بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ وَٱلنَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ ﴿1﴾
Rowwad
سوگند به ستاره، آنگاه كه افول كند
آیتی
قسم به آن ستاره چون پنهان شد،
الهی قمشهای
قسم به ستاره چون فرود آید.
Compare up to three verified translation editions verse by verse, including editions in two different languages.
Changing languages or editions keeps the current surah and verse.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ وَٱلنَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ ﴿1﴾
سوگند به ستاره، آنگاه كه افول كند
قسم به آن ستاره چون پنهان شد،
قسم به ستاره چون فرود آید.
مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَىٰ ﴿2﴾
که یار شما [= محمد ﷺ] هرگز گمراه نشده و به راه تباهى نیفتاده است؛
كه يار شما نه گمراه شده و نه به راه كج رفته است.
که صاحب شما (محمّد مصطفی ص) هیچ گاه در ضلالت و گمراهی نبوده است.
وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلْهَوَىٰٓ ﴿3﴾
و از روی هوای نفس سخن نمیگوید.
و سخن از روى هوى نمىگويد.
و هرگز به هوای نفس سخن نمیگوید.
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌۭ يُوحَىٰ ﴿4﴾
[آنچه میگوید] نیست جز وحی [الهی] که به [او] وحی میشود.
نيست اين سخن جز آنچه بدو وحى مىشود.
سخن او هیچ غیر وحی خدا نیست.
عَلَّمَهُۥ شَدِيدُ ٱلْقُوَىٰ ﴿5﴾
[جبرئیل که فرشتهاى است] پُرتوان، به او آموزش داده است.
او را آن فرشته بس نيرومند تعليم داده است:
او را (جبرئیل) همان (فرشته) بسیار توانا (به وحی خدا) علم آموخته است.
ذُو مِرَّةٍۢ فَٱسْتَوَىٰ ﴿6﴾
[همان فرشتۀ] خوشمنظری كه [با چهرۀ حقیقیاش در برابر پیامبر] ایستاد.
صاحب نيرويى كه استيلا يافت،
همان ملک مقتدری که به خلقت کامل (و صورت ملکوتی بر رسول) جلوه کرد.
وَهُوَ بِٱلْأُفُقِ ٱلْأَعْلَىٰ ﴿7﴾
در حالی که او در افق بالا [در آسمان] قرار داشت.
و او به كناره بلند آسمان بود.
و آن رسول در افق اعلا (ی کمال و مشرق انسانیت) بود.
ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ ﴿8﴾
سپس [جبرئیل] نزدیک شد؛ و نزدیکتر؛
سپس نزديك شد و بسيار نزديك شد،
آن گاه نزدیک آمد و بر او (به وحی حق) نازل گردید.
فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ ﴿9﴾
تا آنکه [فاصلۀ او با پیامبر] به اندازۀ طول دو کمان یا کمتر بود.
تا به قدر دو كمان، يا نزديكتر.
(بدان نزدیکی که) با او به قدر دو کمان یا نزدیکتر از آن شد.
فَأَوْحَىٰٓ إِلَىٰ عَبْدِهِۦ مَآ أَوْحَىٰ ﴿10﴾
آنگاه [آن فرشتۀ بزرگوار] آنچه را که باید به بندۀ الله وحی میکرد، وحی نمود.
و خدا به بنده خود هر چه بايد وحى كند وحى كرد.
پس (خدا) به بنده خود وحی فرمود آنچه که هیچ کس درک آن نتواند کرد.
مَا كَذَبَ ٱلْفُؤَادُ مَا رَأَىٰٓ ﴿11﴾
آنچه را که [پیامبر] دید، قلبش دروغ نپنداشت.
دل آنچه را كه ديد دروغ نشمرد.
آنچه (در غیب عالم) دید دلش هم به حقیقت یافت و کذب و خیال نپنداشت.
أَفَتُمَٰرُونَهُۥ عَلَىٰ مَا يَرَىٰ ﴿12﴾
آیا با او دربارۀ آنچه میبیند مجادله میکنید؟
آيا در آنچه مىبيند با او جدال مىكنيد؟
آیا (شما کافران) با رسول بر آنچه (در شب معراج) به چشم مشاهده کرد ستیزه میکنید؟
وَلَقَدْ رَءَاهُ نَزْلَةً أُخْرَىٰ ﴿13﴾
در حقیقت، پیامبر یک بار دیگر نیز آن فرشته را [به صورت كامل] مشاهده كرده بود.
