Skip to content
Text size 100%
Translation comparison

Compare As-Saffat Quran translations

Compare up to three verified translation editions verse by verse, including editions in two different languages.

Iranon (legacy) editions (choose up to 3)

Changing languages or editions keeps the current surah and verse.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ وَٱلصَّٰٓفَّٰتِ صَفًّۭا ﴿1﴾

صادقی تهرانی

سوگند به صف‌بستگان ، صف‌بستنی (زیبا).

فَٱلزَّٰجِرَٰتِ زَجْرًۭا ﴿2﴾

صادقی تهرانی

پس به زجرکنندگان، زجر کردنی (بی‌مهابا).

فَٱلتَّٰلِيَٰتِ ذِكْرًا ﴿3﴾

صادقی تهرانی

پس به خوانندگان و پیروان یادواره‌ا‌ی (وحیانی).

إِنَّ إِلَٰهَكُمْ لَوَٰحِدٌۭ ﴿4﴾

صادقی تهرانی

(که) به‌راستی معبود شما به‌درستی یگانه است!

رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ ٱلْمَشَٰرِقِ ﴿5﴾

صادقی تهرانی

پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است و پروردگار خاورها!

إِنَّا زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنْيَا بِزِينَةٍ ٱلْكَوَاكِبِ ﴿6﴾

صادقی تهرانی

ما نزدیکترین آسمان (به این زمین) را به زیوری آراستیم (که همان) کل ستارگان [:درخشان و غیر درخشان] است!

وَحِفْظًۭا مِّن كُلِّ شَيْطَٰنٍۢ مَّارِدٍۢ ﴿7﴾

صادقی تهرانی

و (آنها را) برای نگهبانی از هر شیطان سرکشی به پاسداری گماشتیم!

لَّا يَسَّمَّعُونَ إِلَى ٱلْمَلَإِ ٱلْأَعْلَىٰ وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍۢ ﴿8﴾

صادقی تهرانی

(بدان‌گونه که) نمی‌توانند به (سخنان) انبوه برتران (و) بالاتران [:فرشتگان] در بالاترین جایگاهشان گوش فرا دهند و از هر سو با نیزه‌ها(ی آتشین) انداخته می‌شوند.

دُحُورًۭا ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌۭ وَاصِبٌ ﴿9﴾

صادقی تهرانی

حال آنکه رانده‌شدگانند، و برایشان عذابی دایم و خالص است.

إِلَّا مَنْ خَطِفَ ٱلْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُۥ شِهَابٌۭ ثَاقِبٌۭ ﴿10﴾

صادقی تهرانی

مگر کسی که به شنودی دزدانه (و) سریع (سخنانی را) بدزدد، پس شهابی شکافنده از پی او می‌تازد!

فَٱسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَآ ۚ إِنَّا خَلَقْنَٰهُم مِّن طِينٍۢ لَّازِبٍۭ ﴿11﴾

صادقی تهرانی

پس، (از اینان) رأیی نوین بخواه؛ آیا ایشان در آفرینش سخت‌ترند یا کسانی (دیگر) که آفریدیم‌؟ ما آنان را از گِلی چسبنده آفریدیم.

بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ ﴿12﴾

صادقی تهرانی

بلکه عجب داشتی و (آنها) ریشخند می‌کنند!

وَإِذَا ذُكِّرُوا۟ لَا يَذْكُرُونَ ﴿13﴾

صادقی تهرانی

و هنگامی که یادآوری شوند یاد نمی‌کنند.

وَإِذَا رَأَوْا۟ ءَايَةًۭ يَسْتَسْخِرُونَ ﴿14﴾

صادقی تهرانی

و هنگامی (هم که) آیتی ببینند در پی تمسخر آنند!

وَقَالُوٓا۟ إِنْ هَٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ مُّبِينٌ ﴿15﴾

صادقی تهرانی

و گویند: «این جز سحری آشکارگر نیست.»

أَءِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًۭا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿16﴾

صادقی تهرانی

«آیا چون مُردیم و خاک و استخوان‌هایی بودیم، آیا به‌راستی و بی‌چون برانگیخته می‌شویم‌؟»

أَوَءَابَآؤُنَا ٱلْأَوَّلُونَ ﴿17﴾

صادقی تهرانی

«آیا و پدران نخستینمان (نیز برانگیخته می‌گردند)؟!»

قُلْ نَعَمْ وَأَنتُمْ دَٰخِرُونَ ﴿18﴾

صادقی تهرانی

بگو: «آری! و شما (نیز) خوار و بی‌مقدارید!»

فَإِنَّمَا هِىَ زَجْرَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ فَإِذَا هُمْ يَنظُرُونَ ﴿19﴾

صادقی تهرانی

پس آن (فریاد جان‌افزا) تنها یک فریاد برکَنَنده است (و بس! ) پس ناگهان آنان می‌نگرند!

