بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ طسٓمٓ
طسم طا سين ميم
The Poets · 227 verses · Baha'oddin Khorramshahi.
Search the locally cached translation.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ طسٓمٓ
طسم طا سين ميم
تِلْكَ ءَايَٰتُ ٱلْكِتَٰبِ ٱلْمُبِينِ
اين آيات كتاب روشنگرست
لَعَلَّكَ بَٰخِعٌۭ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَ
چه بسا تو جانت را مىفرسايى كه چرا [مشركان] مؤمن نمىشوند
إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ ءَايَةًۭ فَظَلَّتْ أَعْنَٰقُهُمْ لَهَا خَٰضِعِينَ
اگر معجزهاى از آسمان بر آنان نازل مىكنيم، آنگاه گردنهايشان را [به تسليم] در برابر آن فرود خواهند آورد
وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍۢ مِّنَ ٱلرَّحْمَٰنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا۟ عَنْهُ مُعْرِضِينَ
و هيچ يادى نوپديد از سوى خداى رحمان براى آنان نيامد مگر آنكه از آن رويگردان بودند
فَقَدْ كَذَّبُوا۟ فَسَيَأْتِيهِمْ أَنۢبَٰٓؤُا۟ مَا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ
به راستى كه آن را دروغ انگاشتند، زودا كه خبر [و نتيجه] آنچه ريشخندش مىكردند برايشان بيايد
أَوَلَمْ يَرَوْا۟ إِلَى ٱلْأَرْضِ كَمْ أَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍۢ كَرِيمٍ
آيا به زمين ننگريستهاند كه چه بسيار در آن از هر جفت ارزشمندى روياندهايم
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
بىگمان در اين مايه عبرتى هست، ولى بيشترينه آنان مؤمن نيستند
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و بىگمان پروردگارت پيروزمند مهربان است
وَإِذْ نَادَىٰ رَبُّكَ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱئْتِ ٱلْقَوْمَ ٱلظَّٰلِمِينَ
و چنين بود كه پروردگارت به موسى ندا در داد كه به سوى قوم ستمپيشه برو
قَوْمَ فِرْعَوْنَ ۚ أَلَا يَتَّقُونَ
قوم فرعون، كه آيا پروا نمىكنيد؟
قَالَ رَبِّ إِنِّىٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ
گفت پروردگارا من مىترسم كه مرا دروغگو بينگارند
وَيَضِيقُ صَدْرِى وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِى فَأَرْسِلْ إِلَىٰ هَٰرُونَ
و دلم تنگ مىشود و زبانم گشاده نيست، پس به هارون نيز [براى همكارى] پيام بفرست
وَلَهُمْ عَلَىَّ ذَنۢبٌۭ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ
و آنان را بر من [ادعاى] گناهى هست، لذا مىترسم كه مرا بكشند
قَالَ كَلَّا ۖ فَٱذْهَبَا بِـَٔايَٰتِنَآ ۖ إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ
فرمود چنين نيست معجزات ما را [همراه] ببريد، ما خود همراه شما شنوا هستيم
فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَآ إِنَّا رَسُولُ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
به سوى فرعون برويد و بگوييد ما پيامبر پروردگار جهانيان هستيم
أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
براى اينكه را همراه ما بفرستى
قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًۭا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ
[فرعون] گفت آيا تو را در كودكى در ميان خود پرورش نداديم؟ و سالهايى از عمرت را در نزد ما به سر نبردى؟
وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ ٱلَّتِى فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ ٱلْكَٰفِرِينَ
و كارى را كه كرده بودى كردى و تو از كافر [نعمت]انى
قَالَ فَعَلْتُهَآ إِذًۭا وَأَنَا۠ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ
گفت آن كار را در هنگامى مىكردم كه از سرگشتگان بودم
فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِى رَبِّى حُكْمًۭا وَجَعَلَنِى مِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ
آنگاه چون از شما ترسيدم از شما گريختم، سپس پروردگارم به من حكمت بخشيد و مرا از پيامبران گردانيد
وَتِلْكَ نِعْمَةٌۭ تَمُنُّهَا عَلَىَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
و آيا اين نعمتى است كه بر من منت مىنهى كه بنىاسرائيل را به بردگى كشاندهاى؟
قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ ٱلْعَٰلَمِينَ
فرعون گفت و "پروردگار جهانيان" ديگر چيست؟
قَالَ رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَآ ۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ
گفت اگر ايقان داشته باشيد، پروردگار آسمانها و زمين است و آنچه در ميان آنهاست
قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُۥٓ أَلَا تَسْتَمِعُونَ
[فرعون] به اطرافيانش گفت آيا نمىشنويد؟
قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلْأَوَّلِينَ
[موسى] گفت پروردگار شما و پروردگار نياكان نخستين شما
قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ ٱلَّذِىٓ أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌۭ
[فرعون] گفت بىشك پيامبرتان كه به سوى شما فرستاده شده است، ديوانه است
قَالَ رَبُّ ٱلْمَشْرِقِ وَٱلْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَآ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ
[موسى] گفت اگر تعقل كنيد [او] پروردگار مشرق و مغرب است و آنچه در ميان آنهاست
قَالَ لَئِنِ ٱتَّخَذْتَ إِلَٰهًا غَيْرِى لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ ٱلْمَسْجُونِينَ
[فرعون] گفت اگر خدايى جز من برگزينى، تو را از زندانيان خواهم ساخت
قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَىْءٍۢ مُّبِينٍۢ
[موسى] گفت ولو معجزهاى آشكار برايت بياورم؟
قَالَ فَأْتِ بِهِۦٓ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ
[فرعون] گفت اگر راست مىگويى بياورش
فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ ثُعْبَانٌۭ مُّبِينٌۭ
آنگاه [موسى] عصايش را درانداخت و ناگهان به صورت اژدهايى آشكار درآمد
وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِىَ بَيْضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ
و دستش را [از گريبانش] بيرون آورد، و ناگهان سپيد و درخشان در ديد تماشاگران پديدار شد
قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُۥٓ إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٌ عَلِيمٌۭ
[فرعون] به بزرگان پيرامونش گفت اين [مرد] جادوگرى داناست
يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِۦ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ
مىخواهد شما را با جادويش از سرزمينتان آواره كند، تا رأى شما چه باشد
قَالُوٓا۟ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَٱبْعَثْ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ
گفتند او و برادرش را [به نحوى] بازدار و گردآورندگان [جادوگران] را به شهرها بفرست
يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍۢ
تا هر جادوگر دانايى را به حضورت بياورند
فَجُمِعَ ٱلسَّحَرَةُ لِمِيقَٰتِ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ
آنگاه جادوگران در موعد روزى معين گرد آورده شدند
وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ
و به مردم گفته شد آيا شما هم جمع مىشويد؟
لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ ٱلسَّحَرَةَ إِن كَانُوا۟ هُمُ ٱلْغَٰلِبِينَ
باشد كه اگر جادوگران پيروز شدند از آنان پيروى كنيم
فَلَمَّا جَآءَ ٱلسَّحَرَةُ قَالُوا۟ لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ ٱلْغَٰلِبِينَ
چون جادوگران [گرد] آمدند به فرعون گفتند آيا اگر ما پيروز شويم، پاداشى داريم؟
قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًۭا لَّمِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ
[فرعون] گفت آرى و شما در آن صورت از نزديكان [من] خواهيد بود
قَالَ لَهُم مُّوسَىٰٓ أَلْقُوا۟ مَآ أَنتُم مُّلْقُونَ
موسى به آنان گفت چيزى را كه اندازندهاش هستيد، بيندازيد
فَأَلْقَوْا۟ حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا۟ بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ ٱلْغَٰلِبُونَ
آنگاه ريسمانها و چوبدستىهايشان را در انداختند و گفتند به جاه و جلال فرعون كه ما پيروز خواهيم شد
فَأَلْقَىٰ مُوسَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ
سپس موسى عصايش را درانداخت [كه اژدها شد] و ناگهان برساختههايشان را فرو بلعيد
فَأُلْقِىَ ٱلسَّحَرَةُ سَٰجِدِينَ
و جادوگران به سجده افتادند
قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
گفتند به پروردگار جهانيان ايمان آورديم
رَبِّ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ
پروردگار موسى و هارون
قَالَ ءَامَنتُمْ لَهُۥ قَبْلَ أَنْ ءَاذَنَ لَكُمْ ۖ إِنَّهُۥ لَكَبِيرُكُمُ ٱلَّذِى عَلَّمَكُمُ ٱلسِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ۚ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَٰفٍۢ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ
[فرعون] گفت آيا پيش از آنكه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد، بىشك او بزرگتر [و آموزگار] شماست كه به شما جادوگرى آموخته است به زودى خواهيد دانست، دستان و پاهايتان را در خلاف جهت همديگر خواهم بريد، سپس همگىتان را به دار خواهم زد
قَالُوا۟ لَا ضَيْرَ ۖ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ
[جادوگران] گفتند باكى نيست، ما به پروردگارمان روى آوردهايم
إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَٰيَٰنَآ أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
ما اميد داريم كه پروردگارمان خطاهاى ما را ببخشد چرا كه نخستين ايمان آورندگان بودهايم
۞ وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِىٓ إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ
و به موسى وحى كرديم كه بندگان مرا شبانه روانه كن، كه شما تعقيب مىشويد
فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ
آنگاه فرعون گردآورندگان را به شهرها فرستاد
إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَشِرْذِمَةٌۭ قَلِيلُونَ
[آنان درباره ياران موسى] گفتند اينان گروهكى اندكشمارند
وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَآئِظُونَ
و ايشان ما را به خشم آوردهاند
وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَٰذِرُونَ
و ما انبوهى مسلح هستيم
فَأَخْرَجْنَٰهُم مِّن جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍۢ
آنگاه ايشان را از باغها و چشمهها آواره كرديم
وَكُنُوزٍۢ وَمَقَامٍۢ كَرِيمٍۢ
و از گنجها و جايگاه نيكو
كَذَٰلِكَ وَأَوْرَثْنَٰهَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
و بدينسان آنها را به بنىاسرائيل به ميراث داديم
فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ
سپس ايشان را به هنگام طلوع آفتاب دنبال كردند
فَلَمَّا تَرَٰٓءَا ٱلْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَٰبُ مُوسَىٰٓ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ
و چون دو گروه همديگر را ديدند، ياران موسى گفتند، ما گير افتادهايم
قَالَ كَلَّآ ۖ إِنَّ مَعِىَ رَبِّى سَيَهْدِينِ
[موسى] گفت چنين نيست، پروردگارم با من است و به زودى مرا راهنمايى خواهد كرد
فَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱضْرِب بِّعَصَاكَ ٱلْبَحْرَ ۖ فَٱنفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍۢ كَٱلطَّوْدِ ٱلْعَظِيمِ
سپس به موسى وحى كرديم كه با عصايت به دريا بزن، آنگاه [دريا] بشكافت و هر پارهاى از آن همچون كوهى بزرگ بود
وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ ٱلْءَاخَرِينَ
و ديگران را به آنجا نزديك كرديم
وَأَنجَيْنَا مُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُۥٓ أَجْمَعِينَ
و موسى و همراهانش، همگيشان را رهانيديم
ثُمَّ أَغْرَقْنَا ٱلْءَاخَرِينَ
سپس ديگران را غرقه ساختيم
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
بىگمان در اين مايه عبرتى هست، و بيشترينه آنان مؤمن نبودند
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
همانا پروردگارت پيروزمند مهربان است
وَٱتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَٰهِيمَ
و بر آنان داستان ابراهيم را بخوان
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِۦ مَا تَعْبُدُونَ
چنين بود كه به پدرش و قومش گفت كه شما چه مىپرستيد؟
قَالُوا۟ نَعْبُدُ أَصْنَامًۭا فَنَظَلُّ لَهَا عَٰكِفِينَ