او را ديگر بار هم بديد،
و یکبار دیگر هم او را (یعنی جبرئیل را) رسول مشاهده کرد.
عِندَ سِدْرَةِ ٱلْمُنتَهَىٰ ﴿14﴾
در كنارِ [درخت بزرگ] «سِدرةُ المُنتَهی» [در آسمان هفتم]
نزد سدرةالمنتهى،
در نزد (مقام) سدرة المنتهی (که آن درختی است در سمت راست عرش که منتهای سیر عقلی فرشتگان و ارواح مؤمنان تا آنجاست و بر مقام بالاتر آگاه نیستند).
عِندَهَا جَنَّةُ ٱلْمَأْوَىٰٓ ﴿15﴾
که آرامشگاه بهشت، همانجاست.
كه آرامگاه بهشت نزد آن درخت است.
بهشتی که مسکن متقیان است در همان جایگاه سدره است.
إِذْ يَغْشَى ٱلسِّدْرَةَ مَا يَغْشَىٰ ﴿16﴾
آنگاه كه هالهاى آن درخت را پوشانده بود.
وقتى كه سدره را چيزى در خود مىپوشيد،
چون سدره را میپوشاند (از نور عظمت حق) آنچه که احدی از آن آگه نیست.
مَا زَاغَ ٱلْبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ ﴿17﴾
چشم [پیامبر، به چپ و راست] منحرف نشد و [از حد] تجاوز نكرد.
چشم خطا نكرد و از حد درنگذشت.
چشم (محمّد ص از حقایق آن عالم) آنچه را باید بنگرد بی هیچ کم و بیش مشاهده کرد.
لَقَدْ رَأَىٰ مِنْ ءَايَٰتِ رَبِّهِ ٱلْكُبْرَىٰٓ ﴿18﴾
به راستی که او برخی از بزرگترین نشانههاى پروردگارش را [در آنجا] مشاهده كرد.
هر آينه پارهاى از آيات بزرگ پروردگارش را بديد.
آنجا از بزرگتر آیات حیرتانگیز پروردگارش را به حقیقت دید.
أَفَرَءَيْتُمُ ٱللَّٰتَ وَٱلْعُزَّىٰ ﴿19﴾
[ای مشرکان،] آیا «لات» و «عُزّی» را دیدهاید؟
آيا لات و عُزا را ديدهايد؟
آیا دو بت بزرگ لات و عزّای خود را دیدید (که بی اثر است).
وَمَنَوٰةَ ٱلثَّالِثَةَ ٱلْأُخْرَىٰٓ ﴿20﴾
و «مَنات» آن سومین [نمادِ بیارزش] را؟ [آیا هیچ سود و زیانی به شما میرسانند؟]
و مَنات آن بت سومى ديگر را؟
و منات سومین بت دیگرتان را دانستید (که جمادی بینفع و ضرر است).
أَلَكُمُ ٱلذَّكَرُ وَلَهُ ٱلْأُنثَىٰ ﴿21﴾
آیا [ادعا میکنید كه] فرزند پسر برای شماست و دختر برای الله؟
آيا شما را پسر باشد و او را دختر؟
آیا شما را فرزند پسر و خدا را دختر است؟
تِلْكَ إِذًۭا قِسْمَةٌۭ ضِيزَىٰٓ ﴿22﴾
در این صورت، این تقسیمی ناعادلانه است.
اين تقسيمى است خلاف عدالت.
اگر چنین بودی باز هم تقسیمی ناروا و نادرست بودی.
إِنْ هِىَ إِلَّآ أَسْمَآءٌۭ سَمَّيْتُمُوهَآ أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَٰنٍ ۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَمَا تَهْوَى ٱلْأَنفُسُ ۖ وَلَقَدْ جَآءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ ٱلْهُدَىٰٓ ﴿23﴾
این [نماد]ها فقط اسمهایی [بىمعنا] هستند كه خود و پدرانتان با آنها [معبودهاى دروغین خود را] نام نهادهاید و الله هیچ دلیلی بر [حقانیت] این [کار] نازل نکرده است. [مشرکان، در اعتقاداتشان] فقط پیرو گمان و خواستههای دلِ خویشند؛ حال آنكه [موجبات] هدایت، از جانب پروردگارشان به آنان رسیده است.