وَقَالُوا۟ يَٰوَيْلَنَا هَٰذَا يَوْمُ ٱلدِّينِ ﴿20﴾

صادقی تهرانی

و گویند: «ای وای بر ما! این روز بُروز طاعت است!»

هَٰذَا يَوْمُ ٱلْفَصْلِ ٱلَّذِى كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ ﴿21﴾

صادقی تهرانی

(گفته شود) «این است روز جدایی (کسان از ناکسان) که بدان تکذیب می‌کردید.»

۞ ٱحْشُرُوا۟ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ وَأَزْوَٰجَهُمْ وَمَا كَانُوا۟ يَعْبُدُونَ ﴿22﴾

صادقی تهرانی

«کسانی را که ستم کرده‌اند و همردیفانشان و آنچه را می‌پرستیده‌اند.»

مِن دُونِ ٱللَّهِ فَٱهْدُوهُمْ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلْجَحِيمِ ﴿23﴾

صادقی تهرانی

«غیر از خدا، گرد آورید و سوی راه مستقیم جهنّم رهبریشان کنید!»

وَقِفُوهُمْ ۖ إِنَّهُم مَّسْـُٔولُونَ ﴿24﴾

صادقی تهرانی

«و بازداشتشان نمایید، (که) آنان همواره مورد بازخواستند!»

مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ ﴿25﴾

صادقی تهرانی

«برایتان چیست [:چه بیماری است] (که) همدیگر را یاری نمی‌کنید؟!»

بَلْ هُمُ ٱلْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ ﴿26﴾

صادقی تهرانی

بلکه امروز آنان به ناچار از دَر تسلیم درآمدگانند!

وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ يَتَسَآءَلُونَ ﴿27﴾

صادقی تهرانی

و بعضی روی به بعضی دیگر آوردند حال آنکه از یکدیگر می‌پرسند!

قَالُوٓا۟ إِنَّكُمْ كُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ ٱلْيَمِينِ ﴿28﴾

صادقی تهرانی

(و) گویند: «شما (با باطنی دروغین) از درِ راستی با ما در می‌آمده‌اید.»

قَالُوا۟ بَل لَّمْ تَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَ ﴿29﴾

صادقی تهرانی

گویند: « (نه!) بلکه خودتان باایمان نبوده‌اید.»

وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَٰنٍۭ ۖ بَلْ كُنتُمْ قَوْمًۭا طَٰغِينَ ﴿30﴾

صادقی تهرانی

«و ما را بر شما هیچ سلطه‌ای نبود، بلکه خودتان سرکش بوده‌اید.»

فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَآ ۖ إِنَّا لَذَآئِقُونَ ﴿31﴾

صادقی تهرانی

«پس گفته‌ی پروردگارمان بر ما پابرجا و درست آمد؛ ما همواره بی‌چون چشنده‌ی عذابیم!»

فَأَغْوَيْنَٰكُمْ إِنَّا كُنَّا غَٰوِينَ ﴿32﴾

صادقی تهرانی

«پس شما را گمراه کردیم، (زیرا) بی‌گمان خودمان (هم) گمراه بوده‌ایم!»

فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍۢ فِى ٱلْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ ﴿33﴾

صادقی تهرانی

در نتیجه، آنان در آن روز بی‌چون در (ژرفای) عذاب شریک یکدیگرند!

إِنَّا كَذَٰلِكَ نَفْعَلُ بِٱلْمُجْرِمِينَ ﴿34﴾

صادقی تهرانی

(آری،) ما به‌راستی با مجرمان چنان می‌کنیم!

إِنَّهُمْ كَانُوٓا۟ إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ ﴿35﴾

صادقی تهرانی

بی‌گمان همانان بودند (که) وقتی به ایشان گفته می‌شد: «خدایی جز خدای یگانه نیست‌» بزرگ‌خواهی می‌کردند (و سر باز می‌زدند).

وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوٓا۟ ءَالِهَتِنَا لِشَاعِرٍۢ مَّجْنُونٍۭ ﴿36﴾

صادقی تهرانی

و گویند: «آیا ما به‌راستی برای شاعری دیوانه دست از خدایانمان برداریم‌؟!»

بَلْ جَآءَ بِٱلْحَقِّ وَصَدَّقَ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿37﴾

صادقی تهرانی

بلکه تمامی حق (حقیقت) را آورده و فرستادگان (خدا) را تصدیق نموده است.

إِنَّكُمْ لَذَآئِقُوا۟ ٱلْعَذَابِ ٱلْأَلِيمِ ﴿38﴾

صادقی تهرانی

بی‌چون، شما همی چشنده‌ی عذابی پر درد هستید!

وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿39﴾

صادقی تهرانی

و جز آنچه می‌کرده‌اید جزا نمی‌یابید!

إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ ﴿40﴾

صادقی تهرانی

مگر بندگان پاک شده‌ی (از طرف) خدا!

أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ رِزْقٌۭ مَّعْلُومٌۭ ﴿41﴾

صادقی تهرانی

ایشان برایشان روزی‌ای معلوم است؛

فَوَٰكِهُ ۖ وَهُم مُّكْرَمُونَ ﴿42﴾

صادقی تهرانی

(از انواع) میوه‌ها! حال آنکه آنان گرامی‌شدگانند.

فِى جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ ﴿43﴾

صادقی تهرانی

در باغ‌های (پر) نعمت!

عَلَىٰ سُرُرٍۢ مُّتَقَٰبِلِينَ ﴿44﴾

صادقی تهرانی

(تکیه‌زنان) بر تخت‌هایی در حالی‌که برابر یکدیگرند.

يُطَافُ عَلَيْهِم بِكَأْسٍۢ مِّن مَّعِينٍۭ ﴿45﴾

صادقی تهرانی

با جامی از نوشابه‌ای روان (که) پیرامونشان به گردش می‌آید؛

بَيْضَآءَ لَذَّةٍۢ لِّلشَّٰرِبِينَ ﴿46﴾

صادقی تهرانی

(که) سپید است و نوشندگان را لذّتی (خاص) می‌دهد.

لَا فِيهَا غَوْلٌۭ وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنزَفُونَ ﴿47﴾

صادقی تهرانی

نه در آن هلاکتی ناخودآگاه است و نه ایشان از آن (از عقل) تهی می‌گردند!

وَعِندَهُمْ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرْفِ عِينٌۭ ﴿48﴾

صادقی تهرانی

و در نزدشان (زنانی) با چشمان فروهشته‌ی درشتند!

كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌۭ مَّكْنُونٌۭ ﴿49﴾

صادقی تهرانی

گویی ایشان به‌راستی تخمی پنهانند،

فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ يَتَسَآءَلُونَ ﴿50﴾

صادقی تهرانی

پس برخیشان به برخی روی نموده، در حالی‌که از همدیگر پرس‌وجو می‌کنند.

قَالَ قَآئِلٌۭ مِّنْهُمْ إِنِّى كَانَ لِى قَرِينٌۭ ﴿51﴾

صادقی تهرانی

گوینده‌ای از آنان گفت: «به‌راستی من (در دنیا) همنشینی داشتم،»

يَقُولُ أَءِنَّكَ لَمِنَ ٱلْمُصَدِّقِينَ ﴿52﴾

صادقی تهرانی

«(که به من) می‌گوید: آیا واقعاً تو بی‌گمان از تصدیق‌کنندگانی‌؟»

أَءِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًۭا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَدِينُونَ ﴿53﴾

صادقی تهرانی

«آیا هنگامی (که) ما مردیم و خاک و استخوان‌هایی بودیم آیا بی‌چون ما به‌درستی جزا یافتگانیم‌؟»

قَالَ هَلْ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ ﴿54﴾

صادقی تهرانی

گفت: «آیا شما سر بر (جهنم) آورندگانید؟»

فَٱطَّلَعَ فَرَءَاهُ فِى سَوَآءِ ٱلْجَحِيمِ ﴿55﴾

صادقی تهرانی

پس سر بر آورد تا او را در وسط آتش فروزان دید!

قَالَ تَٱللَّهِ إِن كِدتَّ لَتُرْدِينِ ﴿56﴾

صادقی تهرانی

گفت: «به خدا سوگند، چیزی نمانده بود که تو مرا بی‌چون به سقوط کشانی.»

وَلَوْلَا نِعْمَةُ رَبِّى لَكُنتُ مِنَ ٱلْمُحْضَرِينَ ﴿57﴾

صادقی تهرانی

«و اگر نعمت پروردگارم نبود، بی‌گمان من (نیز) از احضارشدگان (برای پرسش و در آن آتش) بودم.»

أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِينَ ﴿58﴾

صادقی تهرانی

(و از رویِ شوق می‌گوید:) «آیا پس ما دیگر (از) میرندگان نیستیم؟»

إِلَّا مَوْتَتَنَا ٱلْأُولَىٰ وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ﴿59﴾

صادقی تهرانی

«جز همان مرگ نخستینمان؟ و ما هرگز از معذبان نیستیم‌؟!»

إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ ﴿60﴾

صادقی تهرانی

«به‌راستی همواره این همان کامیابی سالم بزرگ است!»

لِمِثْلِ هَٰذَا فَلْيَعْمَلِ ٱلْعَٰمِلُونَ ﴿61﴾

صادقی تهرانی

پس برای همانند این (پاداش) باید عمل‌کنندگان عمل کنند.

أَذَٰلِكَ خَيْرٌۭ نُّزُلًا أَمْ شَجَرَةُ ٱلزَّقُّومِ ﴿62﴾

صادقی تهرانی

آیا این (منزلگاه والا) برای پذیرایی واردان بهتر است، یا درخت زقّوم‌؟!