گفتند بتانى مىپرستيم و در خدمت آنها معتكفيم
قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ
[ابراهيم] گفت آيا چون آنان را به پرستش مىخوانيد، نداى شما را مىشنوند؟
أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ
يا براى شما سودى يا زيانى دارند
قَالُوا۟ بَلْ وَجَدْنَآ ءَابَآءَنَا كَذَٰلِكَ يَفْعَلُونَ
گفتند نه ولى پدرانمان را يافتيم كه چنين مىكردند
قَالَ أَفَرَءَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ
[ابراهيم] گفت آيا در آنچه مىپرستيد تامل نكردهايد؟
أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُمُ ٱلْأَقْدَمُونَ
هم شما و هم نياكان كهنتان
فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّۭ لِّىٓ إِلَّا رَبَّ ٱلْعَٰلَمِينَ
[بدانيد كه] آنها دشمن منند، بر خلاف پروردگار جهانيان
ٱلَّذِى خَلَقَنِى فَهُوَ يَهْدِينِ
همان كسى كه مرا آفريده است و همو كه هدايتم مىكند
وَٱلَّذِى هُوَ يُطْعِمُنِى وَيَسْقِينِ
و همان كسى كه مرا سير و سيراب مىسازد
وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ
و چون بيمار شدم مرا شفا مىبخشد
وَٱلَّذِى يُمِيتُنِى ثُمَّ يُحْيِينِ
و همان كسى كه مرا مىميراند و سپس [از نو] زندهام مىسازد
وَٱلَّذِىٓ أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِى خَطِيٓـَٔتِى يَوْمَ ٱلدِّينِ
و همان كسى كه اميد دارم كه در روز جزا خطاى مرا ببخشد
رَبِّ هَبْ لِى حُكْمًۭا وَأَلْحِقْنِى بِٱلصَّٰلِحِينَ
پروردگارا به من حكمت ببخش و مرا به شايستگان بپيوند
وَٱجْعَل لِّى لِسَانَ صِدْقٍۢ فِى ٱلْءَاخِرِينَ
و براى من در ميان امتهاى آينده سخن [گوى] نيك قرار ده
وَٱجْعَلْنِى مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ ٱلنَّعِيمِ
و مرا از ميراث بران بهشت پرناز و نعمت بدار
وَٱغْفِرْ لِأَبِىٓ إِنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ
و پدرم را بيامرز كه او از سرگشتگان بود
وَلَا تُخْزِنِى يَوْمَ يُبْعَثُونَ
و مرا در روزى كه [مردم] برانگيخته شوند رسوا مساز
يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌۭ وَلَا بَنُونَ
[همان] روزى كه مال و پسران سود ندهد
إِلَّا مَنْ أَتَى ٱللَّهَ بِقَلْبٍۢ سَلِيمٍۢ
مگر آنكه كسى دلى پاك و پيراسته [از شك و شرك] به نزد خداوند آورد
وَأُزْلِفَتِ ٱلْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ
و بهشت براى پرهيزگاران نزديك شود
وَبُرِّزَتِ ٱلْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ
و جهنم براى گمراهان آشكار گردد
وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ
و به آنان گفته شود آنچه به جاى خداوند مىپرستيديد كجاست
مِن دُونِ ٱللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ
آيا شما را يارى مىدهند يا خود يارى مىيابند؟
فَكُبْكِبُوا۟ فِيهَا هُمْ وَٱلْغَاوُۥنَ
آنگاه ايشان و گمراهان [ديگر] در آن سرنگون شوند
وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ
و سپاهيان ابليس همگى
قَالُوا۟ وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ
در حالى كه در آنجا با همديگر ستيزه مىكنند گويند
تَٱللَّهِ إِن كُنَّا لَفِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍ
به خدا ما در گمراهى آشكار بوديم
إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
چرا كه شما را با پروردگار جهانيان برابر مىشمرديم
وَمَآ أَضَلَّنَآ إِلَّا ٱلْمُجْرِمُونَ
و جز گناهكاران كسى ما را گمراه نكرد
فَمَا لَنَا مِن شَٰفِعِينَ
حال هيچ شفيعى نداريم
وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍۢ
و نه دوستى مهربان
فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةًۭ فَنَكُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
كاش براى ما بازگشتى بود، تا آنگاه از مؤمنان مىشديم
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
بىگمان در اين مايه عبرتى هست، و بيشترينه آنان مؤمن نبودند
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و همانا پروردگارت پيروزمند مهربان است
كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ ٱلْمُرْسَلِينَ
