بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ تَبَارَكَ ٱلَّذِى نَزَّلَ ٱلْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِۦ لِيَكُونَ لِلْعَٰلَمِينَ نَذِيرًا ﴿1﴾
صادقی تهرانی
مبارک (و خجسته) است خدایی که بر (قلب نورانی) بندهی ویژهی خود، فرقان [:کتاب جدا سازندهی حق از باطل] را فرو فرستاد، تا برای جهانیان هشداردهندهای باشد.
ٱلَّذِى لَهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًۭا وَلَمْ يَكُن لَّهُۥ شَرِيكٌۭ فِى ٱلْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَىْءٍۢ فَقَدَّرَهُۥ تَقْدِيرًۭا ﴿2﴾
صادقی تهرانی
کسی که فرمانروایی آسمانها و زمین تنها از اوست، و فرزندی برنگرفته و برای او شریکی در ملک [:فرماندهی ربانی] نبوده. و هر چیزی را آفرید، پس آن را اندازهگیری فرمود.
وَٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةًۭ لَّا يَخْلُقُونَ شَيْـًۭٔا وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ ضَرًّۭا وَلَا نَفْعًۭا وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتًۭا وَلَا حَيَوٰةًۭ وَلَا نُشُورًۭا ﴿3﴾
صادقی تهرانی
و جز او خدایانی برای خود برگرفتند، که (آنان) چیزی نمیآفرینند و خودشان آفریده میشوند و برای خود نه زیانی را در اختیار دارند و نه سودی را و نه مرگی را در اختیار دارند و نه حیاتی را و نه پراکنده شدنی (از گورهاشان) را (در رستاخیز).
وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِنْ هَٰذَآ إِلَّآ إِفْكٌ ٱفْتَرَىٰهُ وَأَعَانَهُۥ عَلَيْهِ قَوْمٌ ءَاخَرُونَ ۖ فَقَدْ جَآءُو ظُلْمًۭا وَزُورًۭا ﴿4﴾
صادقی تهرانی
و کسانی که کافر شدند، گفتند: «این (کتاب) جز دروغی که آن را بربافته (چیزی) نیست، حال آنکه گروهی دیگر او را بر(جعل) آن یاری کردند.» پس همواره (با چنین نسبتی) ظلم و گزافی (فراوان) آوردند.
وَقَالُوٓا۟ أَسَٰطِيرُ ٱلْأَوَّلِينَ ٱكْتَتَبَهَا فَهِىَ تُمْلَىٰ عَلَيْهِ بُكْرَةًۭ وَأَصِيلًۭا ﴿5﴾
صادقی تهرانی
و گفتند: «(این) افسانههای پیشینیانشان است. آنها را (از ایشان) با تکلف نسخهبرداری کرده، پس این (نوشتار)ها صبح و شام بر او خوانده میشوند.»
قُلْ أَنزَلَهُ ٱلَّذِى يَعْلَمُ ٱلسِّرَّ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ غَفُورًۭا رَّحِيمًۭا ﴿6﴾
صادقی تهرانی
بگو: «کسی آن را فرو فرستاده که راز نهان را در آسمانها و زمین میداند. او بیگمان بس پوشندهای رحمتگر بر ویژگان بوده است.»
وَقَالُوا۟ مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ يَأْكُلُ ٱلطَّعَامَ وَيَمْشِى فِى ٱلْأَسْوَاقِ ۙ لَوْلَآ أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌۭ فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًا ﴿7﴾
صادقی تهرانی
و گفتند: «این فرستادهی الهی را چه (شده) است (که) غذا میخورد و در بازارها راه میرود؟ چرا فرشتهای سویش فرود نیامده، تا همراهش هشداردهندهای باشد؟»
أَوْ يُلْقَىٰٓ إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُۥ جَنَّةٌۭ يَأْكُلُ مِنْهَا ۚ وَقَالَ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًۭا مَّسْحُورًا ﴿8﴾
صادقی تهرانی
«یا گنجی سویش افکنده شود، یا باغی سردرهم داشته باشد (که) از (میوههای) آن بخورد؟» و ستمکاران گفتند: «جز مردی سحر شده را پیروی نمیکنید!»
ٱنظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا۟ لَكَ ٱلْأَمْثَٰلَ فَضَلُّوا۟ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًۭا ﴿9﴾
صادقی تهرانی
بنگر چگونه برای تو مَثَلها(ی باطلی) زدند، پس گمراه شدند؛ در نتیجه نمیتوانند راهی (راست) بیابند.
تَبَارَكَ ٱلَّذِىٓ إِن شَآءَ جَعَلَ لَكَ خَيْرًۭا مِّن ذَٰلِكَ جَنَّٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُورًۢا ﴿10﴾
صادقی تهرانی
مبارک (و خجسته) است کسی که اگر بخواهد بهتر از این را برایت مینهد. باغهایی که نهرها از زیر (درختان)شان روان است و برایت کاخهایی قرار میدهد.
بَلْ كَذَّبُوا۟ بِٱلسَّاعَةِ ۖ وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِٱلسَّاعَةِ سَعِيرًا ﴿11﴾
صادقی تهرانی
(نه!) بلکه آنها با ساعت [:قیامت] (همان را) تکذیب کردند و برای هر کس که با ساعت (همان را) تکذیب کند آتشی شعلهور و بسی سوزان آماده کردهایم.
إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانٍۭ بَعِيدٍۢ سَمِعُوا۟ لَهَا تَغَيُّظًۭا وَزَفِيرًۭا ﴿12﴾
صادقی تهرانی
چون (این آتش) آنان را از فاصلهای دور ببیند، خشم و خروشی شدید برایش میشنوند.
وَإِذَآ أُلْقُوا۟ مِنْهَا مَكَانًۭا ضَيِّقًۭا مُّقَرَّنِينَ دَعَوْا۟ هُنَالِكَ ثُبُورًۭا ﴿13﴾
صادقی تهرانی
و هنگامیکه آنان در جایگاهی تنگ از آن فرو افتند، در حالی که بس نزدیک (به زنجیر) کشیده شدهاند، آنجاست که فریادی مرگبار بر آرند.
لَّا تَدْعُوا۟ ٱلْيَوْمَ ثُبُورًۭا وَٰحِدًۭا وَٱدْعُوا۟ ثُبُورًۭا كَثِيرًۭا ﴿14﴾
صادقی تهرانی
امروز یک بار فریاد مرگبار برنکشید؛ بلکه فریادهای فسادانگیزِ مرگبار زیادی برآرید.
قُلْ أَذَٰلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ ٱلْخُلْدِ ٱلَّتِى وُعِدَ ٱلْمُتَّقُونَ ۚ كَانَتْ لَهُمْ جَزَآءًۭ وَمَصِيرًۭا ﴿15﴾
صادقی تهرانی
بگو: «آیا این (عقوبت) بهتر است، یا بهشت جاویدان، که پرهیزگاران (به آن) وعده داده شدهاند؛ (همان که) پاداشی و سرانجامی برایشان بوده است؟»
لَّهُمْ فِيهَا مَا يَشَآءُونَ خَٰلِدِينَ ۚ كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ وَعْدًۭا مَّسْـُٔولًۭا ﴿16﴾
صادقی تهرانی
در آنجا برای آنان است (هر) آنچه میخواهند، حال آنکه در آن جاودانهاند. مسئولیت این وعده بر پروردگارت بوده است.
وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَقُولُ ءَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِى هَٰٓؤُلَآءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا۟ ٱلسَّبِيلَ ﴿17﴾
صادقی تهرانی
و روزی که آنان را - با آنچه پس از خدا میپرستند - گرد هم آورد، پس فرماید: «آیا شما این بندگان مرا به بیراهه کشاندید، یا خودشان گمراه شدند؟»
قَالُوا۟ سُبْحَٰنَكَ مَا كَانَ يَنۢبَغِى لَنَآ أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَآءَ وَلَٰكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَءَابَآءَهُمْ حَتَّىٰ نَسُوا۟ ٱلذِّكْرَ وَكَانُوا۟ قَوْمًۢا بُورًۭا ﴿18﴾
صادقی تهرانی
گفتند: «تو منزّهی. برای ما هرگز شایسته نبوده که پس از تو هیچ اولیاء و سرپرستانی برای خود برگیریم. ولی تو آنان و پدرانشان را از نعمتهایی برخوردار کردی، تا (آنجا که) یادت را فراموش کردند و گروهی در ژرفای کساد (و فساد) بودهاند.»
