بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ إِذَا وَقَعَتِ ٱلْوَاقِعَةُ ﴿1﴾
Rowwad
هنگامی که واقعۀ [قیامت] رخ دهد،
آیتی
چون قيامت واقع شود،
الهی قمشهای
هنگامی که آن واقعه بزرگ (قیامت) واقع میگردد.
Compare up to three verified translation editions verse by verse, including editions in two different languages.
Changing languages or editions keeps the current surah and verse.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ إِذَا وَقَعَتِ ٱلْوَاقِعَةُ ﴿1﴾
هنگامی که واقعۀ [قیامت] رخ دهد،
چون قيامت واقع شود،
هنگامی که آن واقعه بزرگ (قیامت) واقع میگردد.
لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ ﴿2﴾
[خواهید دید كه] در وقوع آن دروغى نیست؛
كه در واقعشدنش هيچ دروغ نيست،
که در وقوعش هیچ کذب و جای هیچ شک و ریب نیست.
خَافِضَةٌۭ رَّافِعَةٌ ﴿3﴾
[گروهى را] خوار مىكند [و گروهى را] رفعتِ مقام مىبخشد.
گروهى را خواركننده است و گروهى را برافرازنده.
آن روز (قومی را به دوزخ) خوار و ذلیل کند و (طایفهای را به جنّت) سربلند و رفیع گرداند.
إِذَا رُجَّتِ ٱلْأَرْضُ رَجًّۭا ﴿4﴾
آنگاه كه زمین به سختى لرزانده شود
آنگاه كه زمين به سختى بلرزد،
آنگاه که زمین شدید به حرکت و لرزه در آید.
وَبُسَّتِ ٱلْجِبَالُ بَسًّۭا ﴿5﴾
و کوهها به شدت متلاشى شوند
و كوهها به تمامى متلاشى شوند،
و کوههای سخت متلاشی شوند.
فَكَانَتْ هَبَآءًۭ مُّنۢبَثًّۭا ﴿6﴾
و [به صورت] غبارى پراكنده درآیند
و چون غبارى پراكنده گردند،
و مانند ذرّات گرد در هوا پراکنده گردند.
وَكُنتُمْ أَزْوَٰجًۭا ثَلَٰثَةًۭ ﴿7﴾
و شما به سه گروه تقسیم شوید:
شما سه گروه باشيد:
و شما خلایق بر سه دسته مختلف شوید.
فَأَصْحَٰبُ ٱلْمَيْمَنَةِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلْمَيْمَنَةِ ﴿8﴾
[گروه نخست:] سعادتمندان [هستند]؛ چه سعادتمندانی [و چه نیکو جایگاهی]!
يكى اهل سعادت. اهل سعادت چه حال دارند؟
گروهی راستان، اصحاب یمین باشند که چقدر حالشان (در بهشت ابد) نیکوست!
وَأَصْحَٰبُ ٱلْمَشْـَٔمَةِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلْمَشْـَٔمَةِ ﴿9﴾
و [گروه دیگر:] تیرهبختان [هستند]؛ چه تیرهبختانی [و چه بد جایگاهی]!
ديگر، اهل شقاوت. اهل شقاوت چه حال دارند؟
و گروهی ناراستان، اصحاب شومی و شقاوتند که چقدر روزگارشان (در دوزخ) سخت است.
وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلسَّٰبِقُونَ ﴿10﴾
و [سومین گروه:] پیشگامان که [در نیکیها] سبقت گرفتند.
سه ديگر، آنها كه سبقت جسته بودند و اينك پيش افتادهاند.
و (طایفه سوم) آنان که (مشتاقانه در ایمان) بر همه پیشی گرفتند و (در اطاعت خدا و رسول) مقام تقدم یافتند.
أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلْمُقَرَّبُونَ ﴿11﴾
آنان مقرّبان [درگاه الهی] هستند.
اينان مقرّبانند،
آنان به حقیقت مقربان درگاهند.
فِى جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ ﴿12﴾
در باغهای پرنعمت [بهشت جای دارند].
در بهشتهاى پرنعمت.
آنان در بهشت پرنعمت جاودانی متنعّمند.