قوم نوح پيامبران را دروغگو مىانگاشتند
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ
چنين بود كه برادرشان نوح به ايشان گفت آيا [از شرك] پروا نمىكنيد؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من براى شما پيامبر امينى هستم
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس از خدا پروا و از من پيروى كنيد
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و براى آن از شما پاداشى نمىطلبم، پاداش من جز بر پروردگار جهانيان نيست
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس از خداوند پروا و از من پيروى كنيد
۞ قَالُوٓا۟ أَنُؤْمِنُ لَكَ وَٱتَّبَعَكَ ٱلْأَرْذَلُونَ
گفتند آيا به تو ايمان بياوريم، حال آنكه فرومايگان از تو پيروى مىكنند
قَالَ وَمَا عِلْمِى بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ
[نوح] گفت من از [حقيقت] آنچه ايشان كردهاند آگاهى ندارم
إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّى ۖ لَوْ تَشْعُرُونَ
اگر دريابيد، حساب ايشان جز بر پروردگار من نيست
وَمَآ أَنَا۠ بِطَارِدِ ٱلْمُؤْمِنِينَ
و من طردكننده مؤمنان نيستم
إِنْ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭ
من جز هشداردهندهاى روشنگر نيستم
قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَٰنُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمَرْجُومِينَ
گفتند اى نوح اگر دست برندارى از سنگسار شدگان خواهى شد
قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِى كَذَّبُونِ
[نوح] گفت پروردگارا قوم من مرا دروغگو انگاشتند
فَٱفْتَحْ بَيْنِى وَبَيْنَهُمْ فَتْحًۭا وَنَجِّنِى وَمَن مَّعِىَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
پس در ميان من و ايشان، چنانكه بايد و شايد، داورى كن و مرا و همراهان مؤمنم را رهايى ده
فَأَنجَيْنَٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ فِى ٱلْفُلْكِ ٱلْمَشْحُونِ
آنگاه او و همراهانش را در كشتى پر و گرانبار رهايى داديم
ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ ٱلْبَاقِينَ
سپس بازماندگان را غرقه ساختيم
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
بىگمان در اين مايه عبرتى هست، و بيشترينه آنان مؤمن نبودند
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و همانا پروردگارت پيروزمند مهربان است
كَذَّبَتْ عَادٌ ٱلْمُرْسَلِينَ
قوم عاد پيامبران را دروغگو انگاشتند
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ
چنين بود كه برادرشان هود به آنان گفت آيا [از شرك] پروا نمىكنيد؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من براى شما پيامبرى امينم
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس از خداوند پروا و از من پيروى كنيد
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و براى آن از شما پاداشى نمىطلبم، پاداش من جز بر پروردگار جهانيان نيست
أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ ءَايَةًۭ تَعْبَثُونَ
آيا در هر بلندى بنايى از سر بازيچه مىسازيد
وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ
و كوشكها[ى استوار] مىسازيد به اميد آنكه جاويدان بمانيد؟
وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ
و چون دست گشاييد همچون زورگويان دست گشاييد
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس از خداوند پروا و از من پيروى كنيد
وَٱتَّقُوا۟ ٱلَّذِىٓ أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ
و از كسى كه شما را به آنچه مىدانيد يارىتان داد، پروا كنيد
أَمَدَّكُم بِأَنْعَٰمٍۢ وَبَنِينَ
شما را با [بخشيدن] چارپايان و پسران يارى داد
وَجَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍ
و نيز باغها و چشمهسارها
إِنِّىٓ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ
من از عذاب روزى سهمگين بر شما بيمناكم
قَالُوا۟ سَوَآءٌ عَلَيْنَآ أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ ٱلْوَٰعِظِينَ
گفتند براى ما يكسان است چه پند دهى، چه از پنددهندگان نباشى
إِنْ هَٰذَآ إِلَّا خُلُقُ ٱلْأَوَّلِينَ