فَقَدْ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسْتَطِيعُونَ صَرْفًۭا وَلَا نَصْرًۭا ۚ وَمَن يَظْلِم مِّنكُمْ نُذِقْهُ عَذَابًۭا كَبِيرًۭا ﴿19﴾
صادقی تهرانی
پس همانا (معبودانتان ) آنچه میگفتید، بیگمان شما را تکذیب کردند؛ در نتیجه نه میتوانید (عذاب را از خود) دفع کنید و نه (از آنها) یاری گیرید. و هر که از شما ستم کند او را عذابی بزرگ میچشانیم.
وَمَآ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِى ٱلْأَسْوَاقِ ۗ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍۢ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ ۗ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًۭا ﴿20﴾
صادقی تهرانی
و پیش از تو هیچ یک از پیامبران را نفرستادیم جز اینکه آنان (نیز) همواره غذا میخوردند و در بازارها راه میرفتند و برخی از شما را برای برخی دیگر وسیلهی آزمایشی آتشین نهادیم. آیا شکیبایی میکنید؟ حال آنکه پروردگارت همواره بسیار بینا بوده است.
۞ وَقَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَآءَنَا لَوْلَآ أُنزِلَ عَلَيْنَا ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ أَوْ نَرَىٰ رَبَّنَا ۗ لَقَدِ ٱسْتَكْبَرُوا۟ فِىٓ أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوًّۭا كَبِيرًۭا ﴿21﴾
صادقی تهرانی
و کسانی که به لقای (معرفتی، وحیانی و پاداش) ما امید ندارند، گفتند: «چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند، یا (چرا) پروردگارمان را نمیبینیم؟» بیگمان همواره در خودهاشان کبر و برتری جستند، و سرکشی بزرگی کردند.
يَوْمَ يَرَوْنَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ لَا بُشْرَىٰ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُجْرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجْرًۭا مَّحْجُورًۭا ﴿22﴾
صادقی تهرانی
روزی که فرشتگان را ببینند، در آن هنگام (و هنگامه) برای مجرمان هرگز بشارتی نیست، و (فرشتگان به آنان) گویند: «(از پروردگار و نعمتهایش) دورادور باشید.»
وَقَدِمْنَآ إِلَىٰ مَا عَمِلُوا۟ مِنْ عَمَلٍۢ فَجَعَلْنَٰهُ هَبَآءًۭ مَّنثُورًا ﴿23﴾
صادقی تهرانی
و به هر گونه کاری که کردهاند قدم (و اِقدام قدرتمندانه) نهادیم. پس آن را (چون) گردی پراکنده ساختیم.
أَصْحَٰبُ ٱلْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌۭ مُّسْتَقَرًّۭا وَأَحْسَنُ مَقِيلًۭا ﴿24﴾
صادقی تهرانی
آن هنگام قرارگاه بهشتیان بهتر و استراحتگاهشان در نیمروز نیکوتر است.
وَيَوْمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلْغَمَٰمِ وَنُزِّلَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ تَنزِيلًا ﴿25﴾
صادقی تهرانی
و روزی که آسمان با (آن) ابر پوشنده(ی عذاب) از هم میشکافد و فرشتگان، شگفتانگیز، پیاپی یکدیگر فرود آورده شدند؛
ٱلْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ ٱلْحَقُّ لِلرَّحْمَٰنِ ۚ وَكَانَ يَوْمًا عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ عَسِيرًۭا ﴿26﴾
صادقی تهرانی
در آن هنگام، حق فرماندهی کل ویژهی (خدای) رحمتگر بر آفریدگان است. و این (خود) روزی بوده که بر کافران بسی دشوار بوده است.
وَيَوْمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيْهِ يَقُولُ يَٰلَيْتَنِى ٱتَّخَذْتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلًۭا ﴿27﴾
صادقی تهرانی
و روزی که ستمکار بر دستهایش (با دندانش) همیگزد (و) گوید: «ای کاش با پیامبر راهی (سوی خدا) بر میگرفتم.»
يَٰوَيْلَتَىٰ لَيْتَنِى لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًۭا ﴿28﴾
صادقی تهرانی
«ای وای بر من! کاش فلانی را دوست تنگاتنگ (خود)بر نگرفته بودم.»
لَّقَدْ أَضَلَّنِى عَنِ ٱلذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَآءَنِى ۗ وَكَانَ ٱلشَّيْطَٰنُ لِلْإِنسَٰنِ خَذُولًۭا ﴿29﴾
صادقی تهرانی
«هم او (بود که) همواره مرا از یادواره(ی حق) بس گمراه کرد، پس از آنکه برایم آمده بود.» و شیطان همواره خوار و بیمقدارکنندهی انسان بوده است.
وَقَالَ ٱلرَّسُولُ يَٰرَبِّ إِنَّ قَوْمِى ٱتَّخَذُوا۟ هَٰذَا ٱلْقُرْءَانَ مَهْجُورًۭا ﴿30﴾
صادقی تهرانی
و پیامبر گفت: «پروردگارم! قوم من بیگمان این قرآن را بس دور و مهجور گرفتند.»
وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوًّۭا مِّنَ ٱلْمُجْرِمِينَ ۗ وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ هَادِيًۭا وَنَصِيرًۭا ﴿31﴾
صادقی تهرانی
و این گونه برای هر پیامبری دشمنی از مجرمان نهادیم و همین بس که پروردگارت راهبر و یاوری (بس توانا) است.
وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ ٱلْقُرْءَانُ جُمْلَةًۭ وَٰحِدَةًۭ ۚ كَذَٰلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِۦ فُؤَادَكَ ۖ وَرَتَّلْنَٰهُ تَرْتِيلًۭا ﴿32﴾
صادقی تهرانی
و کسانی که کافر شدند، گفتند: «چرا قرآن یکجا بر او نازل نشده؟» این گونه (ما آن را به تدریج فرو فرستادیم) تا دل فروزانت را پایبرجا نهیم و آن را بر تو به تدریج (به گونهای دلربا) برخواندیم، خواندنی (زیبا).
وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَٰكَ بِٱلْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا ﴿33﴾
صادقی تهرانی
و تو را مَثَلی نمیآورند، مگر آنکه ما حق را با نیکوترین تفسیر (و بیان) برایت آوردیم.
ٱلَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَلَىٰ وُجُوهِهِمْ إِلَىٰ جَهَنَّمَ أُو۟لَٰٓئِكَ شَرٌّۭ مَّكَانًۭا وَأَضَلُّ سَبِيلًۭا ﴿34﴾
صادقی تهرانی
کسانی که - بر رویشان در افتاده - سوی جهنم گرد آورده میشوند، آنان جایگاهشان بدترین و (خودشان) گمراهترینند.
وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسَى ٱلْكِتَٰبَ وَجَعَلْنَا مَعَهُۥٓ أَخَاهُ هَٰرُونَ وَزِيرًۭا ﴿35﴾
صادقی تهرانی
و همانا (ما) به موسی بهراستی کتاب وحیانی (تورات) را دادیم و برادرش هارون را با او [:در پوشش رسالتش]، وزیری نهادیم.
فَقُلْنَا ٱذْهَبَآ إِلَى ٱلْقَوْمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا فَدَمَّرْنَٰهُمْ تَدْمِيرًۭا ﴿36﴾
صادقی تهرانی
پس گفتیم: «هر دو سوی قومی - که با نشانههای ما (همانها و ما را) تکذیب کردند – بروید.» پس (ما) آنان [:تکذیبکنندگان] را در هلاکتی بسیار سخت سرنگون کردیم سرنگون کردنی.