ثُلَّةٌۭ مِّنَ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿13﴾
گروه بسیاری از آنان، از پیشینیان هستند [خواه از امت اسلام یا از امتهای گذشته]؛
گروهى از پيشينيان،
آنها جمعی بسیار از امم پیشینیان هستند.
وَقَلِيلٌۭ مِّنَ ٱلْءَاخِرِينَ ﴿14﴾
و اندکی از آیندگان [و متأخران] هستند.
و اندكى از آنها كه از پى آمدهاند،
و عدّه قلیلی از متأخّران (یا بسیاری از مقدّمان امّت محمّد ص و قلیلی از مردم آخر زمان این امّت باشند).
عَلَىٰ سُرُرٍۢ مَّوْضُونَةٍۢ ﴿15﴾
كه بر تختهای گوهرنشان،
بر تختهايى مرصّع،
آنان بر سریرهای زربفت مرصّع به انواع جواهر تکیه زنند.
مُّتَّكِـِٔينَ عَلَيْهَا مُتَقَٰبِلِينَ ﴿16﴾
روبروى هم تكیه زدهاند.
روبروى هم بر آنها تكيه زدهاند.
همه (شادان) با یاران و دوستان رو به روی یکدیگر بر آن سریرهای عزّت مینشینند.
يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَٰنٌۭ مُّخَلَّدُونَ ﴿17﴾
نوجوانانى جاودان [با طراوت،] همواره گردِ آنان [به خدمت] مىگردند.
پسرانى همواره جوان گردشان مىچرخند،
و پسرانی زیبا که حسن و جوانیشان همیشگی و ابدی است گرد آنها به خدمت میگردند.
بِأَكْوَابٍۢ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍۢ مِّن مَّعِينٍۢ ﴿18﴾
با جامها و کوزهها و پیالههایی از شراب جارى؛
با قدحها و ابريقها و جامهايى از شرابى كه در جويها جارى است.
با کوزهها (ی بلورین) و مشربهها (ی زرّین) و جامهای پر از شراب ناب.
لَّا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنزِفُونَ ﴿19﴾
[شرابی] كه از نوشیدنش سردرد نمیگیرند و دستخوشِ مستى نمیشوند.
از نوشيدنش نه سردرد گيرند و نه بيهوش شوند.
نه هرگز از آنها (هر چه نوشند) دردسری یابند و نه مستی عقل و رنج خمار کشند.
وَفَٰكِهَةٍۢ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ ﴿20﴾
و از هر ميوهاى كه برگزينند؛
و ميوههايى كه خود برمىگزينند.
و میوه خوش از هر چه برگزینند،
وَلَحْمِ طَيْرٍۢ مِّمَّا يَشْتَهُونَ ﴿21﴾
و از گوشت هر پرندهاى كه دلشان بخواهد؛
و گوشت پرنده هر چه بخواهند.
و گوشت مرغان و هر غذا که مایل باشند،
وَحُورٌ عِينٌۭ ﴿22﴾
و [همسرانی از] حور العین؛
و حوران درشت چشم،
و زنان سیه چشم زیبا صورت،
كَأَمْثَٰلِ ٱللُّؤْلُؤِ ٱلْمَكْنُونِ ﴿23﴾
همچون مروارید پنهان در صدف؛
همانند مرواريدهايى در صدف.
که (در بهاء و لطافت) چون درّ و لؤلؤ مکنونند (بر آنها مهیّاست).
جَزَآءًۢ بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿24﴾
[اینها همه،] پاداش اعمالشان است.
همه به پاداش كارهايى كه مىكردهاند.
(این نعمتهای الهی) پاداش اعمال نیک آن بهشتیان است.
لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًۭا وَلَا تَأْثِيمًا ﴿25﴾
در آنجا [سخن] یاوه و گناهآلودی نخواهند شنید؛
در آنجا نه سخن لغو شنوند و نه گناهآلود.
نه آنجا هیچ حرفی لغو و بیهوده شنوند و نه به یکدیگر گناهی بربندند.
إِلَّا قِيلًۭا سَلَٰمًۭا سَلَٰمًۭا ﴿26﴾
مگر سلام و درود [فرشتگان و بهشتیان].
جز يك سخن: سلام، سلام.
هیچ جز سلام و تحیّت و احترام هم نگویند و نشنوند.
وَأَصْحَٰبُ ٱلْيَمِينِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلْيَمِينِ ﴿27﴾
و [اما] سعادتمندان؛ چه سعادتمندانی!