اين جز شيوه پيشينيان نيست
وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ
و ما از عذاب شوندگان نيستيم
فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَٰهُمْ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
بدينسان او را دروغگو انگاشتند، آنگاه آنان را نابود كرديم، بىگمان در اين مايه عبرتى هست، و بيشترينه آنان مؤمن نبودند
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و همانا پروردگارت پيروزمند مهربان است
كَذَّبَتْ ثَمُودُ ٱلْمُرْسَلِينَ
قوم ثمود [هم] پيامبران را دروغگو انگاشتند
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَٰلِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ
چنين بود كه برادرشان صالح به آنان گفت آيا [از شرك] پروا نمىكنيد؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من براى شما پيامبرى امينم
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس از خداوند پروا و از من پيروى كنيد
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و براى آن از شما پاداشى نمىطلبم، پاداش من جز بر پروردگار جهانيان نيست
أَتُتْرَكُونَ فِى مَا هَٰهُنَآ ءَامِنِينَ
آيا شما را به حالتى كه در اينجا هست در امن و امان رها مىكنند؟
فِى جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍۢ
در باغها و چشمهسارها
وَزُرُوعٍۢ وَنَخْلٍۢ طَلْعُهَا هَضِيمٌۭ
و كشتزارها و خرمابنانى كه بار و بر آنها لطيف است
وَتَنْحِتُونَ مِنَ ٱلْجِبَالِ بُيُوتًۭا فَٰرِهِينَ
و از كوهها، ماهرانه [براى خود] خانههايى مىتراشيد
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس از خداوند پروا و از من پيروى كنيد
وَلَا تُطِيعُوٓا۟ أَمْرَ ٱلْمُسْرِفِينَ
و از فرمان گزافكاران اطاعت مكنيد
ٱلَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ
[همان] كسانى كه در اين سرزمين فتنه و فساد مىكنند و در صلاح نمىكوشند
قَالُوٓا۟ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلْمُسَحَّرِينَ
گفتند جز اين نيست كه تو از جادوزدگانى
مَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِـَٔايَةٍ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ
تو جز بشرى همانند ما نيستى، اگر راست مىگويى معجزهاى بياور
قَالَ هَٰذِهِۦ نَاقَةٌۭ لَّهَا شِرْبٌۭ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ
گفت اين ماده شترى است كه آبشخورى [معين] براى او، و آبشخور روزى معين براى شماست
وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوٓءٍۢ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ
و به آن آسيبى نرسانيد كه عذاب روزى سهمگين گريبانگيرتان خواهد شد
فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا۟ نَٰدِمِينَ
آنگاه آن را پى كردند، و سپس پشيمان شدند
فَأَخَذَهُمُ ٱلْعَذَابُ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
و عذاب ايشان را فرو گرفت، بىگمان در اين مايه عبرتى هست و بيشترينه آنان مؤمن نبودند
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و همانا پروردگارت پيروزمند مهربان است
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ ٱلْمُرْسَلِينَ
قوم لوط [هم] پيامبران را دروغگو انگاشتند
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ
چنين بود كه برادرشان لوط به آنان گفت آيا [از شرك] پروا نمىكنيد؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من براى شما پيامبرى امينم
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس از خداوند پروا و از من پيروى كنيد
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و براى آن از شما پاداشى نمىطلبم، پاداش من جز بر پروردگار جهانيان نيست
أَتَأْتُونَ ٱلذُّكْرَانَ مِنَ ٱلْعَٰلَمِينَ
آيا از ميان مردم جهان با مردان مىآميزيد؟
وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُم مِّنْ أَزْوَٰجِكُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ
و همسرانى كه پروردگارتان براى شما آفريده است رها مىكنيد، آرى شما قومى تجاوزكار هستيد
قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَٰلُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمُخْرَجِينَ
گفتند اى لوط اگر دست برندارى از رانده شدگان خواهى شد
قَالَ إِنِّى لِعَمَلِكُم مِّنَ ٱلْقَالِينَ
[لوط] گفت من از دشمنان كار و كردار شما هستم
رَبِّ نَجِّنِى وَأَهْلِى مِمَّا يَعْمَلُونَ
پروردگارا مرا و خانوادهام را از شر كارى كه مىكنند رهايى ده
فَنَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥٓ أَجْمَعِينَ
آنگاه او و خانوادهاش همگى را رهانيديم
إِلَّا عَجُوزًۭا فِى ٱلْغَٰبِرِينَ
مگر پيرزنى را كه از بازپس ماندگان بود
ثُمَّ دَمَّرْنَا ٱلْءَاخَرِينَ
سپس ديگران را نابود كرديم
وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًۭا ۖ فَسَآءَ مَطَرُ ٱلْمُنذَرِينَ
و بر آنان بارانى [از بلا] باريديم، چه بد است باران هشداريافتگان
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
بىگمان در اين مايه عبرتى هست، و بيشترينه آنان مؤمن نبودند
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و همانا پروردگارت پيروزمند مهربان است
كَذَّبَ أَصْحَٰبُ لْـَٔيْكَةِ ٱلْمُرْسَلِينَ
اصحاب ايكه [هم] پيامبران را دروغگو انگاشتند
إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ
چنين بود كه شعيب به ايشان گفت آيا [از شرك] پروا نمىكنيد؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من براى شما پيامبرى امينم
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس از خداوند پروا و از من پيروى كنيد
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و براى آن از شما پاداشى نمىطلبم، پاداش من جز بر پروردگار جهانيان نيست
۞ أَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا۟ مِنَ ٱلْمُخْسِرِينَ
پيمانه را تمام دهيد و از كمفروشان مباشيد
وَزِنُوا۟ بِٱلْقِسْطَاسِ ٱلْمُسْتَقِيمِ
و با ترازوى درست بسنجيد
وَلَا تَبْخَسُوا۟ ٱلنَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
و به مردم اجناسشان را كم مدهيد و در اين سرزمين فتنه و فساد برپا مكنيد
وَٱتَّقُوا۟ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ وَٱلْجِبِلَّةَ ٱلْأَوَّلِينَ
و از كسى كه شما و امت پيشين را آفريده است پروا كنيد
قَالُوٓا۟ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلْمُسَحَّرِينَ
گفتند جز اين نيست كه تو از جادوزدگانى
وَمَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ ٱلْكَٰذِبِينَ
و تو جز بشرى همانند ما نيستى و ما تو را بىشبهه از دروغگويان مىدانيم
فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ
پس اگر از راستگويانى پارهاى از آسمان را بر [سر] ما بينداز
قَالَ رَبِّىٓ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ
[شعيب] گفت پروردگار من به آنچه مىكنيد داناتر است
فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ ٱلظُّلَّةِ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
آنگاه او را دروغگو انگاشتند و عذاب روز ابرى سايهافكن آنان را فروگرفت، كه عذاب روزى سهمگين بود
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
بىگمان در اين مايه عبرتى هست و بيشترينه آنان مؤمن نبودند
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و همانا پروردگارت پيروزمند مهربان است
وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و آن [قرآن] فرو فرستاده پروردگار جهانيان است
نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلْأَمِينُ
كه روحالامين [جبرئيل] آن را بر دل تو فرود آورده است
عَلَىٰ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلْمُنذِرِينَ
تا از هشداردهندگان باشى
بِلِسَانٍ عَرَبِىٍّۢ مُّبِينٍۢ
به زبان عربى شيوا
وَإِنَّهُۥ لَفِى زُبُرِ ٱلْأَوَّلِينَ
و [خبر] آن در صحف [آسمانى] پيشينيان هست
أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ ءَايَةً أَن يَعْلَمَهُۥ عُلَمَٰٓؤُا۟ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
آيا اين براى آنان نشانه[ى صدق] نيست كه علماى بنىاسرائيل آن را [از پيش] مىشناسند
وَلَوْ نَزَّلْنَٰهُ عَلَىٰ بَعْضِ ٱلْأَعْجَمِينَ
و اگر آن را بر بعضى از گنگان بيگانه زبان نازل كرده بوديم