وَقَوْمَ نُوحٍۢ لَّمَّا كَذَّبُوا۟ ٱلرُّسُلَ أَغْرَقْنَٰهُمْ وَجَعَلْنَٰهُمْ لِلنَّاسِ ءَايَةًۭ ۖ وَأَعْتَدْنَا لِلظَّٰلِمِينَ عَذَابًا أَلِيمًۭا ﴿37﴾
صادقی تهرانی
و گروه نوح را - آن هنگام (و هنگامهای) که پیامبران (خدا) را تکذیب کردند - غرقشان نمودیم و آنان را برای مردمان نشانهای نهادیم. و برای ستمکاران عذابی پر درد آماده کردیم.
وَعَادًۭا وَثَمُودَا۟ وَأَصْحَٰبَ ٱلرَّسِّ وَقُرُونًۢا بَيْنَ ذَٰلِكَ كَثِيرًۭا ﴿38﴾
صادقی تهرانی
و (نیز) عادیان و ثمودیان و اصحاب رَسّ[:گودال] و نسلهای بسیاری را در این میان (همانگونه هلاک کردیم).
وَكُلًّۭا ضَرَبْنَا لَهُ ٱلْأَمْثَٰلَ ۖ وَكُلًّۭا تَبَّرْنَا تَتْبِيرًۭا ﴿39﴾
صادقی تهرانی
و برای همهی آنان مَثَلهایی (روشنگر) زدیم و همه را هلاک نمودیم.
وَلَقَدْ أَتَوْا۟ عَلَى ٱلْقَرْيَةِ ٱلَّتِىٓ أُمْطِرَتْ مَطَرَ ٱلسَّوْءِ ۚ أَفَلَمْ يَكُونُوا۟ يَرَوْنَهَا ۚ بَلْ كَانُوا۟ لَا يَرْجُونَ نُشُورًۭا ﴿40﴾
صادقی تهرانی
و (آنان) بیگمان - بر مجتمع و ساکنانش که باران بلا بر آنان بارانده شد - همواره آمدند؛ پس آیا چنان نبودهاند که آن را بنگرند؟ (چرا،) ولی امید به (زنده و) پراکنده شدن نداشتند.
وَإِذَا رَأَوْكَ إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَٰذَا ٱلَّذِى بَعَثَ ٱللَّهُ رَسُولًا ﴿41﴾
صادقی تهرانی
و هنگامی که تو را ببینند، جز به ریشخندت نگیرند (و گویند:) «آیا این همان کسی است که خدا او را به رسالتی برانگیخته است؟»
إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ ءَالِهَتِنَا لَوْلَآ أَن صَبَرْنَا عَلَيْهَا ۚ وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ ٱلْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا ﴿42﴾
صادقی تهرانی
«نزدیک بود که ما را بیگمان از خدایانمان – اگر بر (پرستش) آنان شکیبایی نمیکردیم – گمراه کند.» و هنگامی که عذاب را میبینند در آیندهای دور [:رستاخیز] خواهند دانست چه کسی گمراهتر است.
أَرَءَيْتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا ﴿43﴾
صادقی تهرانی
آیا کسی را که معبودش را هوای نفسش بر گرفته است دیدی؟ آیا پس تو بر او کاردار (و نگهدار)ی؟
أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ ۚ إِنْ هُمْ إِلَّا كَٱلْأَنْعَٰمِ ۖ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا ﴿44﴾
صادقی تهرانی
یا گمان داری که بیشترشان میشنوند یا خردورزی میکنند؟ آنان جز مانند چهارپایان نیستند، بلکه اینان (از آنان هم) گمراهترند.
أَلَمْ تَرَ إِلَىٰ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ ٱلظِّلَّ وَلَوْ شَآءَ لَجَعَلَهُۥ سَاكِنًۭا ثُمَّ جَعَلْنَا ٱلشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًۭا ﴿45﴾
صادقی تهرانی
آیا سوی پروردگارت (در ربوبیّتش) ننگریستهای (که) چگونه سایه(ی ربانی) را گسترده؟ و اگر میخواست، همواره آن را ساکن مینهاد. آنگاه خورشید را بر آن دلیل گردانیدیم.
ثُمَّ قَبَضْنَٰهُ إِلَيْنَا قَبْضًۭا يَسِيرًۭا ﴿46﴾
صادقی تهرانی
سپس آن (سایه) را به آسانی سوی خودمان باز گرفتیم.