اما اصحاب سعادت، اصحاب سعادت چه حال دارند؟
و اصحاب یمین هم چه خوش روزگارند!
فِى سِدْرٍۢ مَّخْضُودٍۢ ﴿28﴾
در کنار درختان بیخارِ سدر [هستند]؛
در زير درخت سدر بىخار،
در سایه درختان سدر پرمیوه بیخار.
وَطَلْحٍۢ مَّنضُودٍۢ ﴿29﴾
و درختان موز با خوشههاى برهمنشسته
و درخت موزى كه ميوهاش بر يكديگر چيدهشده،
و درختان پربرگ سایهدار.
وَظِلٍّۢ مَّمْدُودٍۢ ﴿30﴾
با سایهاى گسترده
و سايهاى دايم،
و در سایه بلند درختان.
وَمَآءٍۢ مَّسْكُوبٍۢ ﴿31﴾
و آبِ همواره روان؛
و آبى همواره جارى،
و در طرف نهر آبهای روان زلال.
وَفَٰكِهَةٍۢ كَثِيرَةٍۢ ﴿32﴾
و میوههاى فراوان
و ميوهاى بسيار،
و میوههای بسیار.
لَّا مَقْطُوعَةٍۢ وَلَا مَمْنُوعَةٍۢ ﴿33﴾
كه نه تمام میشود و نه ممنوع میگردد،
كه نه منقطع مىگردد و نه كس را از آن باز دارند.
که هیچ وقت منقطع نشود و هیچ کس بهشتیان را از آن میوهها منع نکند.
وَفُرُشٍۢ مَّرْفُوعَةٍ ﴿34﴾
و بسترهای برافراشته [و ارزشمند]
و زنانى ارجمند.
و فرشهای پربها (یا فراش و زنان زیبا).
إِنَّآ أَنشَأْنَٰهُنَّ إِنشَآءًۭ ﴿35﴾
و همسرانى که با آفرینشى ویژه پدید آوردیم [که زیبایی و جوانیِ جاودان دارند]؛
آن زنان را ما بيافريديم، آفريدنى.
که آنها را ما در کمال حسن و زیبایی بیافریدهایم.
فَجَعَلْنَٰهُنَّ أَبْكَارًا ﴿36﴾
و آنان را همواره دوشیزه قرار دادهایم
و دوشيزگان ساختيم.
و همیشه آن زنان را با کره گردانیدهایم.
عُرُبًا أَتْرَابًۭا ﴿37﴾
و شوهردوستانی همسنوسال هستند.
معشوق همسران خويشند،
و شوهر دوست و با غنج و ناز و جوان و همسالان دلنواز.
لِّأَصْحَٰبِ ٱلْيَمِينِ ﴿38﴾
[همۀ این نعمتها،] براى سعادتمندان است
براى اصحاب سعادت.
این نعمتهای بهشتی مخصوص اصحاب یمین است.
ثُلَّةٌۭ مِّنَ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿39﴾
كه برخی از آنان از پیشینیان
گروهى از پيشينيان،
که جمعی از پیشینیان،
وَثُلَّةٌۭ مِّنَ ٱلْءَاخِرِينَ ﴿40﴾
و برخی دیگر از متأخران هستند.
و گروهى كه از پى آمدهاند.
و جمعی از امت رسول آخر زمان هستند.
وَأَصْحَٰبُ ٱلشِّمَالِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلشِّمَالِ ﴿41﴾
و [اما] تیرهبختان؛ چه تیرهبختانی!
اما اصحاب شقاوت، اصحاب شقاوت چه حال دارند؟
و اما اصحاب شومی و شقاوت (که نامه عملشان به دست چپ است) چقدر روزگارشان سخت است!
فِى سَمُومٍۢ وَحَمِيمٍۢ ﴿42﴾
در میان باد سوزان و آب جوشان قرار دارند
در باد سموم و آب جوشانند.
آنها در عذاب باد سموم و آب گرم باشند.
وَظِلٍّۢ مِّن يَحْمُومٍۢ ﴿43﴾
و سایههایى از دود سیاه
در سايهاى از دود سياه،
و سایهای از دود آتش دوزخ.