فَقَرَأَهُۥ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦ مُؤْمِنِينَ
سپس آن را برايشان مىخواند، به آن ايمان نمىآوردند
كَذَٰلِكَ سَلَكْنَٰهُ فِى قُلُوبِ ٱلْمُجْرِمِينَ
بدينسان آن را در دلهاى گناهكاران راه دادهايم
لَا يُؤْمِنُونَ بِهِۦ حَتَّىٰ يَرَوُا۟ ٱلْعَذَابَ ٱلْأَلِيمَ
كه به آن ايمان نمىآورند مگر آنكه عذاب دردناك را بنگرند
فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةًۭ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ
كه ناگهانى بر سر آنان آيد و آنان آگاه نباشند
فَيَقُولُوا۟ هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ
آنگاه گويند آيا ما مهلت يافته خواهيم بود؟
أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ
پس آيا عذاب ما را به شتاب مىخواهند
أَفَرَءَيْتَ إِن مَّتَّعْنَٰهُمْ سِنِينَ
ملاحظه كن كه اگر سالها برخوردارشان سازيم
ثُمَّ جَآءَهُم مَّا كَانُوا۟ يُوعَدُونَ
سپس آنچه از آن بيمشان دادهايم، به سراغ آنان آيد
مَآ أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يُمَتَّعُونَ
آن برخورداريشان به كار آنان نيايد
وَمَآ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ
و [اهل] هيچ شهرى را نابود نكرديم مگر آنكه هشداردهندگانى داشتند
ذِكْرَىٰ وَمَا كُنَّا ظَٰلِمِينَ
[براى] پندآموزى، و ما ستمگر نبودهايم
وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ ٱلشَّيَٰطِينُ
و آن را شياطين نازل نكردهاند
وَمَا يَنۢبَغِى لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ
و آنان را نرسد، و چنين كارى نتوانند كرد
إِنَّهُمْ عَنِ ٱلسَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ
چرا كه ايشان از شنيدن [وحى] بركنار هستند
فَلَا تَدْعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتَكُونَ مِنَ ٱلْمُعَذَّبِينَ
پس در جنب خداوند خدايى ديگر [به نيايش] مخوان كه از عذاب ديدگان خواهى شد
وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ ٱلْأَقْرَبِينَ
و خاندان خويشاوندت را هشدار ده
وَٱخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
و در برابر مؤمنانى كه از تو پيروى مىكنند مهربان و فروتن باش
فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّى بَرِىٓءٌۭ مِّمَّا تَعْمَلُونَ
پس اگر از تو سرپيچى كردند بگو كه من از آنچه مىكنيد برى و بركنارم
وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱلْعَزِيزِ ٱلرَّحِيمِ
و بر [خداوند] پيروزمند مهربان توكل كن
ٱلَّذِى يَرَىٰكَ حِينَ تَقُومُ
همان كه تو را به هنگامى كه [براى عبادت] برمىخيزى مىبيند
وَتَقَلُّبَكَ فِى ٱلسَّٰجِدِينَ
و نيز گشتن تو را در ميان نمازگزاران
إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ
چرا كه او شنواى داناست
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَىٰ مَن تَنَزَّلُ ٱلشَّيَٰطِينُ
آيا شما را آگاه كنم كه شياطين بر چه كسى فرود مىآيند؟
تَنَزَّلُ عَلَىٰ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍۢ
بر هر تهمتزن گناهكارى فرود مىآيند
يُلْقُونَ ٱلسَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَٰذِبُونَ
گوش فرا مىدهند و بيشترينه آنان دروغگو هستند
وَٱلشُّعَرَآءُ يَتَّبِعُهُمُ ٱلْغَاوُۥنَ
و شاعران [كافر] را گمراهان پيروى مىكنند
أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِى كُلِّ وَادٍۢ يَهِيمُونَ
آيا نمىنگرى كه ايشان در هر وادى سرگشتهاند
وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ
و ايشان چيزهايى مىگويند كه خود انجام نمىدهند
إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَذَكَرُوا۟ ٱللَّهَ كَثِيرًۭا وَٱنتَصَرُوا۟ مِنۢ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا۟ ۗ وَسَيَعْلَمُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ أَىَّ مُنقَلَبٍۢ يَنقَلِبُونَ
مگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند و خداوند را بسيار ياد مىكنند، و پس از آنكه ستم ديدهاند انتقامشان را گرفتهاند، و كسانى كه ستم كردهاند زودا كه بدانند كه به چه بازگشتگاهى راه خواهند برد