بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ طسٓمٓ
طا، سين، ميم.
The Poets · 227 verses · Sayyed Jalaloddin Mojtabavi.
Search the locally cached translation.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ طسٓمٓ
طا، سين، ميم.
تِلْكَ ءَايَٰتُ ٱلْكِتَٰبِ ٱلْمُبِينِ
اين آيتهاى كتاب روشن و روشنگر است.
لَعَلَّكَ بَٰخِعٌۭ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَ
شايد تو خويشتن را از [اندوه] اينكه ايمان نمىآورند خواهى كشت.
إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ ءَايَةًۭ فَظَلَّتْ أَعْنَٰقُهُمْ لَهَا خَٰضِعِينَ
اگر بخواهيم، از آسمان آيتى بر آنان فرو فرستيم تا گردنهاشان در برابر آن به فرمانبردارى فرود آيد- يا: تا مهترانشان آن را گردن نهند-.
وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍۢ مِّنَ ٱلرَّحْمَٰنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا۟ عَنْهُ مُعْرِضِينَ
هيچ يادكرد و پند تازهاى از خداى رحمان بديشان نرسد مگر آنكه از آن رويگردان شوند.
فَقَدْ كَذَّبُوا۟ فَسَيَأْتِيهِمْ أَنۢبَٰٓؤُا۟ مَا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ
همانا تكذيب كردند پس زودا كه خبرهاى آنچه مسخرهاش مىكردند- از رستاخيز و پاداش و كيفر و بهشت و دوزخ- بديشان رسد.
أَوَلَمْ يَرَوْا۟ إِلَى ٱلْأَرْضِ كَمْ أَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍۢ كَرِيمٍ
آيا به زمين ننگريستهاند كه بسا از هر گونه گياه نيكو در آن رويانيدهايم.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
هر آينه در اين نشانهاى است ولى بيشترشان مؤمن نيستند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و براستى پروردگار تو هموست تواناى بىهمتا و مهربان.
وَإِذْ نَادَىٰ رَبُّكَ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱئْتِ ٱلْقَوْمَ ٱلظَّٰلِمِينَ
و [ياد كن] آنگاه كه پروردگار تو موسى را بخواند كه به سوى آن گروه ستمكار برو،
قَوْمَ فِرْعَوْنَ ۚ أَلَا يَتَّقُونَ
گروه فرعون آيا [از كفر و سركشى] نمىپرهيزند؟
قَالَ رَبِّ إِنِّىٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ
گفت: پروردگارا، من بيم دارم كه دروغگويم خوانند
وَيَضِيقُ صَدْرِى وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِى فَأَرْسِلْ إِلَىٰ هَٰرُونَ
و سينهام تنگ است و زبانم روان و گشاده نيست، پس به هارون پيام فرست
وَلَهُمْ عَلَىَّ ذَنۢبٌۭ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ
و آنان را بر من [دعوى] گناهى است، از اين رو مىترسم مرا بكشند.
قَالَ كَلَّا ۖ فَٱذْهَبَا بِـَٔايَٰتِنَآ ۖ إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ
گفت: نه چنين است- تو را نمىكشند-، پس هر دو با نشانههاى ما برويد، ما با شماييم، مىشنويم.
فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَآ إِنَّا رَسُولُ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
نزد فرعون رويد و بگوييد: ما فرستاده پروردگار جهانيانيم،
أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
[پيام او اين است] كه فرزندان اسرائيل را با ما بفرست.
قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًۭا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ
گفت: آيا تو را در كودكى در ميان خودمان نپرورديم و چند سال از عمرت را در ميان ما نبودى؟
وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ ٱلَّتِى فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ ٱلْكَٰفِرِينَ
و آن كرده خويش كه كردى، كردى و تو از ناسپاسانى.
قَالَ فَعَلْتُهَآ إِذًۭا وَأَنَا۠ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ
گفت: آن [كار] را آنگاه كردم كه از ناآگاهان بودم- آگاه نبودم كه به مشتزدن من آن كس كشته مىشود-.
فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِى رَبِّى حُكْمًۭا وَجَعَلَنِى مِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ
پس چون از شما ترسيدم گريختم، و پروردگارم مرا حكمى- حكمت: درستى انديشه و گفتار و كردار يا حكم نبوت- داد و مرا از پيامبران كرد
وَتِلْكَ نِعْمَةٌۭ تَمُنُّهَا عَلَىَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
و آن، [چه] نعمتى است كه بر من منت مىنهى كه فرزندان اسرائيل را برده ساختهاى؟
قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ ٱلْعَٰلَمِينَ
فرعون گفت: خداى جهانيان چيست؟
قَالَ رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَآ ۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ
گفت: خداوند آسمانها و زمين و هر چه ميان آنهاست، اگر بىگمان باور مىداريد.
قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُۥٓ أَلَا تَسْتَمِعُونَ
[فرعون] به كسانى كه گرد او بودند گفت: آيا نمىشنويد [چه مىگويد]؟
قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلْأَوَّلِينَ
[موسى] گفت: پروردگار شما و پروردگار نياكان شما.
قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ ٱلَّذِىٓ أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌۭ
[فرعون] گفت: اين پيامبرتان كه به سوى شما فرستاده شده ديوانه است.
قَالَ رَبُّ ٱلْمَشْرِقِ وَٱلْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَآ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ
[موسى] گفت: خداوند خاور و باختر و هر چه ميان آنهاست، اگر خرد داريد.
قَالَ لَئِنِ ٱتَّخَذْتَ إِلَٰهًا غَيْرِى لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ ٱلْمَسْجُونِينَ
گفت: اگر خدايى جز من بگزينى هر آينه تو را از زندانيان گردانم.
قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَىْءٍۢ مُّبِينٍۢ
گفت: اگر چه تو را حجتى روشن آورده باشم؟
قَالَ فَأْتِ بِهِۦٓ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ
گفت: آن را بيار، اگر از راستگويانى.
فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ ثُعْبَانٌۭ مُّبِينٌۭ
پس عصاى خويش بيفكند و هماندم اژدهايى هويدا گشت.
وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِىَ بَيْضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ
و دست خويش را بيرون آورد و آنگاه براى بينندگان سپيد و روشن نمود.
قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُۥٓ إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٌ عَلِيمٌۭ
[فرعون] به مهترانى كه گرد او بودند گفت: براستى اين جادوگرى داناست
يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِۦ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ
مىخواهد شما را به جادوى خود از سرزمينتان بيرون كند. پس چه مىفرماييد؟
قَالُوٓا۟ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَٱبْعَثْ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ
گفتند: او و برادرش را واپس دار- كارشان را به تأخير انداز- و گردآوران را به شهرها فرست،
يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍۢ
تا هر جادوگر دانايى را نزد تو آورند.
فَجُمِعَ ٱلسَّحَرَةُ لِمِيقَٰتِ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ
پس جادوگران را در وعدهگاه روزى دانسته فراهم آوردند.
وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ
و مردم را گفتند: آيا شما نيز فراهم مىآييد؟
لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ ٱلسَّحَرَةَ إِن كَانُوا۟ هُمُ ٱلْغَٰلِبِينَ
باشد كه از جادوگران پيروى كنيم، اگر آنان پيروز شوند.
فَلَمَّا جَآءَ ٱلسَّحَرَةُ قَالُوا۟ لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ ٱلْغَٰلِبِينَ
چون جادوگران بيامدند به فرعون گفتند: اگر ما پيروز باشيم آيا ما را هيچ مزدى خواهد بود؟
قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًۭا لَّمِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ
گفت: آرى، و شما آنگاه از نزديكان [دربار من] خواهيد بود.
قَالَ لَهُم مُّوسَىٰٓ أَلْقُوا۟ مَآ أَنتُم مُّلْقُونَ
موسى به آنان گفت: آنچه را خواهيد افكند، بيفكنيد.
فَأَلْقَوْا۟ حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا۟ بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ ٱلْغَٰلِبُونَ
پس ريسمانها و عصاهاشان را بيفكندند و گفتند: به جاه و شكوه فرعون سوگند كه هر آينه ما پيروزيم.
فَأَلْقَىٰ مُوسَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ
پس موسى عصاى خويش بيفكند، ناگاه هر چه را به دروغ مىساختند فرو مىبرد.
فَأُلْقِىَ ٱلسَّحَرَةُ سَٰجِدِينَ
پس جادوگران به سجده درافتادند.
قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
گفتند: به پروردگار جهانيان ايمان آورديم،
رَبِّ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ
پروردگار موسى و هارون.
قَالَ ءَامَنتُمْ لَهُۥ قَبْلَ أَنْ ءَاذَنَ لَكُمْ ۖ إِنَّهُۥ لَكَبِيرُكُمُ ٱلَّذِى عَلَّمَكُمُ ٱلسِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ۚ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَٰفٍۢ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ
[فرعون] گفت: آيا پيش از آنكه شما را اجازه دهم او را باور داشتيد- به او گرويديد-؟ همانا او بزرگ شماست كه شما را جادو آموخته. پس بزودى خواهيد دانست، هر آينه دستها و پاهايتان را بر خلاف يكديگر مىبرم و همه شما را بردار مىكنم.
قَالُوا۟ لَا ضَيْرَ ۖ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ
گفتند: باكى نيست، همانا ما به پروردگارمان باز مىگرديم
إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَٰيَٰنَآ أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
ما اميد داريم كه پروردگارمان گناهانمان را بيامرزد كه ما نخستين مؤمنانيم.
۞ وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِىٓ إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ
و به موسى وحى كرديم كه بندگان مرا شبانه ببر زيرا كه در پى شما خواهند آمد.
فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ
پس فرعون گردآورانى را به شهرها فرستاد
إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَشِرْذِمَةٌۭ قَلِيلُونَ
[و گفتند:] همانا اينان- بنى اسرائيل- گروهى اندكند،
وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَآئِظُونَ
و هر آينه ما را به خشم آوردهاند،
وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَٰذِرُونَ
و بىگمان ما گروهى همپشت و سلاحداران آماده پيكاريم.
فَأَخْرَجْنَٰهُم مِّن جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍۢ
پس آنان را از بوستانها و چشمهسارها بيرون آورديم،
وَكُنُوزٍۢ وَمَقَامٍۢ كَرِيمٍۢ
و از گنجها و جايگاه نيكو و بزرگوارانه.
كَذَٰلِكَ وَأَوْرَثْنَٰهَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
اينچنين [كرديم]، و آنها را به فرزندان اسرائيل به ميراث داديم.
فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ
پس [سپاه فرعون] آفتابدم از پى ايشان رفتند.
فَلَمَّا تَرَٰٓءَا ٱلْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَٰبُ مُوسَىٰٓ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ
چون آن دو گروه يكديگر را ديدند، ياران موسى گفتند: همانا ما گرفتارشدگانيم.
قَالَ كَلَّآ ۖ إِنَّ مَعِىَ رَبِّى سَيَهْدِينِ
[موسى] گفت: هرگز، كه پروردگار من با من است، مرا راه خواهد نمود.
فَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱضْرِب بِّعَصَاكَ ٱلْبَحْرَ ۖ فَٱنفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍۢ كَٱلطَّوْدِ ٱلْعَظِيمِ
پس به موسى وحى كرديم كه عصاى خود را بر دريا بزن پس [دريا] بشكافت و هر پارهاى چون كوهى بزرگ گشت.
وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ ٱلْءَاخَرِينَ
و آن ديگران- فرعونيان- را نزديك آنجا آورديم.
وَأَنجَيْنَا مُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُۥٓ أَجْمَعِينَ
و موسى و همه كسانى را كه با او بودند رهانيديم.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا ٱلْءَاخَرِينَ
سپس آن ديگران را غرق ساختيم.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
هر آينه در اين نشانه و عبرتى است، و بيشترشان مؤمن نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و همانا پروردگار تو هموست تواناى بىهمتا و مهربان.
وَٱتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَٰهِيمَ
و خبر ابراهيم را بر آنان برخوان،
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِۦ مَا تَعْبُدُونَ
آنگاه كه به پدر خويش- آزر، سرپرست خويش- و قوم خود گفت: چه مىپرستيد؟
قَالُوا۟ نَعْبُدُ أَصْنَامًۭا فَنَظَلُّ لَهَا عَٰكِفِينَ
گفتند: بتانى را مىپرستيم و پيوسته سر بر آستانشان داريم.
قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ
گفت: آيا هنگامى كه آنها را مىخوانيد آواز شما را مىشنوند؟
أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ
يا شما را سود يا زيان مىرسانند؟
قَالُوا۟ بَلْ وَجَدْنَآ ءَابَآءَنَا كَذَٰلِكَ يَفْعَلُونَ
گفتند: بلكه پدرانمان را يافتهايم كه چنين مىكردند.
قَالَ أَفَرَءَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ
گفت: آيا ديدهايد- يا دانستهايد، يعنى ببينيد و بدانيد- آنچه مىپرستيدهايد،
أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُمُ ٱلْأَقْدَمُونَ
شما و پدران پيشترتان؟
فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّۭ لِّىٓ إِلَّا رَبَّ ٱلْعَٰلَمِينَ
همانا آنها دشمن مناند، مگر پروردگار جهانيان،
ٱلَّذِى خَلَقَنِى فَهُوَ يَهْدِينِ
آن كه مرا آفريد پس همو را هم نمايد،
وَٱلَّذِى هُوَ يُطْعِمُنِى وَيَسْقِينِ
و آن كه طعام و آشاميدنيم دهد،
وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ
و چون بيمار شوم بهبودم بخشد،
وَٱلَّذِى يُمِيتُنِى ثُمَّ يُحْيِينِ
و آن كه مرا بميراند و سپس زندهام كند،
وَٱلَّذِىٓ أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِى خَطِيٓـَٔتِى يَوْمَ ٱلدِّينِ
و آن كه اميد دارم كه روز حساب و پاداش لغزشم را بيامرزد.
رَبِّ هَبْ لِى حُكْمًۭا وَأَلْحِقْنِى بِٱلصَّٰلِحِينَ
پروردگارا، مرا حكمى- حكمت: انديشه و گفتار و كردار درست- ببخش و مرا به نيكان و شايستگان بپيوند.
وَٱجْعَل لِّى لِسَانَ صِدْقٍۢ فِى ٱلْءَاخِرِينَ
و براى من در پسينيان نام و ياد نيك نِه.
وَٱجْعَلْنِى مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ ٱلنَّعِيمِ
و مرا از ميراثبران بهشت پرنعمت گردان
وَٱغْفِرْ لِأَبِىٓ إِنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ
و پدرم را بيامرز، كه از گمراهان است.
وَلَا تُخْزِنِى يَوْمَ يُبْعَثُونَ
و در آن روز كه [مردمان] برانگيخته مىشوند مرا رسوا و خوار مساز،
يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌۭ وَلَا بَنُونَ
روزى كه نه مال سود دارد و نه پسران،
إِلَّا مَنْ أَتَى ٱللَّهَ بِقَلْبٍۢ سَلِيمٍۢ
مگر آن كه با دلى پاك و رسته [از شرك و كفر و گناه] به نزد خدا آيد.
وَأُزْلِفَتِ ٱلْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ
و بهشت براى پرهيزگاران نزديك شود.
وَبُرِّزَتِ ٱلْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ
و دوزخ براى گمراهان پديدار و آشكار گردد.
وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ
و آنان را گويند: كجايند آنچه جز خدا مىپرستيديد،
مِن دُونِ ٱللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ
آيا شما را يارى مىكنند يا خود را يارى مىدهند؟
فَكُبْكِبُوا۟ فِيهَا هُمْ وَٱلْغَاوُۥنَ
پس آنها و گمراهان نگونسار در آنجا افكنده شوند.
وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ
و سپاهيان ابليس نيز همگان.
قَالُوا۟ وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ
و در حالى كه در آنجا با يكديگر ستيزه مىكنند، گويند:
تَٱللَّهِ إِن كُنَّا لَفِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍ
به خدا سوگند كه هر آينه ما در گمراهى آشكارى بوديم،
إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
آنگاه كه شما را با پروردگار جهانيان برابر مىداشتيم
وَمَآ أَضَلَّنَآ إِلَّا ٱلْمُجْرِمُونَ
و ما را جز بزهكاران گمراه نساختند.
فَمَا لَنَا مِن شَٰفِعِينَ
اينك ما را هيچ شفاعتكننده و خواهشگرى نيست
وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍۢ
و نه دوست دلسوز و مهربانى.
فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةًۭ فَنَكُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
كاش ما را [به دنيا] بازگشتى مىبود تا از مؤمنان مىشديم.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
همانا در اين نشانه و عبرتى است و بيشترشان مؤمن نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و هر آينه پروردگار تو هموست تواناى بىهمتا و مهربان.
كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ ٱلْمُرْسَلِينَ
قوم نوح پيامبران را دروغگو شمردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ
آنگاه كه برادرشان نوح به آنان گفت: آيا [از شرك به خدا] نمىپرهيزيد؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من شما را پيامبرى امينم.
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس، از خدا پروا كنيد و مرا فرمان بريد.
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و بر اين [پيامبرى] از شما مزدى نمىخواهم، مزد من جز بر پروردگار جهانيان نيست.
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس، از خدا بترسيد و مرا فرمان بريد.
۞ قَالُوٓا۟ أَنُؤْمِنُ لَكَ وَٱتَّبَعَكَ ٱلْأَرْذَلُونَ
گفتند: آيا به تو ايمان بياوريم و حال آنكه فرومايگان از تو پيروى كردهاند؟
قَالَ وَمَا عِلْمِى بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ
گفت: مرا بدانچه آنان مىكردند چه دانشى است؟
إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّى ۖ لَوْ تَشْعُرُونَ
حسابشان جز بر پروردگار من نيست، اگر مىفهميد.
وَمَآ أَنَا۠ بِطَارِدِ ٱلْمُؤْمِنِينَ
و من مؤمنان را نخواهم راند.
إِنْ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭ
من جز بيمدهندهاى آشكار نيستم.
قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَٰنُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمَرْجُومِينَ
گفتند: اى نوح، اگر [از اين سخنان] بازنايستى، هر آينه سنگسار مىشوى.
قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِى كَذَّبُونِ
گفت: پروردگارا، همانا قوم من مرا تكذيب كردند.
فَٱفْتَحْ بَيْنِى وَبَيْنَهُمْ فَتْحًۭا وَنَجِّنِى وَمَن مَّعِىَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
پس ميان من و آنان حكم كن، و مرا و مؤمنانى را كه با مناند رهايى بخش.
فَأَنجَيْنَٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ فِى ٱلْفُلْكِ ٱلْمَشْحُونِ
پس او و كسانى را كه با او در كشتى گرانبار بودند رهانيديم.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ ٱلْبَاقِينَ
سپس آن ماندگان را غرق كرديم.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
هر آينه در اين نشانه و عبرتى است، و بيشترشان مؤمن نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و همانا پروردگار تو هموست تواناى بىهمتا و مهربان.
كَذَّبَتْ عَادٌ ٱلْمُرْسَلِينَ
قوم عاد فرستادگان را دروغگو شمردند
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ
آنگاه كه برادرشان هود گفت: آيا [از شرك] نمىپرهيزيد؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من براى شما پيامبرى امينم.
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس، از خدا پروا كنيد و مرا فرمان بريد.
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و بر اين [پيامبرى] از شما مزدى نمىخواهم، مزد من جز بر پروردگار جهانيان نيست.
أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ ءَايَةًۭ تَعْبَثُونَ
آيا به هر جاى بلندى نشانهاى- بنايى بلند- به بازى و بيهودگى بنا مىكنيد؟
وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ
و كوشكهاى بلند و استوار مىسازيد گويى جاويدان مىمانيد.
وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ
و چون به خشم دست مىگشاييد مانند گردنكشان [بيرحمانه] دست مىگشاييد.
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس، از خدا پروا كنيد و مرا فرمان بريد.
وَٱتَّقُوا۟ ٱلَّذِىٓ أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ
و از آن [خداى] پروا كنيد كه شما را بدانچه مىدانيد كمك و يارى داد
أَمَدَّكُم بِأَنْعَٰمٍۢ وَبَنِينَ
شما را به چهارپايان و پسران مدد كرد
وَجَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍ
و به بوستانها و چشمهسارها.
إِنِّىٓ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ
من بر شما از عذاب روزى بزرگ بيمناكم.
قَالُوا۟ سَوَآءٌ عَلَيْنَآ أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ ٱلْوَٰعِظِينَ
گفتند: براى ما يكسان است چه پند دهى و چه از پنددهندگان نباشى.
إِنْ هَٰذَآ إِلَّا خُلُقُ ٱلْأَوَّلِينَ
اين جز فرابافته و دروغ پيشينيان نيست.
وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ
و ما هرگز عذاب نخواهيم شد.
فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَٰهُمْ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
پس او را دروغگو انگاشتند، و آنها را نابود كرديم. همانا در اين نشانه و عبرتى است و بيشترشان مؤمن نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و هر آينه پروردگار تو هموست تواناى بىهمتا و مهربان.
كَذَّبَتْ ثَمُودُ ٱلْمُرْسَلِينَ
قوم ثمود نيز فرستادگان را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَٰلِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ
آنگاه كه برادرشان صالح به آنان گفت: آيا [از شرك به خدا] نمىپرهيزيد؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من براى شما پيامبرى امينم.
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس، از خدا پروا كنيد و مرا فرمان بريد.
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و بر اين [پيامبرى] از شما مزدى نمىخواهم. مزد من جز بر پروردگار جهانيان نيست.
أَتُتْرَكُونَ فِى مَا هَٰهُنَآ ءَامِنِينَ
آيا شما را در آنچه اينجاست- نعمتها- ايمن خواهند گذاشت؟
فِى جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍۢ
در باغها و چشمهسارها؟
وَزُرُوعٍۢ وَنَخْلٍۢ طَلْعُهَا هَضِيمٌۭ
و كشتزارها و خرمابنها كه شكوفهاش- يعنى ميوهاش- نازك و لطيف است.
وَتَنْحِتُونَ مِنَ ٱلْجِبَالِ بُيُوتًۭا فَٰرِهِينَ
و از كوهها استادانه- يا شادمانه- خانهها مىتراشيد.
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس، از خدا پروا كنيد و مرا فرمان بريد
وَلَا تُطِيعُوٓا۟ أَمْرَ ٱلْمُسْرِفِينَ
و فرمان گزافكاران را گردن منهيد،
ٱلَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ
آنان كه در زمين تباهكارى مىكنند و كار نيك و شايسته نمىكنند.
قَالُوٓا۟ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلْمُسَحَّرِينَ
گفتند: جز اين نيست كه تو از جادوزدگانى
مَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِـَٔايَةٍ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ
تو جز آدميى همچون ما نيستى، پس اگر از راستگويانى نشانهاى بيار.
قَالَ هَٰذِهِۦ نَاقَةٌۭ لَّهَا شِرْبٌۭ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ
گفت: اين مادهشترى است، آن را آبشخورى است و شما را نيز آبشخور روزى دانسته- ديگر-
وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوٓءٍۢ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ
و هيچ گزندى بدان مرسانيد كه شما را عذاب روزى بزرگ فراگيرد.
فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا۟ نَٰدِمِينَ
پس آن را پى كردند- كشتند- آنگاه پشيمان گشتند.
فَأَخَذَهُمُ ٱلْعَذَابُ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
پس عذاب آنان را فرو گرفت. همانا در اين نشانه و عبرتى است و بيشترشان مؤمن نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و هر آينه پروردگار تو هموست تواناى بىهمتا و مهربان.
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ ٱلْمُرْسَلِينَ
قوم لوط نيز فرستادگان را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ
آنگاه كه برادرشان لوط به آنها گفت: آيا [از زشتكارى] نمىپرهيزيد؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من براى شما پيامبرى امينم
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس، از خدا پروا كنيد و مرا فرمان بريد
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و بر اين [پيامبرى] از شما مزدى نمىخواهم مزد من جز بر پروردگار جهانيان نيست
أَتَأْتُونَ ٱلذُّكْرَانَ مِنَ ٱلْعَٰلَمِينَ
چرا از مردم جهان با نران مىآميزيد؟!
وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُم مِّنْ أَزْوَٰجِكُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ
و آنچه را پروردگارتان از همسرانتان براى شما آفريده است وا مىگذاريد، بلكه شما گروهى تجاوزكاريد.
قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَٰلُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمُخْرَجِينَ
گفتند: اى لوط، اگر [از اين سخنان] بازنايستى هر آينه از بيرونراندگان باشى.
قَالَ إِنِّى لِعَمَلِكُم مِّنَ ٱلْقَالِينَ
گفت: من كردار شما را دشمنم
رَبِّ نَجِّنِى وَأَهْلِى مِمَّا يَعْمَلُونَ
پروردگارا، مرا و خاندان مرا از آنچه مىكنند رهايى بخش.
فَنَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥٓ أَجْمَعِينَ
پس او و همه خاندان او را رهانيديم،
إِلَّا عَجُوزًۭا فِى ٱلْغَٰبِرِينَ
مگر پيرزنى- زن لوط- را كه در بازماندگان بود.
ثُمَّ دَمَّرْنَا ٱلْءَاخَرِينَ
سپس ديگران- بازماندگان- را هلاك كرديم
وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًۭا ۖ فَسَآءَ مَطَرُ ٱلْمُنذَرِينَ
و بر آنها سنگبارانى باريديم، پس بد بود باران آن بيمكردگان.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
همانا در اين نشانه و عبرتى است و بيشترشان مؤمن نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و هر آينه پروردگار تو هموست تواناى بىهمتا و مهربان.
كَذَّبَ أَصْحَٰبُ لْـَٔيْكَةِ ٱلْمُرْسَلِينَ
مردم ايْكه نيز فرستادگان را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ
آنگاه كه شعيب به آنان گفت: آيا [از شرك به خدا و نافرمانى او] نمىپرهيزيد؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من براى شما پيامبرى امينم
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس، از خدا پروا كنيد و مرا فرمان بريد.
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و بر اين [پيامبرى] از شما مزدى نمىخواهم مزد من جز بر پروردگار جهانيان نيست.
۞ أَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا۟ مِنَ ٱلْمُخْسِرِينَ
پيمانه را تمام دهيد و از كمدهندگان مباشيد
وَزِنُوا۟ بِٱلْقِسْطَاسِ ٱلْمُسْتَقِيمِ
و با ترازوى راست بسنجيد
وَلَا تَبْخَسُوا۟ ٱلنَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
و كالاهاى مردم را مكاهيد و در زمين به تباهكارى مكوشيد.
وَٱتَّقُوا۟ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ وَٱلْجِبِلَّةَ ٱلْأَوَّلِينَ
و از آن [خداى] كه شما و آفريدگان پيشين را بيافريد پروا كنيد.
قَالُوٓا۟ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلْمُسَحَّرِينَ
گفتند: جز اين نيست كه تو از جادوزدگانى.
وَمَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ ٱلْكَٰذِبِينَ
و تو جز آدميى همانند ما نيستى، و هر آينه تو را از دروغگويان مىپنداريم.
فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ
اگر از راستگويانى پس پارهاى از آسمان را بر ما فرو افكن.
قَالَ رَبِّىٓ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ
گفت: پروردگار من بدانچه مىكنيد داناتر است.
فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ ٱلظُّلَّةِ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
پس تكذيبش كردند، آنگاه عذاب روز سايه- ابر سياهى كه از آن آتش مىباريد- آنان را فرو گرفت براستى كه آن، عذاب روزى بزرگ بود.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
همانا در اين نشانه و عبرتى است و بيشترشان مؤمن نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و هر آينه پروردگار تو هموست تواناى بىهمتا و مهربان.
وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و همانا اين [قرآن] فرو فرستاده پروردگار جهانيان است،
نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلْأَمِينُ
كه روح امين- جبرئيل- آن را فرود آورده است،
عَلَىٰ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلْمُنذِرِينَ
بر قلب تو تا از بيمدهندگان باشى،
بِلِسَانٍ عَرَبِىٍّۢ مُّبِينٍۢ
به زبان تازى روشن.
وَإِنَّهُۥ لَفِى زُبُرِ ٱلْأَوَّلِينَ
و همانا [ياد و مژده و گواهى] آن در نوشتههاى پيشينيان هست.
أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ ءَايَةً أَن يَعْلَمَهُۥ عُلَمَٰٓؤُا۟ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
آيا اين براى آنان نشانهاى نبود كه دانايان بنى اسرائيل آن را مىدانند؟
وَلَوْ نَزَّلْنَٰهُ عَلَىٰ بَعْضِ ٱلْأَعْجَمِينَ
و اگر آن
فَقَرَأَهُۥ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦ مُؤْمِنِينَ
و وى آن را بر ايشان مىخواند، بدان ايمان نمىآوردند.