لَّا بَارِدٍۢ وَلَا كَرِيمٍ ﴿44﴾
كه نه خنک است و نه خوش.
نه سرد و نه خوش،
که نه هرگز سرد شود و نه خوش نسیم گردد.
إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَبْلَ ذَٰلِكَ مُتْرَفِينَ ﴿45﴾
آنان در دنیا ثروتمند و سرکش بودند
اينان پيش از اين در ناز و نعمت بودند.
این عذاب آنها را بدین سبب است که از این پیش به ناز و نعمت پرداختند.
وَكَانُوا۟ يُصِرُّونَ عَلَى ٱلْحِنثِ ٱلْعَظِيمِ ﴿46﴾
و بر گناه بزرگِ [شرک] اصرار میورزیدند؛
و بر گناهان بزرگ اصرار مىورزيدند.
و بر گناه بزرگ (شرک و عناد) لجاجت و اصرار داشتند.
وَكَانُوا۟ يَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًۭا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿47﴾
و میگفتند: «آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوان شدیم، برانگیخته خواهیم شد؟
و مىگفتند: آيا زمانى كه ما مُرديم و خاك و استخوان شديم باز هم ما را زنده مىكنند،
و دایم میگفتند: آیا ما چون مردیم و خاک و استخوان پوسیده شدیم باز هم ما زنده میشویم؟
أَوَءَابَآؤُنَا ٱلْأَوَّلُونَ ﴿48﴾
آیا نیاکان ما [نیز برانگیخته میشوند]؟»
يا نياكان ما را؟
و آیا پدران گذشته ما زنده خواهند شد؟
قُلْ إِنَّ ٱلْأَوَّلِينَ وَٱلْءَاخِرِينَ ﴿49﴾
[ای پیامبر، به کافران] بگو: «بیتردید، گذشتگان و آیندگان،
بگو: همه را، آنان كه از پيش بودهاند و آنها كه از پىشان آمده بودند،
بگو: البته تمام خلق اولین و آخرین،
لَمَجْمُوعُونَ إِلَىٰ مِيقَٰتِ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ ﴿50﴾
همه در وعدهگاهِ قیامت جمع خواهند شد».
همه در وعدهگاه آن روز معين خواهند بود.
همه در وعده گاه روز معیّن محشر گرد آورده میشوند.
ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا ٱلضَّآلُّونَ ٱلْمُكَذِّبُونَ ﴿51﴾
آنگاه شما، اى گمراهان تكذیبكننده،
آنگاه شما اى گمراهان تكذيبكننده،
آن گاه شما ای گمراهان منکر (قیامت).
لَءَاكِلُونَ مِن شَجَرٍۢ مِّن زَقُّومٍۢ ﴿52﴾
قطعاً از [میوۀ] درخت زَقّوم خواهید خورد؛
از درختان زقّوم خواهيد خورد.
از درخت زقّوم تلخ دوزخ البته خواهید خورد.
فَمَالِـُٔونَ مِنْهَا ٱلْبُطُونَ ﴿53﴾
و شکمها را از آن انباشته مىكنید؛
و شكمهاى خود را از آن پر خواهيد كرد.
تا آنکه شکم را از آن پر میسازید.
فَشَٰرِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ ٱلْحَمِيمِ ﴿54﴾
آنگاه روی آن، آب جوشان مىنوشید؛
و بر سر آن آب جوشان خواهيد نوشيد.
آنگاه همه از آب گرم جهنم بر روی آن میآشامند.
فَشَٰرِبُونَ شُرْبَ ٱلْهِيمِ ﴿55﴾
همچون شترانِ عطشزده.
چنان مىنوشيد كه شتر تشنه آب مىنوشد.
بدانسان از عطش، آن آب را مینوشید که شتران تشنه آب میآشامند.
هَٰذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ ٱلدِّينِ ﴿56﴾
این پذیرایىِ آنان در روز جزاست.
اين است غذايشان در روز جزا.
این است طعام و شراب کافران در روز جزا.