إِنَّا جَعَلْنَٰهَا فِتْنَةًۭ لِّلظَّٰلِمِينَ ﴿63﴾

صادقی تهرانی

همواره، ما آن را برای ستمگران مایه‌ی آزمایشی آتشین گردانیدیم.

إِنَّهَا شَجَرَةٌۭ تَخْرُجُ فِىٓ أَصْلِ ٱلْجَحِيمِ ﴿64﴾

صادقی تهرانی

آن بی‌گمان (همان) درختی است که در (ژرفای) آتش سوزان برون می‌تند.

طَلْعُهَا كَأَنَّهُۥ رُءُوسُ ٱلشَّيَٰطِينِ ﴿65﴾

صادقی تهرانی

ثمره‌ی آغازینش گویی - آن- همانا سرهای شیاطین است.

فَإِنَّهُمْ لَءَاكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِـُٔونَ مِنْهَا ٱلْبُطُونَ ﴿66﴾

صادقی تهرانی

پس بی‌گمان آنان [:دوزخیان] بی‌‌چون خورندگان از آن و پُرکنندگان شکم‌هاشان از آنند.

ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْبًۭا مِّنْ حَمِيمٍۢ ﴿67﴾

صادقی تهرانی

سپس ایشان را (افزون) بر آن، بی‌چون آمیخته‌ای به‌راستی از مایعی بس جوشان است.

ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى ٱلْجَحِيمِ ﴿68﴾

صادقی تهرانی

سپس همواره بازگشتشان بی‌امان سوی آتش بس زبانه‌دارِ سوزان است.

إِنَّهُمْ أَلْفَوْا۟ ءَابَآءَهُمْ ضَآلِّينَ ﴿69﴾

صادقی تهرانی

آنان همانا پدران خود را گمراهان یافتند.

فَهُمْ عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِمْ يُهْرَعُونَ ﴿70﴾

صادقی تهرانی

پس (هم) ایشان بر پیِ‌شان با سرعتی برق‌آسا ترسان و شتاب‌زدگانند!

وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿71﴾

صادقی تهرانی

و بی‌گمان پیش از آنان بیشتر پیشینیان همی به گمراهی افتادند.

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِم مُّنذِرِينَ ﴿72﴾

صادقی تهرانی

و همواره در میانشان بس هشداردهندگانی فرستادیم.

فَٱنظُرْ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلْمُنذَرِينَ ﴿73﴾

صادقی تهرانی

پس بنگر (که) فرجام هشدار‌شدگان چگونه بوده است؛

إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ ﴿74﴾

صادقی تهرانی

بجز بندگان ‎پاک شده (ی از طرف) خدا.

وَلَقَدْ نَادَىٰنَا نُوحٌۭ فَلَنِعْمَ ٱلْمُجِيبُونَ ﴿75﴾

صادقی تهرانی

و همانا نوح، ما را به‌درستی ندا در داد. پس به‌راستی چه نیک اجابت‌کنندگان بوده‌ایم.

وَنَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥ مِنَ ٱلْكَرْبِ ٱلْعَظِيمِ ﴿76﴾

صادقی تهرانی

و او و کسانش را از اندوه بس بزرگ رهانیدیم.

وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُۥ هُمُ ٱلْبَاقِينَ ﴿77﴾

صادقی تهرانی

و تنها فرزندان (صالح) و پیروانش را باقی گذاشتیم.

وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى ٱلْءَاخِرِينَ ﴿78﴾

صادقی تهرانی

و در میان آیندگان بر او (آوازه‌ی نیک) بر جای نهادیم.

سَلَٰمٌ عَلَىٰ نُوحٍۢ فِى ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿79﴾

صادقی تهرانی

سلامی (ربانی) بر نوح در (میان) جهانیان!

إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿80﴾

صادقی تهرانی

ما همانا این گونه نیکوکاران را پاداش (شایسته) می‌دهیم.

إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿81﴾

صادقی تهرانی

به‌راستی او از بندگان باایمان ماست.

ثُمَّ أَغْرَقْنَا ٱلْءَاخَرِينَ ﴿82﴾

صادقی تهرانی

سپس دیگران را غرق کردیم.

۞ وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِۦ لَإِبْرَٰهِيمَ ﴿83﴾

صادقی تهرانی

و بی‌گمان، ابراهیم به‌راستی از پیروان او بود.

إِذْ جَآءَ رَبَّهُۥ بِقَلْبٍۢ سَلِيمٍ ﴿84﴾

صادقی تهرانی

چون با دلی بس سالم به (پیشگاهِ) پروردگارش آمد.

إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِۦ مَاذَا تَعْبُدُونَ ﴿85﴾

صادقی تهرانی

چون به پدر (تربیتی) خود و قوم خود گفت: «چه چیزی را می‌پرستید؟»

أَئِفْكًا ءَالِهَةًۭ دُونَ ٱللَّهِ تُرِيدُونَ ﴿86﴾

صادقی تهرانی

«آیا به گزاف و انحراف خدایانی (دروغین) را جز خدا(ی راستین) می‌خواهید؟!

فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿87﴾

صادقی تهرانی

«پس گمانتان به پروردگار جهانیان چیست‌؟»

فَنَظَرَ نَظْرَةًۭ فِى ٱلنُّجُومِ ﴿88﴾

صادقی تهرانی

پس (آن‌گاه) نظری (ظاهری) در ستارگان افکند.

فَقَالَ إِنِّى سَقِيمٌۭ ﴿89﴾

صادقی تهرانی

پس گفت: «من به‌راستی بیمارم!»

فَتَوَلَّوْا۟ عَنْهُ مُدْبِرِينَ ﴿90﴾

صادقی تهرانی

پس پشت‌کنان از او روی برتافتند!

فَرَاغَ إِلَىٰٓ ءَالِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ ﴿91﴾

صادقی تهرانی

پس نهانی با حیله‌ای (ایمانی) به سوی خدایانشان تمایل کرد. پس گفت: «آیا (غذا) نمی‌خورید؟»

مَا لَكُمْ لَا تَنطِقُونَ ﴿92﴾

صادقی تهرانی

«شما را چه شده که سخن نمی‌گویید؟!»

فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًۢا بِٱلْيَمِينِ ﴿93﴾

صادقی تهرانی

پس با دست راست، به گونه‌ای پنهان و حیله‌گرانه بر (سرها)شان کوبید!

فَأَقْبَلُوٓا۟ إِلَيْهِ يَزِفُّونَ ﴿94﴾

صادقی تهرانی

پس شتابان سویش روان شدند.

قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ ﴿95﴾

صادقی تهرانی

(ابراهیم) گفت: «آیا آنچه را (خود) می‌تراشید، می‌پرستید؟»

وَٱللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿96﴾

صادقی تهرانی

«حال آنکه خدا شما و آنچه را که می‌‌سازید آفریده است!»

قَالُوا۟ ٱبْنُوا۟ لَهُۥ بُنْيَٰنًۭا فَأَلْقُوهُ فِى ٱلْجَحِيمِ ﴿97﴾

صادقی تهرانی

گفتند: «برایش سازمانی (جهنمی) بسازید، پس او را در (آن) جهنم بیفکنید.»

فَأَرَادُوا۟ بِهِۦ كَيْدًۭا فَجَعَلْنَٰهُمُ ٱلْأَسْفَلِينَ ﴿98﴾

صادقی تهرانی

پس خواستند به او نیرنگی زنند. پس ما آنان را پست‌ترین (آفریدگان) گردانیدیم.

وَقَالَ إِنِّى ذَاهِبٌ إِلَىٰ رَبِّى سَيَهْدِينِ ﴿99﴾

صادقی تهرانی

و (ابراهیم) گفت: «من همواره سوی پروردگارم رهسپارم. زودا (که) مرا راه نماید!»

رَبِّ هَبْ لِى مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ ﴿100﴾

صادقی تهرانی

«پروردگارم! برایم (فرزندی) از شایستگان ببخش.»

فَبَشَّرْنَٰهُ بِغُلَٰمٍ حَلِيمٍۢ ﴿101﴾

صادقی تهرانی

پس او را به پسری بردبار مژده دادیم.

فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ ٱلسَّعْىَ قَالَ يَٰبُنَىَّ إِنِّىٓ أَرَىٰ فِى ٱلْمَنَامِ أَنِّىٓ أَذْبَحُكَ فَٱنظُرْ مَاذَا تَرَىٰ ۚ قَالَ يَٰٓأَبَتِ ٱفْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِىٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّٰبِرِينَ ﴿102﴾

صادقی تهرانی

پس هنگامی که با او به سَعْی (میان صفا و مروه) رسید، گفت: «فرزندم! من بی‌گمان در خواب (چنان) می‌بینم که تو را بی‌چون سر می‌بُرَم. پس بنگر چه (در) نظر داری‌؟» گفت: «پدرم! آنچه را مأموری به انجام رسان! زودا اگر خدا بخواهد، مرا از شکیبایان خواهی یافت.»

فَلَمَّآ أَسْلَمَا وَتَلَّهُۥ لِلْجَبِينِ ﴿103﴾

صادقی تهرانی

پس چون هر دو تن (در برابر امر خدا) سر تسلیم فرود آوردند و پسرک را به پیشانی (بر خاک) افکند،

وَنَٰدَيْنَٰهُ أَن يَٰٓإِبْرَٰهِيمُ ﴿104﴾

صادقی تهرانی

و او را ندا در دادیم: «ای ابراهیم!»

قَدْ صَدَّقْتَ ٱلرُّءْيَآ ۚ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿105﴾

صادقی تهرانی

«رؤیا(ی خود) را به‌راستی راست آوردی! ما بی‌گمان نیکوکاران را چنان پاداش می‌دهیم!»

إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلْبَلَٰٓؤُا۟ ٱلْمُبِينُ ﴿106﴾

صادقی تهرانی

به‌درستی این همانا آزمایش روشنگر است!

وَفَدَيْنَٰهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍۢ ﴿107﴾

صادقی تهرانی

و او را در ازای کشتنِ [:قربانیِ] بزرگی رهانیدیم.

وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى ٱلْءَاخِرِينَ ﴿108﴾

صادقی تهرانی

و در (میان) آیندگان بر او (آوازه‌ی نیک) بر جای گذاشتیم.

سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِبْرَٰهِيمَ ﴿109﴾

صادقی تهرانی

سلامی (ربانی) بر ابراهیم!

كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿110﴾

صادقی تهرانی

(ما) نیکوکاران را بدین‌سان پاداش می‌دهیم.

إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿111﴾

صادقی تهرانی

بی‌گمان، او از بندگان باایمان ماست.

وَبَشَّرْنَٰهُ بِإِسْحَٰقَ نَبِيًّۭا مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ ﴿112﴾

صادقی تهرانی

و او را به (ولادت) اسحاق - حال آنکه پیامبری برجسته از (جمله‌ی) شایستگان است - مژده دادیم.

وَبَٰرَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَىٰٓ إِسْحَٰقَ ۚ وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌۭ وَظَالِمٌۭ لِّنَفْسِهِۦ مُبِينٌۭ ﴿113﴾

صادقی تهرانی

و بر (سر و سامان) او و اسحاق برکت فرو ریختیم. حال آنکه از نسل آن دو برخی نیکوکار و برخی به گونه‌ای آشکارگر، به خود ستمکار است.

وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ﴿114﴾

صادقی تهرانی

و به‌راستی بر موسی و هارون بسی منّت نهادیم.

وَنَجَّيْنَٰهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ ٱلْكَرْبِ ٱلْعَظِيمِ ﴿115﴾

صادقی تهرانی

و آن دو و قومشان را از بلای بزرگ رهانیدیم.

وَنَصَرْنَٰهُمْ فَكَانُوا۟ هُمُ ٱلْغَٰلِبِينَ ﴿116﴾

صادقی تهرانی

و آنان را یاری دادیم، پس (هم)آ‎نان چیرگان بودند.

وَءَاتَيْنَٰهُمَا ٱلْكِتَٰبَ ٱلْمُسْتَبِينَ ﴿117﴾

صادقی تهرانی

و آن دو را کتاب روشنی‌خواه دادیم.

وَهَدَيْنَٰهُمَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ ﴿118﴾

صادقی تهرانی

و هر دو را به راه راست - به‌گونه‌ای مماس - رهبری کردیم.

وَتَرَكْنَا عَلَيْهِمَا فِى ٱلْءَاخِرِينَ ﴿119﴾

صادقی تهرانی

و بر آن دو در (میان) آیندگان (نام نیک) واگذاشتیم.

سَلَٰمٌ عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ﴿120﴾

صادقی تهرانی

سلامی (ربانی) بر موسی و هارون!

إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿121﴾

صادقی تهرانی

بی‌گمان ما نیکوکاران را چنان پاداش می‌دهیم.

إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿122﴾

صادقی تهرانی

همانا آنان از بندگان باایمان مایند.

وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿123﴾

صادقی تهرانی

و به‌راستی الیاس به‌درستی از فرستادگان ماست.

إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِۦٓ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿124﴾

صادقی تهرانی

چون به قوم خود گفت: «آیا پروا نمی‌دارید؟»

أَتَدْعُونَ بَعْلًۭا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ ٱلْخَٰلِقِينَ ﴿125﴾

صادقی تهرانی

«آیا (بتِ) بعل را می‌خوانید (و می‌پرستید) و بهترین آفرینندگان را وامی‌گذارید؟!»

ٱللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ ءَابَآئِكُمُ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿126﴾

صادقی تهرانی

«خدا، پروردگارتان و پروردگار پدران نخستینتان را؟!»

فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ﴿127﴾

صادقی تهرانی

پس او را تکذیب کردند، پس (هم)ایشان همانا (برای حساب) احضار شدگانند.

إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ ﴿128﴾

صادقی تهرانی

مگر بندگان اخلاص‌یافته‌ی (از سوی) خدا (که بی‌حساب در رحمتند).

وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى ٱلْءَاخِرِينَ ﴿129﴾

صادقی تهرانی

و بر (سر و سامان)ش در (میان) آیندگان (آوازه‌ی نیک) واگذاشتیم.

سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِلْ يَاسِينَ ﴿130﴾

صادقی تهرانی

درودی (ربانی) بر اِل یاسین!

إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿131﴾

صادقی تهرانی

ما بی‌گمان نیکوکاران را اینگونه پاداش می‌دهیم.

إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿132﴾

صادقی تهرانی

به‌راستی او از بندگان باایمان ماست.