اينها چيزى نيستند جز نامهايى كه خود و پدرانتان به آنها دادهايد. و خداوند هيچ دليلى بر آنها نفرستاده است. تنها از پى گمان و هواى نفس خويش مىروند و حال آنكه از جانب خدا راهنماييشان كردهاند.
این بتها جز نامهایی که شما و پدرانتان بر آنها نهادهاید چیز دیگری نیست و خدا هیچ دلیلی بر (معبودیت) آنها نازل نفرموده؛ مشرکان چیزی غیر گمان باطل و هوای نفس فاسد خود را پیروی نمیکنند با آنکه از جانب خدایشان هدایت بر آنها آمد.
أَمْ لِلْإِنسَٰنِ مَا تَمَنَّىٰ ﴿24﴾
آیا انسان هر چه [از شفاعت این معبودان باطل] آرزو کند برایش میسر است؟
آيا هر چه آدمى آرزو كند برايش حاصل است؟
آیا برای آدمی هر چه آرزو کند حاصل میشود؟
فَلِلَّهِ ٱلْءَاخِرَةُ وَٱلْأُولَىٰ ﴿25﴾
دنیا و آخرت از آنِ الله است [و به هر کس، هر چه را صلاح بداند میبخشد].
هم آخرت و هم دنيا از آن خداست.
در صورتی که (انسان مالک هیچ نیست و) دنیا و آخرت همه ملک خداست.
۞ وَكَم مِّن مَّلَكٍۢ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ لَا تُغْنِى شَفَٰعَتُهُمْ شَيْـًٔا إِلَّا مِنۢ بَعْدِ أَن يَأْذَنَ ٱللَّهُ لِمَن يَشَآءُ وَيَرْضَىٰٓ ﴿26﴾
چه بسیار فرشتگانی در آسمانها هستند كه شفاعتشان به هیچ وجه سودمند نخواهد بود؛ مگر پس از آنكه الله، براى هر کس که بخواهد و راضی باشد، اجازه دهد.
و چه بسيار فرشتگان در آسمانند كه شفاعتشان هيچ سود ندهد، مگر از آن پس كه خدا براى هر كه خواهد رخصت دهد و خشنود باشد.
و بسیار ملک در آسمانها هست که شفاعتشان سودمند نیست جز به امر خدا و بر آن کس که خدا بخواهد و از او خشنود باشد.
إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱلْءَاخِرَةِ لَيُسَمُّونَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ تَسْمِيَةَ ٱلْأُنثَىٰ ﴿27﴾
كسانى كه به آخرت باور ندارند، بر فرشتگان الهی نام دختر میگذارند [و آنان را دختران الله مىدانند].
آنان كه به آخرت ايمان ندارند فرشتگان را به نامهاى زنان مىنامند.
آنان که به آخرت ایمان ندارند فرشتگان را نام دختران خدا نهادند.
وَمَا لَهُم بِهِۦ مِنْ عِلْمٍ ۖ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ ۖ وَإِنَّ ٱلظَّنَّ لَا يُغْنِى مِنَ ٱلْحَقِّ شَيْـًۭٔا ﴿28﴾
آنان در موردِ این امر، [کاملاً] بىاطلاعند [و] فقط از حدس و گمان پیروی میکنند؛ در حالى كه براى [شناخت] حقیقت، گمان كافى نیست.
اينان را بدانچه مىگويند هيچ دانشى نيست. تنها از پندار خود پيروى مىكنند و پندار براى شناخت حقيقت كافى نيست.
و حال آنکه هیچ علم به آن ندارند و جز در پی گمان و پندار نمیروند و ظنّ و گمان هم در فهم حق و حقیقت هیچ سودی ندارد.
فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّىٰ عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا ﴿29﴾
پس [ای پیامبر،] تو نیز از كسى كه از یاد ما روى گردانده و فقط [لذتهای] زندگى دنیا را مىخواهد، روى برتاب.
پس تو نيز از كسى كه از سخن ما رويگردان مىشود و جز زندگى دنيوى را نمىجويد اعراض كن.
پس از هر کسی که از یاد ما (و قرآن ما) رو گردانید و جز زندگانی دنیای فانی را نخواست به کلی اعراض کن.
ذَٰلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ ٱلْعِلْمِ ۚ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ ٱهْتَدَىٰ ﴿30﴾
نهایت درک و فهمشان همین است. بیتردید، پروردگارت به حال كسانى كه از راه او منحرف شدهاند آگاهتر است؛ و نیز به حال راهیافتگان.
منتهاى دانششان همين است. پروردگار تو به آن كه از طريق او گمراه مىشود يا به راه هدايت مىافتد داناتر است.
منتهای علم و فهم این مردم تا همین حد است، خدا به حال آن که از راه حق گمراه شد و آن که هدایت یافت کاملا آگاه است.
وَلِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ لِيَجْزِىَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔوا۟ بِمَا عَمِلُوا۟ وَيَجْزِىَ ٱلَّذِينَ أَحْسَنُوا۟ بِٱلْحُسْنَى ﴿31﴾
هر چه در آسمانها و زمین است، از آنِ الله است؛ [راه خیر و شر را به انسان ارائه كرد] تا بدكاران را در برابر رفتارشان كیفر دهد و نیكوكاران را [با نعمتهای بهشت] پاداش نیكو عطا نماید.
از آنِ خداست هر چه در آسمانها و هر چه در زمين است تا بدكاران را در برابر اعمالشان كيفر دهد و نيكوكاران را به كردار نيكشان پاداش.
و آنچه در آسمانها و زمین است همه ملک خداست (و حکم اعمال خلق با اوست) تا بدکاران را به کیفر رساند و نیکوکاران را پاداش نیکوتر عطا کند.
ٱلَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَٰٓئِرَ ٱلْإِثْمِ وَٱلْفَوَٰحِشَ إِلَّا ٱللَّمَمَ ۚ إِنَّ رَبَّكَ وَٰسِعُ ٱلْمَغْفِرَةِ ۚ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌۭ فِى بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمْ ۖ فَلَا تُزَكُّوٓا۟ أَنفُسَكُمْ ۖ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ ٱتَّقَىٰٓ ﴿32﴾
و [نیز براى] کسانی كه از گناهان بزرگ و بیحیاییها اجتناب میورزند؛ مگر لغزشهای كماهمیت [و گناهان صغیره که با توبه و عبادت بخشوده میشوند] كه آمرزشِ پروردگارت گسترده است؛ از همان دَم كه شما را از زمین پدید آورد و آنگاه كه به صورت جنین در شكم مادرانتان بودید، به [طبیعتِ] شما آگاهتر [از خودتان] است؛ پس خودستایى نكنید، كه او تعالی به حال پرهیزگاران داناتر است.
كسانى كه از گناهان بزرگ و زشتيها اجتناب مىكنند -جز آنكه گناهى كوچك از آنها سرزند- بدانند كه آمرزش پروردگار تو وسيع است و او به شما، آنگاه كه از زمين بيافريدتان و آنگاه كه در شكم مادرتان پنهان بوديد، آگاهتر است. خويشتن را بىگناه مدانيد. اوست كه پرهيزگار را بهتر مىشناسد.
آنان که از گناهان بزرگ و اعمال زشت دوری کنند مگر آنکه کمی (یعنی گناه صغیرهای یا تخیّل و وسوسهای به غلبه طبیعت و عادت) از آنها سر زند، که مغفرت پروردگارت بسیار وسیع است، او به حال شما آگاهتر است آن گاه که شما را از خاک زمین آفرید و هنگامی که در رحم مادرها جنین بودید، پس خودستایی مکنید، او به حال هر که متّقی (و در خور ستایش) است از شما داناتر است.
أَفَرَءَيْتَ ٱلَّذِى تَوَلَّىٰ ﴿33﴾
آیا آن کسی را که [از حق] روی برتافت دیدهای؟
آيا آن را كه از تو رويگردان شد ديدى؟
(ای رسول) دیدی آن کس را که روی (از جنگ احد) بگردانید؟
وَأَعْطَىٰ قَلِيلًۭا وَأَكْدَىٰٓ ﴿34﴾
و اندكى انفاق كرد و [سپس] خوددارى نمود.
اندك مىبخشيد و در انفاق بخل مىورزيد.
و اندک صدقهای داد سپس به کلّی قطع احسان کرد؟ (مفسّرین گفتند: آیات مربوط به عثمان است که شتری با بار به عبد اللّه سعد داد که در محشر بار گناه عثمان را به دوش گیرد).