نَحْنُ خَلَقْنَٰكُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ ﴿57﴾
ماییم كه شما را [از هیچ] آفریدهایم؛ پس چرا [آفرینشِ دوباره را] باور ندارید؟
ما شما را آفريدهايم؛ پس چرا تصديق نمىكنيد؟
ما شما را بیافریدیم پس چرا تصدیق نمیکنید؟
أَفَرَءَيْتُم مَّا تُمْنُونَ ﴿58﴾
آیا به نطفهای که [در رحِم همسرانتان] میریزید، توجه كردهاید؟
آيا آن منى را كه برون مىريزيد ديدهايد؟
آیا ندیدید (و به حقیقت در نیافتید) که نخست شما نطفهای (بیقدر و قابلیّت) بودید؟
ءَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُۥٓ أَمْ نَحْنُ ٱلْخَٰلِقُونَ ﴿59﴾
آیا شما آن را مىآفرینید یا ما آفرینندهاش هستیم؟
آيا شما او را مىآفرينيد يا ما آفرينندهايم؟
آیا شما خود آن نطفه را (به صورت فرزند انسان) میآفرینید یا ما آفرینندهایم؟
نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَكُمُ ٱلْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ ﴿60﴾
ما مرگ را در میان شما مقدر کردیم و ناتوان نیستیم
ما مرگ را بر شما مقدر ساختيم و ناتوان از آن نيستيم كه
ما مرگ را بر همه شما مقدّر ساختیم و هیچ کس بر قدرت ما سبق نتواند برد.
عَلَىٰٓ أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَٰلَكُمْ وَنُنشِئَكُمْ فِى مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿61﴾
كه امثال شما را جایگزین [خودتان] كنیم و شما را به گونهاى كه از آن بىخبرید، [در آفرینشى نو] پدید آوریم.
به جاى شما قومى همانند شما بياوريم و شما را به صورتى كه از آن بىخبريد از نو بيافرينيم.
در اینکه شما را فانی کرده و خلقی دیگر مثل شما بیافرینیم و شما را به صورتی (در جهانی دیگر) که اکنون از آن بیخبرید برانگیزیم.
وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ ٱلنَّشْأَةَ ٱلْأُولَىٰ فَلَوْلَا تَذَكَّرُونَ ﴿62﴾
شما كه از آفرینش نخستین به روشنى آگاه شدهاید، چرا [به یاد آخرت نمیافتید و] پند نمیگیرید؟
شما از آفرينش نخست آگاهيد؛ چرا به يادش نياوريد؟
و بیشک شما از نشأه اوّل خود آگاه شدید (که از عدم به وجودتان آوردیم) پس چرا متذکر (عالم آخرت) نمیشوید؟
أَفَرَءَيْتُم مَّا تَحْرُثُونَ ﴿63﴾
آیا به دانههایى كه مىكارید، توجه كردهاید؟
آيا چيزى را كه مىكاريد ديدهايد؟
آیا دیدید تخمی را که در زمین میکارید؟
ءَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُۥٓ أَمْ نَحْنُ ٱلزَّٰرِعُونَ ﴿64﴾
آیا شما هستید كه آن را مىرویانید یا ما رویانندهایم؟
آيا شما مىرويانيدش يا ما رويانندهايم؟
آیا شما آن تخم را میرویانید یا ما رویانندهایم؟
لَوْ نَشَآءُ لَجَعَلْنَٰهُ حُطَٰمًۭا فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ ﴿65﴾
اگر مىخواستیم، آن را خاشاک مىكردیم؛ چنان كه شگفتزده شوید.
اگر مىخواستيم خاشاكش مىساختيم تا در شگفت بمانيد.
اگر ما بخواهیم کشت و زرع شما را خشک و تباه میسازیم تا با حسرت و ندامت به سخنان بیهوده پردازید.
إِنَّا لَمُغْرَمُونَ ﴿66﴾
[و چنان آن را نابود میکردیم که بگویید:] «ما زیان کردهایم؛
گويند: ما ثروت بر باد دادگانيم؛
(و گویید) که ما سخت در زیان و غرامت افتادیم.
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ﴿67﴾
بلكه همه چیز را از دست دادهایم».
ما بىنصيب ماندگانيم.
بلکه به کلی محروم گردیدیم.
أَفَرَءَيْتُمُ ٱلْمَآءَ ٱلَّذِى تَشْرَبُونَ ﴿68﴾
آیا به آبى كه مىنوشید توجه كردهاید؟
آيا آبى را كه مىنوشيد ديدهايد؟
آیا آبی را که شما مینوشید متوجهید؟
ءَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ ٱلْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ ٱلْمُنزِلُونَ ﴿69﴾
آیا شما آن را از ابر فروباریدید یا ما فرودآورندۀ آن هستیم.
