگردانید.
مَا كَانَ لِىَ مِنْ عِلْمٍۭ بِٱلْمَلَإِ ٱلْأَعْلَىٰٓ إِذْ يَخْتَصِمُونَ
من دانشی به عالم بالا نداشتم، آنگاه که [فرشتگان دربارهی آفرینش آدم] مجادله میکردند.
إِن يُوحَىٰٓ إِلَىَّ إِلَّآ أَنَّمَآ أَنَا۠ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌ
به من چیزی وحی نمیشود، مگر از آن رو که من هشداردهندهای آشکارم.»
إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّى خَٰلِقٌۢ بَشَرًۭا مِّن طِينٍۢ
آنگاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری از گِل میآفرینم.
فَإِذَا سَوَّيْتُهُۥ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِى فَقَعُوا۟ لَهُۥ سَٰجِدِينَ
پس همین که او را استوارش ساختم و از روح خود در او دمیدم، سجدهکنان برای او به خاک بیافتید.»
فَسَجَدَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ
پس فرشتگان همه با هم سجده کردند.
إِلَّآ إِبْلِيسَ ٱسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلْكَٰفِرِينَ
مگر ابلیس که تکبّر ورزید و از کافران بود.
قَالَ يَٰٓإِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَىَّ ۖ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ ٱلْعَالِينَ
[خداوند] فرمود: «ای ابلیس! چه چیز مانعِ تو شد که برای موجودی که به دستان [قدرت] خویش آفریدم، سجده کنی؟ تکبّر کردی یا از بلندمرتبهها بودی؟!»
قَالَ أَنَا۠ خَيْرٌۭ مِّنْهُ ۖ خَلَقْتَنِى مِن نَّارٍۢ وَخَلَقْتَهُۥ مِن طِينٍۢ
ابلیس گفت: من از او بهترم! مرا از آتش آفریدهای، و او را از گِل!»
قَالَ فَٱخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌۭ
[خداوند] فرمود: «پس، از این درگاه بیرون شو که تو رانده شدهای!
وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِىٓ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلدِّينِ
و لعنت من تا روز رستاخیز بر تو خواهد بود.»
قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِىٓ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ
[ابلیس] گفت: «پروردگارا! پس مرا تا روزی که [خلایق] برانگیخته میشوند، مهلت ده.»
قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ ٱلْمُنظَرِينَ
[خداوند] فرمود: «تو از مهلت دادهشدگانی!
إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْوَقْتِ ٱلْمَعْلُومِ
[اما] تا روز و زمانی معین.»
قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
[ابلیس] گفت: «به عزّتت سوگند که همه را گمراه خواهم کرد.
إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَ
مگر بندگان خالص شدهات را.»
قَالَ فَٱلْحَقُّ وَٱلْحَقَّ أَقُولُ
[خداوند] فرمود: «به حقّ سوگند، و حقّ میگویم،
لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ
که دوزخ را از تو، و تمام کسانی که از تو پیروی کنند، پر خواهم کرد.»
قُلْ مَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍۢ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلْمُتَكَلِّفِينَ
[ای پیامبر! به مردم] بگو: «من از شما برای رسالتم پاداشی نمیطلبم، و از کسانی نیستم که چیزی را از نزد خود میسازند [و ادّعای باطل دارند].
إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌۭ لِّلْعَٰلَمِينَ
این [قرآن] تذکر و پندی برای جهانیان است.
وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُۥ بَعْدَ حِينٍۭ
و بیتردید پس از مدّتی خبر [درستی آیات و وعدههای] آن را خواهید دانست.»