وَإِنَّ لُوطًۭا لَّمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿133﴾

صادقی تهرانی

و به‌راستی، لوط همانا از زمره‌ی فرستادگان (ما) است.

إِذْ نَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥٓ أَجْمَعِينَ ﴿134﴾

صادقی تهرانی

چون او را و همه‌ی کسانش را رهانیدیم.

إِلَّا عَجُوزًۭا فِى ٱلْغَٰبِرِينَ ﴿135﴾

صادقی تهرانی

جز زنی سالخورده (و) ناتوان که در میان باقی‌ماندگان (از گمراهان) بود.

ثُمَّ دَمَّرْنَا ٱلْءَاخَرِينَ ﴿136﴾

صادقی تهرانی

سپس دیگران را نابود کردیم.

وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ ﴿137﴾

صادقی تهرانی

و بی‌گمان، شما همواره بر آنان صبحگاهان

وَبِٱلَّيْلِ ۗ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿138﴾

صادقی تهرانی

و شامگاهان می‌گذرید! آیا پس خردورزی نمی‌کنید؟!

وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿139﴾

صادقی تهرانی

و به‌راستی، یونس همانا از زمره‌ی فرستادگان (ما) است.

إِذْ أَبَقَ إِلَى ٱلْفُلْكِ ٱلْمَشْحُونِ ﴿140﴾

صادقی تهرانی

چون سوی آن کشتی پُر (از سرنشینان) بگریخت!

فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ ٱلْمُدْحَضِينَ ﴿141﴾

صادقی تهرانی

پس با آنان قرعه انداخت (و) در نتیجه از رانده‌شدگان (از آن) بود.

فَٱلْتَقَمَهُ ٱلْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌۭ ﴿142﴾

صادقی تهرانی

(او را به دریا افکندند.) پس (آن) ماهی بزرگ او را بلعید، در حالی که او نکوهش کننده‌ی (خود) بود!

فَلَوْلَآ أَنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلْمُسَبِّحِينَ ﴿143﴾

صادقی تهرانی

پس اگر او از زمره‌ی تسبیح‌کنندگان نبود.

لَلَبِثَ فِى بَطْنِهِۦٓ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿144﴾

صادقی تهرانی

بی‌گمان تا روزی که برانگیخته می‌شوند، در شکم آن ماهی (همچنان) می‌ماند!

۞ فَنَبَذْنَٰهُ بِٱلْعَرَآءِ وَهُوَ سَقِيمٌۭ ﴿145﴾

صادقی تهرانی

پس او را در حالی که ناخوش بود، به ساحل (عریان و بی‌سامان) افکندیم!

وَأَنۢبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةًۭ مِّن يَقْطِينٍۢ ﴿146﴾

صادقی تهرانی

و بر (سر و سامان)ش درختی از کدو بن رویاندیم.

وَأَرْسَلْنَٰهُ إِلَىٰ مِا۟ئَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ ﴿147﴾

صادقی تهرانی

و او را سوی یکصدهزار (نفر) یا بیشتر (به رسالت) فرستادیم.

فَـَٔامَنُوا۟ فَمَتَّعْنَٰهُمْ إِلَىٰ حِينٍۢ ﴿148﴾

صادقی تهرانی

پس ایمان آوردند. در نتیجه تا چندی برخوردارشان کردیم.

فَٱسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ ٱلْبَنَاتُ وَلَهُمُ ٱلْبَنُونَ ﴿149﴾

صادقی تهرانی

پس، از مشرکان جویای رأیی نوین شو. آیا پروردگارت را دختران و آنان را پسران است‌؟!

أَمْ خَلَقْنَا ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ إِنَٰثًۭا وَهُمْ شَٰهِدُونَ ﴿150﴾

صادقی تهرانی

یا فرشتگان را مادینه آفریدیم، حال آنکه آنان شاهد بودند؟

أَلَآ إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ ﴿151﴾

صادقی تهرانی

هان! (که) آنان از (گزاف و) انحرافشان بی‌گمان گویند:

وَلَدَ ٱللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَٰذِبُونَ ﴿152﴾

صادقی تهرانی

«خدا (فرزند) بزاد!» در حالی که آنان بی‌گمان دروغگویانند!

أَصْطَفَى ٱلْبَنَاتِ عَلَى ٱلْبَنِينَ ﴿153﴾

صادقی تهرانی

آیا (خدا) دختران را بر پسران برگزیده است‌؟

مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ﴿154﴾

صادقی تهرانی

پس شما را چه شده‌؟ چگونه داوری می‌کنید؟

أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴿155﴾

صادقی تهرانی

آیا پس (از این هم) متذکر نمی‌شوید؟!

أَمْ لَكُمْ سُلْطَٰنٌۭ مُّبِينٌۭ ﴿156﴾

صادقی تهرانی

یا برایتان (در دعوایتان) سلطه‌ای آشکارگر است‌؟

فَأْتُوا۟ بِكِتَٰبِكُمْ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ ﴿157﴾

صادقی تهرانی

پس اگر (از) راستان بوده‌اید، کتاب (وحیانی)تان را بیاورید.