آيا شما آن را از ابر فرو مىفرستيد يا ما فرو فرستندهايم؟
آیا شما آن آب را از ابر فرو ریختید یا ما نازل ساختیم؟
لَوْ نَشَآءُ جَعَلْنَٰهُ أُجَاجًۭا فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ ﴿70﴾
اگر مىخواستیم، آن را بسیار شور و تلخ مىکردیم؛ پس چرا شکر به جای نمیآورید؟
اگر مىخواستيم آن را تلخ مىگردانيديم. پس چرا سپاس نمىگوييد؟
اگر میخواستیم آن آب را شور و تلخ میگردانیدیم، پس چرا شکرگزاری نمیکنید؟!
أَفَرَءَيْتُمُ ٱلنَّارَ ٱلَّتِى تُورُونَ ﴿71﴾
آیا به آتشى كه مىافروزید توجه كردهاید؟
آيا آن آتشى را كه مىافروزيد ديدهايد؟
آیا آتشی که روشن میکنید مینگرید؟
ءَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَآ أَمْ نَحْنُ ٱلْمُنشِـُٔونَ ﴿72﴾
آیا شما درختش را آفریدهاید یا ما آفریدهایم؟
آيا درختش را شما آفريدهايد يا ما آفرينندهايم؟
آیا شما درخت آن را آفریدید یا ما آفریدیم؟
نَحْنُ جَعَلْنَٰهَا تَذْكِرَةًۭ وَمَتَٰعًۭا لِّلْمُقْوِينَ ﴿73﴾
ما این آتش را وسیلۀ یادآورى [عذاب دوزخ] و مایۀ برخوردارى [و راحتی] مسافران قرار دادهایم.
ما آن را هشدارى و براى مسافران رهنورد، متاعى ساختيم.
ما آن را مایه پند و عبرت و توشه مسافران (کوه و بیابان عالم) گردانیدیم.
فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلْعَظِيمِ ﴿74﴾
پس [ای پیامبر،] به نام پروردگارِ بزرگت تسبیح گوى [و او را به پاکی یاد کن].
به نام پروردگار بزرگ خود تسبيح گوى.
پس (ای رسول) به نام بزرگ خدای خود تسبیح گو.
۞ فَلَآ أُقْسِمُ بِمَوَٰقِعِ ٱلنُّجُومِ ﴿75﴾
سوگند به جایگاه ستارگان
پس سوگند به غروبگاه ستارگان.
سوگند به مواقع نزول ستارگان (یا آیات کریمه قرآن).
وَإِنَّهُۥ لَقَسَمٌۭ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ﴿76﴾
که اگر بدانید، سوگند بزرگی است.
و اين سوگندى است -اگر بدانيد- بزرگ.
و این سوگند اگر بدانید بسی سوگند بزرگی است.
إِنَّهُۥ لَقُرْءَانٌۭ كَرِيمٌۭ ﴿77﴾
كه این [گفتار]، قرآنى گرانقدر است؛
هر آينه، اين قرآنى است گرامىقدر،
که این قرآن کتابی بسیار بزرگوار و سودمند و گرامی است.
فِى كِتَٰبٍۢ مَّكْنُونٍۢ ﴿78﴾
در لوح محفوظ قرار دارد.
در كتابى مكنون.
که در لوح محفوظ سرّ حق مقام دارد.
لَّا يَمَسُّهُۥٓ إِلَّا ٱلْمُطَهَّرُونَ ﴿79﴾
جز فرشتگان پاکسیرت، کسی [آن را نمیبیند و] به آن دسترسی ندارد.
كه جز پاكان دست بر آن نزنند.
که جز دست پاکان (و فهم خاصّان) بدان نرسد.
تَنزِيلٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿80﴾
از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است.
نازل شده از جانب پروردگار جهانيان است.
تنزیلی از پروردگار عالم است.
أَفَبِهَٰذَا ٱلْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ ﴿81﴾
آیا این سخن را سبک [و غیر قابل اعتنا] مىدانید؟!