أَعِندَهُۥ عِلْمُ ٱلْغَيْبِ فَهُوَ يَرَىٰٓ ﴿35﴾
آیا علم غیب دارد و [آینده را] مىبیند؟
آيا علم غيب دارد و مىبيند؟
آیا علم غیب نزد اوست و او (به احوال آن جهان) بیناست (که میداند رفیقش میتواند بار گناه او را به دوش گیرد).
أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِى صُحُفِ مُوسَىٰ ﴿36﴾
یا از مطالب كتاب آسمانى موسى باخبر نشده است؟
يا از آنچه در صحيفههاى موسى آمده بىخبر مانده است؟
یا که آگه نشد به آنچه (راجع به مجازات) در تورات موسی عمران است؟
وَإِبْرَٰهِيمَ ٱلَّذِى وَفَّىٰٓ ﴿37﴾
و [نیز از صحیفههای] ابراهیم، همانكه حق [رسالت و بندگى ما] را بطور کامل ادا كرد،
يا از ابراهيم، كه حق رسالت را ادا كرد؟
و هم در صحف ابراهیم خلیل وفادار؟
أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌۭ وِزْرَ أُخْرَىٰ ﴿38﴾
که هیچ گناهکاری بارِ گناه دیگری را بر دوش نخواهد کشید؛
كه هيچ كس بار گناه ديگرى را برندارد؟
که هیچ کس بار گناه دیگری را (در قیامت) به دوش نخواهد گرفت.
وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ ﴿39﴾
و اینكه انسان فقط ثمرۀ تلاش [و نیت] خود را خواهد داشت؛
و اينكه: براى مردم پاداشى جز آنچه خود كردهاند نيست؟
و (نمیداند) اینکه برای آدمی جز آنچه به سعی و عمل خود انجام داده (ثواب و جزایی) نخواهد بود؟
وَأَنَّ سَعْيَهُۥ سَوْفَ يُرَىٰ ﴿40﴾
و اینكه بىگمان، تلاش او [در محاسبۀ اعمالش در روز قیامت،] منظور خواهد شد؛
و زودا كه كوشش او در نظر آيد.
و اینکه البته پاداش سعی و عمل او را (در دنیا و برزخ) به وی بنمایند.
ثُمَّ يُجْزَىٰهُ ٱلْجَزَآءَ ٱلْأَوْفَىٰ ﴿41﴾
آنگاه پاداشش را به تمامى خواهند داد،
سپس به او پاداشى تمام دهند.
سپس (در آخرت) پاداش کامل آن را به او بدهند.
وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلْمُنتَهَىٰ ﴿42﴾
و اینکه بازگشت [همۀ امور] به سوی پروردگار توست؛
و پايان راه همه، پروردگار توست.
و اینکه کار خلق عالم به سوی خدا منتهی میشود.
وَأَنَّهُۥ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَىٰ ﴿43﴾
و اوست که میخندانَد و میگریانَد؛
و اوست كه مىخنداند و مىگرياند.
و هم اوست که (بندگان را) شاد و خندان سازد و غمین و گریان گرداند.
وَأَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا ﴿44﴾
و اوست که میمیرانَد و [در آخرت] زنده میکند؛
و اوست كه مىميراند و زنده مىكند.
و هم اوست که بمیراند و باز زنده فرماید.
وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوْجَيْنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلْأُنثَىٰ ﴿45﴾
و هموست كه زوج نر و ماده را میآفریند؛
و اوست كه جفتهاى نر و ماده را آفريده است،
و اوست که خلق را (برای انس با هم) جفت نر و ماده آفریده است.
مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَىٰ ﴿46﴾
از نطفهاى كه [در رحِم] ریخته میشود؛
از نطفه، آنگاه كه در رحم ريخته مىشود.
از نطفهای آفریده که (از مردان به رحم زنان) میریزد.
وَأَنَّ عَلَيْهِ ٱلنَّشْأَةَ ٱلْأُخْرَىٰ ﴿47﴾
و پدیدآوردن دوبارۀ آنها [در قیامت نیز بر عهدۀ] الله است.
و بر خداوند است كه آن را بار ديگر زنده كند.
و هم بر اوست که ایجاد نشأه آخرت کند.
وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغْنَىٰ وَأَقْنَىٰ ﴿48﴾
و اوست که [شما را] بىنیاز میکند و سرمایه میبخشد؛
و اوست كه بىنياز كند و روزى دهد.
