بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ ٱلْحَآقَّةُ
آن روز راست- روز رستاخيز كه وقوعش راست است-.
The Reality · 52 verses · Sayyed Jalaloddin Mojtabavi.
Search the locally cached translation.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ ٱلْحَآقَّةُ
آن روز راست- روز رستاخيز كه وقوعش راست است-.
مَا ٱلْحَآقَّةُ
چيست آن روز راست؟
وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا ٱلْحَآقَّةُ
و چه آگاه كرد تو را كه آن روز راست چيست؟
كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعَادٌۢ بِٱلْقَارِعَةِ
ثمود- قوم صالح- و عاد- قوم هود- روز كوبنده و درهمشكننده را دروغ شمردند.
فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا۟ بِٱلطَّاغِيَةِ
اما ثمود، پس به سبب سركشى- يا به عذاب صيحه سركش- هلاك شدند.
وَأَمَّا عَادٌۭ فَأُهْلِكُوا۟ بِرِيحٍۢ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍۢ
و اما عاد، به بادى سرد و سخت و از حد گذشته هلاك شدند
سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍۢ وَثَمَٰنِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًۭا فَتَرَى ٱلْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَىٰ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍۢ
كه آن را هفت شب و هشت روز پياپى بر آنان گماشت، پس آن قوم را در آن
فَهَلْ تَرَىٰ لَهُم مِّنۢ بَاقِيَةٍۢ
پس آيا هيچ برجاىماندهاى از آنان مىبينى؟
وَجَآءَ فِرْعَوْنُ وَمَن قَبْلَهُۥ وَٱلْمُؤْتَفِكَٰتُ بِٱلْخَاطِئَةِ
و فرعون و كسانى كه پيش از وى بودند و [مردم] آباديهاى زير و رو شده- شهرهاى قوم لوط- همگى با بدكارى و گناه آمدند- يا بدكارى و گناه آوردند-
فَعَصَوْا۟ رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةًۭ رَّابِيَةً
فرستاده پروردگار خود را نافرمانى كردند پس [خداى هم] آنها را به كيفرى سخت بگرفت.
إِنَّا لَمَّا طَغَا ٱلْمَآءُ حَمَلْنَٰكُمْ فِى ٱلْجَارِيَةِ
همانا ما هنگامى كه آب از حد درگذشت شما را در آن كشتى- كشتى نوح- سوار كرديم،
لِنَجْعَلَهَا لَكُمْ تَذْكِرَةًۭ وَتَعِيَهَآ أُذُنٌۭ وَٰعِيَةٌۭ
تا آن را براى شما ياد كرد و پندى سازيم و گوشهاى فراگيرنده آن را فرا گيرد.
فَإِذَا نُفِخَ فِى ٱلصُّورِ نَفْخَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ
و چون يك بار در صور دميده شود،
وَحُمِلَتِ ٱلْأَرْضُ وَٱلْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ
و زمين و كوهها [از جاى] برداشته شوند و يكباره درهم شكنند،
فَيَوْمَئِذٍۢ وَقَعَتِ ٱلْوَاقِعَةُ
پس آن روز آن واقعه- رستاخيز- رخ نمايد.
وَٱنشَقَّتِ ٱلسَّمَآءُ فَهِىَ يَوْمَئِذٍۢ وَاهِيَةٌۭ
و آسمان بشكافد پس در آن روز سست و پراكنده باشد
وَٱلْمَلَكُ عَلَىٰٓ أَرْجَآئِهَا ۚ وَيَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍۢ ثَمَٰنِيَةٌۭ
و فرشتگان بر كنارههاى آن
يَوْمَئِذٍۢ تُعْرَضُونَ لَا تَخْفَىٰ مِنكُمْ خَافِيَةٌۭ
آن روز شما را پيش آرند بگونهاى كه هيچ [كار] پوشيدهاى از شما، پنهان نماند.
فَأَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتَٰبَهُۥ بِيَمِينِهِۦ فَيَقُولُ هَآؤُمُ ٱقْرَءُوا۟ كِتَٰبِيَهْ
پس آن كه كارنامه او به دست راستش داده شود [با خوشحالى] گويد: بياييد و كارنامه مرا بگيريد و بخوانيد- زيرا در آن عملى نيست كه از آشكار شدنش شرم داشته باشم-.
إِنِّى ظَنَنتُ أَنِّى مُلَٰقٍ حِسَابِيَهْ
من مىدانستم كه حساب خويش را خواهم ديد.