آيا اين سخن را دروغ مىانگاريد؟
آیا با این سخن (آسمانی) باز انکار و نفاق میورزید؟
وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ ﴿82﴾
و به جای شکرِ روزیهایی که به شما داده شده است، آن را دروغ میپندارید؟
و نصيب خود را در دروغ انگاشتن آن قرار مىدهيد؟
و بهره خود را تکذیب آن قرار میدهید؟
فَلَوْلَآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلْحُلْقُومَ ﴿83﴾
آنگاه كه [جان یکی از شما هنگام جانکندن] به گلوگاه مىرسد
پس چرا آنگاه كه جان به گلوگاه رسد،
پس چرا هنگامی که جان کسی به گلو رسد.
وَأَنتُمْ حِينَئِذٍۢ تَنظُرُونَ ﴿84﴾
و شما در آن هنگام نظاره مىكنید
و شما در اين هنگام مىنگريد، تكذيب نمىكنيد؟
و شما وقت مرگ (بر بالین آن مرده حاضرید و او را) مینگرید.
وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ ﴿85﴾
و ما از شما به او نزدیکتریم؛ ولى نمىبینید.
ما از شما به او نزديكتريم ولى شما نمىبينيد.
و ما به او از شما نزدیکتریم لیکن شما بصیرت ندارید.
فَلَوْلَآ إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ﴿86﴾
اگر [در برابر اعمالتان] جزا داده نمیشوید [و به گمانتان قیامتی نیست]،
اگر قيامت را باور نداريد،
پس چرا اگر حیات به دست شما و طبیعت است و شما را آفرینندهای نیست.
تَرْجِعُونَهَآ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ ﴿87﴾
پس آن [روح] را [به بدن] بازگردانید، اگر راست میگویید.
اگر راست مىگوييد، بازش گردانيد.
روح را دوباره به بدن مرده باز نمیگردانید اگر راست میگویید؟
فَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ ﴿88﴾
اما اگر او در زمرۀ مقرّبان باشد،
اما اگر از مقربان باشد،
پس (بدانید آن که بمیرد) اگر از مقربان درگاه خداست.
فَرَوْحٌۭ وَرَيْحَانٌۭ وَجَنَّتُ نَعِيمٍۢ ﴿89﴾
در آرامش و گشایش و بهشت پرنعمت است؛
براى اوست آسايش و روزى و بهشت پرنعمت.
آنجا در آسایش و نعمت و بهشت ابدی است.
وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنْ أَصْحَٰبِ ٱلْيَمِينِ ﴿90﴾
و اگر در زمرۀ سعادتمندان باشد،
و اما اگر از اصحاب سعادت باشد:
و اگر از اصحاب یمین است.
فَسَلَٰمٌۭ لَّكَ مِنْ أَصْحَٰبِ ٱلْيَمِينِ ﴿91﴾
[به او گفته میشود:] «سلامت و امنیت بر تو باد، که از سعادتمندان هستی»؛
پس تو را از اصحاب سعادت سلام است.
پس (وی را بشارت دهید که) تو را (از هر رنج و درد و الم) ایمنی و سلامت است.
وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلْمُكَذِّبِينَ ٱلضَّآلِّينَ ﴿92﴾
اما اگر از تکذیبکنندگان گمراه [و در زمرۀ تیرهبختان] باشد،
و اما اگر از تكذيبكنندگان گمراه باشد،
و اما اگر از منکران و گمراهان است.
فَنُزُلٌۭ مِّنْ حَمِيمٍۢ ﴿93﴾
با آب جوشان [از او] پذیرایی میشود
به آب جوشان مهمانش كنند،
نصیبش حمیم جهنم است.
وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ ﴿94﴾
و به [آتش] دوزخ درمیآید.
و به دوزخش درآورند.
و جایگاهش آتش دوزخ است.
إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ حَقُّ ٱلْيَقِينِ ﴿95﴾
این [وعدۀ پاداش و عذاب،] یقیناً حقیقت دارد [و تردیدی در وقوع آن نیست].
اين سخن سخنى راست و يقين است.
این (وعد و وعید) البته یقین و حق و حقیقت است.
فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلْعَظِيمِ ﴿96﴾
پس [ای پیامبر،] با [ذکرِ] نامِ پروردگار بزرگت [او را] تسبیح گوی.
پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوى.
پس به نام بزرگ خدای خود تسبیح گوی.