وَهُوَ ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيْلَ لِبَاسًۭا وَٱلنَّوْمَ سُبَاتًۭا وَجَعَلَ ٱلنَّهَارَ نُشُورًۭا ﴿47﴾
صادقی تهرانی
و اوست کسی که شب را پوششی نهاد و خواب را (مایهی) باز گرفتن از کار و آرامشی قرار داد، و روز را (برای) بهپاخاستن و پراکنده شدن (برای دستیابی به نیازهای زندگی) نهاد.
وَهُوَ ٱلَّذِىٓ أَرْسَلَ ٱلرِّيَٰحَ بُشْرًۢا بَيْنَ يَدَىْ رَحْمَتِهِۦ ۚ وَأَنزَلْنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ طَهُورًۭا ﴿48﴾
صادقی تهرانی
و اوست کسی که بادها را نویدی پیشاپیش رحمت خویش (مانند باران و برف و تگرگ) فرستاد. و از آسمان آبی پاککننده فرود آوردیم،
لِّنُحْۦِىَ بِهِۦ بَلْدَةًۭ مَّيْتًۭا وَنُسْقِيَهُۥ مِمَّا خَلَقْنَآ أَنْعَٰمًۭا وَأَنَاسِىَّ كَثِيرًۭا ﴿49﴾
صادقی تهرانی
تا به (وسیلهی) آن شهری مرده (و مرگبار) را زنده کنیم و - در شمار آفریدگانمان - حیواناتی نعمتوار و انسانهایی بسیار را (از این آب) بنوشانیم.
وَلَقَدْ صَرَّفْنَٰهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا۟ فَأَبَىٰٓ أَكْثَرُ ٱلنَّاسِ إِلَّا كُفُورًۭا ﴿50﴾
صادقی تهرانی
ما بیگمان قرآن را بهراستی میان آنان گوناگون بیان کردیم، تا به خوبی (حقایقی وحیانی را) یاد کنند ولی بیشتر مردمان - بجز از کفر و کفران- خودداری کردند.
وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِى كُلِّ قَرْيَةٍۢ نَّذِيرًۭا ﴿51﴾
صادقی تهرانی
و اگر میخواستیم همواره در هر مجتمعی هشداردهندهای بر میانگیختیم (گرچه در مراکز مجتمعات همواره فرستادهایم).
فَلَا تُطِعِ ٱلْكَٰفِرِينَ وَجَٰهِدْهُم بِهِۦ جِهَادًۭا كَبِيرًۭا ﴿52﴾
صادقی تهرانی
پس، کافران را پیروی مکن، و به وسیلهی قرآن با آنان به جهادی (پیگیربا این برهان وحیانی) بزرگ بپرداز.
۞ وَهُوَ ٱلَّذِى مَرَجَ ٱلْبَحْرَيْنِ هَٰذَا عَذْبٌۭ فُرَاتٌۭ وَهَٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌۭ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًۭا وَحِجْرًۭا مَّحْجُورًۭا ﴿53﴾
صادقی تهرانی
و اوست کسی که دو دریا را با یکدیگر آمیخت: این (یکی) شیرین گوارا، و آن (یکی) شور تلخ (و ناگوار) است؛ و میان آن دو، فاصلهی پردهای ناپیدا قرار داد.
وَهُوَ ٱلَّذِى خَلَقَ مِنَ ٱلْمَآءِ بَشَرًۭا فَجَعَلَهُۥ نَسَبًۭا وَصِهْرًۭا ۗ وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًۭا ﴿54﴾
صادقی تهرانی
و اوست کسی که از آب (منی) بشری آفرید. پس او را (دارای خویشاوندی) نسبی و دامادی نهاد. و پروردگارت بس توانا بوده است.
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُهُمْ وَلَا يَضُرُّهُمْ ۗ وَكَانَ ٱلْكَافِرُ عَلَىٰ رَبِّهِۦ ظَهِيرًۭا ﴿55﴾
صادقی تهرانی
و غیر خدا چیزی را میپرستند که نه سودشان میدهد و نه زیانشان میرساند؛ و کافر همواره علیه پروردگار خود پشتیبان (کافران) بوده است.
وَمَآ أَرْسَلْنَٰكَ إِلَّا مُبَشِّرًۭا وَنَذِيرًۭا ﴿56﴾
صادقی تهرانی
و ما تو را جز بشارتگر و هشداردهندهای نفرستادیم.
قُلْ مَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَآءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلًۭا ﴿57﴾
صادقی تهرانی
بگو: «بر این (رسالت) هیچ پاداشی از شما نمیطلبم، جز (از) کسی که بخواهد راهی سوی پروردگارش برگیرد.»
وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱلْحَىِّ ٱلَّذِى لَا يَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِۦ ۚ وَكَفَىٰ بِهِۦ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِيرًا ﴿58﴾
صادقی تهرانی
و بر (آن خدای) زندهای - که نمیمیرد - توکل کن و با ستایشش او را تسبیح نمای؛ و (هم) او بس است که به گناهان بندگانش بسی آگاه است.
ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِى سِتَّةِ أَيَّامٍۢ ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِ ۚ ٱلرَّحْمَٰنُ فَسْـَٔلْ بِهِۦ خَبِيرًۭا ﴿59﴾
صادقی تهرانی
کسی که آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است، در شش روز [:زمان] آفرید. سپس این رحمتگر بر آفریدگان بر عرش (ربوبیت) چیره شد. پس بهوسیلهی او -حال آنکه بسی آگاه است- (آنچه خواهی) جویا و پُرسا شو.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱسْجُدُوا۟ لِلرَّحْمَٰنِ قَالُوا۟ وَمَا ٱلرَّحْمَٰنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًۭا ۩ ﴿60﴾
صادقی تهرانی
و زمانی که بدیشان گفته شود: «برای (خدای) رحمان سجده کنید» گویند: «رحمان چیست؟ آیا برای چیزی که ما را (بدان) فرمان میدهی سجده کنیم؟» و (این) بر رمیدنشان میافزاید.
تَبَارَكَ ٱلَّذِى جَعَلَ فِى ٱلسَّمَآءِ بُرُوجًۭا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَٰجًۭا وَقَمَرًۭا مُّنِيرًۭا ﴿61﴾
صادقی تهرانی
مبارک و بزرگوار است کسی که در آسمان برجهایی نهاد و در آن چراغی[:خورشیدی] و ماهی نوربخش قرار داد.
وَهُوَ ٱلَّذِى جَعَلَ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ خِلْفَةًۭ لِّمَنْ أَرَادَ أَن يَذَّكَّرَ أَوْ أَرَادَ شُكُورًۭا ﴿62﴾
صادقی تهرانی
و اوست کسی که - برای هر کس (که) بخواهد بهخوبی تذکری یابد یا بخواهد بهخوبی سپاسگزاری کند - شب و روز را از پی یکدیگر نهاد.
وَعِبَادُ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى ٱلْأَرْضِ هَوْنًۭا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ ٱلْجَٰهِلُونَ قَالُوا۟ سَلَٰمًۭا ﴿63﴾
صادقی تهرانی
و بندگان خدای رحمان کسانیاند که روی زمین به فروتنی و آرامی گام بر میدارند؛ و چون نادانان با ایشان همسخن شوند (به آنان) سلامی گویند (که خدا شما را از نادانی برهاند و سالم بدارد).
وَٱلَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًۭا وَقِيَٰمًۭا ﴿64﴾
صادقی تهرانی
و آنان که سجدهکنندگان و برپاخاستگان برای پروردگارشان شبزندهداری میکنند؛
وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا ٱصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ ۖ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا ﴿65﴾
صادقی تهرانی
و کسانی که میگویند: «پروردگارمان! عذاب جهنم را از ما بازگردان (که) همانا عذابش بسی سخت و ناگوار بوده است.»
إِنَّهَا سَآءَتْ مُسْتَقَرًّۭا وَمُقَامًۭا ﴿66﴾
صادقی تهرانی
«همواره جهنم چه بدقرارگاه و پایگاهی است.»