و هم اوست که (بندگان را) بینیاز کند و سرمایه (هر سعادت) بخشد.
وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعْرَىٰ ﴿49﴾
و اوست که پروردگار [ستارۀ] «شِعْرىٰ» است؛
و اوست پرردگار ستاره شِعرى.
و هم اوست آفریننده ستاره شعری (پس آفریننده را پرستید نه ستاره را).
وَأَنَّهُۥٓ أَهْلَكَ عَادًا ٱلْأُولَىٰ ﴿50﴾
و اوست که قوم عاد را در گذشته هلاک کرد؛
و اوست كه عاد، آن قوم پيشين را هلاك كرد،
و هم اوست که نخستین قوم عاد را هلاک ساخت.
وَثَمُودَا۟ فَمَآ أَبْقَىٰ ﴿51﴾
و قوم ثمود را [نیز نابود کرد] و [هیچ یک از آنان را] باقی نگذاشت.
و از ثمود هيچ باقى نگذاشت.
و قوم ثمود را، و هیچ باقی نگذاشت.
وَقَوْمَ نُوحٍۢ مِّن قَبْلُ ۖ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَىٰ ﴿52﴾
و قوم نوح را كه ستمكارتر و سركشتر بودند نیز پیش از آن [هلاک نمود]؛
و پيش از آنها قوم نوح را، كه ستمكارتر و سركشتر بودند،
و پیش از اینان قوم نوح را که ظالم و سرکشتر بودند هلاک گردانید.
وَٱلْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَىٰ ﴿53﴾
و شهرهاى زیر و روشده [قوم لوط] را [بالا برد و] درهم كوبید؛
و نيز مؤتفكه را نابود كرد.
و شهرهای قوم لوط را واژگون ساخت.
فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ ﴿54﴾
و آنان را [با باران سنگ] ـ چنان كه باید ـ فروپوشانید؛
و فروپوشيد آن قوم را، هر چه بايد فروپوشد.
تا آنکه بر آنها عذابی بسیار سخت احاطه کرد.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ ﴿55﴾
حال [اى انسان،] در مورد كدام یک از نعمتهای پروردگارت تردید روا مىدارى [و مجادله میکنی]؟
پس به كدام يك از نعمتهاى پروردگارت شك مىكنى؟
پس (ای بشر) به کدام یک از نعمتهای پروردگارت جدل و انکار میکنی؟
هَٰذَا نَذِيرٌۭ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلْأُولَىٰٓ ﴿56﴾
این [پیامبر نیز] هشداردهندهاى است از [گروه] هشداردهندگان پیشین.
اين بيمدهندهاى است همانند بيمدهندگان پيشين.
این رسول هم مانند رسولان پیشین ترساننده خلق (از قهر خدا) است.
أَزِفَتِ ٱلْءَازِفَةُ ﴿57﴾
قیامت نزدیک شد؛
قيامت فرا رسيد.
روز قیامت بسیار نزدیک شده است.
لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ ﴿58﴾
و هیچ کس ـ جز الله ـ نمیتواند آن را آشکار کند [و سختیهایش را برطرف سازد].
كس جز خداوند آشكارش نكند.
هیچ کس غیر خدا آن روز را آشکار نتواند ساخت.
أَفَمِنْ هَٰذَا ٱلْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ ﴿59﴾
[ای مشرکان،] آیا از این سخن در شگفتید؟
آيا از اين سخن در شگفت افتادهايد؟
آیا از این سخن تعجب میکنید،
وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ ﴿60﴾
و [به آیات قرآن] مىخندید و [از شنیدنِ هشدارهایش نمیترسید و] اشک نمىریزید؟
و مىخنديد و نمىگرييد؟
و (به فسوس و مسخره بر آن) میخندید و (به روزگار سخت خود) نمیگریید،
وَأَنتُمْ سَٰمِدُونَ ﴿61﴾
و در حال غفلت و غرور هستید؟
و شما غافل شدهايد.
و شما سخت غافلید (از این خواب غفلت برخیزید و).
فَٱسْجُدُوا۟ لِلَّهِ وَٱعْبُدُوا۟ ۩ ﴿62﴾
پس [همگی] برای الله سجده کنید و [تنها] او را عبادت کنید.
پس خدا را سجده كنيد و او را بپرستيد.
بعد از این به سجده و عبادت خدا پردازید.