وَجَعَلُوا۟ بَيْنَهُۥ وَبَيْنَ ٱلْجِنَّةِ نَسَبًۭا ۚ وَلَقَدْ عَلِمَتِ ٱلْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ﴿158﴾

صادقی تهرانی

و بین خدا و جنّیان نسبی قرار دادند، حال آنکه به‌راستی جنّیان نیک دانسته‌اند (که برای حساب پس‌دادن) همواره خودشان بی‌چون احضارشد‌گانند.

سُبْحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿159﴾

صادقی تهرانی

خدا منزّه است از آنچه (به غلط و نارسایی) توصیف می‌کنند.

إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ ﴿160﴾

صادقی تهرانی

بجز بندگان اخلاص‌شده (از سوی) خدا (که او را به حقیقیت توصیف می‌کند).

فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ ﴿161﴾

صادقی تهرانی

پس همانا، شما و آنچه (که شما آن را) می‌پرستید،

مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ بِفَٰتِنِينَ ﴿162﴾

صادقی تهرانی

بر ضدّ او [:خدا] فتنه‌گر نتوانید بود.

إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ ٱلْجَحِيمِ ﴿163﴾

صادقی تهرانی

مگر کسی که آتش‌افروز (دوزخ) پرسوز است!

وَمَا مِنَّآ إِلَّا لَهُۥ مَقَامٌۭ مَّعْلُومٌۭ ﴿164﴾

صادقی تهرانی

و هیچ یک از ما (فرشتگان) نیست، مگر (اینکه) برای او مقام و مرتبه‌ای معلوم است.

وَإِنَّا لَنَحْنُ ٱلصَّآفُّونَ ﴿165﴾

صادقی تهرانی

و به‌راستی، ماییم که (برای انجام فرمان خدا) به‌درستی صف اندر صفیم.

وَإِنَّا لَنَحْنُ ٱلْمُسَبِّحُونَ ﴿166﴾

صادقی تهرانی

و همانا ما، خودهامان همواره تسبیح‌گویانیم.

وَإِن كَانُوا۟ لَيَقُولُونَ ﴿167﴾

صادقی تهرانی

و گرچه آنان بی‌‌امان می‌گفته‌اند:

لَوْ أَنَّ عِندَنَا ذِكْرًۭا مِّنَ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿168﴾

صادقی تهرانی

«اگر همواره یادواره‌ای از پیشینیان نزدمان بود،»

لَكُنَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ ﴿169﴾

صادقی تهرانی

«بی‌چون بندگان خالص‌شده‌ی خدا بوده‌ایم!»

فَكَفَرُوا۟ بِهِۦ ۖ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴿170﴾

صادقی تهرانی

در نتیجه به آن کافر شدند، پس در آینده‌ای دور خواهند دانست!

وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿171﴾

صادقی تهرانی

و به‌راستی و درستی کلمه‌ی ما برای بندگان فرستاده‌شده‌ی ما از پیش (چنان) رفته است.

إِنَّهُمْ لَهُمُ ٱلْمَنصُورُونَ ﴿172﴾

صادقی تهرانی

آنان به‌راستی (بر دشمنانشان) بی‌گمان یاری‌شدگاند.

وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ ٱلْغَٰلِبُونَ ﴿173﴾

صادقی تهرانی

و بی‌گمان سپاهمان همان پیروزمندانند.

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّىٰ حِينٍۢ ﴿174﴾

صادقی تهرانی

پس تا مدّتی (معیّن) از آنان روی برتاب.

وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ ﴿175﴾

صادقی تهرانی

و آنان را بنگر. پس (همانان) در دور زمان خواهند نگریست.

أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ ﴿176﴾

صادقی تهرانی

پس آیا عذاب ما را شتابزده خواستارند؟

فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَآءَ صَبَاحُ ٱلْمُنذَرِينَ ﴿177﴾

صادقی تهرانی

پس، آن‌گاه که (عذابمان) به جایگاه و پایگاه وسیعشان فرود آید، چه بد صبحگاهی برای هشدارشدگان است!

وَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّىٰ حِينٍۢ ﴿178﴾

صادقی تهرانی

و از ایشان تا مدّتی روی برتاب.

وَأَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ ﴿179﴾

صادقی تهرانی

و بنگر. پس در دُور زمان خواهند نگریست!

سُبْحَٰنَ رَبِّكَ رَبِّ ٱلْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿180﴾

صادقی تهرانی

منزّه است پروردگار تو، پروردگار با عزت، از آنچه وصف می‌کنند.

وَسَلَٰمٌ عَلَى ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿181﴾

صادقی تهرانی

و سلامی بر تمامی فرستادگان‌(مان)!

وَٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿182﴾

صادقی تهرانی

و تمامی ستایش ویژه‌ی خدای جهانیان است.

Quran recitationReady
Open audio