وَٱلَّذِينَ إِذَآ أَنفَقُوا۟ لَمْ يُسْرِفُوا۟ وَلَمْ يَقْتُرُوا۟ وَكَانَ بَيْنَ ذَٰلِكَ قَوَامًۭا ﴿67﴾
صادقی تهرانی
و کسانی که چون انفاق کنند، نه زیادهروی میکنند و نه تنگ میگیرند و (انفاقشان) میان این دو راستا و میانگین بوده است.
وَٱلَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ ٱلنَّفْسَ ٱلَّتِى حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ ۚ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ يَلْقَ أَثَامًۭا ﴿68﴾
صادقی تهرانی
و کسانی که با خدا معبودی دیگر را نمیخوانند و کسی را که خدا (خونش را) حرام کرده است جز به تمامی حق نمیکشند، و زنا نمیکنند و هر کس اینها را انجام دهد (عذاب مناسب و) اثر گناهش را دریافت خواهد کرد.
يُضَٰعَفْ لَهُ ٱلْعَذَابُ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِۦ مُهَانًا ﴿69﴾
صادقی تهرانی
برای او در روز قیامت عذاب چند برابر میشود و پیوسته در آن خوار (و بیمقدار) میماند.
إِلَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ عَمَلًۭا صَٰلِحًۭا فَأُو۟لَٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَّهُ سَيِّـَٔاتِهِمْ حَسَنَٰتٍۢ ۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورًۭا رَّحِيمًۭا ﴿70﴾
صادقی تهرانی
مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایستهای انجام دهد. پس ایشان، خدا بدیهایشان را به نیکیها تبدیل میکند و خدا همواره بسی پوشندهی رحمتگر بر ویژگان بوده است.
وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَٰلِحًۭا فَإِنَّهُۥ يَتُوبُ إِلَى ٱللَّهِ مَتَابًۭا ﴿71﴾
صادقی تهرانی
و هر کس توبه کند و کار شایسته انجام دهد، پس همانا اوست که سوی خدا بازگشتی (شایسته) دارد.
وَٱلَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ ٱلزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا۟ بِٱللَّغْوِ مَرُّوا۟ كِرَامًۭا ﴿72﴾
صادقی تهرانی
و کسانی که گواهی دروغ نمیدهند؛ و چون بر لغو بگذرند با بزرگواری میگذرند.
وَٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا۟ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا۟ عَلَيْهَا صُمًّۭا وَعُمْيَانًۭا ﴿73﴾
صادقی تهرانی
و کسانی که چون به آیات پروردگارشان تذکر داده شوند، (همچون) کران و کوران فریادکنان بر آنها فرود نمیآیند.
وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَٰجِنَا وَذُرِّيَّٰتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍۢ وَٱجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا ﴿74﴾
صادقی تهرانی
و کسانی که میگویند: «پروردگارمان! برایمان از همسران، همگنان و اطرافیانمان آن را ببخشای که مایهی روشنی چشمان(مان) باشد، و ما را پیشوای پرهیزگاران بگردان.»
أُو۟لَٰٓئِكَ يُجْزَوْنَ ٱلْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا۟ وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةًۭ وَسَلَٰمًا ﴿75﴾
صادقی تهرانی
اینانند که به پاس آنکه صبر کردند، استراحتگاه (روح و بدن) را پاداش خواهند یافت و در آنجا با سلام و درود به خوبی مواجه خواهند شد.
خَٰلِدِينَ فِيهَا ۚ حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّۭا وَمُقَامًۭا ﴿76﴾
صادقی تهرانی
در آنجا، جاودانه خواهند ماند. چه خوش قرارگاه و جایگاهی است!
قُلْ مَا يَعْبَؤُا۟ بِكُمْ رَبِّى لَوْلَا دُعَآؤُكُمْ ۖ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًۢا ﴿77﴾
صادقی تهرانی
بگو: «اگر درخواست و بندگی شما نباشد، پروردگارم (هیچ) اعتنایی به شما نمیکند.(که) بیچون بسی (خدا را) تکذیب کردهاید. پس در آینده (این تکذیب) گریبانگیر(تان) خواهد بود.»