كَذَٰلِكَ سَلَكْنَٰهُ فِى قُلُوبِ ٱلْمُجْرِمِينَ
اينچنين آن را در دلهاى آن بزهكاران راه داديم
لَا يُؤْمِنُونَ بِهِۦ حَتَّىٰ يَرَوُا۟ ٱلْعَذَابَ ٱلْأَلِيمَ
به آن ايمان نمىآورند تا آنگاه كه عذاب دردناك را ببينند،
فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةًۭ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ
كه ناگهان و در حالى كه آگاه نباشند بديشان رسد.
فَيَقُولُوا۟ هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ
پس گويند: آيا مهلتى به ما خواهند داد؟
أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ
آيا به عذاب ما مىشتابند؟
أَفَرَءَيْتَ إِن مَّتَّعْنَٰهُمْ سِنِينَ
آيا ديدى- دانستى- كه اگر آنان را سالها برخوردارى دهيم،
ثُمَّ جَآءَهُم مَّا كَانُوا۟ يُوعَدُونَ
سپس آنچه وعده داده مىشدند بديشان آيد،
مَآ أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يُمَتَّعُونَ
آنچه برخوردارى يافته بودند سودى برايشان [در دفع عذاب] نخواهد داشت.
وَمَآ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ
و [مردم] هيچ شهرى را نابود نكرديم مگر آنكه آن را بيمدهندگانى بود،
ذِكْرَىٰ وَمَا كُنَّا ظَٰلِمِينَ
تا يادآورى و پندى باشد، و ما ستمكار نبوديم.
وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ ٱلشَّيَٰطِينُ
و اين قرآن را ديوان فرود نياوردند
وَمَا يَنۢبَغِى لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ
نه آنان را سزد و نه توانند
إِنَّهُمْ عَنِ ٱلسَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ
همانا آنان از شنيدن [وحى و گفتار فرشتگان] دور داشته و بركنارشدگانند.
فَلَا تَدْعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتَكُونَ مِنَ ٱلْمُعَذَّبِينَ
پس با خداى يكتا خدايى ديگر مخوان كه آنگاه از عذابشوندگان باشى.
وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ ٱلْأَقْرَبِينَ
و خويشاوندان نزديك خود را بيم كن.
وَٱخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
و بال [مِهر و نرمى] خويش را براى كسانى از مؤمنان كه تو را پيروى كردند فرود آر.
فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّى بَرِىٓءٌۭ مِّمَّا تَعْمَلُونَ
پس اگر تو را نافرمانى كنند، بگو: من از آنچه مىكنيد بيزارم.
وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱلْعَزِيزِ ٱلرَّحِيمِ
و بر آن تواناى بىهمتا و مهربان توكل كن،
ٱلَّذِى يَرَىٰكَ حِينَ تَقُومُ
آن كه تو را آنگاه كه [تنها به نماز شب] بر مىخيزى مىبيند،
وَتَقَلُّبَكَ فِى ٱلسَّٰجِدِينَ
و هم گشتن تو را در ميان سجدهكنان- نماز گزاران-،
إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ
كه اوست شنوا و دانا.
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَىٰ مَن تَنَزَّلُ ٱلشَّيَٰطِينُ
آيا شما را آگاه كنم كه ديوان بر چه كسى فرود مىآيند؟
تَنَزَّلُ عَلَىٰ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍۢ
بر هر دروغزن بزهكارى فرود مىآيند،
يُلْقُونَ ٱلسَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَٰذِبُونَ
[ديوان] شنيدنيها [ى دروغ] را القا مىكنند و بيشترشان دروغگويند.
وَٱلشُّعَرَآءُ يَتَّبِعُهُمُ ٱلْغَاوُۥنَ
و [پيامبر شاعر نيست، زيرا كه] شاعران را گمراهان پيروى مىكنند.
أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِى كُلِّ وَادٍۢ يَهِيمُونَ
مگر نديدهاى كه آنان
وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ
و مىگويند آنچه نمىكنند
إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَذَكَرُوا۟ ٱللَّهَ كَثِيرًۭا وَٱنتَصَرُوا۟ مِنۢ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا۟ ۗ وَسَيَعْلَمُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ أَىَّ مُنقَلَبٍۢ يَنقَلِبُونَ
مگر آنان كه ايمان آورده و كارهاى نيك و شايسته كرده و خداى را بسيار ياد كردند و پس از آنكه ستم ديدند كينستانند و آنان كه ستم كردند، زودا كه بدانند به كدام بازگشتگاه بازخواهند گشت.