فَهُوَ فِى عِيشَةٍۢ رَّاضِيَةٍۢ
پس او در زندگانيى پسنديده باشد،
فِى جَنَّةٍ عَالِيَةٍۢ
در بهشتى برين،
قُطُوفُهَا دَانِيَةٌۭ
كه ميوههاى آن نزديك و در دسترس است.
كُلُوا۟ وَٱشْرَبُوا۟ هَنِيٓـًٔۢا بِمَآ أَسْلَفْتُمْ فِى ٱلْأَيَّامِ ٱلْخَالِيَةِ
بخوريد و بياشاميد، نوش و گوارا، به پاداش آنچه در روزگار گذشته پيش فرستاديد.
وَأَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتَٰبَهُۥ بِشِمَالِهِۦ فَيَقُولُ يَٰلَيْتَنِى لَمْ أُوتَ كِتَٰبِيَهْ
و اما آن كه كارنامه او به دست چپش داده شود پس [با بد حالى] گويد: اى كاش كارنامهام به من داده نمىشد.
وَلَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِيَهْ
و نمىدانستم حسابم چيست.
يَٰلَيْتَهَا كَانَتِ ٱلْقَاضِيَةَ
اى كاش مرگ پاياندهنده كار بود.
مَآ أَغْنَىٰ عَنِّى مَالِيَهْ ۜ
مالم مرا سود نبخشيد- عذاب را از من بازنداشت-.
هَلَكَ عَنِّى سُلْطَٰنِيَهْ
حجت- يا نيروى- من از دستم برفت.
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ
[ندا آيد:] او را بگيريد و دربندش كنيد.
ثُمَّ ٱلْجَحِيمَ صَلُّوهُ
سپس به دوزخش در آريد- يا بسوزانيد-.
ثُمَّ فِى سِلْسِلَةٍۢ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًۭا فَٱسْلُكُوهُ
سپس در زنجيرى كه درازاى آن هفتاد گز باشد در آريدش.
إِنَّهُۥ كَانَ لَا يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ ٱلْعَظِيمِ
زيرا كه او به خداى بزرگ ايمان نمىداشت،
وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلْمِسْكِينِ
و بر طعام دادن بينوايان بر نمىانگيخت- ترغيب نمىكرد-.
فَلَيْسَ لَهُ ٱلْيَوْمَ هَٰهُنَا حَمِيمٌۭ
پس امروز او را در آنجا هيچ دوستى نباشد،
وَلَا طَعَامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍۢ
و نه طعامى مگر از زردابه- چرك و خونى كه از تن دوزخيان مىآيد-،
لَّا يَأْكُلُهُۥٓ إِلَّا ٱلْخَٰطِـُٔونَ
كه آن را جز بدكاران نمىخورند.
فَلَآ أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُونَ
پس سوگند به آنچه مىبينيد،
وَمَا لَا تُبْصِرُونَ
و آنچه نمىبينيد،
إِنَّهُۥ لَقَوْلُ رَسُولٍۢ كَرِيمٍۢ
كه اين [قرآن] گفتار فرستادهاى است بزرگوار- رسول اكرم
وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍۢ ۚ قَلِيلًۭا مَّا تُؤْمِنُونَ
و اين سخن شاعرى نيست، چه اندك ايمان مىآوريد
وَلَا بِقَوْلِ كَاهِنٍۢ ۚ قَلِيلًۭا مَّا تَذَكَّرُونَ
و سخن كاهنى- پيشگو يا اخترگو- هم نيست، چه اندك پند مىگيريد.
تَنزِيلٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
فروفرستادهاى است از پروردگار جهانيان.
وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ ٱلْأَقَاوِيلِ
و اگر وى برخى سخنان را بر ما برمىبافت،
لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِٱلْيَمِينِ
هر آينه او را به دست راست- كنايه از قوت و توانايى يا سختى و شدت- مىگرفتيم،
ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ ٱلْوَتِينَ
سپس رگ جان- دل- او را مىبريديم
فَمَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَٰجِزِينَ
پس هيچ يك از شما بازدارنده [عذاب] از او نيست.
وَإِنَّهُۥ لَتَذْكِرَةٌۭ لِّلْمُتَّقِينَ
و هر آينه اين [قرآن] ياد و پندى است براى پرهيزگاران.
وَإِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنكُم مُّكَذِّبِينَ
و هر آينه ما مىدانيم كه از شما تكذيبكنانى هستند.
وَإِنَّهُۥ لَحَسْرَةٌ عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ
و هر آينه آن
وَإِنَّهُۥ لَحَقُّ ٱلْيَقِينِ
و همانا آن حق اليقين است.
فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلْعَظِيمِ
پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوى.